<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>دیوان اصلاح</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://eslah.malakutonline.org/atom.xml" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88</id>
   <updated>2010-08-28T16:56:48Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.34</generator>

<entry>
   <title>«انقلاب مخملی» یا« کودتای نظامیان»؟</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/08/post_243.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22594</id>
   
   <published>2010-08-28T16:46:13Z</published>
   <updated>2010-08-28T16:56:48Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ مصطفی تاج&zwnj;زاده مقدمه: در پی انتشار &rdquo; پدر، مادر، ما بازهم متهمیم!&rdquo; بعضی مخاطبان اصلی من یعنی نسل جدید و نیز قربانیان خشونت&zwnj;ها و خطاهای دوران کودکی نسل انقلاب، مطالبی در تحلیل و تجلیل، نقد و انتقاد نوشتند که...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="جنبش سبز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 18px; ">
<div class="post" style="display: block; margin-bottom: 25px; line-height: 2em; ">
<p style="text-align: auto;font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "> </p>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; "><span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Verdana, sans-serif; line-height: normal; "><br />
<strong>مصطفی تاج&zwnj;زاده</strong><br />
مقدمه:</span></div>
<font class="Apple-style-span" face="Tahoma, Verdana, sans-serif">
<div style="direction: rtl;text-align: justify; "><span class="Apple-style-span" style="line-height: normal; ">در پی انتشار &rdquo; پدر، مادر، ما بازهم متهمیم!&rdquo; بعضی مخاطبان اصلی من یعنی نسل جدید و نیز قربانیان خشونت&zwnj;ها و خطاهای دوران کودکی نسل انقلاب، مطالبی در تحلیل و تجلیل، نقد و انتقاد نوشتند که برایم آموزنده بود. تجربه عصر اصلاحات و عصر نوظهور جنبش سبز به من آموخته است که صحنه&zwnj;های وفاق و آشتی را در پس زمینه همین فضاهای انتقادی و به ظاهر پرتنش بجویم. هنگامی که یک ستمدیده لب به سخن می گشاید و دلش می&zwnj;خواهد انگیزه من از نوشتن آن نامه ناشی از مشاهده دیوار نوشته های سراسر درد زندانیان باشد، در واقع از ورود به یک فضای جدید خبر می&zwnj;دهد که در تلاقی نگاه ها و گفتمان ها در چنین شرایطی می توان وارد آن شد.</span></div>
<span class="Apple-style-span" style="line-height: normal;">
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">من به یاری خداوند کوشش خواهم کرد در حد توان درباره موضوعاتی که در &ldquo;پدر، مادر، ما بازهم متهمیم!&rdquo; آوردم، سخن بگویم . بحث درباره انقلاب مخملی که علت اصلی بازداشت من و دوستانم اعلام شد، یکی از آن موضوعات است.تشریح این موضوع به ویژه با پخش نوار سخنرانی آقای مشفق یکی از مقامات اطلاعاتی قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران ضروری تر از گذشته به نظر می&zwnj;رسد. زیرا سخنان مذکور بیش و پیش از آن که &ldquo;انقلاب مخملی&rdquo; را ثابت کند، افشاگر &ldquo;کودتای انتخاباتی&rdquo; و درواقع &ldquo;نظامی&rdquo; بخشی از حاکمیت به سود آقای احمدی نژاد و علیه نامزدهای اصلاح طلب وحتی علیه نامزدهای اصولگرا است.نوار مزبور سخنان مرا پیش از انتخابات تایید می کند که هشدار می دادم عده ای به نام &ldquo;انقلاب مخملی&rdquo; درصدد انجام &ldquo;کودتای انتخاباتی&rdquo; هستند ؛کودتایی که به علت هوشیاری مردم و حضور آگاهانه آنان در ۲۵ خرداد ۸۸ افشا و با سخنان آقای مشفق مستند شد. من ودوستانم درباره شکل گیری مافیای قدرت و ثروت جدید و نیز&rdquo;اهانت ها،تهمت ها ودروغ های سردار مشفق&rdquo; سخنان زیادی داریم که به استحضار ملت شریف ایران خواهیم رساند. شکایتی هم علیه &ldquo;کودتاچیان&rdquo;تسلیم مقامات قضایی کرده ایم تا استحاله &rdquo; نظام جمهوری اسلامی ایران&rdquo;به&rdquo;نظامی&rdquo;روشن شود که درآن نامزدهای تایید صلاحیت شده &ldquo;دشمن&rdquo;، ستادهای انتخاباتی آنان&rdquo;ستاد جنگ&rdquo; و تشکیل جلسات احزاب قانونی حامی نامزد ها برای پیروزی در انتخابات و برکناری قانونی مقامات کنونی&rdquo;توطئه&rdquo; و&rdquo;براندازی&rdquo;خوانده می شود. در عین حال دخالت نظامیان درانتخابات به سود یک نامزد خاص عین قانون گرایی و دفاع ازآرمان های انقلاب و جمهوری اسلامی نامیده می&zwnj;شود.(۱)</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; "><strong>اول. تشابه اسمی و پیامد های مخرب آن</strong></div>
<div style="text-align: justify;">
<div style="direction: rtl;">من در زندان از نزدیک شاهد مراحل نهایی عملیات نظامی و روانی به منظور &laquo;انقلاب مخملی&raquo; نمایاندن جنبش سبز اکثریت ملت ایران بودم. همان اتهامی که آقای احمدی&zwnj;نژاد ده روز پیش از بازداشت فعالان انتخاباتی، در مناظره با مهندس موسوی در ۱۳ خرداد ۸۸ متوجه اصلاح&zwnj;طلبان کرد و بازجوها تلاش فراوانی کردند به نوعی آن را &laquo;مستند&raquo; و به زعم خود واقعی جلوه دهند. این در حالی بود که جنبش سبز مردمی در جامعه و خارج از اراده حزب پادگانی شکل گرفته بود و آنان نمی&zwnj;توانستند این پدیده شگرف ملی را به نام واقعی خود بخوانند. بازجوها در مراحل نخست تا زمانی که نوبت دادگاهی کردن فعالان انتخاباتی منتقد فرا برسد، از تعبیر &laquo;انقلاب مخملی&raquo; استفاده می&zwnj;کردند، اما وقتی دیدند واژه &laquo;انقلاب&raquo; نمی&zwnj;تواند بار منفی داشته باشد، نام افسانه حزب پادگانی ساخته&zwnj; را به &laquo;پروژه کودتای مخملی&raquo; تغییر دادند. تردید و تزلزل درباره نامگذاری ناصواب &laquo;جنبش سبز&raquo; چنان ناشیانه بود که کیفرخواست نویسان&zwnj; خود را تا مرحله مدعی&zwnj;العموم رژیم های کمونیست&zwnj; سرنگون شده توسط انقلاب&zwnj;های مخملی تنزل دادند و صریحاً نوشتند: &laquo;تاکنون پروژه کودتای مخملی در چند کشور به مورد اجرا گذارده شده که اکثراً با موفقیت انجام شده، اما در مواردی هم ناکام مانده است&raquo;(۲). به این ترتیب کیهان&zwnj;نویسان و از پی آنها کیفرخواست&zwnj;نویسان به منظور القای اینکه جنبش سبز ایرانیان را بنیادهای امریکایی راه انداخته اند، تا آن&zwnj;جا پیش رفتند که ردای قضایی در جمهوی اسلامی ایران را با پرچم سرخ کمونیست&zwnj;های سرنگون شده توسط انقلاب&zwnj;های مخملی درآمیختند و به زبان ورشکستگان سیاسی آن کشورها، قیام مردم علیه &ldquo;میلوسویچ&rdquo; قصاب مسلمانان بوسنی را &laquo;پروژه کودتای مخملی&raquo; نامیدند! افسانه &laquo;انقلاب مخملی&raquo; یا &laquo;پروژه کودتای مخملی&raquo; نامیدن جنبش سبز در همین جا متوقف نشد و کار به جایی رسید که کیفرخواست&zwnj;نویسان سوگواری برای سرنگونی &laquo;میلوسویچ&raquo; را با رجزخوانی علیه جنبش سبز درآمیختند و در برابر دیدگان حیرت&zwnj;زده میلیون&zwnj;ها ایرانی از قول &ldquo;یک جاسوس بازداشت شده&rdquo; (که او را معرفی نمی&zwnj;کنند و هنوز هویتش بر مردم معلوم نیست) اعلام کردند: &laquo;کودتای مخملی ایران خیلی شبیه به انقلاب مخملی صربستان است. در آن کشور گروهی به نام &laquo;اُت پور&raquo; که گروهی دانشجو بودند ابتدا شروع به عضوگیری کردند که شباهت زیادی به موج سبز در ایران داشت&raquo;(۳).</div>
<div style="direction: rtl;"><br />
</div>
</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">پاسخ این سوال که چرا کیفرخواست&zwnj;نویسان از میان همه کشورهایی که به قول خودشان در آن ها &laquo;کودتای مخملی&raquo; صورت گرفته است، تمرکز ویژه&zwnj;ای بر سرنگونی&rdquo; میلوسویچ&rdquo; توسط انقلاب مخملی &laquo;اُت پور&raquo; کردند و آن را &laquo;خیلی شبیه&raquo; جنبش سبز خواندند، زمانی برای من روشن شد که از زندان خارج شدم. تشابه فوق بر پایه تشابه اسمی دونفر که تاکنون از چشمان سازمانهای اطلاعاتی کشور و در نتیجه از دید بازجوها و کیفرخواست نویسان پنهان مانده، خلق شده و بنیادش بر آب است.(۴)&nbsp;در هر حال تا آن&zwnj;جا که از بازجویی&zwnj;های دوران انفرادی به خاطر می&zwnj;آورم، می&zwnj;توانم اشاره&zwnj;ای به بحث خودم علیه آن افسانه ابداعی داشته باشم. من در پاسخ به شبیه&zwnj;سازی جنبش سبز با انقلاب&zwnj;های مخملی استدلال کردم که:</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">اولاً جایگاه انتخابات ریاست جمهوری در کشورهایی که به سرنگونی امثال &ldquo;میلوسویچ&rdquo; انجامید با جایگاه و حدود اختیارات رییس&zwnj;جمهور در کشور ما تفاوت اساسی دارد؛ یعنی رقابت بر سر مقام ریاست جمهوری در ایران به مفهوم رقابت در مورد عالی&zwnj;ترین مقام کشور نیست که آن اندازه اختیار داشته باشد تا بتواند جهت&zwnj;گیری کلان کشور را تغییر دهد. در کشورهایی که بقایای کمونیسم روسی توسط انقلاب&zwnj;های مخملی مورد حمایت امریکا سرنگون شده&zwnj;اند، رقابت در انتخابات ریاست جمهوری، رقابت برای کسب عالی&zwnj;ترین مقام کشور است که می تواند سیاست&zwnj;های داخلی و خارجی آن را ۱۸۰ درجه تغییر دهد و مثلاً کشور را از اردوگاه روسیه به حوزه غرب و آمریکا ببرد یا بر عکس.</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">ثانیاً در این کشورها هر دو جناح در انتخابات از اینکه طرفدار روسیه یا آمریکا خوانده شوند، نه تنها پرهیز ندارند، بلکه همه رأی&zwnj;دهندگان و نیز جهانیان، از جمله ایرانیان، می&zwnj;دانند که پیروزی هر نامزد کفه سیاست&zwnj;های کشور را به سوی کدام قدرت (آمریکا یا روسیه) سنگین خواهد کرد. به عنوان مثال دانشجویان دانشگاه بلگراد و سازمان &laquo;اُت پور&raquo; که کمپین انتخاباتی علیه &ldquo;میلوسویچ&rdquo; را رهبری می&zwnj;کردند ، هیچ ابایی نداشتند که متهم به حمایت از جانب آمریکا شوند. زیرا جنگی که &ldquo;میلوسویچ&rdquo; و سایر قصابان بالکان طی سال&zwnj;های ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ علیه مسلمانان بوسنی و دیگر اقلیت&zwnj;های بالکان به راه انداخته بودند، چنان نفرتی در مردم آن سرزمین و حتی در میان صرب&zwnj;ها پدید آورده بود که دیگر از پس کشتار هزاران نفر، نه تنها مخالفان قباحتی برای دریافت کمک&zwnj; مالی از بنیادهای آمریکایی نمی دیدند، بلکه در نظر اکثر رأی&zwnj;دهندگان آن دیار، آمریکا به شکل ناجی مردم از دست جنایتکاران جنگی جلوه کرد(۵).</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">اگر کیفرخواست&zwnj;نویسان به جای آنکه ریشه&zwnj;های نفوذ آمریکا و اسرائیل در ایران را به استناد اعترافات &laquo;یک جاسوس بازداشت شده&raquo; تا زمان امام و نخست&zwnj;وزیر امام و به تعبیر متن کیفرخواست تا &laquo;اواسط جنگ&raquo; عقب ببرند، زحمت مطالعه پیام رهبر فقید انقلاب به آقای گورباچف را به خود می&zwnj;دادند، جمهوری اسلامی ایران را به همسویی با &ldquo;میلوسویچ&rdquo; و دیگر بازماندگان سرنگون شده توسط انقلاب&zwnj;های مخملی مفتخر نمی&zwnj;&zwnj;کردند. امام خمینی در آن پیام تاریخی ابراز امیدواری کرده بود که آقای گورباچف خود به عنوان رهبر شوروی &laquo;آخرین لایه&zwnj;های پوسیده هفتاد سال کژی جهان کمونیست را از چهره تاریخی کشور خود بزداید.&raquo; چنانچه کیفرخواست&zwnj;نویسان به اندیشه امام وفادار بودند، دلیلی نداشت به نام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران، سرنگونی مخملی بقایای همان &laquo;لایه&zwnj;های پوسیده&raquo; را &laquo;پروژه کودتای مخملی&raquo; بخوانند و آن را محکوم کنند. در هر حال مردمی که به&rdquo; میلوسویچ&rdquo;</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">یا رقبای مخملی او رأی می&zwnj;دادند می&zwnj;دانستند که به حزب و کاندیدای طرفدار روسیه رأی می&zwnj;دهند یا به کاندیدای حامی آمریکا و اروپا. اما اگر به کشور خودمان باز&zwnj;گردیم به وضوح خواهیم دید هرگز چنین صف&zwnj;بندی آمریکایی- روسی در جریان انتخابات ریاست جمهوری وجود نداشت. مهندس موسوی چنان مواضع شفاف و روشنی بر ضرورت امتیاز ندادن به دولت آمریکا داشت که بعضی اصلاح&zwnj;طلبان که از روحیه و مشی استقلال&zwnj;خواهی وی و بویژه ضرورت حمایت از حق انرژی هسته&zwnj;ای از نظر او آگاه بودند، با این استدلال که آمریکایی&zwnj;ها راحت&zwnj;تر می&zwnj;توانند با آقای احمدی&zwnj;نژاد کنار بیایند و حاکمیت هم بر سر مذاکره&zwnj;جویی او، ولو از موضع پایین با مقامات آمریکایی سنگ&zwnj;اندازی نخواهد کرد (همچنان که در جریان توافق سه جانبه اخیر ایران، ترکیه و برزیل مشاهده شد)، از نامزدی وی حمایت نمی&zwnj;کردند.</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">در همان ایام، برخی مراکز صهیونیستی درباره عواقب روی کار آمدن موسوی هشدار کارشناسی می&zwnj;دادند و محافل جنگ&zwnj;طلب آمریکا نیز استدلال می&zwnj;کردند که چگونه و به چه دلیل پیروزی مهندس موسوی، منزوی ساختن ایران را برای اسرائیل و آمریکا دشوار خواهد کرد(۶). مقامات امنیتی اسرائیل و چهره&zwnj;های شناخته شده جنگ&zwnj;طلب در آمریکا استدلال می&zwnj;کردند که آقای احمدی&zwnj;نژاد به دلیل ناشی گری در سیاست خارجی و بویژه انکار هولوکاست &laquo;دشمن&zwnj; بهتری&raquo; در مقایسه با آقای موسوی برای آنان به شمار می&zwnj;رود. از دید آن ها&zwnj; مهندس موسوی به دلیل اینکه &laquo;پوشش کاذبی&raquo; از &laquo;میانه&zwnj;روی&raquo; و &laquo;دموکراسی&raquo; به وجهه جمهوری اسلامی ایران می&zwnj;بخشید و آن را نزد افکار عمومی جهان موجه جلوه می داد، &laquo;دشمن بدتری&raquo; به حساب می&zwnj;آمد. به این ترتیب تفاوت روشنی بین تحلیل&zwnj; مقامات امنیتی موساد و محافل جنگ&zwnj;طلب و افراطی آمریکا درباره مزایای حکومت آقای احمدی&zwnj;نژاد در پیشبرد اهداف صهیونیستی و تحلیل آن دسته از مقامات آمریکایی که به مبارزه با جنگ&zwnj;طلبی بوش شهره هستند، دیده می شود(۷). واضح است که چنین صف&zwnj;بندی&zwnj;هایی در جریان مبارزات انتخاباتی مخملی&zwnj;های بلوک شرق با رقبای روسی آن&zwnj;ها نمی&zwnj;توانست وجود داشته باشد(۸).</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">ثالثاً توضیح دادم انقلاب مخملی در کشورهایی رخ می&zwnj;دهد که حکومت در برابر بسیج تظاهرات مردمی که احساس می&zwnj;کنند تقلب صورت گرفته و نامزد مورد حمایتشان به ناحق از ورود به عرصه حکومت محروم شده است، نتواند دست به مانور قدرت بزند و جمعیت زیادی را گرد آورد. پس اگر در کشوری هر دو طرف رقابت&zwnj;های انتخاباتی بتوانند مردم را بسیج کنند، وقوع انقلاب مخملی منتفی است و برای نمونه لبنان را مثال زدم که هرگز در این کشور انقلاب مخملی رخ نخواهد داد. این کشور یا شاهد جنگ داخلی خواهد بود یا استقرار دموکراسی و همکاری مسالمت&zwnj;آمیز همه جناح&zwnj;ها از حزب&zwnj;الله تا احزاب راستی طرفدار فرانسه و آمریکا. از آن&zwnj;جا که در ایران، حزب پادگانی نیز مانند جنبش سبز در حال حاضر قدرت بسیج گروه&zwnj;هایی از مردم را دارد، انقلاب مخملی رخ نخواهد داد، اگرچه وقوع تحولات دیگر محتمل است.</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; "><strong>دوم.سوء ظن به مردم یا حاکمان؟</strong></div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">رهبر فقید انقلاب نگرانی خود را از شاهنشاهی شدن انتخابات نه پنهان می&zwnj;کرد و نه آن&zwnj;را به دوردست&zwnj;ها یا صربستان و گرجستان فرافکنی می&zwnj;کرد: &laquo;این تلخی مطالب و بی&zwnj;بند و باری انتخابات و مجلس و امثال ذلک شاید یک وقت اسباب این شود که بعضی ها گمان کنند که خوب حالا هم مثل آن وقت. به اصطلاح آدم مارگزیده از ریسمان خط وخال دار هم می&zwnj;ترسد و ملت ما مارگزیده است. استعمار گزیده است. خان گزیده است و محمدرضا و رضاخان گزیده است. از این جهت یک وقت می&zwnj;بینی که در ذهنشان می&zwnj;آید که خوب این مجلس هم مثل آن مجلس&zwnj;ها&raquo;(۹). جملات فوق به معنای به رسمیت شناختن حساسیت مردم و ترس آن&zwnj;ها از &ldquo;ارتجاع پهلویستی&rdquo; است که بیش از هر چیز دیگر در قضیه انتخابات متجلی می شود. یعنی اگر می&zwnj;خواهید منشاء نگرانی ملت را در یابید، به حافظه تاریخی آنان مراجعه کنید و ببینید چه چیزی محتوای حافظه نزدیک آنان را تشکیل می دهد. انتخابات صربستان و گرجستان و قرقیزستان و اسامی ناشناس و عجیب و غریبی از قبیل &laquo;اُت پور&raquo;، &laquo;جین شارپ&raquo; و&hellip; که در متن کیفرخواست فعالان ستادهای انتخاباتی رقبای نامزد استبدادطلبان آمد، در حافظه ملی ما جایی ندارند. به جای همه این ها ملت ما در حافظه روشن خود تجربه تلخی از انتخابات نمایشی و مجالس فرمایشی عهد پهلوی ها دارند که در وصیت&zwnj;نامه رهبر فقید انقلابشان نیز نفی و محکوم شد. بنابراین طبیعی است به محض مشاهده کمترین مورد و نشانه از تخلف انتخاباتی، ذهنشان به همان سابقه منفور تاریخی معطوف می شود، نه به صربستان و گرجستان و قرقیزستان. آیا واقعاً اقتدارگراها نمی&zwnj;دانند چه چیزی ذهن مردم را مشوش می&zwnj;کند و خاطره تعیین نمایندگان مجلس در دربار قبل از برگزاری انتخابات را زنده کرده و شبح رژه چکمه پوشان رضاخانی و قداره بندان محمدرضا شاهی را بر فراز انتخابات پدیدار می&zwnj;کند؟ درهرحال پاسخ قانع&zwnj;کننده به نگرانی ازتخلف و تقلب در انتخابات را امام خمینی می&zwnj;دهد، نه نظامیان مداخله گر در امر انتخابات؛ کسانی که می کوشند&rdquo; نظارت مقامات بر ملت&rdquo; را جایگزین &ldquo;نظارت ملی بر حکومت و ارکان آن&rdquo; کنند؛(۱۰)&nbsp;&laquo;در حکومت اسلامی وضع این است که شما ها الآن در انتخابات بیش از حق نظارت و فراهم کردن وسائل به آن قدری که باید حکومت&zwnj;ها فراهم کنند، بیش از این حق ندارید که خدای ناخواسته یک وقتی نسبت بدهند به این&zwnj;که برای خاطر طرفداری از یک نفر آدم- فرض کنید یک کاری کردند- صندوق عوض شده. این را باید خیلی توجه به آن داشته باشید. هم آزادی ملت را- راه دادن ملت را در آن&zwnj;جایی که می&zwnj;خواهند رأی بدهند- و هم امانت در حفظ [آرای صندوق&zwnj;ها] که تحت مراقبت یک عده اشخاص امین از دولت و از ملت، اشخاصی امین تحت نظرشان باشد که بعد صحبت نشود که خوب، این هم این رژیم و این هم این انتخابات و انتخابات این&zwnj;جا هم مثل آن&zwnj;جا [رژیم شاه]&raquo;&nbsp;(۱۱).</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">در حقیقت تغییر جهت و هدف نظارت، دخالت وسیع نظامیان در فرآیند انتخابات، جانبداری آشکار صدا و سیما و نیز برگزار کنندگان و ناظران انتخابات از یک نامزد معین و صرف میلیاردها تومان به سود کاندیدایی خاص به طور طبیعی و خود انگیخته اذهان را متوجه انتخابات محمدرضا شاهی می&zwnj;کند. رهبر فقید انقلاب با در نظر گرفتن حافظه تاریخی ملت، به جای این&zwnj;که سوءظن خود را متوجه ملت کند، بدگمانی مردم را نسبت به احتمال بازگشت رفتار رضاخانی و محمدرضا شاهی در اشکال نوین تخلف و تقلب انتخاباتی به رسمیت می&zwnj;شناخت و علیه &laquo;ناظران&raquo; و نه ملت هشدار می&zwnj;&zwnj;داد(۱۲). به این ترتیب آن&zwnj;جا که هشت نفر از دوازده عضو شورای نگهبان از جمله آقایان جنتی، یزدی، کعبی، الهام، عزیزی صریحاً در جانبداری از آقای احمدی نژاد سخن می گویند، به شبیه سازی جنبش سبز با انقلاب مخملی صربستان و گرجستان و قرقیزستان چه نیاز است؟ مردم ما با اسامی آقایان جنتی و مصباح و مرتضوی و با مواضع حذفی- نظامی آنان آشنایی دارند و نه با اسامی و اصطلاحات ناآشنایی چون &laquo;هابرماس&raquo; و &laquo;جین شارپ&raquo; و &laquo;سورُس&raquo; که در متن کیفرخواست آمد(۱۳). نگرانی مردم از رفتار آقای جنتی است که تخلف های آشکار وی را در جریان برپایی انتخابات گذشته دیده&zwnj;اند یا شنیده&zwnj;اند(۱۴)&nbsp;ونیز از عملکرد شاگردان آقای مصباح است که صریحاً می گویند برای مصالح اسلام یا مردم می&zwnj;توان سخنانی برزبان آورد که دردل به آن&zwnj;ها اعتقاد نداشت و از وسائلی بهره برد که در شرایط عادی مجاز وشرعی نیست. بنابراین نمی توانند صندوق بانانی امین برای ملت باشند(۱۵). در هر حال ترس ملت ما یک ترس کاملاً آشنا با جان مجروح تاریخی آن&zwnj;ها است که استبداد و انتخابات نمایشی نام دارد. تصادفی نیست که مرزبندی با همه اشکال دیکتاتوری &laquo;چه شاه باشه چه دکتر&raquo; یکی از شعارهای رایج شب انتخابات و بعد از انتخابات بود. تمسک به سیره خمینی ایجاب می&zwnj;&zwnj;کرد به محض مطرح شدن نگرانی تقلب، تکیه و تأکید اصلی بر صیانت آرای ملت باشد، نه این&zwnj;که از همان ابتدا و حتی قبل ازگرم شدن تنور انتخابات با &laquo;پیش&zwnj;بینی&zwnj;های&raquo; آن چنانی (از قبیل &laquo;پیش بینی&zwnj;های&raquo; مشهور کیهان که همواره حکم پیش گویی و خط راهنمای برخوردهای امنیتی- قضایی را دارد) چماق سوءظن علیه بدگمانی ملت، که امام خمینی این بدگمانی را مشروع می&zwnj;دانست، در آسمان سیاست کشور به گردش درآید و در عین حال کلامی درباره عدم دخالت نیروهای مسلح در انتخابات بر زبان جاری نشود.</div>
