۲۰ توصيهی انتخاباتی به ميرحسين موسوی
برادر میرحسین موسوی
چندی پیش نامهای با مضمون “۱۰ توصیه کلیدی به میرحسین موسوی” خدمتتان ارسال کردم که خبر ندارم دستتان رسیده است یا خیر. اما دلیل اینکه تصمیم گرفتم نامه دوم را نگارش کنم اوضاع حساس کنونی است که مرا واداشت به عنوان یک جوان ساده و بیتجربه، نکاتی را که به نظرِ خویش قابل تامل میداند را خدمت شما بزرگوار مطرح سازم.
ان شاء الله که این توصیهها مثمر ثمر واقع شوند.
با تشکر
(نقل از نگاه نو)
۱ – بیشتر به جزئیات بپردازید: شاید یکی از مهمترین خصوصیات دهه ۸۰ تمایل اکثریت جامعه به برنامههای ریز و جزئی است و این برخلاف دهههای قبلی است که حرفهای کلی مقبول میافتادند. پس اگر میخواهید برد کلامتان بیشتر شود بیشتر به جزئیات بروید و به مخاطبتان نشان دهید که با نگاهی دقیق به مسائل نگاه میکنید و تنها برای پیروز شدن حرف نمیزنید، برنامه دارید و عزمی برای اجرای اینها. پس هم در صحبتهایتان و هم در برنامههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعیتان ریزتر حرف بزنید.
مثلا گزارههای اقتصادیتان عالی بودند، اما الان نیاز است به جزئیات ریزتر برنامه اقتصادی بروید و وعدههای جزئیتر بدهید. در این راه هم بهتر است از اساتید و بزرگان امر مشاوره بگیرد.
۲ – انتقادهایتان را صریحتر کنید، اما منطق و نظم آنها را حفظ کنید. چراکه انتقاد بسیار پرخاشجویانه باعث انتقال حسی منفی میشود تا مثبت و باعث میشود حریف با پوپولیسمی که دارد اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودتان ولی وقتی انتقادهایتان نظاممند باشد باعث القاء نوعی حس اعتماد میشود و اقبال عمومی را به همراه میآورد. اما نیک بدانید که در این ۲۰ روز تعارفات را باید کنار بگذارید دیگر خط قرمزهای خیالی معنا ندارند، بهتر است که خط شکنی کنید و جلوتر روید. و حرفهایی را که هیچ کس جرات گفتنش را ندارد بگوید چراکه شما نماینده تغییر هستید نه وضع موجود و شما ابزار رسانهای قوی ندارید ولی حریف دارد پس برای القای حس تغییرات نیاز به نظرات صریحتر و انتقادیتری ایست که واقعیاتیکه معمولا مطرح نمیشود را پوشش دهند و به مردم این نوید را بدهند که طرحی نو در راه است. اما بازهم میگویم در نحوه ارائه اینها دقت داشته باشید که خدایی ناکرده اعتماد عمومی از شما سلب نشود و این تصور ایجاد نشود که برای پیروز شدن هر کاری میکنید و هر وعدهای میدهید بلکه باید طوری حرف بزنید که شخص به شما اعتماد کرده و از یاس و نومیدی خارج گشته به آینده امیدوار گردد و صدای تغییرات شما را بشنود.
۳ – در مناظرهها حواستان به پوپولیسم رقیب باشد. چراکه این تصور وجود دارد که در انتخابات قبلی هم نمایندگان نامزدهای – بخصوص نمایندگان آقای هاشمی – حرفهای درستی میزنند اما نحوه بیان آنها باعث شد، رقیب با پوپولیسم خاص خودش اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودشان. برای همین بسیار دقت کنید.
کاریزمای مغرورانه روشنفکرانه هم جواب نمیدهد. باید مردم عادی هم زبانتان را بفهمند و این احساس را بکنند که سخنهای شما منطقی است اما سخنهای رقیب عوامفریبانه و پوپولیستی. من استاد کلام نیستم اما توصیه میکنم با چند استاد خطابه و روانشناس مشورت کنید.
به شما آدرس هم میدهم، آقای ماشاءالله شمس الواعظین هروقت مصاحبه میکند، طرف مقابل حتی وقتی پوپولیست یا اپوزیسیون هم که باشد، کیش و مات میشود. یا مثلا مسعود بهنود و علیرضا نامور حقیقی یا دکتر زیباکلام اینها اتفاقا همه اصلاح طلب هستند. بد نیست از اینها مشورت بخواهید. این اصلا افتی برای شما نیست بلکه نقطه قوت شما هم خواهد بود.
