ملاحـظاتی در منــاظرات
(نقل از رضا بهشتی معز)
مناظرات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از نقاط عطف این رویداد مهم ملی است، ریشه و تاریخچه این مناظرات را باید در جای دیگری باز کرد ولی بطور اجمال من خوانندگان را به تحلیلهای تفصیلی ایرنا از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سالهای گذشته احاله میدهم که بیتردید در انتقال این خرده فرهنگ سیاسی به کشورمان مهم بوده است.
مناظرات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از نقاط عطف این رویداد مهم ملی است، ریشه و تاریخچه این مناظرات را باید در جای دیگری باز کرد ولی بطور اجمال من خوانندگان را به تحلیلهای تفصیلی ایرنا از انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سالهای گذشته احاله میدهم که بیتردید در انتقال این خرده فرهنگ سیاسی به کشورمان مهم بوده است.
غرض من از این نوشتار، اشاره به سه نکته است که به باور من در این رخداد جای توجه ویژه دارد:
الف – فقر آموزشهای استدلالی و مهارتهای عقلی در ایران
سالها پیش یکی از نشریات ایرانی بهمناسبت انتخابات ریاست جمهوری در ایران از صاحبان اندیشه نظرخواهی کرده و از انان پرسیده بود که اگر رییسجمهور بودند چه میکردند، پاسخها متفاوت بود ولی یکی از این پاسخها هنوز در ذهن من پایدار و درخشان مانده است. یکی از همین اصحاب نظر گفته بود که اگر من رییسجمهور بودم برای این کشور فیلسوف تربیت می کردم !
مناظرههای تلویزیونی بهما نشان داد که تا چه میزان آموزش فلسفه و شاخههای عقلی در کشور ما ضروری است، نه از انباب که مردم ما باید به حوزهای تخصصی روی کنند و یا همه فیلسوف شوند بل از انروی که در مقام یک مقایسه سطحی بتوان از قدرت جدال احسن میان یک دو نوع شهروند با دو نوع آموزش (فرض کنید ایرانی و غربی) پرده برداشت. قدرت استدلال و جدالاحسن (که سفارش قرآنی است) و اقناع مخاطب در چارچوبی منطقی و فقدان آن ریشه در اموزشهای ابتدایی نظام آموزشی ما دارد.
هنر احتجاج یا "آرگیومنت" منطقی شیوههای خاص خود را دارد که باید از سالهای آغازین تحصیل آن را اموخت و ضعف این آموزش امروزه چنان هویداست که برخی رجال سیاسی ما برای گریز از لوازم یک بحث منطقی و بر کرسی نشاندن احتجاج خویش روی به ابتذال سخنرانی و طعنه پرانی می اورند.
مناظرهها به ما ضرورتی ملی و استراتژیک را یاداور میشوند و آن اینکه مدیران فرهنگی و اموزشی کشور ما تا چه مایه باید آموزش فلسفه، منطق، مهارتهای عقلی و شیوه های استدلالی به فرزندان سرزمین بوعلی، خواجه نصیر و فارابی را جدی بگیرند تا هم کسی نتواند با کشیدن مار مردم فریبی کند و هم مردم بتوانند به سرعت میان عکس مار و نوشته "مار" تمیز دهند. شاید مدیران اصلاحطلب ایرانی طرح ورزشهای عقلی جامعه نوجوی ما را باید هرچه بیشتر در دستور کار خویش قرار دهند تا فرزندان آینده همین مردم در فضای عقلانی پخته تری اداره ایران را بدست بگیرند و بقول مهندس موسوی از خرافه پردازی، وهمانگاری و تقلید فاصله بگیرند.
ب- اخلاق مناظره
برای من که با علاقه رویدادهای انتخابات را دنبال میکنم، برگزاری مناظرات نامزدها براورده شدن یک آرزوی مدنی بود که شاید در غیاب احزاب سیاسی فعال در کشورمان گامی به سوی شفافیت و تبلور مسئولیت قانونی تلقی شود. با این همه مسرت، دیدن دو مناظره بویژه روحآزار و ملالانگیز بود و آن دو نه مناظره که صحنه منافـسه و مکابـره رییس محترم دولت در برابر دو نامزد دیگر بود.