</span></font>
<p>&nbsp;</p>
</div>
</span>]]>
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 24px; ">
<p style="text-align: auto;font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "> </p>
<div style="text-align: justify;"><span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Verdana, sans-serif; line-height: normal; "><strong>سوم. &ldquo;کناره گیری&rdquo; یا&rdquo; مشروطه بیشتر&rdquo;؟</strong></span></div>
<font class="Apple-style-span" face="Tahoma, Verdana, sans-serif">
<div style="text-align: justify;"><span class="Apple-style-span" style="line-height: normal; ">تجربه ۳۰ ساله نشان می&zwnj;دهد حساسیت ملت به انتخابات و سوءظن موجه آنان علیه رفتار شاهانه ،یک امر مفید برای انتخابات است و باعث مشارکت بیشتر شهروندان می&zwnj;شود. در انتخابات ۸۸ نیز ترس ملت از رفتار شاهانه و نگرانی از تبدیل &laquo;نظارت مردمی بر حکومت و انتخابات&raquo; به &laquo;نظارت استصوابی- نظامی حاکمان بر عرصه سیاست و انتخابات&raquo;، &laquo;اسم رمز&raquo; مشارکت هر چه گسترده&zwnj;تر ملت در انتخابات بود(۱۶). به علاوه نسل ما از رهبر فقید انقلاب آموخت که پادزهر &laquo;پهلوی گزیدگی&raquo; چیزی جز مشارکت بیشتر مردم در انتخابات نیست. همچنان که امام خمینی بر خلاف فرقه مصباحیه که اصل مشروطه را ارمغان غرب و فراماسونری و انگلیسی می&zwnj;دانند، &laquo;کنار رفتن از مشروطه&raquo; را باعث و بانی بدبختی&zwnj;های ملی می&zwnj;دانست و به جای اینکه از &laquo;تکرار مشروطه&raquo; بترسد، همواره نگران تکرار تجربه تلخ &laquo;کناره گیری ملت از مشروطه&raquo; بود و عدم مشارکت همه&zwnj;جانبه و گسترده&zwnj; در ادوار نخستین مجلس مشروطیت را باعث نابودی عزت ملی می&zwnj;خواند و می گفت: &laquo;اگر در صدر مشروطه علما آمده بودند در میدان، مؤمنین آمده بودند، روشنفکرهای معتمد آمده بودند و قبضه کرده بودند مجلس را، و نگذاشته بودند که دیگران بیایند مجلس را بگیرند، ما به این روزگار نمی رسیدیم. مملکتمان خراب نمی شد. ما عزتمان از بین نمی رفت&raquo;&nbsp;(۱۷). رهبر فقید انقلاب به جای &ldquo;ملت ترسی&rdquo; و سوءظن به جامعه، همواره لبه تیز بدگمانی خود را متوجه رفتار شاهانه حاکمان می&zwnj;کرد که نقطه کانونی آن مداخله مقامات و مخدوش کردن مرزهای &laquo;نظارت بر انتخابات&raquo; و &laquo;دخالت در انتخابات&raquo; بود(۱۸). این همان سوء&zwnj;ظن به حق و تاریخی است که افزون بر ۲۲ خرداد ۸۸ موجب حضور گسترده شهروندان و به ویژه جوانان در روز ۲۵ خرداد در سراسر میهن شد و بار دیگر ایران را در جهان سربلند کرد؛ سوء&zwnj;ظنی که سخنان آقای مشفق به حق بودن آن را تایید کرد. چنانچه این مرز مخدوش شود، مناسبات ارتجاعی- شاهنشاهی که با رای مردم جارو شده بود، دوباره سر بر خواهد آورد.</span></div>
<span class="Apple-style-span" style="line-height: normal;">
<div style="text-align: justify;"><strong>چهارم.&rdquo;آرامش بخشی&rdquo; یا&rdquo; التهاب آفرینی&rdquo;؟</strong></div>
<div style="text-align: justify;">فرض کنیم حق با آقای احمدی&zwnj;نژاد بود و اصلاح&zwnj;طلبان در صدد بر پایی انقلاب مخملی بودند و یک هسته مافیایی که سردار مشفق آنان را لو داد، درصدد &ldquo;کودتای انتخاباتی&rdquo; نبود. در این صورت رفتار رئیس دولت و دیگر برگزارکنندگان انتخابات و مقامات حکومتی چه بود و چه می&zwnj;بایست باشد؟ آیا جز این است که لازم بود جناح حاکم به سرعت به سمت آرام سازی فضای کشور و شفاف&zwnj;سازی روند برگزاری انتخابات پیش رود و هر گونه شبهه&zwnj; و شائبه&zwnj; تخلف و تقلب در انتخابات را پیش، حین و پس از آن برطرف کند؟ بر این مبنا قبل از انتخابات، نمایندگان نامزدهای رقیب رییس دولت را که خود هم زمان نامزد و برگزار کننده انتخابات بود، دعوت کنند و موارد اعتراضی یا ابهامی آنان را بشنوند و اقدام لازم یا توجیه کافی برای رفع نگرانی آنان و نیز افکار عمومی ارائه کنند. به علاوه نمایندگانی از آنان را به عضویت در هیأت&zwnj;های اجرایی و نظارت در آورند و حداکثر تسهیلات را برای نظارت نمایندگان نامزدها در حوزه&zwnj;های اخذ رأی ستاد انتخابات فراهم کنند تا معلوم شود که قرار نیست اتفاق ویژه&zwnj;ای بیفتد. به رغم نکات بدیهی فوق، اقتدارگراها نه تنها قبل از انتخابات هیچ اقدام اعتماد سازی نکردند، بر عکس آقای احمدی&zwnj;نژاد با مناظره زنده و از قبل طراحی شده خود و با دروغ ها وتهمت&zwnj;های متعددی که در مناظره با مهندس موسوی متوجه اشخاص زیادی کرد، فضای سیاسی و انتخاباتی کشور را برای جلب آرا چنان ملتهب و دو قطبی کرد که به راحتی قابل مهار نبود&nbsp;(۱۹). وی این روند را در مناظره با آقای کروبی نیز پی گرفت. از سوی دیگر اقتدارگراها به جای تلاش برای برطرف کردن شبهات مردم و نامزدهای رقیب، احکام دستگیری فعالان انتخاباتی منتقد یکه سالاری را سه روز قبل از برگزاری انتخابات صادر کردند. یعنی حتی ظاهر قضیه را نیز رعایت نکردند که وانمود کنند نتیجه انتخابات در روز ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ معلوم نیست و ممکن است مهندس موسوی رأی بیاورد. بنابراین صدور حکم بازداشت فعالان ستاد انتخاباتی حامی وی قبل از انتخابات، دهن&zwnj;کجی به رأی ملت محسوب می&zwnj;شود. بازداشت این اشخاص روز بعد از انتخابات نیز فاقد وجاهت قانونی و سیاسی بود و بر التهاب ها افزود(۲۰).</div>
<div style="text-align: justify;">اقدام&zwnj;های حزب حاکم در روز انتخابات نیز رفتار یک جناح شکست خورده و کودتاگر را به نمایش گذاشت؛ قطع تمام خطوط ثابت تلفن کمیته صیانت آرای مهندس موسوی، قطع کامل سیستم پیامک تلفن های همراه تا سیستم نظارتی کمیته صیانت آرای مهندس موسوی فلج شود، فیلترینگ تمام سایت&zwnj;های اینترنتی حامی آقای موسوی از عصر روز جمعه، حمله تعدادی مأمور اطلاعاتی سپاه با لباس شخصی و با حکم آقای مرتضوی به ستاد انتخاباتی قیطریه (ستاد مرکزی حامیان اصلاح&zwnj;طلب مهندس موسوی) در ساعت ۶ عصر جمعه که منجر به تشکیل اولین اجتماع خیابانی اعتراضی در روز انتخابات در میدان قیطریه تهران شد و خوشبختانه با وساطت و تدبیر مسئولان ستاد موسوی با آرامش به پایان رسید، اعلام خبر کذب بازداشت آقای امین&zwnj;زاده مسئول ستاد قیطریه و من در ساعت ۱۸ روز جمعه توسط خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا)، حمله شبانه به ستاد مرکزی مهندس موسوی در میدان فاطمی، اعلام پیروزی ۲۵ میلیون بر ۱۳ میلیون نفری احمدی&zwnj;نژاد بر موسوی در ساعت ۲۳:۳۰ بین خواص و در شرایطی که شمارش آرای بسیاری از صندوق&zwnj;ها ادامه داشت و نیز درج خبر کذب بازداشت آقای رمضان&zwnj;&zwnj;زاده و من در روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت در صبح شنبه ۲۳ خردادماه ۱۳۸۸&nbsp;(۲۱). موارد فوق به غیر از اتفاقاتی است که در حوزه&zwnj;های اخذ رأی و ستاد انتخابات کشور رخ داد. سؤال این است چنانچه مقامات مسئول اطلاع داشتند که اصلاح&zwnj;طلبان قصد برپایی انقلاب مخملی دارند، آیا اقدام&zwnj;های فوق در جهت خنثی&zwnj;سازی حرکت مزبور و توجیه و آرام کردن شهروندانی انجام شد که بسیاری از آنان، بویژه در شهرهای بزرگی مانند تهران، شاهد خیل عظیم رأی دادن خود و هموطنانشان به مهندس موسوی بودند و ناگهان با اعلام آرای ۳ به ۱ به سود آقای احمدی&zwnj;نژاد در ساعت ۱ بامداد ۲۳ خرداد شوکه شدند؟ یا بر عکس، اقدام های پیشگفته بر ابهام ها افزود و فضا را ملتهب&zwnj;تر کرد؟</div>
<div style="text-align: justify;">شاهکار حزب پادگانی در مواجهه با موضوع تخلف و تقلب پس از انتخابات بودکه به جای تلاش برای جلب اعتماد افکار عمومی و تشکیل هیأتی مورد توافق همه نامزدها و قول رسیدگی دقیق به همه شکایات، تعدادی از فعالان انتخاباتی مهندس موسوی را دستگیر کردند و انتخابات را نیز عملا تمام شده خواندند(۲۲). آقای احمدی&zwnj;نژاد نیز در روز یکشنبه ۲۴/۳/۸۸ جشن پیروزی گرفت و با &laquo;خس و خاشاک&raquo; خواندن معترضان بر زخم مناظره&zwnj;ها و تخلف&zwnj;های وسیع مجریان و ناظران نمک پاشید و فضا را ملتهب تر کرد. سرکوب خونین هر صدای اعتراضی به راستی شاهکار جناح حاکم در روزها، هفته&zwnj;ها و ماه&zwnj;های بعد بود. به این ترتیب می&zwnj;توان گفت اراده&zwnj;ای برای شفاف&zwnj;سازی و اقناع افکار عمومی وجود نداشت. بر عکس، آنچه رخ داد عبارت بودبی اعتنایی حزب پادگانی به شکایات مردم معترض از یک سو و تلاش برای تسویه حساب با منتقدان یکه سالاری و تمرکز مطلق قدرت و سرکوب هر صدای منتقد و مخالف ،با این هدف که پس از انتخاب دور اول آقای احمدی&zwnj;نژاد که حکومت تک&zwnj;صدا شده بود، این بار جامعه نیز تک&zwnj;صدا شود و نفس کسی در نیاید.به این ترتیب بتوانند&rdquo;احزاب را از دخالت در امور حکومت منع&rdquo;کنند، &ldquo;نظام ولایی&rdquo; را &ldquo;تک حزبی&rdquo; بخوانند، &ldquo;جناح بندی&rdquo; یعنی رقابت های انتخاباتی را حتی میان اصول گراها&rdquo;نابود کننده آرمان ها&rdquo; بنامند، از ضرورت تحقق مدل &ldquo;اداره انقلابی جامعه&rdquo; به جای &ldquo;دموکراسی&rdquo; سخن بگویند و تیر خلاص را به مغز دموکراسی و ایران شلیک کنند که البته با محکومیت قاطع افکار عمومی مواجه شد.</div>
<div style="text-align: justify;"><strong>پنجم. علت شبیه سازی</strong></div>
<div style="text-align: justify;">درست است که شبیه&zwnj;سازی جنبش سبز با انقلاب&zwnj;های مخملی کشورهای بلوک شرق سابق به لحاظ سیاسی و اخلاقی نادرست و تداعی&zwnj;گر شباهت&zwnj;های ناروا بین جمهوری اسلامی ایران و بقایای پوسیده کمونیسم ضد دموکراتیک روسی است و واقعیتی در دنیای خارج به صدق آن گواهی نمی دهد(۲۳)، با وجود این یک اتهام ناگزیر برای شبیه&zwnj;سازان به شمار می&zwnj;آید و نشان می دهد که از سر ناچاری به این حربه ناکارآمد روانی پناه آورده&zwnj;اند. علت واقعی این شبیه سازی آن است که کودتاگران شهامت پذیرش واقعیات جامعه کنونی را ندارند و نمی&zwnj;خواهند بپذیرند اکثریت ایرانیان مخالف وضع موجودند. به همین دلیل چاره&zwnj;ای جز آمریکایی نمایاندن انبوه میلیونی معترضان نمی&zwnj;بینند(۲۴). از آن وحشتناک&zwnj;تر این&zwnj;که در آینده هم نمی&zwnj;&zwnj;خواهند انتخابات آزاد و پرشوری برگزار کنند تا مبادا از دل صندوق&zwnj;ها، حماسه دوم خرداد یا جنبش سبز دیگری شکل بگیرد. به همین دلیل می&zwnj;کوشند نه فقط نامزدهای منتقد را حذف کنند، بلکه در صددند نفس انتخابات آزاد و حتی سیاست ورزی قانونی را منتفی کنند. اگر در تبلیغات و تهاجم&zwnj;های روانی حزب پادگانی دقت کنیم، به وضوح درخواهیم یافت که ظرف ماه&zwnj;های پس از انتخابات، آنان هرگز کوچکترین نشانه ای از خیز برداشتن به سوی رعایت حقوق منتقدان و انتخابات آزاد از خود نشان نداده&zwnj;اند. برگزاری انتخابات شوراها در سال جاری نیز منتفی شد و به بهانه تجمیع انتخابات امسال انتخاباتی برگزار نخواهد شد. در این مدت حتی یک نفر از مدعیان صحت انتخابات ۲۲ خرداد اعلام نکرده است که در آینده انتخابات را چنان آزاد و شفاف برگزار خواهیم کرد که همه مدعیان دروغین رأی اکثریت و همه سبزها شرمنده شوند. یعنی همچنان که حاضر نیستند حتی در کویر لوت نیز اصل ۲۷ قانون اساسی و آزادی اجتماع مردمی را اجرا کنند تا سبزها حمایت گسترده مردمی خود را به نمایش بگذارند، در عرصه انتخابات نیز خواهند کوشید افسانه شباهت جنبش سبز و انقلاب (اخیراً کودتای) مخملی را همچنان به صورت یک ورد سحرآمیز تکرار کنند تا برگزاری انتخابات آزاد و قانونی به طور کامل منتفی شود و رابطه اقتدارگراها با انتخابات آزاد، همچنان مانند رابطه جن و بسم&zwnj;&zwnj;الله باقی بماند.</div>
<div style="text-align: justify;">ششم. نظامی گری یا انتخابات آزاد؟</div>
<div style="text-align: justify;">اگر حزب پادگانی واقعاً به مدعای پیروزی ۲۴ میلیونی خود باور داشت و رفتار خود را متناسب با همین مدعا تنظیم می&zwnj;کرد، اکنون جمهوری اسلامی ایران یکی از دموکراتیک&zwnj;ترین کشورهای جهان محسوب می شد و هیچ ترسی از هیچ روزنامه&zwnj;ای و هیچ تظاهراتی و هیچ حزب قانونگرا و هیچ مناظره آزادی از یک طرف و هیچ تحریم و تهدید بین المللی ازطرف دیگر نداشت. چنانچه نامزدی در یک انتخابات آزاد و رقابت برابر و منصفانه واقعاً ۲۴ میلیون و رقیب وی ۱۳ میلیون رأی آورده باشد، این همه بگیر و ببند و این همه محدودسازی آزادی ها و این همه صندوق ترسی و جامعه ترسی نیاز نبود(۲۵). دولت آمریکا نیز قادر نبود تمام قدرت های بزرگ را علیه جمهوری اسلامی ایران بسیج و قطعنامه تحریم جدیدی به ما تحمیل کند.به علاوه اگر اقتدارگراها ادعای پیروزی ۲۴ میلیونی خود را باور داشته باشند و مطابق همین باور حرکت کنند، نباید از انقلاب مخملی کوچک&zwnj;ترین ترسی داشته باشند. کما اینکه جناح روسی اوکراین با اینکه فاصله چندانی با رقیب مخملی- نارنجی خود نداشت و حتی از آن عقب مانده بود، به جای نشان دادن &laquo;اقتدار انتظامی- امنیتی&raquo; یعنی سرکوب خونین منتقدان، با اعتماد به نفس وارد نوبت بعدی انتخابات شد و شکست دوره قبل راجبران کرد. به این دلیل روشن که به جای مدعای گزاف داشتن پشتوانه۶۳ درصدی حد واقعی خود را &zwnj;دانست و پرده&zwnj;پوشی نکرد و با تکیه بر سرمایه واقعی مقبولیت خود نزد افکار عمومی وارد انتخابات آزاد بعدی شد و پیروز از میدان خارج گردید(۲۶). آیا استبدادطلبان می&zwnj;توانند کشوری را در دنیا نشان دهند که در آن حزب و جناحی نسبت به پایگاه مردمی خود مطمئن است، در عین حال از انتخابات آزاد، ولو با شرکت مخملی&zwnj;ها هراس به خود راه می&zwnj;دهد؟(۲۷)&nbsp;عقل سلیم حکم می کند فرد، حزب یا جناحی که واقعاً حلاوت پیروزی در یک انتخابات آزاد را چشیده باشد، باید بیش از هر نیروی دیگر برطبل انتخابات آزاد آتی بکوبد، نه اینکه به طور مستمر دایره انتخاب ملّت را به بهانه کودتای مخملی محدود و محدود تر کند. بنابراین حتی اگر چیزی به نام انقلاب یا کودتای مخملی وجود داشته باشد، باز هم&rdquo; باطل السّحر&rdquo; آن انتخابات آزاد است و نه افسانه سازی پیرامون قدرت آشوبگر انقلاب مخملی(۲۸).</div>
<div style="text-align: justify;"><strong>جمع&zwnj;بندی</strong></div>
<div style="text-align: justify;">عملکرد سرکوبگر- اقلیتی حزب پادگانی موجب شده است بسیاری از مردم &ldquo;کودتای مخملی&rdquo; را اسم مستعار کودتای واقعی انتخاباتی، نه فقط در خرداد ۸۸ بلکه در انتخابات آتی بدانند که میهن را چه به لحاظ مدیریت ناکارآمد و فساد گسترده و چه از نظر ماجراجویی بین المللی و ایجاد مخاطرات خارجی در لبه پرتگاه قرار داده است.بنابراین تا زمانی که فشار افکار عمومی ملی و جهانی از یک سو و آشکار شدن نتایج عملکرد فاجعه&zwnj;بار مدیریت کنونی کشور از سوی دیگر، جناح حاکم را به برگزاری انتخابات آزاد مجبور کند، اکثریت ایرانیان هر انتخاباتی را &ldquo;مهندسی شده&rdquo; ارزیابی و آن را &ldquo;کودتای انتخاباتی&rdquo;خواهند خواند و در آن مشارکت نخواهند کرد. جبران ضررها و آسیب های کودتای انتخاباتی ۸۸ صرفا با برگزاری انتخابات کاملاً آزاد و شفاف ممکن است نه با استصواب و سرکوب بیشتر.</div>
<div style="text-align: justify;"><br />
</div>
<div style="text-align: justify;">&mdash;&mdash;&mdash;&mdash;&mdash;&mdash;&mdash;&ndash;</div>