۴ – من اخیرا در روستاها زیاد رفت و آمد داشتم. در آنجاها تنها افرادی که مطرح هستند آقای احمدینژاد و شما هستید. البته شاید از هر ۱۰ نفر ۷ تا احمدینژادی و ۳ تا میرحسینی باشند و این دلیل هم دارد و دلیل اصلی آن این است که روستایان کشور اکثرا وابسته به کمیته امداد هستند و کمکهای نقدی احمدینژاد تحت عناوین مختلف از سهام عدالت گرفته تا چه و چه، همه جذابیت دارند. در آنجاها ۸۰ هزارتومان پول کلانی است برای همین اینها توسط دولت گداپرور بد عادت شدهاند و من گفتم اینها را به شما بگویم که تنها راهی که میتوانید اعتماد اینها را جذب کنید اینست که به اینها القا کنید شما میتوانید منافع این قشر را بیشتر تامین کنید. منظورم روی آوری به پوپولیسم نیست بلکه رساندن صدای تغییرات به این قشر با سخنان و وعدههای مخصوص اینهاست.
مثلا طرح بیمههای تامین اجتماعی برای حمایت مالی، بهداشتی و آموزشی از اقشار ضعیف و کم درامد خوب است یا هر طرح دیگری که در این قشر نوعی امید ایجاد کند.
این امید مهم است چراکه اغلب کسانیکه حامی احمدینژاد هستند، تنها خیالشان این است که اگر او برود به آنها توجه نخواهد شد یا من شندیم میگفتند هرکسی آمده ۸ سال حکومت کرده احمدینژاد هم باید ۸ سال باشد، یا اگر موسوی بیاید تا اوضاع کشور را سرو سامان دهد ۴ سال طول میکشد و این اوضاع را آشفته میکند. شما باید هنرتان این باشد که این منطقهای پوچ و توخالی را با زبان خودشان بشکنید.
برای من کاری ندارد که این منطقها را برای یک فرد تحصیلکرده بشکنم اما برای یک عامی زبان خاص خودش را میخواهد. از مشاورانی ویژه برای این امور استفاده کنید. به ستادهایتان بسپارید در هر روستا و منطقه بزرگان و ریش سفیدان آنجا را هدف بگیرند و در درجه دوم جوانان آن مناطق را که اکثرا شوق بسیاری برای پیشرفت و ترقی وضع زندگی دارند و اگر شما این حس را به آنها بدهید، آنها بزرگترین حامیان شما خواهند بود.
۱ – بیشتر به جزئیات بپردازید: شاید یکی از مهمترین خصوصیات دهه ۸۰ تمایل اکثریت جامعه به برنامههای ریز و جزئی است و این برخلاف دهههای قبلی است که حرفهای کلی مقبول میافتادند. پس اگر میخواهید برد کلامتان بیشتر شود بیشتر به جزئیات بروید و به مخاطبتان نشان دهید که با نگاهی دقیق به مسائل نگاه میکنید و تنها برای پیروز شدن حرف نمیزنید، برنامه دارید و عزمی برای اجرای اینها. پس هم در صحبتهایتان و هم در برنامههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعیتان ریزتر حرف بزنید.
مثلا گزارههای اقتصادیتان عالی بودند، اما الان نیاز است به جزئیات ریزتر برنامه اقتصادی بروید و وعدههای جزئیتر بدهید. در این راه هم بهتر است از اساتید و بزرگان امر مشاوره بگیرد.
۲ – انتقادهایتان را صریحتر کنید، اما منطق و نظم آنها را حفظ کنید. چراکه انتقاد بسیار پرخاشجویانه باعث انتقال حسی منفی میشود تا مثبت و باعث میشود حریف با پوپولیسمی که دارد اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودتان ولی وقتی انتقادهایتان نظاممند باشد باعث القاء نوعی حس اعتماد میشود و اقبال عمومی را به همراه میآورد. اما نیک بدانید که در این ۲۰ روز تعارفات را باید کنار بگذارید دیگر خط قرمزهای خیالی معنا ندارند، بهتر است که خط شکنی کنید و جلوتر روید. و حرفهایی را که هیچ کس جرات گفتنش را ندارد بگوید چراکه شما نماینده تغییر هستید نه وضع موجود و شما ابزار رسانهای قوی ندارید ولی حریف دارد پس برای القای حس تغییرات نیاز به نظرات صریحتر و انتقادیتری ایست که واقعیاتیکه معمولا مطرح نمیشود را پوشش دهند و به مردم این نوید را بدهند که طرحی نو در راه است. اما بازهم میگویم در نحوه ارائه اینها دقت داشته باشید که خدایی ناکرده اعتماد عمومی از شما سلب نشود و این تصور ایجاد نشود که برای پیروز شدن هر کاری میکنید و هر وعدهای میدهید بلکه باید طوری حرف بزنید که شخص به شما اعتماد کرده و از یاس و نومیدی خارج گشته به آینده امیدوار گردد و صدای تغییرات شما را بشنود.