کسانی که رویدادهای سیاسی غرب را از نزدیک دنبال میکنند میدانند که مناظرههای تلویزیونی یکی از پر ببینده ترین و تندترین رویارویی نامزدهای ریاست جمهوری است. با اینهمه، در این مناظرات وجود مرزهای سخت اخلاقی و قانونی ناگزیر است. هیچ نامزدی نمیتواند اینچنین بیمهابا و تهدیدامیز بر نامزد دیگر و غایبان جلسه مناظره تاخت کند و بجای مدعیالعموم از خزانه سـرّ آنها آن در اورد که نباید. افکار عمومی جامعهای حساس بشدت نسبت به این رفتار غیرمدنی ابراز انزجار خواهد کرد، چنان که در روزهای اخیر مردم شریف ایران کردند. کسانی که روزهای آغازین انقلاب را بهیاد میاورند میدانند که این اخلاق افشاگرانه آنهم در رسانهها و برای تحریک افکار عمومی کار تندروان چپ بود.
این رفتار بیش از انکه نیاز مردم به این سنخ از آگاهی باشد نیاز افشاگر به طرح خویشتن است که در توهم فضایی عطشناک شکل می گیرد. گویی مردم همه منتظرند تا ما جامه دیگران بر آفتاب بیفکنیم و آنها از دیدن آن حظ کرده و به ستایش ما برخیزند. با این ذهنیت است که واژگانی هر چه ستیزندهتر انتخاب می شود تا رقیب هر چه محکمتر بخاک بیفتد. اما هلهلههای پسین این فتح ظاهری را تنها از مردمی بدوی می توان انتظار داشت نه ایرانیان که داعیه دار اخلاق و فرهنگ اند و رجزخوانیهای فریبا را بههیچ می گیرند.
ج- اقتدار مردان سیاست و اصحاب رسانه
این مناظرات گرچه تجربه نویی است ولی واقعیتی را پیش چشم ما گذاشت و آن انفعال مجری محترم یا نماینده اسمی افکارعمومی بود. بطور معمول برای این قبیل رویدادهای داغ رسانهای مجریانی توانمند و جسور میگمارند تا بتوانند با طرح پرسشهای تابسوز هر یک از طرفین مناظره را به چالشی جدی وادارند و در واقع میداندار حقیقی مناظره باشند.
مجری مناظره نامزدهای ریاست جمهوری تنها وقت نگهدار نیست که مدیر مولد برنامه است، طراح جلوههای ویژه است، مبتکر خلاق فرصتهای نو برای شهروندان و بینندگان مناظره است، کسی که جسورانه و بیطرفانه میدان سلحشوریهای مدنی و قانونی دو مدعی را برای ساعتی اداره می کند. سکوت و نظاره مجری محترم این مناظرات پرده از واقعیتی دیگر بر میداشت و ان اینکه در کشور ما برعکس آنچه باید، ارباب رسانه در برابر مردان سیاست اتوریتهای ندارند.
همه انانی که مناظرات ریاست جمهوری را در کشورهای غربی بدقت دیدهاند میدانند که مجری نماینده افکار عمومی است و با قدرتی که در پس پشت خود دارد با اقتدار تمام خلق کلام می کند، فصل و وصل می کند و نامزدها را در برابر پرسشهای نابهنگام و پرمایه خویش غافلگیر میسازد.
کوتاه کردن دست اصحاب رسانه از دستیابی به اتوریته و اقتدار لازم با هدف نظارت واقعی بر ارباب قدرت، امروزه خود را در مناظرههای تلویزیونی ما نشان میدهد. برعکس آنچه در مناظرات جدی جاری است این مجری شریف ماست که از نهیب دو نامزد هراس دارد حال انکه حق آن است که نشست مناظره به دادگاهی مدنی بدل شود که مجری قاضی مقتدر آن و نماینده موجه افکار عمومی است. بگذریم از اینکه اگر خدای ناکرده ظن هواداری هم بر مجری برود و فریاد نامزدی شکیبا را هم بلند کند.
تعبیر دیگر و بدبینانه این مسئله آن است که مجری ما (یا همان رسانه) نماینده افکارعمومی نیست و از همین روست که برای آب ندادن بندی که در سروته آن اختلاف است ترجیح میدهد سکوت کرده و با تقسیم وقت فقط ابتدا و انتهای مراسم را ریش سفیدانه همآورد. شاید از همین رو و با همین حساسیت است که در بسیاری از مناظرات مشابه در غرب، صفحه نمایشگر بطور همزمان و دقیقه به دقیقه نوسان افکارعمومی را نشان میدهد، نمایشگری که موظف به حفظ بیطرفی و واقعبینی است و از چشم ناظران قانونی هم بیمناک و هراسان است و مسیر لازم را هم به مجری برنامه نشان می دهد.
نتیجه: این مناظرات هرچه هم ابتدایی باشد برای ما تجربهای عالی است، تجربهای که سیاست و دولت را از چنبر قداست می جهاند و آن را به عنوان امری عرفی، چالشانگیز و مناقشه خیز در برابر دیدگان متولیان دولت یعنی مردم بهنمایش میگذارد، ایدون باد.