<div style="text-align: justify;"><strong>پانوشت ها:</strong></div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;آقای مشفق در سخنرانی خودبااذعان به اینکه تنها کارکرد سیستم نظارتی و sms ستادانتخاباتی مهندس موسوی رصد کردن فرایند انتخاباتی بود و ضمن تصریح به اینکه &laquo;اینها می توانستند با اس ام اس سنتر رصد بکنند ساعت به ساعت انتخابات کشور را&raquo; مختل سازی سیستم نظارتی ستاد نامزد رقیب آقای احمدی نژاد را جزو دستاوردهای گروه نظامی-امنیتی مداخله&zwnj;گر در انتخابات به حساب می آورد. این خود اعترافی است بر اینکه مجریان واقعی انتخابات، انتخابات را در پس دیوار آهنین گروه خودی و دور از دسترس ورصد نامزد رقیب برگزار کردند. به علاوه در سخنرانی آقای مشفق نفس رای آوردن جریان اصلاحات به عنوان یک &ldquo;توطئه&rdquo; تلقی می شود نه به عنوان یک واقعه طبیعی که در هر انتخاباتی جزو لاینفک رقابت های انتخاباتی است. این اعترافات نشان می دهد که هسته ی کودتایی-مافیایی قدرت از مدت ها قبل از آغاز رقابت های انتخاباتی ،رأی آوردن هر کس غیر از آقای احمدی نژاد را به عنوان &ldquo;توطئه&rdquo; و بخشی از &ldquo;پروژه براندازی دشمن&rdquo; تلقی می کرد و همه کوشش های خود را به منظور مختل سازی ستاد انتخاباتی رقبا با سوء استفاده از امکانات نظامی و امنیتی به کار گرفته بود. ریشه های حادثه آفرینی،بازداشت، سرکوب و ترور معترضان انتخاباتی را نیز باید در همان نگاه و عملکرد نظامی-امنیتی دید که جایگاه مستقلی جز&rdquo;دشمن&rdquo;برای سیاست&zwnj;ورزان مستقل و منتقد و رقبای انتخاباتی نمی دید و نمی&zwnj;بیند. این سخنرانی گواه روشن ادعای اصلاح طلبان است که از سالها قبل می&zwnj;گفتند یک هسته ی ضد اصلاحاتی تشکیل شده است که متأسفانه به نام کل نظام سخن می گوید وعملیات نظامی،اطلاعاتی ،امنیتی علیه پاک ترین و خدوم ترین فرزندان ایران و اسلام را به نام &laquo;دفاع ازجمهوری اسلامی&raquo;توجیه می کند.همین گروه کودتاگر با استفاده از روش &ldquo;فرار به جلو&rdquo; ادعا می کرد که &ldquo;کمیته ایکس&rdquo;موهومی در درون اصلاح طلبان وجود دارد که منشأ &ldquo;فتنه&rdquo; در کشوراست. بازجو ها نیز برای اثبات چنین گروهی تلاش زیادی کردند اما به طورکامل ناکام ماندند. با اعترافات آقای مشفق معلوم شد &ldquo;کمیته x &rdquo; را جناح حاکم تشکیل داده است.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;نقل از متن کیفرخواست متهمان فعالان انتخاباتی منتقد یکه سالاری.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">نقل از متن کیفرخواست.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;متن کیفرخواستی که زیر نظر آقای مرتضوی تهیه شد، پس از این که اعلام می&zwnj;کند &laquo;پروژه شکست خورده کودتای مخملی ایران&raquo; با &laquo;هوشیاری مردم بیدار و همیشه در صحنه و برخورد قاطع و به موقع دستگاه&zwnj;های انتظامی و امنیتی کشورمان سرکوب گردید&raquo;، از قول &ldquo;یک جاسوس بازداشت شده&rdquo; می&zwnj;&zwnj;آورد: &laquo;نکته قابل توجه اینکه همان متون آموزشی که در صربستان مورد استفاده قرار گرفته، به فارسی ترجمه شده و با تغییرات کمی در ایران مورد استفاده قرار گرفته است&raquo;. سپس از قول دادستان تهران می&zwnj;افزاید: &laquo;لازم است در این جا به نکته مهمی در محضر دادگاه اشاره نمایم و آن این است که فیلم آموزشی کودتای مخملی صربستان که به فارسی ترجمه گردید، توسط فردی به نام نادر صدیقی ویراستاری و با صدای وی روایت شده است. این فرد کسی است که اولین بار آقای کیان تاجبخش را به آقایان حجاریان و تاج&zwnj;زاده معرفی می&zwnj;نماید.&raquo; تارنمای &laquo;رجانیوز&raquo; نیز در یادداشتی تحت عنوان &laquo;نادر صدیقی کیست&raquo;، اعلام کرد: &laquo;نکته مهم در ارتباط نزدیک وی با بنیاد سوروس (osi) آنجاست که در فیلمی با عنوان آموزش کودتای مخملی صربستان که به فارسی برای آموزش ترجمه گردیده، نادر صدیقی علاوه بر نوشتن متن و ویراستاری،&zwnj; تهیه کنندگی و گویندگی آن را به عهده داشته است&hellip; به نظر می&zwnj;رسد وی عامل اصلی بنیاد سوروس در ایران باشد.&raquo; بنیان کشف بزرگ تاریخی حزب پادگانی که نظام جمهوری اسلامی ایران را تا حد رژیم &ldquo;میلوسویچ&rdquo; جلاد مسلمانان بالکان تنزل داد، هنگامی فرو می&zwnj;ریزد که توجه کنیم آقای نادر صدیقی دوست آقای حجاریان و من با آقای نادر صدیقی ویراستار و گوینده و تهیه کننده آن فیلم دو نفر هستند و هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. آقای نادر صدیقی اول از نویسندگان و روزنامه نگاران فاضلی است که من در سالیان گذشته چند مقاله مشترک با وی نوشته و منتشر کرده&zwnj;ام. آقای نادر صدیقی دوم مستندسازی است که از سالیان پیش در آمریکا به سر می برد و با صدای آمریکا (VOA) همکاری می کند و هیچ ارتباطی با آقای حجاریان و من ندارد. به این ترتیب تشابه اسمی دو نفر موجب شد کیفرخواست نویسان تشابه بسیار زیاد انقلاب مخملی صربستان را با جنبش سبز ایران نتیجه بگیرند! البته آنچه تعجب مرا بیشتر برمی&zwnj;انگیزد، دفاع غیر مستقیم آقای احمدی نژاد و حزب پادگانی از &ldquo;هیتلر&rdquo; و &ldquo;میلوسویچ&rdquo; است که اولی &ldquo;هولوکاست&rdquo; را در نیمه اول قرن بیستم آفرید و دومی بزرگترین نسل کشی در اروپا را در نیمه دوم آن قرن مرتکب شد.نمی دانم آیا در پس دفاع از این &ldquo;نسل کشی&zwnj;ها&rdquo; فکر شومی برای آینده ایران وجود دارد به ویژه آنکه آقای پناهیان در نیمه شعبان امسال درسیمای جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام کرد که می توان برای حفظ نظام ،نیمی از مردم را کشت؟در هر حال حزب پادگانی و سخنگویش باید به صورت شفاف پاسخ دهد که چرا از همه رهبران اروپا فقط از دو نسل&zwnj;کش دفاع می کند؟</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;نفرت مردم از &ldquo;میلوسویچ&rdquo; به حدی بود که وقتی او به دادگاه جنایات جنگی لاهه سپرده شد و در مارس ۲۰۰۶ در زندان جان سپرد، هیچ یک از مسلمانان بوسنی و شبه جزیره بالکان برای او اشکی نریختند و بر گور او فاتحه&zwnj;ای نخواندند.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;هنگامی که آقای کروبی در مناظره خود به نمونه کوچکی از اظهارات کارشناس امنیتی اسرائیلی درباره علل رجحان رییس دولت نهم برای پیشبرد منافع جنگ&zwnj;طلبان صهیونیست اشاره کرد، آقای احمدی نژاد نتوانست پاسخی بدهد و تنها به گفتن این&zwnj;که امام خمینی اسرائیل را نجس می&zwnj;دانست، اکتفا کرد.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;اکثر بیانیه&zwnj;هایی که با لحن هوادارانه از جنبش سبز از جانب بعضی مقامات غربی صادر شد، مربوط به وقایع بعد از انتخابات بود و تنها پس از آن&zwnj;که جنبش سبز توانست افکار عمومی داخلی و بین&zwnj;المللی را به تسخیر خود درآورد، همان مقامات کشورهای غربی که روزگاری همتایانشان در مقطع انقلاب اسلامی، امام خمینی را &laquo;گاندی قرن بیستم&raquo; و &laquo;مدافع حقوق بشر&raquo; خوانده بودند، تحت فشار یا برای همسویی با افکار عمومی ملت&zwnj;های خود چندکلامی در تأیید جنبش سبز به زبان آورند. یعنی اگر &laquo;آندریویانگ&raquo;، رییس وقت هیئت نمایندگی آمریکا در سازمان ملل متحد می&zwnj;گفت: &laquo;نهضت خمینی، آرمان&zwnj;های انقلاب ایران همان آرمان&zwnj;های نهضت&zwnj;های جهانی حقوق بشر است&raquo; و اگر &laquo;ویلیام سالیوان&raquo; سفیر آمریکا در ایران می&zwnj;&zwnj;گفت: &laquo;آیت&zwnj;الله خمینی ایفای نقشی را همانند گاندی بر عهده خواهد گرفت&raquo; و اگر &laquo;جیمی کارتر&raquo; در نامه محرمانه به وزیر خارجه خود از رهبر فقید انقلاب تجلیل کرد (مجلدات هشتم تا دهم اسناد لانه جاسوسی، چاپ جدید) جای تعجب ندارد که جنبش سبز مردمی نیز در ادامه آرمان&zwnj;های آزادی خواهانه انقلاب اسلامی، همان محبوبیتی را در افکار عمومی غرب کسب کند که روزگاری نه چندان دور، یعنی در آن ایامی که واژگان دموکراسی، حقوق بشر، حقوق اقلیت&zwnj;ها، آزادی مطبوعات، انتخابات آزاد، حق تعیین سرنوشت نسل جدید به دست همان نسل و آزادی احزاب گفتمان اصلی بنیانگذار جمهوری اسلامی بود، افتخار آن نصیب انقلاب اسلامی شده بود.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;تفاوت زیادی بین سخنان &laquo;ریچارد فالک&raquo; استاد دانشگاه وکارشناس مسائل خاورمیانه که روزگاری در &laquo;نیویورک تایمز&raquo; به دفاع از انقلاب اسلامی و امام خمینی می&zwnj;نوشت: &laquo;بسیارند کسانی که از این انقلاب به عنوان زیباترین لحظه تاریخ اسلام نام می&zwnj;برند، زیرا این انقلابی است که توانسته است سرمشق تازه&zwnj;ای از یک انقلاب صلح&zwnj;جویانه و بی خونریزی ارائه کند و درآینده نیز مسلماً خواهد توانست نمونه ای از یک حکومت کاملا انسانی که خود ما هم بدان احتیاج مبرم داریم، &zwnj;به کشورهای جهان سوم عرضه کند&raquo;و اظهار نظرکارشناس امروزی خاورمیانه &laquo;دانیل پایپ&raquo; از ستون نگاران روزنامه افراطی &laquo;جروزالم پست&raquo; اسرائیل و رییس اتاق فکر خاورمیانه در آمریکا وجود داردکه می&zwnj;گوید: &laquo;اگر در انتخابات ریاست جمهوری حق رأی داشتم به احمدی نژاد رأی می&zwnj;دادم&raquo;. وی در سخنرانی خود در بنیاد &laquo;هریتیج&raquo; استدلال می&zwnj;کند که از نظر او آقای احمدی نژاد دشمنی است که به کمک بیانات عجیب و غریب او به راحتی می&zwnj;توان افکار عمومی غرب را علیه ایران بسیج کرد و جمهوری اسلامی ایران را شیطان جلوه داد.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;صحیفه نور، جلد ۱۲، ص ۱۸۱٫</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;نوار سخنرانی توجیهی آقای مشفق درباره اقدام&zwnj;های بخش اطلاعات سپاه در انتخابات ریاست جمهوری دهم نامه های شکایت آمیز مهندس موسوی و آقای کروبی و دیگر اصلاح&zwnj;طلبان را ثابت می&zwnj;کند که بیش از برگزاری انتخابات هشدار می&zwnj;دادند &ldquo;نظامیان&rdquo; به صورت گسترده و موثری در انتخابات دخالت می&zwnj;کنند. جالب آنکه سردار مشفق گناه نابخشودنی احزاب اصلاح&zwnj;طلب را این می&zwnj;داند که از دو سال پیش برای انتخابات برنامه ریختند تا آقای احمدی&zwnj;نژاد را شکست دهند. در عین حال با افتخار از اقدام&zwnj;های &ldquo;ما&rdquo; یعنی هسته ی &ldquo;مافیایی-کودتایی&rdquo; قدرت در انتخابات سخن می&zwnj;گوید که چگونه کوشیدندآقای احمدی&zwnj;&zwnj;نژاد را باردیگربه ریاست جمهوری برسانند و رقبای او را یکی پس از دیگری حذف کنند. نظامیان مداخله&zwnj;کننده در امر انتخابات تلاش احزاب قانونی برای پیروزی در انتخابات و کنار زدن رقیب &ldquo;توطئه&rdquo;، &ldquo;براندازی&rdquo; و &ldquo;انقلاب مخملی&rdquo; و در نهایت &ldquo;کودتای مخملی&rdquo; می خوانند ولی اقدام&zwnj;های غیر قانونی حزب پادگانی را که فقط ریاست جمهوری را نشانه نگرفته است بلکه از هم اکنون به فکر تعیین رهبر آینده کشور نیز هست عین قانونگرایی و مصلحت&zwnj;اندیشی می نامند و &ldquo;کودتا &ldquo;نمی خوانند!به نظرمن هیچ سند دیگری نمی تواند روشن&zwnj;تر از سخنان آقای مشفق دخالت یک هسته کودتایی-مافیایی را در انتخابات نشان دهد. وقتی تلاش احزاب قانونی برای پیروزی در انتخابات &ldquo;براندازی&rdquo; و &ldquo;توطئه&rdquo; تلقی می&zwnj;شود، طبیعی است که از سه روز قبل از انتخابات احکام دستگیری فعالان انتخاباتی منتقد یکه سالاری صادر شود. جالب آن که پس از سرکوب خونین اجتماعات مردمی، توجیه روحانیون و دیگر نخبگان جامعه درباره سلامت و قانونی بودن انتخابات و عملکرد سرکوبگران و نیز نقد و نفی عملکرد اصلاح طلبان و تحلیل حوادث قبل و بعد ازآن به عهده صاحب منصبان نظامی و اطلاعاتی گذاشته شده است!؟</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;صحیفه نور، جلد ۹، ص ۱۲۱٫</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;حسن ظن رهبر فقید انقلاب به مردم و سوء ظن وی را به دخالت نظامیان مشاهده فرمایید:&laquo; برنامه ما این است که رجوع کنیم به آراى عمومى، به آراى مردم. قواى انتظامى را کنار بگذاریم؛ خود مردم را، محول کنیم تنظیم انتخابات را به دست خود جوانهاى مردم. در هر شهرى جوانها خودشان؛ که قواى انتظامى، شهربانى، شهردارى همه کنار بروند. آن کسى که دخالت مى&rlm;خواهد بکند براى حفظ صندوق آرا و امثال ذلک، خود ملت باشد. در هر شهرى به حَسَب اقتضاى آن شهر عده&rlm;اى را معتمدین آن شهر، مطلعین و دلسوزهاى براى مملکت، عده&rlm;اى را تعیین کنند که نظارت کنند در این. حفاظت کنند این صندوقها را و نظارت کنند آرا را. &raquo; (صحیفه نور ،جلد۵ ،ص ۳۲۲).</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;بعضی بازجوها در مراحل اولیه بازداشت فعالان انتخاباتی، تصور چندان روشنی از آنچه ابتدا &laquo;انقلاب مخملی&raquo; و سپس &laquo;کودتای مخملی&raquo; نامیدند نداشتند و از متهمان می&zwnj;خواستند مشخصات آن را تعریف کنند.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;مدتی پس از آن که در جواب سؤال بازجوی سوم خود، هفت صفحه درباره تخلف ها و تقلب های آقای جنتی و حامیانش در انتخابات گوناگون، از ریاست جمهوری هفتم در دوم خرداد ۷۶ تا ریاست جمهوری دهم نوشتم، بازجوی ششم در نقد سخنانم و از قول مقام رهبری گفت: &rdquo; آقای جنتی دین خود را به دنیای دیگران نمی فروشد&rdquo;. به او توضیح دادم که اتفاقاً من از چنین آدمی بیشتر می&zwnj;ترسم تا کسی که مثلاً به خاطر پول تخلف یا تقلب کند. علت نگرانی من آن است که &ldquo;دین آقای جنتی به او حکم می&zwnj;کند که به هر قیمت از ورود مخالفان خود که آنان را مخالف اسلام و انقلاب ونظام می&zwnj;داند جلوگیری کند. کما اینکه در جریان انتخابات مجلس ششم،&rdquo; من خود به چشم خویشتن دیدم تخلف می&zwnj;کند!&rdquo; بنابراین من هم قبول دارم که آقای جنتی آن هم در این سن و سال دین خود را به دنیای دیگران نمی فروشد اما چه کنم که طبق دین او منتقدان و مخالفان یکه سالاری نه تنها صلاحیت ورود به حکومت را ندارند ، بلکه باید مجازات شوند.&rdquo; چندی بعد شنیدم که آقای جنتی در خطبه های نماز جمعه آذرماه۸۸، البته بدون اینکه اسم ببرد، خواهان محاکمه و اعدام من شد! سپس توضیح دادم عقل سلیم و تجربه بشری حکم می&zwnj;کند برای پرهیز از مقام تهمت، ناظران و مجریان انتخابات یا کاملاً بیطرف انتخاب شوند، چون نقش داوری در انتخابات را ایفا می کنند یا هیات های اجرایی و نظارتی با حضور نمایندگان همه نامزدها و گرایش ها تشکیل شوند تا هیچ کس نتواند &ndash; چه از روی اعتقاد و چه غیر آن- در انتخابات تخلف و تقلب کند. اصرار استبدادطلبان برای یکدست کردن ناظران و مجریان انتخابات که همگی خواهان جلوگیری از پیروزی منتقدان وضع موجود و تک صدا شدن حکومت و جامعه هستند ودلایل آن را سردار مشفق بیان کرده، موضع تهمت آلودی است که طبق آموزه&zwnj;های اسلامی باید از آن دوری جست مگر آنکه قصد دیگری جز بر پایی انتخابات سالم درکار باشدکه اعترافات آقای مشفق نشان داد که قصد دیگری در کار بوده است!</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;ریشه وقایع پس از انتخابات را باید در بی اعتقادی یکه&zwnj;سالارانه به حقوق و آزادی شهروندان و رأی و انتخابات آزاد مردم جستجو کرد و در این حقیقت آشکار دید که اقتدارگرایان به جای توسل به شیوه سخنگویی امام با مردم، از سبک آقایان جنتی و مصباح بهره بردند. یعنی به جای تشکر زبانی و عملی از اکثریت و اقلیت رأی دهنده و تلاش برای رسیدگی بی طرفانه به شکایات طرفین، کوشیدند رأی یک طرف را رأی به اسلام و انقلاب و نظام و امام بخوانند و رأی طرف دیگر را به بلندگوهای امریکایی و صهیونیستی نسبت دهند تا همان رفتار دولت های امریکا و اسرائیل با مردم منطقه را اینان با ملت خود انجام دهند و عدم رسیدگی به شکایات نامزدها و سرکوب خونین هر اعتراض مردمی توجیه اسلامی و انقلابی پیدا کند.رفتار حزب حاکم در یک سال گذشته نشان می دهد که نام&rdquo;مخملی&rdquo; و&rdquo;رنگی&rdquo;(چه انقلاب و چه کودتای آن) و دیگر عناوینی مانند&rdquo;براندازی نرم&rdquo;یا&rdquo;براندازی قانونی&rdquo; اسم رمز تلاش برای تحقق تک صدایی و نقض حقوق شهروندی است. به باور من هرگاه در تبلیغات رسمی از این عناوین استفاده شود باید منتظر بود آزادی مطبوعات ،احزاب ،تجمعات ،انتخابات و &hellip; محدود تر شود. بارها گفته ام که هدف اصلی حزب پادگانی از شعارهای رادیکال علیه امریکا و اسرائیل آن است که منتقدان و مخالفان تک صدایی را در ایران به همسویی امریکا و حتی اسرائیل متهم کند تا سرکوب و نقض حقوقشان توجیه &ldquo;انقلابی&rdquo; و &ldquo;اسلامی&rdquo; بیابد. به بیان روشن هدف اسرائیل ستیزی احمدی نژاد، درحقیقت اسرائیلی نمایی منتقدان است تا علیه آنان همانگونه رفتار کند که دولت اسرائیل با اعراب عمل می&zwnj;کند.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;معنای دقیق دو اتهام &ldquo;اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق شرکت در جلسات حزبی و صدور بیانیه&zwnj;های تحریک&zwnj;آمیز&rdquo; و &ldquo;فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی&rdquo; را که به علت مرتکب شدن آنها به شش سال زندان و ده سال محرومیت از فعالیت های حزبی و مطبوعاتی محکوم شده ام، زمانی به طور کامل درک کردم که اولین بازجویم مرا مورد سؤال و شماتت قرار داد که &ldquo;تو چرا دفتر تحکیم وحدت را به انتخابات وارد کردی؟&rdquo; وقتی جواب دادم فکر می&zwnj;کردم به علت این&zwnj;که آن تشکل مؤثر دانشجویی را به تغییر مشی سالیان اخیر خود در زمینه تحریم انتخابات تشویق کرده&zwnj;ام، شایسته تقدیرم. نمی&zwnj;دانستم اقدام فوق جرم است، به ویژه آنکه سیاست&zwnj;های اعلامی نظام همواره افزایش مشارکت مردمی در انتخابات بوده است و تلاش&zwnj;های من باید در آن جهت ارزیابی شود، اگرچه ما هم مانند سایر فعالان انتخاباتی در پی پیروزی نامزد خود بودیم. وی با لحن خشنی گفت خیر! همان سیاست تحریم به سود نظام است. زیرا در آن صورت یک بار اطلاعیه می&zwnj;دهند که ما در انتخابات شرکت نمی&zwnj;کنیم و مسأله تمام می&zwnj;شود. اما آنان را وارد انتخابات کردید تا پس از برگزاری انتخابات، عقبه خوبی برای برپایی اجتماعات اعتراضی و در واقع تحقق انقلاب مخملی داشته باشید. وی سپس صریحاً گفت عدم شرکت خود شما نیز در انتخابات برای &ldquo;نظام&rdquo; بهتر است تا این&zwnj;که مشارکت کنید و سپس بلوا راه بیندازید. منظور او را وقتی فهمیدم که از انفرادی خارج شدم. &ldquo;بلوا&rdquo; نام اجتماع آرام و تاریخ ساز مردم در ۲۵ خرداد ۸۸ بود. جالب آن که سنگین&zwnj;ترین احکام قضایی علیه اعضای دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تحکیم زمانی صادر شد که آنان تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت کنند. در دوره های قبل که دفتر تحکیم وحدت انتخابات را تحریم می کرد، حکم سنگینی علیه هیچ یک از اعضای آنان صادر نشد!</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;صحیفه نور، جلد۱۲، ص ۱۸۳٫</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;تجربه نشان داده بدترین حالت در برگزاری یک انتخابات آن است که مجریان یا ناظران نه فقط تخلف و تقلب را &ldquo;حق&rdquo; خود بدانند، بلکه بر اساس اعتقاداتشان آن را &ldquo;تکلیف&rdquo; خود بدانند که به هر شکل ممکن از راهیابی مخالفان که آنان را مخالفان اسلام می خوانند به نهادهای انتخابی، مانند مجلس یا ریاست جمهوری جلوگیری کنند. به همین دلیل می&zwnj;پرسم آیا برگزاری انتخابات با مجریان و ناظرانی با چنین اعتقادی برانگیزنده نگرانی به حق رأی دهندگان درباره سلامت انتخابات نیست؟</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;رفتار و سخنان آقای احمدی نژاد در مناظره با مهندس موسوی آنقدر دور از انتظار،سخیف و التهاب آور بود که با اعتراض بسیاری از اصولگراها مواجه شد. دو نمونه آشکار آن انتقادهای صریح آقایان اکبر پرورش و علی مطهری از سخنان رییس دولت نهم در مناظره مذکور است (وِیژه نامه همشهری، گذر از فتنه، خرداد ۸۹) . شعار&rdquo;دزدگیر ۸۸&Prime; و سخنان تحریک کننده امثال آقای حسین شریعتمدار به این التهاب دامن زد. اگر واقعاً اصلاح طلبان قصد داشتند انقلاب مخملی راه بیندازند،&zwnj;این نحو سخن گفتن چه توجیهی داشت جز تلاش برنامه ریزی شده برای برپایی چند تظاهرات پراکنده و درگیری محدود پس از انتخابات تا حزب پادگانی بهانه سرکوب همه منتقدان و مخالفان یکصدا شدن حکومت و جامعه را به دست آورد. خوشبختانه راهپیمایی تاریخی مردم در ۲۵ خرداد ۸۸ طرح های حزب پادگانی را به هم زد.