۳ – در مناظرهها حواستان به پوپولیسم رقیب باشد. چراکه این تصور وجود دارد که در انتخابات قبلی هم نمایندگان نامزدهای – بخصوص نمایندگان آقای هاشمی – حرفهای درستی میزنند اما نحوه بیان آنها باعث شد، رقیب با پوپولیسم خاص خودش اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودشان. برای همین بسیار دقت کنید.
کاریزمای مغرورانه روشنفکرانه هم جواب نمیدهد. باید مردم عادی هم زبانتان را بفهمند و این احساس را بکنند که سخنهای شما منطقی است اما سخنهای رقیب عوامفریبانه و پوپولیستی. من استاد کلام نیستم اما توصیه میکنم با چند استاد خطابه و روانشناس مشورت کنید.
به شما آدرس هم میدهم، آقای ماشاءالله شمس الواعظین هروقت مصاحبه میکند، طرف مقابل حتی وقتی پوپولیست یا اپوزیسیون هم که باشد، کیش و مات میشود. یا مثلا مسعود بهنود و علیرضا نامور حقیقی یا دکتر زیباکلام اینها اتفاقا همه اصلاح طلب هستند. بد نیست از اینها مشورت بخواهید. این اصلا افتی برای شما نیست بلکه نقطه قوت شما هم خواهد بود.
۴ – من اخیرا در روستاها زیاد رفت و آمد داشتم. در آنجاها تنها افرادی که مطرح هستند آقای احمدینژاد و شما هستید. البته شاید از هر ۱۰ نفر ۷ تا احمدینژادی و ۳ تا میرحسینی باشند و این دلیل هم دارد و دلیل اصلی آن این است که روستایان کشور اکثرا وابسته به کمیته امداد هستند و کمکهای نقدی احمدینژاد تحت عناوین مختلف از سهام عدالت گرفته تا چه و چه، همه جذابیت دارند. در آنجاها ۸۰ هزارتومان پول کلانی است برای همین اینها توسط دولت گداپرور بد عادت شدهاند و من گفتم اینها را به شما بگویم که تنها راهی که میتوانید اعتماد اینها را جذب کنید اینست که به اینها القا کنید شما میتوانید منافع این قشر را بیشتر تامین کنید. منظورم روی آوری به پوپولیسم نیست بلکه رساندن صدای تغییرات به این قشر با سخنان و وعدههای مخصوص اینهاست.
مثلا طرح بیمههای تامین اجتماعی برای حمایت مالی، بهداشتی و آموزشی از اقشار ضعیف و کم درامد خوب است یا هر طرح دیگری که در این قشر نوعی امید ایجاد کند.
این امید مهم است چراکه اغلب کسانیکه حامی احمدینژاد هستند، تنها خیالشان این است که اگر او برود به آنها توجه نخواهد شد یا من شندیم میگفتند هرکسی آمده ۸ سال حکومت کرده احمدینژاد هم باید ۸ سال باشد، یا اگر موسوی بیاید تا اوضاع کشور را سرو سامان دهد ۴ سال طول میکشد و این اوضاع را آشفته میکند. شما باید هنرتان این باشد که این منطقهای پوچ و توخالی را با زبان خودشان بشکنید.
برای من کاری ندارد که این منطقها را برای یک فرد تحصیلکرده بشکنم اما برای یک عامی زبان خاص خودش را میخواهد. از مشاورانی ویژه برای این امور استفاده کنید. به ستادهایتان بسپارید در هر روستا و منطقه بزرگان و ریش سفیدان آنجا را هدف بگیرند و در درجه دوم جوانان آن مناطق را که اکثرا شوق بسیاری برای پیشرفت و ترقی وضع زندگی دارند و اگر شما این حس را به آنها بدهید، آنها بزرگترین حامیان شما خواهند بود.