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;برای این که سستی &ldquo;اسناد و اطلاعات&rdquo;مورد ادعای مداخله گران غیرقانونی در امر انتخابات روشن شود و این که آنان براساس چه مستندات و تحلیل های موهوم و بعضا مضحک به مقامات عالی نظام گزارش دادند که &ldquo;از این به بعد کشور درگیر یک موضوعات امنیتی خواهد شد&rdquo;و حکم بازداشت فعالان ستاد های انتخاباتی آقایان موسوی و کروبی را سه روز قبل از انتخابات دریافت کردند و پس از ۲۲ خرداد نیز برپایه همان اسناد و اطلاعات بی پایه اجتماعات آرام و مسالمت آمیز مردم معترض را سرکوب کردند و کهریزکی کردن دانشجویان را به جمهوری اسلامی تحمیل کردند و آن همه فاجعه آفریدند،عبارات آقای مشفق را عیناً می آورم&rdquo;]وقتی قرار شد[ گروه ها و احزاب سیاسی]اصلاح طلب[ زیر لوای آقای موسوی خوئینی ها اداره کار را دردستشان بگیرند تا در انتخابات موفق شوند&hellip; خدمت بعضی مسئولین اعلام کردیم که از این به بعد کشور درگیر یک سری موضوعات امنیتی خواهد شد به دلیل عقبه ای که ما از آقای موسوی خوئینی ها خبر داریم. چون آقای موسوی خوئینی ها اساساً از ابتدای انقلاب تا به امروز تمام اقدامات و عملکردش مشکوک است&hellip;براساس اسناد و اطلاعاتی که در اختیار ماست،ایشان بی شک مرتبط با سرویس های جاسوسی بیگانه است.&rdquo;برای استحضار خوانندگان عرض می کنم که آیت الله موسوی خوئینی نایب رئیس مجلس،دادستان کل کشور و نماینده رهبری در امور حج و زیارت در دهه اول انقلاب بود و از اعضای بیت امام به شمار می رفت. اکنون دبیر مجمع روحانیون مبارز تهران است.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;خبر کذب بازداشت آقای رمضان&zwnj;زاده و من در شرایطی در روزنامه ایران ۲۳ خردادماه درج شد که شب قبل آن، مطبوعات مستقل یا حامی نامزدهای رقیب رییس دولت با تدابیر شدید امنیتی و حساسیت&zwnj;های فوق&zwnj;العاده روبرو و از چاپ تیترها و اخباری که حکایت از پیروزی نامزدشان داشت، منع شدند.به نظر من خبر کذب فوق برای ملتهب کردن فضا وزمینه سازی برای بازداشت فعالان انتخاباتی در روزنامه ایران درج شد.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;بازداشت فعالان انتخاباتی منتقد در روز ۲۳ خرداد چنان ناموجه بود که مجبور شدند اکثر بازداشت&zwnj;شدگان را روز یکشنبه ۲۴ خرداد آزاد کنند .البته پس از چند روز آنان را دوباره دستگیر کردند تا سناریوی سرکوب کامل شود.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;با اینکه یکسال از بازداشت فله&zwnj;ای و غیرقانونی بسیاری از فعالان انتخاباتی اصلاح طلب می&zwnj;گذرد، هنوز حتی یک سند محکمه پسند (به استثنای دریافت مبلغ ۵۱ میلیارد دلاری ادعای آقای جنتی) برای اثبات اینکه ستاد مرکزی مهندس موسوی یا ستادهای حامی او چنین پروژه&zwnj;ای را در دستور کار خود داشتند، به دست نیامده است و هرگز نیز به دست نخواهد آمد، زیرا پروژه&rdquo; کودتای مخملی&rdquo; افسانه ای است که انسدادطلبان برای پوشاندن کودتای واقعی انتخاباتی ساخته و پرداخته&zwnj;اند. سخنان آقای مشفق نشان می&zwnj;دهد که دست حزب پادگانی هنوز هم کاملاً خالی است.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;با وجود تلاش تبلیغاتی گسترده اقتدارگراها، افسانه انقلاب یا کودتای مخملی، افشاگر عجز آنان در ارائه اطلاعات صحیح و توجیهات معقول درباره سلامت و قانونی بودن انتخابات است. زیرا &laquo;حقّ دانستن مردم&raquo; که خواهان شفافیت و علنی شدن روند انتخابات به دور از نظارت استصوابی- نظامی هستند، به کمک یک افسانه موهوم نقض می&zwnj;شود و هر چه مردم بر حق مسلم خود بیشتر پافشاری کنند، پناه&zwnj;جویی استبدادطلبان به نیروی موهوم آن افسانه بیشتر می&zwnj;شود. روش غلط فوق زمینه&zwnj;ساز تحقق اهداف کسانی شده است که چشم به یک انقلاب مخملی طرفدار آمریکا دوخته&zwnj;اند و در این جهت بر جهل و ناشیگری اقتدارگراها حساب ویژه&zwnj;ای بازکرده&zwnj;اند. متأسفانه آرزوی آنان تاکنون بی&zwnj;نتیجه نمانده و اقبال قشرهایی از معترضان را به رسانه&zwnj;های فارسی زبان خارج از کشور در پی داشته است. اقبالی که محصول نیندیشیده (شاید هم اندیشیده!) سرکوب&zwnj;ها، فشارها و بگیر و ببندهای یکه&zwnj;سالاری و محدودیت&zwnj;های روزافزون آنان علیه احزاب و مطبوعات و انتخابات آزاد است.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;رفتار سخنگوی حزب پادگانی را با اصلاح&zwnj;طلبان پس از دوم خرداد ۷۶ مقایسه کنید. آقای خاتمی پرچمدار جنبش اصلاحی شعار مرسوم &ldquo;مخالفت با رییس&zwnj;جمهور، دشمنی با پیغمبر است&rdquo; را به شعار &ldquo;زنده باد مخالف من&rdquo; تبدیل کرد و یکی از آزادترین دوره های مطبوعاتی، حزبی و انتخاباتی را در هشت سال ریاست جمهوری خود به نمایش گذاشت. او به پایگاه مردمی خود واقف بود، به دموکراسی و حقوق رقبا باور داشت و می&zwnj;دانست پیشرفت کشور منوط به تأمین حقوق شهروندان و آزادی منتقدان و مخالفان است. در مقابل آقای احمدی&zwnj;نژاد پس از انتخابات نه تنها رقبا را تحقیر کرد، بلکه دولت او به محدود سازی آزادی&zwnj;ها و توقیف مطبوعات منتقد و انحلال احزاب مستقل و دستگیری وسیع معترضان پرداخت و سرکوب خونین شهروندان را عملاً تأیید کرد.اخیراً نیز خود او از &ldquo;نفی جناح بندی&rdquo;وضرورت &ldquo;نظام تک حزبی&rdquo;سخن می گوید تا شباهت کامل&rdquo;نظام ولایی&rdquo;مورد نظر او با رژیم های کمونیستی غیر دموکراتیک و ضد حقوق بشر کاملاً روشن شود.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;در شفاف&zwnj;ترین انتخابات تاریخ فلسطین که زیر فشار و نظارت بین&zwnj;المللی برگزار شد، گروهی مانند حماس از دل صندوق&zwnj;ها برآمد و به این نگرانی محافل افراطی آمریکا دامن زد که اگر در خاورمیانه انتخابات آزاد برگزار شود و دیکتاتور&zwnj;ها تن به انتخابات شفاف و رقابت منصفانه دهند، از دل صندو&zwnj;ق&zwnj;ها معمولا اسامی نامزدهای جنبش&zwnj;های اسلا&zwnj;م&zwnj;گرا (دموکرات یا تمامیت&zwnj;خواه) بیرون خواهند آمد. به بیان دیگر حتی در صورت ورود مخملی&zwnj;ها به عرصه رقابت و در صورت نظارت بین&zwnj;المللی و شفافیت و آزادی کامل انتخابات نیز، باز هم جنبش&zwnj;های اسلامی به دلیل نفوذی که بر قشرهای مختلف جامعه دارند، از شانس بالای انتخاب شدن برخوردارند. به رغم روند فوق حزب پادگانی باید توضیح دهد که چرا در این توهم به سر می برد که نتیجه انتخابات آزاد در ایران شکست جریان اسلامی است؛ اگر حق با اقتدارگراها باشد و انتخابات کاملاً&zwnj; آزاد به شکست نامزدهای مسلمان می انجامد، آیا خود همین مسأله بیانگرآن نیست که عملکرد سی ساله جمهوری اسلامی آن قدر اشتباه بوده است که بر خلاف اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان مسلمانان در صورت برپایی انتخابات آزاد،جریان اسلامی از رقبای خود شکست خواهد&zwnj;خورد. ترس فوق اثبات می&zwnj;کند که سوءاستفاده از دین درسه دهه گذشته چه آثار ناگواری بر جا گذاشته است. چنانچه ادعا و نگرانی فوق دروغ باشد، باید گفت در انتخابات آزاد نامزدهای &ldquo;طالبانی- پادگانی&rdquo; شکست خواهند خورد، اما طرف پیروز یک جریان اسلامی اصلاح گرا و دموکرات خواهد بود. ولی به علت آنکه اقتداگراها خود را معادل اسلام و همه منتقدان خود را &ldquo;برانداز&rdquo; و&rdquo;محارب&rdquo; می خوانند ، نتیجه انتخابات آزاد را شکست نظام و رهبری می نامند. به همین دلیل از انتخابات آزاد گریزانند. در عین حال آن را برای فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان توصیه می کنند!</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;هنوز از انتخابات ریاست جمهوری دهم فاصله چندانی نگرفته&zwnj;ایم که حزب پادگانی خط و نشان&zwnj;های غلیظ&zwnj;تری نسبت به گذشته درباره انتخابات آتی ترسیم می&zwnj;کند و ترس واقعی خود را ازاین که در انتخابات قانونی و آزاد شکست خواهند خورد، به نمایش می گذارد. به همین دلیل به قابل قبول نبودن ادعای انقلاب مخملی نزد افکار عمومی کار ندارد. به بدنام شدن جمهوری اسلامی نیز نمی&zwnj;اندیشد و برای حفظ قدرت حاضر است تمام خطوط قرمز اعلامی خود را در مقابل دولت آمریکا نقض کند، اما حاضر نیست در برابر مردم و خواسته های به حق آنان دری بگشاید! نظرسنجی ایسپا در خرداد ماه ۱۳۸۹ می دهد که ۲/۶۵ درصد مردم معتقد به ادامه اعتراضات به نتایج انتخابات به صورت پنهانی هستند(سایت کلمه ، ۲/۵/۱۳۸۹)</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">&nbsp;طبق اعتراف آقای مرتضی نبوی در مصاحبه با روزنامه جوان، اکثریت اصولگراها رفتار خشونت&zwnj;آمیز و سرکوبگر یکسال اخیر را تأیید نمی کنند.</div>
<div style="text-align: justify;">بازگشت</div>
<div style="text-align: justify;">منبع:امروز</div>
</span></font>
<p>&nbsp;</p>
</span>]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حاشيه‌هایی درباره‌ی تقلب در انتخابات - ويديو</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/08/post_242.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22593</id>
   
   <published>2010-08-28T16:29:23Z</published>
   <updated>2010-08-28T16:30:48Z</updated>
   
   <summary></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="از یوتیوب" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<object width="480" height="385"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/HoMw65ECVrc?fs=1&amp;hl=en_GB"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/HoMw65ECVrc?fs=1&amp;hl=en_GB" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="480" height="385"></embed></object>

<object width="480" height="385"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/nA1fHoxTPPQ?fs=1&amp;hl=en_GB"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/nA1fHoxTPPQ?fs=1&amp;hl=en_GB" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="480" height="385"></embed></object>

<object width="480" height="385"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/Lo3cBbbnLZE?fs=1&amp;hl=en_GB"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/Lo3cBbbnLZE?fs=1&amp;hl=en_GB" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="480" height="385"></embed></object>

<object width="480" height="385"><param name="movie" value="http://www.youtube.com/v/kOT42kW4M0w?fs=1&amp;hl=en_GB"></param><param name="allowFullScreen" value="true"></param><param name="allowscriptaccess" value="always"></param><embed src="http://www.youtube.com/v/kOT42kW4M0w?fs=1&amp;hl=en_GB" type="application/x-shockwave-flash" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true" width="480" height="385"></embed></object>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>در دفاع از «تدبيرِ اعتراضِ» موسوی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/07/post_241.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22523</id>
   
   <published>2010-07-30T13:27:06Z</published>
   <updated>2010-07-30T13:29:52Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[(نقل از آواره بر فراز دریای مه) به نظرِ من ايرادِ اصلیِ&nbsp;نوشته&zwnj;یِ کاوه لاجوردی&nbsp;نه در تحليلِ او که در&nbsp;روی&zwnj;کردِ&nbsp;او به يک مسئله&zwnj;یِ سياسی ست. تبيينِ جای&zwnj;گزينِ او برایِ تبيينِ مبتنی-بر-تقلبِ رفتارهایِ حکومت البته تبييني ست (و شايد به&zwnj;راستی تبيينِ درستي...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">(نقل از <a target="_blank" href="http://seaoffog.blogfa.com/post-332.aspx">آواره بر فراز دریای مه</a>)<br />
<br />
به نظرِ من ايرادِ اصلیِ&nbsp;<a style="color: rgb(153, 153, 153); text-decoration: none; " href="http://kaavelajevardi.blogspot.com/2010/07/blog-post_27.html">نوشته&zwnj;یِ کاوه لاجوردی</a>&nbsp;نه در تحليلِ او که در&nbsp;<em>روی&zwnj;کردِ&nbsp;</em>او به يک مسئله&zwnj;یِ سياسی ست. تبيينِ جای&zwnj;گزينِ او برایِ تبيينِ مبتنی-بر-تقلبِ رفتارهایِ حکومت البته تبييني ست (و شايد به&zwnj;راستی تبيينِ درستي هم باشد)، اما برخلافِ ادعایِ او تبيينِ &laquo;بهتر&raquo;ي نيست؛ و لاجوردی هم نمی&zwnj;گويد که چرا در نظرِ او اين تبيين تبيينِ بهتري ست. تبيينِ بهتر، قاعدتاً، بايد بتواند از عهده&zwnj;یِ توضيحِ چيزهايي برآيد که تبيينِ ديگر از توضيحِ آن&zwnj;ها عاجز است. من نه&zwnj;تنها اين توانايی را در تبيينِ او نمی&zwnj;بينم، بل&zwnj;که تبيينِ او را در توضيحِ بسياري از چيزها ـ از رأیِ کم&zwnj;تر از آرایِ باطله&zwnj;یِ کروبی تا قطعِ سامانه&zwnj;یِ پيامِ کوتاه در نيمه&zwnj;شبِ پيش از انتخابات ـ بس کم&zwnj;توان&zwnj;تر از تبيينِ سبزها می&zwnj;يابم. درباره&zwnj;یِ تبيينِ او اين را نيز در نظر بايد داشت که&nbsp;<a style="color: rgb(153, 153, 153); text-decoration: none; " href="http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/06/090610_si_ir88_sepah_velvetrevolution.shtml">يک مقامِ ارشدِ سپاه</a>، دو روز پيش از انتخابات (و طبعاً پيش از کنفرانسِ مطبوعاتیِ موسوی)، هوادارانِ موسوی را به انقلابِ مخملی متهم کرد و تهديد کرد که هر حرکتي از سویِ آنان را در نطفه خفه خواهد کرد. حکومت، به گمانِ من، اگر تنها از انقلابِ مخملی می&zwnj;هراسيد و در تدارکِ يک تقلبِ گسترده نبود هرگز پيشاپيش ذهنِ مردم را به سمت&zwnj;وسویِ آن&zwnj;چه هنوز رخ نداده نمی&zwnj;کشاند. البته می&zwnj;توان جهانِ &laquo;ممکن&raquo;اي را در نظر آورد که همه&zwnj;یِ اين&zwnj;ها ـ حتا عدمِ وجودِ حتا يک رأیِ باطله در ده ميليون رأیِ شمرده&zwnj;شده ـ رخ دهد اما تقلبي رخ نداده باشد. اما تبيينِ لاجوردی در توضيحِ اين&zwnj;که چرا جهانِ موجود احتمالاً آن جهانِ ممکن است به هيچ&zwnj;رو تبيينِ توانايي نيست.<br />
<br />
</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">تشکيکِ لاجوردی در ادعایِ تقلب از چشم&zwnj;اندازِ يک ذهنِ سردِ منطقی کم&zwnj;وبيش پذيرفتنی ست، اما سياست&zwnj;ورزی در بنياد با وسواسِ جزئی&zwnj;نگرانه&zwnj;یِ چنين ذهني نمی&zwnj;خواند. حکومت&zwnj;هایِ ديکتاتوری همواره راهِ اطلاعِ مردم از کارهایِ خودِشان را سد می&zwnj;کنند، و از همين&zwnj;رو، کم&zwnj;تر ممکن است که کسي بتواند درباره&zwnj;یِ رفتارهایِ آن&zwnj;ها به يک داوریِ قطعی برسد. با قاعده&zwnj;یِ اخلاقیِ تلويحیِ لاجوردی ـ که به ما می&zwnj;گويد تا از کشفِ حقيقت&nbsp;<em>کاملاً مطمئن</em>&nbsp;نشده ايد به خيابان نريزيد ـ هيچ کنشِ اعتراضی&zwnj;اي هرگز نمی&zwnj;تواند شکل بگيرد، زيرا همواره راه&zwnj;يابیِ درصدي از خطا در داوریِ معترضان ممکن است. اما برایِ تغيير می&zwnj;بايد&nbsp;<em>کاري کرد</em>، و هيچ کاري بدونِ آن&zwnj;که تفسيري از واقعيتِ موجود داشته باشيم ممکن نيست. تفسيرِ مبتنی-بر-تقلب بارها بهتر از تفسيرِ لاجوردی&nbsp;<em>تماميتِ&nbsp;</em>آن&zwnj;چه بر ما گذشته (و بخشي از آن در<a style="color: rgb(153, 153, 153); text-decoration: none; " href="http://bahmanagha.blogspot.com/2010/07/blog-post_28.html">نوشته&zwnj;یِ آق&zwnj;بهمن</a>&nbsp;منعکس شده) را تبيين می&zwnj;کند، و از اين&zwnj;رو، &laquo;دعوت به شورشِ&raquo; موسوی، در باورِ من، دقيقاً نشانِ &laquo;مسئوليت&zwnj;شناسیِ&raquo; او و از چشم&zwnj;اندازِ کنشِ سياسی يک&zwnj;سره درست بوده است.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">از سویِ ديگر، در اين&zwnj;ميان يک نکته اغلب از ياد برده می&zwnj;شود:&nbsp;<a style="color: rgb(153, 153, 153); text-decoration: none; " href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84_%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A8_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_(%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B8)">دلايلِ سبزها</a>&nbsp;حتا اگر برایِ اثباتِ&nbsp;<em>وقوعِ قطعیِ&nbsp;</em>کودتایِ انتخاباتی ـ يعنی تقلب در حد و اندازه&zwnj;یِ ساقط کردنِ دولتِ قانونیِ ميرحسينِ موسوی ـ کافی نباشد،&nbsp;<em>زمينه&zwnj;چينیِ</em>&nbsp;حاکميت برایِ يک کودتایِ انتخاباتی و فراهم آوردنِ امکانِ وقوعِ آن را به&zwnj;خوبی اثبات می&zwnj;کند؛ و همين برایِ اثباتِ مخدوش بودنِ بنيادیِ انتخابات و بنابراين قانونی نبودنِ دولتِ کنونی کافی ست. به بيانِ ديگر، جنبشِ سبز برایِ اثباتِ قانونی نبودنِ دولتِ کنونی به هيچ&zwnj;رو نيازي به اثباتِ اين&zwnj;که اکثريتِ مردم به موسوی رأی داده اند ندارد: کافی ست نشان دهد که به دليلِ نقضِ گسترده&zwnj;یِ قانونِ انتخابات اساساً&nbsp;<em>انتخاباتي&nbsp;</em>در کار نبوده است.<br />
<br />
</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">بندِ آخرِ نوشته&zwnj;یِ لاجوردی، اما، پيش&zwnj;فرضي اخلاقی را در خود پنهان کرده است که من به هيچ&zwnj;رو به آن باور ندارم: هيچ&zwnj;کس مسئولِ&nbsp;<em>تمامیِ&nbsp;</em>پيامدهایِ آن&zwnj;چه می&zwnj;کند نيست. دليل&zwnj;آوریِ لاجوردی به آن می&zwnj;ماند که بگوييم در تاريخِ پس از انقلاب جناياتِ گوناگون صورت گرفته است، و&nbsp;<em>بنابراين</em>، مبارزانِ پيش از انقلاب سهمِ عمده&zwnj;اي در اين جنايات دارند. طرفدارانِ تيمي اگر چنان می&zwnj;کنند، اين هرگز تقصيري را متوجهِ موسوی نمی&zwnj;کند ـ زيرا آن&zwnj;چه در انتخاباتِ ايران رخ داده و دلايلي که سبزها برایِ اثباتِ تقلب پيش کشيده اند کم&zwnj;ترين شباهتي به آن&zwnj;چه در نظرسنجیِ پيامکی رخ داده و دليل&zwnj;آوریِ هوادارانِ آن تيم ندارد. نمی&zwnj;توان پاره&zwnj;اي از تماميتِ يک ماجرا را جدا کرد و با اثباتِ همسانیِ آن پاره با پاره&zwnj;اي از يک ماجرایِ ديگر چيزي را درباره&zwnj;یِ کليتِ آن دو ماجرا اثبات کرد ـ همچنان&zwnj;که نمی&zwnj;توان با صرفِ استناد به پاره&zwnj;اي پی&zwnj;آمدهایِ ناخوش&zwnj;آيندِ يک کار &laquo;بد&raquo; بودنِ آن را نشان داد.<br />
<br />
</div>
<div style="direction: rtl;text-align: justify; ">آن&zwnj;چه می&zwnj;ماند پرسشي ست که لاجوردی در آغازِ نوشتارش پيش می&zwnj;کشد: &laquo;موسوی بر پايه&zwnj;یِ کدام اطلاعات اين را گفت؟&raquo; من البته پاسخي برایِ اين پرسش ندارم. اما داوریِ لاجوردی درباره&zwnj;یِ &laquo;بسيار بد&raquo; بودنِ کارِ موسوی خود بر اين پيش&zwnj;فرض که موسوی اطلاعاتي&nbsp;<em>نداشته است</em>&nbsp;مبتنی ست، و درستیِ اين فرض نيز بر من آشکار نيست. گذشته از اين&zwnj;که چه&zwnj;بسا موسوی از راهي که هنوز نمی&zwnj;دانيم همان شب از وقوعِ يک کودتایِ انتخاباتی اطمينان يافته است، اين را از نظر دور نبايد داشت که خبرگزاری&zwnj;هایِ هوادارِ دولت نيز آن شب از پيروزیِ احمدی&zwnj;نژاد خبر داده بودند، و کنفرانسِ مطبوعاتیِ موسوی را بدونِ توجه به بسترِ آن نمی&zwnj;توان تحليل کرد.</div>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>منشور حقوق بشر ميرحسين موسوی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/07/post_240.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22520</id>
   
   <published>2010-07-28T16:35:41Z</published>
   <updated>2010-07-28T17:37:14Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[تاريخ انتشار: ۲۷ اردی&zwnj;بهشت ۱۳۸۸ &zwnj;&zwnj;تضمین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;یکی &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;آرمان&zwnj;های &zwnj;&zwnj;اصلی &zwnj;&zwnj;انقلاب &zwnj;&zwnj;مشروطه &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;انقلاب &zwnj;&zwnj;شکوهمند &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;سال &zwnj;&zwnj;۱&zwnj;&zwnj;۳۵۷ بوده &zwnj;&zwnj;است. &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;طول &zwnj;&zwnj;تاریخ &zwnj;&zwnj;همواره &zwnj;&zwnj;مردمان &zwnj;&zwnj;صالح &zwnj;&zwnj;مُنادی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;بوده&zwnj;اند &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سرآمد...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="بیانیه‌های میرحسین موسوی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><u>تاريخ انتشار: ۲۷ اردی&zwnj;بهشت ۱۳۸۸</u></div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&zwnj;&zwnj;تضمین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;یکی &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;آرمان&zwnj;های &zwnj;&zwnj;اصلی &zwnj;&zwnj;انقلاب &zwnj;&zwnj;مشروطه &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;انقلاب &zwnj;&zwnj;شکوهمند &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;سال &zwnj;&zwnj;۱&zwnj;&zwnj;۳۵۷ بوده &zwnj;&zwnj;است. &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;طول &zwnj;&zwnj;تاریخ &zwnj;&zwnj;همواره &zwnj;&zwnj;مردمان &zwnj;&zwnj;صالح &zwnj;&zwnj;مُنادی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;بوده&zwnj;اند &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سرآمد &zwnj;&zwnj;همه &zwnj;&zwnj;آن &zwnj;&zwnj;صالحان &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;پاکان &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;زندگی &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;وقف &zwnj;&zwnj;تضمین &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;کرامت &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;کرده&zwnj;اند، &zwnj;&zwnj;پیامبران، &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;قامتی &zwnj;&zwnj;افراشته &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;ندایی &zwnj;&zwnj;دلنشین &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;پرطنین، &zwnj;&zwnj;تأثیری &zwnj;&zwnj;ماندگار &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;فراگیر &zwnj;&zwnj;داشته&zwnj;اند. &zwnj;&zwnj;انقلاب &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;مرحله&zwnj;ای &zwnj;&zwnj;مهم &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;حرکت &zwnj;&zwnj;آزادی&zwnj;خواهانه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;ساکنان &zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;مرز &zwnj;&zwnj;بوم &zwnj;&zwnj;کهن &zwnj;&zwnj;است &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;جمله&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;حرکت&zwnj;هایی &zwnj;&zwnj;است &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;اتکا &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;تعالیم &zwnj;&zwnj;معنوی &zwnj;&zwnj;دین &zwnj;&zwnj;راه &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;باز &zwnj;&zwnj;کرد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;پیش &zwnj;&zwnj;رفت. حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;مضمون &zwnj;&zwnj;تازهای &zwnj;&zwnj;نیست، &zwnj;&zwnj;اولین &zwnj;&zwnj;اعلامیه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;کورش &zwnj;&zwnj;پادشاه &zwnj;&zwnj;نامدار &zwnj;&zwnj;ایرانی &zwnj;&zwnj;نسبت &zwnj;&zwnj;می&zwnj;دهند &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;قرآن &zwnj;&zwnj;ذوالقرنین &zwnj;&zwnj;لقب &zwnj;&zwnj;گرفته &zwnj;&zwnj;است. &zwnj;&zwnj;منشور &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;کورش &zwnj;&zwnj;شهرت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اعتبار &zwnj;&zwnj;جهانی &zwnj;&zwnj;دارد. &zwnj;&zwnj;پس &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;آن، &zwnj;&zwnj;مضامین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;متون &zwnj;&zwnj;دینی &zwnj;&zwnj;اسلام &zwnj;&zwnj;انعکاس &zwnj;&zwnj;داشت، &zwnj;&zwnj;ایرانیان &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;ظلم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;استبداد &zwnj;&zwnj;ساسانیان &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;تنگ &zwnj;&zwnj;آمده &zwnj;&zwnj;بودند &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;جلب &zwnj;&zwnj;کرد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;تعالیم &zwnj;&zwnj;اسلام &zwnj;&zwnj;دل &zwnj;&zwnj;سپردند.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ایران &zwnj;&zwnj;معاصر &zwnj;&zwnj;ضمن &zwnj;&zwnj;اینکه &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;مضامین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;لحاظ &zwnj;&zwnj;تاریخ &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;هم &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;لحاظ &zwnj;&zwnj;آموزه&zwnj;های &zwnj;&zwnj;اسلامی &zwnj;&zwnj;آشناست، &zwnj;&zwnj;منشور &zwnj;&zwnj;ملل &zwnj;&zwnj;متحد، &zwnj;&zwnj;اعلامیه &zwnj;&zwnj;جهانی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر، &zwnj;&zwnj;میثاق &zwnj;&zwnj;بین&zwnj;المللی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;اقتصادی، &zwnj;&zwnj;اجتماعی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;فرهنگی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;میثاق &zwnj;&zwnj;بین&zwnj;المللی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;مدنی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سیاسی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;نیز &zwnj;&zwnj;رسما &zwnj;&zwnj;پذیرفته &zwnj;&zwnj;است. &zwnj;&zwnj;انقلاب &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;نه &zwnj;&zwnj;تنها &zwnj;&zwnj;موازین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشری &zwnj;&zwnj;بین&zwnj;المللی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;هرگز &zwnj;&zwnj;مردود &zwnj;&zwnj;نمی&zwnj;دانست، &zwnj;&zwnj;استقرار &zwnj;&zwnj;و تضمین &zwnj;&zwnj;آن &zwnj;&zwnj;موازین &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عنوان &zwnj;&zwnj;یکی &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;مهم&zwnj;ترین &zwnj;&zwnj;دستاوردهای &zwnj;&zwnj;بشری &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عنوان &zwnj;&zwnj;حاصل &zwnj;&zwnj;خرد &zwnj;&zwnj;جمعی &zwnj;&zwnj;همه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;انسان&zwnj;ها &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;قالب &zwnj;&zwnj;شعار &ldquo;آزادی&rdquo; &zwnj;&zwnj;مورد &zwnj;&zwnj;تأکید &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;داد. اکثریت &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;درستی &zwnj;&zwnj;باور &zwnj;&zwnj;داشتند &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر، &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;همان &zwnj;&zwnj;مفهوم &zwnj;&zwnj;جهانی &zwnj;&zwnj;خود، &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;هیچ &zwnj;&zwnj;وجهی &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;خدا &zwnj;&zwnj;پرستی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;پیروی &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;تعالیم &zwnj;&zwnj;معنوی &zwnj;&zwnj;اسلام &zwnj;&zwnj;تعارضی &zwnj;&zwnj;ندارد، &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;همین &zwnj;&zwnj;علت &zwnj;&zwnj;نیز &zwnj;&zwnj;به &ldquo;جمهوری &zwnj;&zwnj;اسلامی&rdquo; &zwnj;&zwnj;آری &zwnj;&zwnj;گفتند &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;نتیجه، &zwnj;&zwnj;موازین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشری &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;کنار &zwnj;&zwnj;موازین &zwnj;&zwnj;اسلامی &zwnj;&zwnj;وارد &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;اساسی &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;شد &zwnj;&zwnj;تا &ldquo;آزادی&rdquo; &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;پناه &ldquo;آموزه&zwnj;های &zwnj;&zwnj;معنوی &zwnj;&zwnj;اسلام&rdquo; &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;قالب &ldquo;جمهوری &zwnj;&zwnj;اسلامی&rdquo; &zwnj;&zwnj;بیش &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;هر &zwnj;&zwnj;جای &zwnj;&zwnj;دیگر &zwnj;&zwnj;دنیا &zwnj;&zwnj;مورد &zwnj;&zwnj;تضمین &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;گیرد.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;اسلام &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عنوان &zwnj;&zwnj;حقوقی &zwnj;&zwnj;خدادادی &zwnj;&zwnj;شناخته &zwnj;&zwnj;می&zwnj;شود &zwnj;&zwnj;بنابراین &zwnj;&zwnj;هیچ &zwnj;&zwnj;فرمانروا، &zwnj;&zwnj;دولت، &zwnj;&zwnj;مجلس &zwnj;&zwnj;یا &zwnj;&zwnj;قدرتی &zwnj;&zwnj;نمی&zwnj;تواند &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;هیچ &zwnj;&zwnj;طریق &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;سوی &zwnj;&zwnj;خداوند &zwnj;&zwnj;اعطا &zwnj;&zwnj;گردیده، &zwnj;&zwnj;محدود &zwnj;&zwnj;یا &zwnj;&zwnj;نقض &zwnj;&zwnj;کند &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;هیچ &zwnj;&zwnj;فردی &zwnj;&zwnj;نمی&zwnj;تواند &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;چشم&zwnj;&zwnj;&zwnj;پوشی &zwnj;&zwnj;نماید. &zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;عقیده &zwnj;&zwnj;در قرآن، &zwnj;&zwnj;در قالب &zwnj;&zwnj;کلمات &zwnj;&zwnj;ژرف &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آسمانی &ldquo;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;لقد &zwnj;&zwnj;کرمنا &zwnj;&zwnj;بنی &zwnj;&zwnj;آدم&rdquo; &zwnj;&zwnj;انعکاس &zwnj;&zwnj;یافته &zwnj;&zwnj;است. حقِ &ldquo;حیات&rdquo;، &ldquo;آزادی&rdquo;، &ldquo;مالکیت&rdquo;، &ldquo;امنیت&rdquo;، &ldquo;حقِ &zwnj;&zwnj;پی&zwnj;جویی &zwnj;&zwnj;رشد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سعادت&rdquo; &zwnj;&zwnj;و &ldquo;حقِ &zwnj;&zwnj;ایستادگی &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;برابر &zwnj;&zwnj;ستم&rdquo;، &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;طبیعی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سلب &zwnj;&zwnj;ناشدنی &zwnj;&zwnj;افراد اند. &zwnj;&zwnj;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">دولت &zwnj;&zwnj;وظیفه &zwnj;&zwnj;دارد &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;طریق &zwnj;&zwnj;ایجاد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;گسترش &zwnj;&zwnj;نهادهای &zwnj;&zwnj;لازم، &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;نحوی &zwnj;&zwnj;سازمان &zwnj;&zwnj;یافته &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مؤثر، &zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;مورد &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تضمین &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;دهد. رئیس &zwnj;&zwnj;جمهور &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;اساس &zwnj;&zwnj;سوگندی &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;یاد &zwnj;&zwnj;می&zwnj;کند، &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;جمله &zwnj;&zwnj;وظیفه &zwnj;&zwnj;دارد &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حرمت &zwnj;&zwnj;اشخاص &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;ملت &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;کند، &zwnj;&zwnj;پاسخگو &zwnj;&zwnj;باشد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;خودکامگی &zwnj;&zwnj;بپرهیزد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;قدرتی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;ملت &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عنوان &zwnj;&zwnj;امانتی &zwnj;&zwnj;مقدس &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;او &zwnj;&zwnj;سپرده، &zwnj;&zwnj;همچون &zwnj;&zwnj;امینی &zwnj;&zwnj;پارسا &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;فداکار &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;کار &zwnj;&zwnj;برد. &zwnj;&zwnj;من &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;اساس &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;بنا &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;اختیار &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تمایل &zwnj;&zwnj;قلبی &zwnj;&zwnj;خود، &zwnj;&zwnj;پیشاپیش &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;پیمان &zwnj;&zwnj;می&zwnj;بندم &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;چنانچه &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;تصدی &zwnj;&zwnj;مقام &zwnj;&zwnj;خطیر &zwnj;&zwnj;ریاست &zwnj;&zwnj;جمهوری &zwnj;&zwnj;مورد &zwnj;&zwnj;اعتماد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;اکثریت &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;گیرم:&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">استقرار &zwnj;&zwnj;حکومت &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عنوان &zwnj;&zwnj;شرط &zwnj;&zwnj;لازم &zwnj;&zwnj;تحقق &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;شهروندی، &zwnj;&zwnj;یکی &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;اهداف &zwnj;&zwnj;اصلی &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;دهم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اصلاحات &zwnj;&zwnj;حقوقی &zwnj;&zwnj;لازم &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عمل &zwnj;&zwnj;آورم &zwnj;&zwnj;تا &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;توسط &zwnj;&zwnj;همه &zwnj;&zwnj;مقامات &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سازمان&zwnj;های &zwnj;&zwnj;حکومتی &zwnj;&zwnj;مورد &zwnj;&zwnj;رعایت &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;گیرد، &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;استفاده &zwnj;&zwnj;ابزاری &zwnj;&zwnj;نشود &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;براساس &zwnj;&zwnj;تفسیرهایی &zwnj;&zwnj;سازگار &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;موازین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشری &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;اجرا &zwnj;&zwnj;درآید. از &zwnj;&zwnj;طریق &zwnj;&zwnj;ایجاد &zwnj;&zwnj;نهادهای &zwnj;&zwnj;مناسب، &zwnj;&zwnj;شرایطی &zwnj;&zwnj;فراهم &zwnj;&zwnj;آورم &zwnj;&zwnj;تا &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;وسیله&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;اعمال &zwnj;&zwnj;خشونت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;ناروا &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;موهن &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;نگیرد، &zwnj;&zwnj;خشونت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;بی&zwnj;عدالتی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تبعیض، &zwnj;&zwnj;قانونی &zwnj;&zwnj;نشود &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;موازین &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشری &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;وجدان &zwnj;&zwnj;جمعی &zwnj;&zwnj;جامعه &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;کنار &zwnj;&zwnj;آموزه&zwnj;های &zwnj;&zwnj;معنوی &zwnj;&zwnj;اسلام &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;وضع &zwnj;&zwnj;مقررات &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تهیه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;لوایح &zwnj;&zwnj;مد نظر &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;گیرد.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">حریم &zwnj;&zwnj;خصوصی &zwnj;&zwnj;افراد &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;محترم &zwnj;&zwnj;شمارم، &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;بیان &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اجتماعات &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;مورد &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;دهم، &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;طریق &zwnj;&zwnj;توسعه &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تقویت &zwnj;&zwnj;جامعه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;مدنی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;برگزاری &zwnj;&zwnj;انتخابات &zwnj;&zwnj;رقابتی، &zwnj;&zwnj;آزاد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;منصفانه &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;همچنین &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;مطبوعات &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;رسانه&zwnj;های &zwnj;&zwnj;مستقل &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;جلوگیری &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;سانسور، &zwnj;&zwnj;حق &zwnj;&zwnj;دسترسی &zwnj;&zwnj;آزاد &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;اطلاعات &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حق &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;تعیین &zwnj;&zwnj;سرنوشت &zwnj;&zwnj;خویش &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حق &zwnj;&zwnj;نظارت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مشارکت &zwnj;&zwnj;سیاسی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;تضمین &zwnj;&zwnj;کنم.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">امنیت &zwnj;&zwnj;تنها &zwnj;&zwnj;امنیتِ &zwnj;&zwnj;دولت &zwnj;&zwnj;نیست، &zwnj;&zwnj;امنیتِ &zwnj;&zwnj;انسانی &zwnj;&zwnj;است. &zwnj;&zwnj;امنیت &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;آحاد &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;برقرار &zwnj;&zwnj;سازم &zwnj;&zwnj;تا &zwnj;&zwnj;آزاد &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;ترس &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;رها &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;نیاز، &zwnj;&zwnj;تحت &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;زندگی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;فعالیت &zwnj;&zwnj;کنند. در &zwnj;&zwnj;توسعه &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تقویت &zwnj;&zwnj;شوراها &zwnj;&zwnj;بکوشم، &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;امور &zwnj;&zwnj;روستا &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;روستایی &zwnj;&zwnj;داناتر &zwnj;&zwnj;ندانم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;امور &zwnj;&zwnj;شهر &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;شهر &zwnj;&zwnj;واگذارم. &zwnj;&zwnj;حکمرانی &zwnj;&zwnj;محلی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;تقویت &zwnj;&zwnj;کنم.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">با &zwnj;&zwnj;اقلیت &zwnj;&zwnj;سیاسی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;رقبا &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مخالفان &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;منصفانه &zwnj;&zwnj;رفتار &zwnj;&zwnj;کنم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;آنها &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;رقابت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;یا &zwnj;&zwnj;مخالفت &zwnj;&zwnj;محترم &zwnj;&zwnj;شمارم. &zwnj;&zwnj;هیچ &zwnj;&zwnj;فردی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;شهروند &zwnj;&zwnj;دست &zwnj;&zwnj;دوم &zwnj;&zwnj;تلقی &zwnj;&zwnj;نکنم. ممنوعیت &zwnj;&zwnj;اعمال &zwnj;&zwnj;هرگونه &zwnj;&zwnj;شکنجه &zwnj;&zwnj;اعم &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;روحی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;بدنی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;اجرا &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;آورم. از &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;زنان &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;کنم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;تبعیض &zwnj;&zwnj;جنسیتی &zwnj;&zwnj;جلوگیری &zwnj;&zwnj;نمایم. فعالیت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;مستقل &zwnj;&zwnj;دانشجویی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;دانش&zwnj;آموزی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;مورد &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;دهم.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">با &zwnj;&zwnj;پی&zwnj;ریزی &zwnj;&zwnj;درست &zwnj;&zwnj;نظام &zwnj;&zwnj;اقتصادی، &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;ایجاد &zwnj;&zwnj;امنیت &zwnj;&zwnj;اقتصادی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;گسترش &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تقویت &zwnj;&zwnj;بازار &zwnj;&zwnj;رقابتی، &zwnj;&zwnj;زمینه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;تأمین &zwnj;&zwnj;نیازهای &zwnj;&zwnj;اساسی: &laquo;&zwnj;&zwnj;غذا، &zwnj;&zwnj;مسکن، &zwnj;&zwnj;بهداشت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;درمان، &zwnj;&zwnj;آموزش &zwnj;&zwnj;وپرورش &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اشتغال&raquo; &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;فراهم &zwnj;&zwnj;آورم. &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;فساد &zwnj;&zwnj;اداری &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مالی &zwnj;&zwnj;مبارزه &zwnj;&zwnj;کنم. ناتوانی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;نیاز &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آسیب&zwnj;پذیریِ &zwnj;&zwnj;هیچ &zwnj;&zwnj;شهروندی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;وسیله&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;سلطه&zwnj;گری &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;افزون &zwnj;&zwnj;طلبی &zwnj;&zwnj;سیاسی &zwnj;&zwnj;قرار &zwnj;&zwnj;ندهم. &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;سوء استفاده &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;اطلاعات &zwnj;&zwnj;اقتصادی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;امکانات &zwnj;&zwnj;عمومی &zwnj;&zwnj;جلوگیری &zwnj;&zwnj;کنم. &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;استخدام &zwnj;&zwnj;کشوری &zwnj;&zwnj;وسازمان &zwnj;&zwnj;اداری &zwnj;&zwnj;به&zwnj;عنوان &zwnj;&zwnj;وسیله&zwnj;ا&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;جلب &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;افراد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;یا &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عنوان &zwnj;&zwnj;پاداش &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;امتیاز &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;طرفداران &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;استفاده &zwnj;&zwnj;نکنم. &zwnj;&zwnj;امکانات &zwnj;&zwnj;عمومی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;وسیله&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;استمرار &zwnj;&zwnj;قدرت &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;نسازم.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">امنیت &zwnj;&zwnj;شغلی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;آحاد &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;به&zwnj;ویژه &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;هنرمندان، &zwnj;&zwnj;روزنامه&zwnj;نگارن، &zwnj;&zwnj;فعالان &zwnj;&zwnj;سیاسی، &zwnj;&zwnj;ورزشکاران، &zwnj;&zwnj;معلمان، &zwnj;&zwnj;اساتید &zwnj;&zwnj;دانشگاه &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;کارگران &zwnj;&zwnj;تأمین &zwnj;&zwnj;کنم. حمایت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;تأمین &zwnj;&zwnj;اجتماعی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;گسترش &zwnj;&zwnj;داده &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تقویت &zwnj;&zwnj;کنم &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;نحوی &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;همه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;افراد &zwnj;&zwnj;مردم، &zwnj;&zwnj;به&zwnj;ویژه &zwnj;&zwnj;زنان، &zwnj;&zwnj;کودکان، &zwnj;&zwnj;روستائیان، &zwnj;&zwnj;کشاورزان، &zwnj;&zwnj;کارگران &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سال&zwnj;مندان &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;نحو &zwnj;&zwnj;مطلوب &zwnj;&zwnj;پوشش &zwnj;&zwnj;دهد. زمینه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;ابراز &zwnj;&zwnj;شادی &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;جامعه &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;فراهم &zwnj;&zwnj;کنم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;تقویت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;ارتقاء &zwnj;&zwnj;امید &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;زندگی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;نشاط &zwnj;&zwnj;اجتماعی &zwnj;&zwnj;بکوشم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اخلاق &zwnj;&zwnj;حسنه &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;محفوظ &zwnj;&zwnj;دارم. به &zwnj;&zwnj;سنن &zwnj;&zwnj;ملی &zwnj;&zwnj;احترام &zwnj;&zwnj;گذارم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;آثار &zwnj;&zwnj;باستانی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;میراث &zwnj;&zwnj;فرهنگی &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;نحو &zwnj;&zwnj;شایسته &zwnj;&zwnj;محافظت &zwnj;&zwnj;کنم. از &zwnj;&zwnj;حق &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;آموزش &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;کنم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;جهت &zwnj;&zwnj;حذف &zwnj;&zwnj;گزینشهای &zwnj;&zwnj;عقیدتی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سیاسی &zwnj;&zwnj;ناروا &zwnj;&zwnj;اقدام &zwnj;&zwnj;نمایم. دانشجویان، &zwnj;&zwnj;معلمان &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اساتید &zwnj;&zwnj;دانشگاه &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;آنچنان &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;خور &zwnj;&zwnj;جایگاه &zwnj;&zwnj;بلند &zwnj;&zwnj;آنان &zwnj;&zwnj;است &zwnj;&zwnj;محترم &zwnj;&zwnj;شمارم.&nbsp;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">از &zwnj;&zwnj;پدید &zwnj;&zwnj;آورندگان &zwnj;&zwnj;آثار &zwnj;&zwnj;ادبی، &zwnj;&zwnj;هنری &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;علمی &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;کنم، &zwnj;&zwnj;تا &zwnj;&zwnj;بدون &zwnj;&zwnj;ترس &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;تعقیب &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مجازات&zwnj;های &zwnj;&zwnj;ناروا، &zwnj;&zwnj;خلاقیت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;پرورش &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;بروز &zwnj;&zwnj;دهند &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آزادانه &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;زندگی &zwnj;&zwnj;فرهنگی &zwnj;&zwnj;جامعه &zwnj;&zwnj;شرکت &zwnj;&zwnj;جویند. حقوق &zwnj;&zwnj;اقوام &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;رسمیت &zwnj;&zwnj;شناسم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;اساس &zwnj;&zwnj;الگوی &zwnj;&zwnj;مدیریت &zwnj;&zwnj;غیر &zwnj;&zwnj;متمرکز، &zwnj;&zwnj;اقوام &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;اداره&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;امور &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;سهیم &zwnj;&zwnj;کنم. کرامت &zwnj;&zwnj;انسانی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;شهروندیِ &zwnj;&zwnj;اقلیت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;دینی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آزادی &zwnj;&zwnj;عقیده &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;وجدان &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;رسمیت &zwnj;&zwnj;شناسم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تفتیش &zwnj;&zwnj;عقاید &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سرزنش &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;عقاب &zwnj;&zwnj;افراد &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;دلیل &zwnj;&zwnj;مسائل &zwnj;&zwnj;اعتقادی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;ناپسند &zwnj;&zwnj;شمارم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;آن &zwnj;&zwnj;جلوگیری &zwnj;&zwnj;کنم. برخورداری &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;محیط &zwnj;&zwnj;زیست &zwnj;&zwnj;سالم &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;حق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;جمله&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;شهروندی &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;شمار &zwnj;&zwnj;آورم، &zwnj;&zwnj;روند &zwnj;&zwnj;رو &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;گسترش &zwnj;&zwnj;تخریب &zwnj;&zwnj;محیط &zwnj;&zwnj;زیست &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;متوقف &zwnj;&zwnj;سازم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;جلب &zwnj;&zwnj;مشارکت &zwnj;&zwnj;عمومی &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;محیط &zwnj;&zwnj;زیست &zwnj;&zwnj;حفاظت &zwnj;&zwnj;کنم. &zwnj;&zwnj;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">آگاهم &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;ثمر &zwnj;&zwnj;رساندن &zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;اهدف، &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;توجه &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;امکانات &zwnj;&zwnj;حقوقی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقیقی &zwnj;&zwnj;موجود، &zwnj;&zwnj;کاری &zwnj;&zwnj;است &zwnj;&zwnj;بس &zwnj;&zwnj;دشوار، &zwnj;&zwnj;اما &zwnj;&zwnj;متعهدم &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;مقام &zwnj;&zwnj;اجرای &zwnj;&zwnj;اصول &zwnj;&zwnj;مندرج &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;فصل &zwnj;&zwnj;سوم &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;اساسی، &zwnj;&zwnj;سند &zwnj;&zwnj;چشم&zwnj;&zwnj;&zwnj;انداز &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تعهدات &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشری &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;موجب &zwnj;&zwnj;کنوانسیون&zwnj;های &zwnj;&zwnj;بین&zwnj;المللی &zwnj;&zwnj;پذیرفته &zwnj;&zwnj;است، &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;ایجاد &zwnj;&zwnj;معاونت &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;شهروندی &zwnj;&zwnj;ریاست &zwnj;&zwnj;جمهوری، &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;احیای &zwnj;&zwnj;هیئت &zwnj;&zwnj;پیگیری &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;نظارت &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;قانون &zwnj;&zwnj;اساسی، &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;طریق &zwnj;&zwnj;تعامل &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;همکاری &zwnj;&zwnj;سازنده &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;همه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;دولت&zwnj;ها &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;نهادهای &zwnj;&zwnj;بین&zwnj;المللی &zwnj;&zwnj;فعال &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;زمینه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر، &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;تصویب &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اجرای &zwnj;&zwnj;طرح &zwnj;&zwnj;ملی &zwnj;&zwnj;آموزش &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;شهروندی، &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;طریق &zwnj;&zwnj;انتخاب &zwnj;&zwnj;وزرا &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مدیران &zwnj;&zwnj;متخصص، &zwnj;&zwnj;شایسته &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مدبر &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;بشر &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;شهروندی &zwnj;&zwnj;متعهد &zwnj;&zwnj;باشند &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;جلب &zwnj;&zwnj;همکاری &zwnj;&zwnj;سایر &zwnj;&zwnj;قوا، &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;حداکثر &zwnj;&zwnj;ظرفیت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;موجود &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;تحقق &zwnj;&zwnj;این &zwnj;&zwnj;اهداف &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آرمان&zwnj;ها &zwnj;&zwnj;استفاده &zwnj;&zwnj;کنم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;عین&zwnj;حال &zwnj;&zwnj;ظرفیت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;فعلی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;تا &zwnj;&zwnj;حد &zwnj;&zwnj;ممکن &zwnj;&zwnj;افزایش &zwnj;&zwnj;دهم. &zwnj;&zwnj;<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">صادق &zwnj;&zwnj;باشم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;شفاف &zwnj;&zwnj;عمل &zwnj;&zwnj;کنم، &zwnj;&zwnj;مشروعیت &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;گرو &zwnj;&zwnj;اعتماد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;بدانم، &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;ویژه &zwnj;&zwnj;زنان &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;جوانان، &zwnj;&zwnj;سازمانهای &zwnj;&zwnj;غیر &zwnj;&zwnj;دولتی، &zwnj;&zwnj;شوراها، &zwnj;&zwnj;سندیکاها، &zwnj;&zwnj;اتحادیه&zwnj;ها &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اصناف &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;نهادهای &zwnj;&zwnj;مدنی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;تصمیم&zwnj;سازی&zwnj;ها &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;اداره &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;رهبری &zwnj;&zwnj;کشور &zwnj;&zwnj;دخالت &zwnj;&zwnj;دهم، &zwnj;&zwnj;حقوق &zwnj;&zwnj;اقلیت &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;حق &zwnj;&zwnj;مخالفت &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;محترم &zwnj;&zwnj;شمارم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;زمینه&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;گفت&zwnj;&zwnj;&zwnj;و&zwnj;&zwnj;&zwnj;گوهای &zwnj;&zwnj;عقلانی- &zwnj;&zwnj;انتقادی &zwnj;&zwnj;در&zwnj;&zwnj;باره&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;مصالح &zwnj;&zwnj;عمومی &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;فراهم &zwnj;&zwnj;آورم، &zwnj;&zwnj;بکوشم &zwnj;&zwnj;تا &zwnj;&zwnj;دست&zwnj;آوردهای &zwnj;&zwnj;فرهنگ &zwnj;&zwnj;ایران &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;تعالیم &zwnj;&zwnj;معنوی &zwnj;&zwnj;اسلام &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;حمایت &zwnj;&zwnj;از &zwnj;&zwnj;کرامت &zwnj;&zwnj;بشر، &zwnj;&zwnj;جایگاه &zwnj;&zwnj;جهانی &zwnj;&zwnj;خود &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;بیابد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;محافل، &zwnj;&zwnj;اعلامیه&zwnj;ها &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;میثاق&zwnj;های &zwnj;&zwnj;بین&zwnj;المللی &zwnj;&zwnj;راه &zwnj;&zwnj;یابد، &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;گسترش &zwnj;&zwnj;فرهنگ &zwnj;&zwnj;تفاهم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;روح &zwnj;&zwnj;بردباری &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;زدودن &zwnj;&zwnj;خشونت، &zwnj;&zwnj;به&zwnj;ویژه &zwnj;&zwnj;خشونت&zwnj;های &zwnj;&zwnj;عقیدتی &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;سیاسیِ &zwnj;&zwnj;سازمان &zwnj;&zwnj;یافته، &zwnj;&zwnj;تلاش &zwnj;&zwnj;کنم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;توکل &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;خدا &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;با &zwnj;&zwnj;تکیه &zwnj;&zwnj;بر &zwnj;&zwnj;مردم &zwnj;&zwnj;برای &zwnj;&zwnj;ساختن &zwnj;&zwnj;ایرانی &zwnj;&zwnj;آزاد &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;آباد &zwnj;&zwnj;بکوشم &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;نسبت &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;عهد &zwnj;&zwnj;خود، &zwnj;&zwnj;در &zwnj;&zwnj;برابر &zwnj;&zwnj;خدا &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;مردم، &zwnj;&zwnj;مسئول &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;پاسخگو &zwnj;&zwnj;باشم &zwnj;&zwnj;که &zwnj;&zwnj;به &zwnj;&zwnj;گفته&zwnj;ی &zwnj;&zwnj;پیشوایم &zwnj;&zwnj;حضرت &zwnj;&zwnj;علی &zwnj;&zwnj;(ع) &laquo;خدا &zwnj;&zwnj;هر &zwnj;&zwnj;جباری &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;خوار &zwnj;&zwnj;کند &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;هر &zwnj;&zwnj;خودکامه&zwnj;ای &zwnj;&zwnj;را &zwnj;&zwnj;پست &zwnj;&zwnj;و &zwnj;&zwnj;بی&zwnj;مقدار &zwnj;&zwnj;سازد.&raquo;</div>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ناگفته‌های ميرحسین درباره‌ی جنگ</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/07/post_239.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22513</id>
   
   <published>2010-07-26T11:03:15Z</published>
   <updated>2010-07-26T11:05:09Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ چکیده :&nbsp;بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هیچ گاه هم میل نداشته ام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="بیانیه‌های میرحسین موسوی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 18px; ">
<p class="highlight" style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 30px; padding-right: 20px; padding-bottom: 15px; padding-left: 20px; margin-top: 10px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(102, 102, 102); background-image: url(http://static3.kaleme.com/images/inner-excerpt-bg.jpg); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; border-bottom-width: 1px; border-bottom-style: dotted; border-bottom-color: rgb(204, 204, 204); clear: both; background-position: 50% 100%; background-repeat: repeat no-repeat; "><strong>چکیده :</strong>&nbsp;بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هیچ گاه هم میل نداشته ام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که در این میان سهم عمده داشتند ناگفته های خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود.</p>
<br />
<div class="post" style="display: block; margin-bottom: 25px; line-height: 2em; "><img src="http://images.kaleme.com/org-7daf6da109dca2606ca4d91653e9317f8f540527.jpg" align="right" class="innerMainimg" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; background-image: url(http://static3.kaleme.com/images/mainImg_bg.gif); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; margin-top: 5px; margin-right: 5px; margin-bottom: 5px; margin-left: 15px; width: 250px; height: 190px; padding-top: 4px; padding-right: 4px; padding-bottom: 8px; padding-left: 4px; background-position: initial initial; background-repeat: no-repeat no-repeat; " alt="" />
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>کلمه:</strong>&nbsp;میرحسین موسوی، در تازه ترین سخنان خود ضمن بیان ناگفته هایی از هشت سال دفاع مقدس وعده داد در صورتی که لازم شود و برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که در این میان سهم عمده داشتند در آینده نیز این مسائل را با بسط و شرح بیشتری خطاب به مردم ایران بیان کند. وی حتی احتمال داد اگر ناچار شود دلایل استعفای سال ۶۷ خود را نیز برای بیشترروشن شدن مسائل با مردم در میان گذارد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به گزارش خبرنگار کلمه ، میرحسین موسوی ،نخست وزیر دوران هشت سال دفاع مقدس در دیدار با جمعی از اعضای تشکل های سیاسی کرج ضمن تبریک اعیاد شعبانیه ، به ویژه نیمه شعبان گفت :&rdquo; وجود احزاب ، تشکلهای سیاسی ،صنفی و شبکه های گسترده اجتماعی برای پیشرفت کشور و نیل به اهداف ملت ضروری است .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>اقدامی برای بازتولید استبداد</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">وی تلاش برای از بین بردن تشکل های سیاسی و صنفی را اقدامی برای بازتولید استبداد دانست و گفت: &ldquo;پهلوی دوم هم در سالهای آخر رژیم سابق حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب مجاز کشور اعلام کرد و همه دیدیم که سرنوشت او چه شد .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به میلاد حضرت امام زمان (عج )و نیمه شعبان ادامه داد : &ldquo;عده ای بزرگداشت این روز و فلسفه انتظار را به شدت با اغراض سیاسی و خرافی در آمیخته اند . اکنون تعدادی سایت های اینترنتی وجود دارد که بر اساس پیش بینی زمان ظهور سیاست های خارجی و داخلی کشور را در چارچوبهای خرافی من در آوردی تحلیل می کنند .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>اندیشه ای که فلسفه انتظار را به ضد خود تبدیل می کند</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>اکنون می توان به حکمت لعن و نفرین بر کسانی که زمان برای ظهور تعیین می کنند پی برد</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به گفته نخست وزیر دوران دفاع مقدس&rdquo; در این تحلیل ها حضور آمریکا به عنوان مقابله با امام زمان تلقی می شود و بدتر از آن سیاست های خطرناک و ماجرا جویانه برای کمک به ظهور توصیه می شود و این باور را تقویت می کند که بخشی از سیاستهای خارجی که منجر به وضع بحرانی کنونی شده ،ریشه در این نوع تفکرات دارد و مساله فقط به سیاست خارجی کشور هم ختم نمی شوند. با ذهنیتی این چنین حساسیت غیر عادی به واژه توسعه شکل می گیرد و یکی از دلایل حذف نظام برنامه ریزی و تعطیلی شوراهای مهم قانونی ریشه در همین نگاه دارد .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی در تشریح آثار این نوع طرز تفکر گفت :&rdquo;نتیجه چنین نگرشی این است که با باور به اینکه همین شش ماه و یک سال حضرت مهدی(عج) ظهور می کند پروژه های بندر کنگان و پارس جنوبی را تعطیل می کنند. هر نوع برنامه ریزی برای آب و برق و به طور کلی اقتصاد کشور متوقف می شود و به جای ایجاد اشتغال و تلاش برای سرمایه گذاری، اقتصاد صدقه ای و توزیع پول بین مردم جانشین می شود و در نهایت فلسفه &ldquo;انتظار &rdquo; که همواره موجب تلاش بیشتر معتقدان و پیروان امام زمان( عج ) بود به ضد خود تبدیل شود .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>حاکمیت جور؛&nbsp;</strong><strong>ریشه بد اخلاقی ها در جامعه</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی با توضیح اینکه در سایه چنین وضعی می توان به حکمت لعن و نفرین بر کسانی که زمان برای ظهور تعیین می کنند پی برد،افزود:</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&ldquo;حاکمیت عدالت و برچیده شدن ظلم و جور از جامعه محور اصلی روایات ظهور است. آنچه ریشه بد اخلاقی ها در جامعه است حاکمیت جور و خروج حکومت از عدالت است. گمان نکنید که می توانید عده زیادی از فرزندان ملت از فرهیختگان ، دانشگاهیان ، معلمان ، کارگران ، روزنامه نگاران ، زنان و جوانان ایران را به نام حکومت اسلامی در زندان نگه دارید و این ظلم و ستم اثری در اعتقادات مردم نداشته باشد .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>ملاکی برای دوری و نزدیکی از جامعه مهدوی</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت :&rdquo;عدالت و دوری از ظلم یک ملاک مهم برای نزدیکی به جامعه مهدوی است هر چه یک نظام از عدالت دوری کند و رو به بی عدالتی و جور و بدرفتاری با مردم بیاورد از جامعه مهدوی فاصله می گیرد .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت :&rdquo;نادیده گرفتن حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود و روی گردانی از میثاق ملی و ضایع کردن حقوق ملت و بستن دهان ها و روزنامه ها و تبدیل رسانه ملی به رسانه انحصاری ، ریخت و پاش بیت المال ، فسادهای بزرگ اقتصادی و خم شدن شانه های کارگران و کشاورزان و حقوق بگیران زیر بار گرانی همه از مظاهر جور و ظلم و نشانه دور شدن جامعه از ارزش های مهدوی است .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>کجا رفت پرونده فسادهای کلان مالی</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به گفته میرحسین &rdquo; در جامعه مهدوی دزدان بزرگ را رها نمی کنند تا دستهای دزدان خرده پا را قطع کنند. &rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">وی افزود :&rdquo;ما بازمی پرسیم و از پرسیدن خسته نمی شویم که کجا رفت پرونده فسادهای کلانی که در مجلس موافق دولت گشوده شد و سر و صدای آن به صورت بهت آوری خوابید .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>تلاش مشترک متحدان صدام و دولتیان در تحریف تاریخ انقلاب</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به تحریف تاریخ به ویژه تحریف تاریخ انقلاب گفت :&rdquo;در این زمینه هم بیگانگان و متحدان صدام فعال هستند و هم دولتیان .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نخست وزیر دفاع مقدس سخنان خود را در باره تحریف تاریخ انقلاب اسلامی به ضمیمه های حجیم روزنامه های دولتی در آستانه ۲۲ خرداد مستند کرد و گفت : &ldquo;ضمیمه هایی که در این باره منتشر شدند بهانه خوبی است که جنبش سبز یک بار در کنار همه فعالیت های خود به صورت واقع بینانه ای با تاریخ سی سال گذشته روبرو شود و با تحقیقات مستقل به این مساله بپردازد .</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>درباره جنگ هنوز لب به سخن نگشوده ام ولی ظاهرا گریزی نیست&hellip;</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی گفت :&rdquo; این روزها هم به بهانه سالروز صدور قطعنامه ۵۹۸ که هیچ سالی از آن یاد نمی شد تحریف های آشکار و برنامه ریزی شده ای درباره تاریخ دفاع مقدس و نقش دولت در آن صورت گرفته است .این روزها عده ای مدعی شده اند که می خواستند بغداد را فتح کنند و دولت آن زمان مانع آن شده بود. بنده هنوز لب به سخن درباره دهه اول انقلاب باز نکرده ام و هیچ گاه هم میل نداشته ام در این باره صحبت کنم ولی ظاهرا مجبورم در صورت ادامه این تحریف ها برای دفاع از رزمندگان سلحشور و مدیران برجسته ای که در این میان سهم عمده داشتند ناگفته های خود را بگویم و نیز بگویم که استعفای سال ۶۷ بر سر چه بود .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>اگر زمان جنگ دولت را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می آوردید که بر سر اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان آوردید</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی گفت :&rdquo;آن وزیر سابقی که خود می داند چگونه به اینجانب تحمیل شد در عین آنکه بیش از همه در جریان سر ریزشدن همه جانبه امکانات دولت به جبهه ها بود حالا می گوید که اگر امکانات دولت در اختیار جبهه ها قرار می گرفت ما بغداد را فتح می کردیم .شما باید جمله ایشان را این گونه معنی کنید که اگر دولت در اختیار بنده و دوستان مان قرار می گرفت ما چه فتوحاتی داشتیم. بنده می گویم شما که نمی دانم به تحریک چه کسانی در عرض یک هفته چندین مصاحبه علیه دولتی که در آن کار می کردید انجام دادید اگر دولت را در اختیار می گرفتید بر سر کشور همان می آوردید که در طول مدیریت خود بر سر بیت المال و اموال مستضعفان و یتیمان در بنیاد مستضعفان آوردید.&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>فراموش کرده اید که چهار میلیارد از شش میلیارد دلار هزینه جنگ می شد؟</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">میر حسین موسوی در پاسخ به تحریف هایی که در هفته های اخیر در باره دفاع مقدس انجام شده ،گفت : &ldquo;من باور نمی کنم که شما فراموش کرده باشید که چهار میلیارد دلار از شش میلیارد دلار در آمد نفتی کشور هزینه جبهه ها و جنگ می شد و آن دو میلیارد مابقی نیز در حقیقت برا ی حفظ کیان کشور بود که آن هم می تواند در خدمت دفاع مقدس تعبیر شود .شما مرا مجبور می کنید بگویم علیرغم نتیجه درخشان دفاع مقدس که به بهای نثار خون های بسیار و جانفشانی رزمندگان جان برکف یک سانتیمتر از خاک کشور تقدیم دشمن نشد و این دومین مورد در طول جنگ های کشورمان از زمان فتحعلی شاه تا انقلاب اسلامی بود ، اگر پیوندی قوی تر بین جبهه ها و دولت وجود داشت و دولت را به بهانه درز خبرها از ماجرای طرح های جنگی و دفاعی کنار نمی گذاشتند نتیجه های بهتری از عملیات گرفته می شد. فتح بغداد با تحویل دولت به چند فرمانده نظامی امکان پذیر نبود. بلکه برای شکست قطعی دشمن لازم بود از همان اول رابطه دولت با اداره عملی جنگ و طراحی های نظامی قطع نشود که چگونگی قطع این ارتباط داستان دیگری دارد که شاید در فرصتی دیگر به آن بپردازم.&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نخست وزیر امام در دوران دفاع مقدس تاکید کرد:&rdquo;بعد از آنکه به تعبیر این وزیر سابق توپ در میدان دولت انداخته شد و اداره ستاد فرماندهی قوا به دولت سپرده شد تحولات اساسی در همان مدت کم در جبهه ها ایجاد شد .بنده به دلایل گوناگونی فعلا فقط به اشاره می گویم که این توپ موقعی به زمین دولت پرتاب شد که به قول مرحوم ظهیر نژاد در کمیته پشتیبانی جنگ &ldquo;زیپ مرزها در حال باز شدن&rdquo; بود و فاو و جزایر موجود در هور از دست رفته بودند و ما در موقعیتی قرار داشتیم که در نخستین جلسه ستاد فرماندهی کل قوا که به ریاست اینجانب تشکیل شد هم جناب رحیم صفوی جانشین فرمانده سپاه وهم جناب حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی در گزارشهای خود به اعضای جلسه گفتند که شما خوزستان را از دست رفته فرض کنید و تلخ آنکه این اتفاق در حالی رخ می داد که در آن شرایط نیروهای اصلی رزمنده ما در یک نقطه بی اهمیت کردستان در پی گرفتن یک ارتفاع کم اهمیت به نام &ldquo;شاخ شمران &ldquo;بودند و فاجعه وقتی بهتر معلوم می شود که حداقل تعدادی از فرماندهان اطلاع داشتند که همین نیروها به دلیل خشک کردن سد &ldquo;دربندی خان &ldquo;در معرض دور خوردن از سوی دشمن قرار گرفته بودند .</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>تن به خواسته های تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>اگر به خون شهدا و تلاش همه در این جنگ احترام می گذارید&hellip;</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی در ادامه صحبتهایش به نقش مدیران برحسته در دفاع مقدس اشاره کرد :&rdquo;بنده در آن زمان به این شرط مسوولیت ریاست ستاد فرماندهی کل قوا را قبول کردم که با خود تعدادی از مدیران برجسته و مدیران همکار را در ستاد شرکت بدهم. .</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">یکی از برجسته ترین و تاثیر گذار ترین آنها آقای بهزاد نبوی بود که می دانیم این روزها چه گرفتاری هایی دارد. تصمیمی که ستاد آن روزها در کنار فرماندهان نظامی و این مدیران برجسته گرفت تغییر اساسی در آرایش جبهه ها بود و قرار شد که در کمترین زمان ممکن به کمک همه امکانات کشور، نیروهای موجود در کردستان به خوزستان منتقل شوند و با فعالیت استاندار استان خوزستان که همین برادر عزیز و مبارزمان محسن میردامادی بود و سایر مدیران استانی اقداماتی برای مقابله با تهاجم حتمی دشمن صورت گیرد. پیش بینی ستاد درست بود ودر فاصله بسیار کمی یکی از شدیدترین حملات از سوی صدام انجام شد و یکی از حماسی ترین نبردهای تاریخ دفاع مقدس که با شهادت بسیاری از فرزندان کشورمان قرین بود ،اتفاق افتاد و دشمن آن چنان تو دهنی خورد که بعد از آن دیگر نتوانست حمله ای را سامان دهد و حداکثر از منافقین حمایت کرد که آن خیانت بزرگ با پشتیبانی نیروهای صدام علیه کشور انجام شد و مردم با مقاومت خود آنها را خرد کردند .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی با اشاره به آنکه قصدش از تعریف این خاطره صرفا دفاع از مظلومیت رزمندگان بی نام و نشان ، مدیران و جهادگران شجاع و ایثار گر است ادامه داد : &ldquo;این گفته ها برای آن است که بگویم اگر شما واقعا به خون شهدا و تلاش جهاد گران و مقاومت همه جانبه همه ملت و دولت در این جنگ سر نوشت ساز احترام می گذارید و نمی خواهید از حماسه دفاع مقدس برای خود قبایی بدوزید تن به خواسته های تحریف گران تاریخ و سیاست بازهای تاریخ ندهید .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">میر حسین موسوی یا د آور شد : &ldquo;بنده در دو دهه گذشته به معلومات مستقیم خود از جنگ بسنده نکرده ام و تلاش کردم به اسناد و مدارک و تحلیل های چاپ شده در این باره نیز رجوع کنم . من همواره محتاط بوده ام که فقط به متون رسمی که با نظارت فرماندهان تهیه شده است بسنده نکنم و در کنار این کتاب ها از نوشته ها و تحلیل های همه صاحب نظران ازجمله ارتش نیز بهره ببرم .که یکی از بهترین تحلیل ها نوشته های افسر دانشمند و میهن دوست سرهنگ معینی وزیری است که بسیار از آن استفاده کرده ام.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>اگر ناچار شوم ناگفته های جنگ را خواهم گفت</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">وی گفت : &ldquo;این جنگ ناگفته های فراوان دارد و من ندیده ام که آقای هاشمی به عنوان فرمانده جانشین کل قوا از مشکلاتی که در مورد هماهنگ کردن ارتش و سپاه داشت سخنی گفته باشد . مشکلاتی که به اعتقاد من ربطی به بدنه سپاه و ارتش نداشت و من شاهد بودم که این مشکلات تا چه حد فرساینده بوده است. بعد از سه سال از شروع جنگ به اعتقاد من اشتباهات اساسی در تعیین استراتژی های جنگی پیش آمد که اعزام نیرو به کردستان یکی اش بود و از آن مهم تر دل بستن به عملیات های بزرگ کلاسیک شبیه عملیات های دشمن بود که مزایای نسبی ما را در کنار امکانات کشور به شدت تقلیل داد و حدود پنج سال همه امکانات کشور حتی تا حد جمع آوری برف روب ها از جاده ها و کامیون های دولتی و حتی مصادره کامیون های بخش خصوصی و همه ظرفیت های مالی &ndash; صنعتی کشور به کار گرفته می شد اما نتیجه آن شد که همه شاهد بودیم .&rdquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی در پایان سخنان خود گفت :&rdquo;ایده ای که این وزیر سابق درباره فتح بغداد مطرح کرد باقیمانده همان دل بستن ها به طرح های کلاسیک جنگی و نتیجه بخش بودن عملیات های بزرگ برای شکست دشمنی بود که ماهانه فقط دو میلیارد دلار از همسایه های عرب خود برای جنگیدن با ما باج می گرفت و هنگام ختم جنگ بیش از پنجاه لشگر داشت .این نگاه به جنگ از همان بدو طرح خود در میان رزمندگان مخالفانی داشت و تا جایی که بنده در جریان بودم و در تماسهایی که فرماندهان معترضی چون شهید حاج داوود کریمی با بنده داشتند آنها عملیاتی از جنس نقشه های دوران نخست دفاع مقدس را ترجیح می دادند .و این طرح ها با توانایی های اقتصادی و اجتماعی کشور سازگاری بیشتری داشت و در آینده اگر لازم بشود و به اجبار به این بحث ها کشانده شوم موضوع را با بسط بیشتری طرح خواهم کرد.</p>
</div>
</span>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جنبش سبز در‌برابر ائتلاف جنگ‌طلبان جهانی با مستبدان داخلی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/07/post_238.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22489</id>
   
   <published>2010-07-14T12:14:48Z</published>
   <updated>2010-07-14T12:38:57Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ چکیده :&nbsp;منطق سیاسی رهبران جنبش سبز منطقی ظریف و دشوار است. هم باید به&zwnj;هوش باشند تا جنبش سبز به خاطر مخالفت با این یکی آلت دست دیگری نشود، هم باید در عین حفظ این موازنه&zwnj;ی منفی، اهمیت و اولویت...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="جنبش سبز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 18px; ">
<p class="highlight" style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 30px; padding-right: 20px; padding-bottom: 15px; padding-left: 20px; margin-top: 10px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(102, 102, 102); background-image: url(http://static3.kaleme.com/images/inner-excerpt-bg.jpg); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; border-bottom-width: 1px; border-bottom-style: dotted; border-bottom-color: rgb(204, 204, 204); clear: both; background-position: 50% 100%; background-repeat: repeat no-repeat; "><strong>چکیده :</strong>&nbsp;منطق سیاسی رهبران جنبش سبز منطقی ظریف و دشوار است. هم باید به&zwnj;هوش باشند تا جنبش سبز به خاطر مخالفت با این یکی آلت دست دیگری نشود، هم باید در عین حفظ این موازنه&zwnj;ی منفی، اهمیت و اولویت منطق ایجابی خود را اثبات&zwnj;کند. این سیاستی اصیل است نه تبعی، که مشتقی از شبه&zwnj;مسأله&zwnj;ی این مستبدان داخلی یا آن جنگ&zwnj;طلبان جهانی باشد.</p>
<br />
<div class="post" style="display: block; margin-bottom: 25px; line-height: 2em; ">
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong><a target="_blank" href="http://www.kaleme.com/1389/04/23/klm-25499">کلمه</a> &ndash; محمد&zwnj;مهدی مجاهدی:&nbsp;</strong>اهمیت یاد&zwnj;داشت اخیر میر&zwnj;حسین موسوی در این است که مسیر ظریف و خطیر جنبش سبز را در هنگامه&zwnj;ی نفس&zwnj;گیری که از سر&zwnj;می گذرانیم نشان&zwnj;گذاری می&zwnj;کند. مسیری که پیمودن آن به شرحی که در پی می&zwnj;آید به رفتن بر لبه ی تیغ می&zwnj;ماند. این متن که حاشیه&zwnj;ای است بر یاد&zwnj;داشت اخیر میر حسین موسوی تحلیلی است از تعیین مرز&zwnj;ها و مختصات و نقشه&zwnj;ی راهی که در یاد&zwnj;داشت میر&zwnj;حسین موسوی ترسیم&zwnj;شده است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>شناسایی ابعاد تهدید:&nbsp;</strong>تهدید بی&zwnj;سابقه و پر-ساز-و-برگ جهانی علیه منافع ملی ما با صدور قطع&zwnj;نامه&zwnj;ی جدید تحریم&zwnj;ها علیه ایران در شورای امنیت و نیز تصویب تحریم&zwnj;های مکمل بعدی از سوی آمریکا و اتحادیه&zwnj;ی اروپا به&zwnj;شدت بالا&zwnj;گرفته&zwnj;است. تهدیدی که برخی، متکی بر قرائن پر&zwnj;شمار و شواهدِ بسیار، آن را پیش&zwnj;در&zwnj;آمدِ تهدید نظامی امنیت ملی ایران می&zwnj;دانند. شدت، تعداد و لحن مقالاتی که در نشریات پر&zwnj;خواننده و معتبر منطقه&zwnj;ای و بین المللی طی یکی، دو ماه اخیر منتشر شده&zwnj;اند، همگی در توجیه حمله&zwnj;ای نظامی به ایران، چه در مقیاس محدود چه همه&zwnj;جانبه، هشدار&zwnj;دهنده&zwnj;است. بر این&zwnj;ها بیفزایید برآمدن شواهد آشکار و نیز نقل قول&zwnj;های تهدیدآمیز و پراکنده&zwnj;ای که از محافل رسمی و غیر&zwnj;رسمی دیپلماتیک مبنی بر شکل&zwnj;گیری اجماعی قدرت&zwnj;مند برای تهدید نظامی ایران نشت&zwnj;کرده&zwnj;است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">اما امروز امکان فعلیت&zwnj;یافتن تهدید امنیت و منافع ملی ایران به&zwnj;خاطر تقارن با سه عامل دیگر از درون نظام سیاسی کشور به طرزی &zwnj;بی&zwnj;سابقه افزایش&zwnj;یافته&zwnj;است. یکی، افت و تنزل بی سابقه&zwnj;ی توان کارشناسی و تصمیم&zwnj;سازی در کشور؛ دیگری، تغییر اولویت&zwnj;ها و دغدغه&zwnj;های مهم&zwnj;ترین بازوی دفاعی کشور، که به کانونی&zwnj;شدن دغدغه&zwnj;های سیاسی و اقتصادی در مأموریتهای سپاه انجامیده است؛ و بالأخره، زوال مشروعیت ملی و بین&zwnj;المللی.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">واقعیت آن است که گرچه شاید چنین اجماعی در این سطح و با این شدت بی&zwnj;سابقه باشد، اما پیش&zwnj;تر هم کیان ملی ما معرض تهدید&zwnj;هایی از این دست بوده&zwnj;است، این بار اما سه تفاوت بزرگ وجود دارد. اولاً، رکن سیاست خارجی و نیز مدیریت اقتصادی کشور خصوصاً در دوران اصلاحات با بر&zwnj;خورداری از انباشت سرمایه&zwnj;ی تخصصی و کار&zwnj;شناسی دو دهه&zwnj;ی نخست جمهوری اسلامی به سوی تنش&zwnj;زدایی از مناسبات بین&zwnj;المللی کشور و به&zwnj;دست&zwnj;گرفتن ابتکار عمل و جلب اعتماد و همکاری برای توسعه&zwnj;ی مناسبات سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه&zwnj;ای و جهانی، حرکتی محسوس و مؤثر کرد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">ثانیاً، سپاه در دهه&zwnj;ی نخست شکل&zwnj;گرفت و بالید و در کوره&zwnj;ی جنگی نا&zwnj;برابر آب&zwnj;دیده&zwnj;شد وسر&zwnj;بلند از عهده&zwnj;ی مسؤولیت دفاع از کشور برآمد و نام&zwnj;اش نشان افتخار ملی گشت و به مهم&zwnj;ترین رکن نظامی کشور تبدیل&zwnj;شد. مداخله&zwnj;ی سپاه در اقتصاد در دهه&zwnj;ی دوم اما مقدمه&zwnj;ای شد برای ورود سپاه به عرصه&zwnj;ی سیاسی در دهه&zwnj;ی سوم. اما تنها در خلال یکی، دو سال اخیر است که درگیری&zwnj;های سیاسی و اقتصادی سپاه آشکارا به سطح آمده و تعیین کننده&zwnj;ی حرکات و سکنات آن شده&zwnj;است. رکنی نظامی با این همه مشغله و در&zwnj;گیری اقتصادی و سیاسی نه تنها قدرت باز&zwnj;دارندگی سابق را نخواهد داشت بل&zwnj;که، مستمسکی به دست بیگانگان خواهد داد تا به بهانه&zwnj;ی دست&zwnj;داشتن&zwnj; نظامیان در بسیاری از صنایع اساسی و بنگاه&zwnj;های پولی و مالی و اعتباری مهم کشور، دامنه&zwnj;ی تحریم&zwnj;ها را تا آن&zwnj;جا بگشایند که در نهایت چیزی جز خفگی اقتصادی و صنعتی و بن&zwnj;بست مدیریتی باقی نماند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">همین نظامی&zwnj;سازی نظام&zwnj; سیاسی کشور است که تا حدود بسیاری سومین زمینه&zwnj;ی تهدید را هم فرا&zwnj;هم&zwnj;آورده&zwnj;است. پیش از این، همان مقدار از علایم حضور حکومت قانون، دموکراسی و جمهوریت با همه&zwnj;ی کاستی&zwnj;ها، هر چه که بود، اعتباری کم&zwnj; و بیش رو-به-رشد و حریمی تا حدودی قابل احترام برای کشور فراهم آورده&zwnj;بود؛ چیزی که به&zwnj;ویژه با صحنه&zwnj;آرایی انتخاباتی و نمایش نظامی پس از آن &ndash; در اعمال بی&zwnj;مهار و نا&zwnj;متناسب خشونت علیه شهر&zwnj;وندان بی&zwnj;دفاع- نا&zwnj;گهان و یک&zwnj;سره بر باد رفت.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>زوال مشروعیت اخلاقی و آسیب پذیری در برابر تهدید خارجی:&nbsp;</strong>تهدیدها علیه کشور ما بی سابقه نیست با این تفاوت که در دوران هشت ساله&zwnj;ی ریاست جمهوری بوش پسر، دولت آمریکا و سیاست&zwnj;های نو&zwnj;محافظه&zwnj;کاران به&zwnj;مرور به پایین&zwnj;ترین تراز مشروعیت اخلاقی در درون آمریکا و نیز نزد افکار عمومی جهانی رسید، در حالی که هم&zwnj;زمان، ایران در دوران آقای خاتمی از اعتبار و مشروعیتی بی&zwnj;سابقه در سطح جهانی بر&zwnj;خوردار شده&zwnj;بود. تراز منفی مشروعیت جهانی نو&zwnj;محافظه&zwnj;کاران در مقایسه با سرمایه&zwnj;ی مشروعیت اخلاقی&zwnj;ای که ایران در دوران خاتمی اندوخت، مانعی بزرگ در&zwnj;برابر شکل&zwnj;گیری اجماعی مؤثر و منتهی به تهدید نظامی علیه ایران شد. اما این سرمایه&zwnj;ی کم&zwnj;یاب و بی بدیل و مؤثر امنیتی کشور، هم&zwnj;چون برفی در برابر آفتاب تموز بی تدبیری و ندانم-کاری آب شد و آب&zwnj;رویی که به&zwnj; خون دل ذره&zwnj;ذره اندوخته شده&zwnj;بود یک&zwnj;باره به باد رفت. به قول حافظ، &laquo;الله، الله که تلف&zwnj;کرد و که اندوخته بود!&raquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">دیروز حتی اگر &laquo;بر ما بسی کمان ملامت&raquo; کشیده&zwnj;بودند، باز هم اعتبار بین المللی دوران اصلاحات آب&zwnj;روی &laquo;شقایق با داغ زاده ای&raquo; را تداعی می&zwnj;کرد که جمال صلح&zwnj;جویانه&zwnj;اش حجتی چندان موجه بود که عرق شرم بر پیشانی دشمنان قدیمی این ملت می&zwnj;نشاند و ایشان را تا مرز عذر&zwnj;خواهی آشکار به خاطر تطاولی که بر این ملت در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کرده&zwnj;بودند می&zwnj;کشاند. امروز اما، غمگینانه باید این واقعیت تلخ را باور&zwnj;کرد که لمپنیسم دیپلماتیک دولتیان کنونی ما در کنار سیاست&zwnj;های حق-به&zwnj;جانب اوباما توانسته&zwnj;است اجماعی سیاسی را این بار بر پایه&zwnj;ای اخلاقی علیه کشور ما باز&zwnj;سازی و استوارکند که دیگر افکار عمومی جهانی هم در همراهی با آن چندان احساس گناه یا اشتباه نمی&zwnj;کند. این ابعادِ مخاطراتِ بزرگی است که میر&zwnj;حسین موسوی در یاد&zwnj;داشت اخیر خود نسبت به آن هشدار داده&zwnj;است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>معرفی ائتلافیْ پوشیده علیه منافع ملی ایران میان دشمنان داخلی و خارجی دموکراسی:</strong>&nbsp;درست است که امروز مانند بسیاری اوقات دیگر در سی سال گذشته شمشیر تهدید خارجی بالای سر ملت ما ست، اما آن&zwnj;چه آن را این بار از همیشه بیش&zwnj;تر آخته است ائتلافی است نا&zwnj;نوشته و پیچیده اما نه بی&zwnj;سابقه میان میل داخلی به استبداد با سیاست&zwnj;های پسا-استعماری جهانی. این&zwnj;ها دو لبه&zwnj;ی همان قیچی تهدیدی هستند که در طول تاریخ سیاسی معاصر ما بارها رشته&zwnj;های امنیت و منافع ملی ما را همراه با صدها هزار امید به آبادی و آزادی و استقلال بریده&zwnj;اند و بر&zwnj;باد&zwnj; داده&zwnj;اند. این&zwnj;جا ست که باید هوش&zwnj;مندانه این ائتلاف را با همه&zwnj;ی پوشیده&zwnj;گی و پیچیده&zwnj;گی&zwnj;اش شناسایی&zwnj;کرد و برای رهایی از یکی از دو سوی آن، به دام دیگری در&zwnj;نغلتید.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">همان&zwnj;طور که با پناه بردن به دامان گسترده و سیاه میل به استبداد داخلی نمی&zwnj;توان از منافع ملی دربرابر سیاستهای پسا-استعماری قدرتهای بزرگ محافظت&zwnj;کرد، نباید هم از سوی مقابل خام&zwnj;اندیشانه بازیچه&zwnj;ی دومی برای تحدید و مهار اولی شد. نباید گذاشت هیچ یک از این دو از جنبش سبز و سرمایه&zwnj;های مردم ایران بازیچه&zwnj;ای علیه دیگری بسازد. این هشداری است که موسوی به روشنی در این یاد&zwnj;داشت می&zwnj;دهد: او از یک بر سویه&zwnj;&zwnj;ی ضد-مردمی تهدیدهای نظامی و تحریم&zwnj;های اقتصادی از سوی بیگانه&zwnj;گان انگشت می&zwnj;نهد، و از سوی دیگر سرّ آسیب پذیری بی&zwnj;سابقه&zwnj;ی کشور دربرابر این تهدیدها را نشان می&zwnj;دهد که چیزی نیست جز میل داخلی به استبداد، گریز از حکومت قانون، پرهیز از مشورت با نخبه&zwnj;گان دل&zwnj;سوز،اقتصادی&zwnj;شدن سپاه ،فراموشی حقوق مردم و از دست دادن مشروعیت ملی و بین&zwnj;المللی.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>عدم تقارن منطق جنبش سبز و منطق حریفان&zwnj;اش در داخل و خارج:&nbsp;</strong>مسأله&zwnj;ی کلیدی در این میان این است که منطق سیاسی جنبش سبز در عدم تقارنی تمام&zwnj;عیار با منطق سیاسی حریفان داخلی و بین المللی&zwnj;اش شکل&zwnj;گرفته&zwnj;است: این امر طبیعی است و دور از انتظار هم نیست که به اقتضای رئالیسم سیاسی همه&zwnj;ی دشمنان، رقبا و شرکای کشور ما در سطح جهانی و منطقه&zwnj;ای در پی تأمین منافع ملی خود ولو به قیمت نا&zwnj;دیده گرفتن منافع ملی ما باشند، و البته که هستند؛ آن&zwnj;چه که غیر طبیعی و به دور از انتظار است این نکته است که دولتیانِ بر مصدر امور، نه در ایده&zwnj;ئولوژی مصرح سیاسی&zwnj;شان منافع ملی را قدر می&zwnj;دانند و بر&zwnj;صدر&zwnj;می&zwnj;نشانند، و نه در عمل با این همه منافع خصوصی اقتصادی که دارند به منافع ملی اولویتی می دهند، و نه اگر هم بخواهند، با این همه نادانی انباشته و حذف نیروهای زبده&zwnj;ی کارشناسی، دیگر یارای آن را دارند که منافع ملی را تأمین&zwnj;کنند. به قول موسوی: این جریان منفعت&zwnj;طلب مایل به استبداد حتی ممکن است حاضر باشد &laquo;در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد.&raquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">اما جنبش سبز جنبشی است سیاسی که در گام نخست در پی احیای سر&zwnj;فصل&zwnj;های فراموش&zwnj;شده&zwnj;ی حقوق مدنی و سیاسی مردم در قانون اساسی موجود و احیای ارزشهای اخلاقی دین و باز&zwnj;گشت به قواعد دموکراتیک یک نظام جمهوری است، و در این مسیر همواره سیاست خود را مشروط به تأمین منافع ملی می&zwnj;داند. منافع ملی برای جنبش سبز، هم معیار انتخاب اهداف است هم میزان سنجش وسایل و انتخاب راه. و این است سرّ عدم تقارنی که منطق سیاسی جنبش سبز را از منطق سیاسی حریفان و رقیبان&zwnj;اش در داخل و خارج متمایز می&zwnj;کند. دقیقاً از هم&zwnj;این رو ست که پیش&zwnj;بردن جنبش سبز بر اساس این منطق به رفتن بر لبه&zwnj;ی تیغ می&zwnj;ماند، چون در این راه نه می&zwnj;تواند و نه مجاز است با هیچ&zwnj;یک از دو حریف و رقیب داخلی و خارجی خود علیه دیگری هم&zwnj;پیمان شود یا به هیچ&zwnj;یک از آن&zwnj;ها علیه دیگری میل&zwnj;کند، چون در هر دو حال این منافع ملی خواهد&zwnj;بود که قربانی خواهد&zwnj;شد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>تمایز&zwnj;نهادن میان مسأله و شبه-مسأله:</strong>&nbsp;با این همه، به نظر من آن چه یاد&zwnj;داشت اخیر موسوی را از نظر افق&zwnj;گشایی راهبردی برجسته می&zwnj;کند، گشودن راز یک شعبده&zwnj;ی بزرگ در&zwnj;باره&zwnj;ی برنامه ی هسته ای ایران است. شعبده&zwnj;ای که راز&zwnj;زدایی&zwnj;اش مشتقی است از شناسایی درست ابعاد تهدید و معرفی آن ائتلاف پیچیده و پوشیده میان میل داخلی به استبداد از یک سو و روی&zwnj;کرد پسا&zwnj;-&zwnj;استعماری قدرت&zwnj;های بزرگ در منطقه از سوی دیگر.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">برنامه&zwnj;ی ایران برای دست&zwnj;یابی به انرژی هسته&zwnj;ای برنامه&zwnj;ای است با پیشینه&zwnj;ای که به پیش از انقلاب اسلامی باز&zwnj;می&zwnj;گردد، در زمان جنگ و دولت سازندگی و اصلاحات هم با همه&zwnj;ی افت-و-خیز&zwnj;&zwnj;ها تداوم یافته&zwnj;است و از نظر فنی پیش&zwnj;رفته&zwnj;است.اما بحران سیاسی و بین&zwnj;المللی با بهانه&zwnj;ی برنامه&zwnj;ی هسته&zwnj;ای ایران وقتی به اوج خود می&zwnj;رسد که هم جنگ&zwnj;طلبان بین&zwnj;المللی و هم متحدان استبداد&zwnj;جوی ایشان در داخل در یک تشخیص به اشتراک می&zwnj;رسند: بر&zwnj;قراری نظمی دموکراتیک در ایران که نماینده&zwnj;ی خواست عموم مردم و مدافع منافع ملی ایران و حافظ منابع بینا&zwnj;نسلی ایرانیان باشد، خطر&zwnj;ناک است. برای آن&zwnj;ها که تعلیق حکومت قانون و تعطیل قواعد جمهوریت را در داخل کشور دنبال&zwnj;می&zwnj;کنند چنین نظمی خطر&zwnj;ناک است چون در این صورت دست ایشان از منابع ثروت و قدرت و منافع باد&zwnj;آوردهی آن کوتاه&zwnj;می شود. برای جنگ&zwnj;طلبان حرفه&zwnj;ای که همچنان با منطق نو&zwnj;محافظه&zwnj;کاری به مهندسی منطقه می&zwnj;اندیشند چنین نظمی مزاحم و خطر&zwnj;ناک است چرا که با چنین حاکمیتی نمی&zwnj;توان برنامه&zwnj;های مداخله&zwnj;جویانه را در منطقه پیش&zwnj;برد و جریان منافع کلان اقتصادی را، که مشروط به بر&zwnj;قراری همین ستیزه&zwnj;جویی منطقه&zwnj;ای است، تأمین&zwnj;کرد. این تفاهم بر سر پیش&zwnj;گیری از شکل&zwnj;گیری نظمی دموکراتیک در ایران، سابقه&zwnj;ای دارد که به مبارزات مردم ایران برای ملی&zwnj;سازی صنعت نفت باز&zwnj;می گردد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">اما در شرایط حاضر، این تفاهم نا&zwnj;نوشته به قالب&zwnj;زدن و غالب&zwnj;کردن یک شبه&zwnj;مسأله به جای مسأله&zwnj;ی واقعی تحولات سیاسی ایران از سوی هر دو سر این ائتلاف انجامیده&zwnj;است. هر دو سر ائتلاف در&zwnj;یافته&zwnj;اند که با دمیدن در ابعاد برنامه ی هسته&zwnj;ای ایران و مبالغه&zwnj;ای گزاف در&zwnj;باره&zwnj;ی اهمیت آن و گره&zwnj;زدن همه&zwnj;ی ابعاد سیاست ایران و حتی موجودیت ایران به برنامه&zwnj;ی هسته&zwnj;ای کشور با کم&zwnj;هزینه&zwnj;ترین به خواست مشترک&zwnj;شان می&zwnj;رسند که همان پیش&zwnj;گیری از شکل&zwnj;گیری نظمی دموکراتیک در کشور است. جنگ&zwnj;&zwnj;طلبان بین&zwnj;المللی با یافتن حربه&zwnj;ای کارآ و برنده برای توجیه افزایش روز&zwnj;افزون فشارها بر ایران و راندن اوضاع به بن&zwnj;بست مواجهه&zwnj;ی نظامی، راه مداخله و حضور در منطقه را باز و هموار نگه&zwnj;می&zwnj;دارند، و ضمناً از این طریق با تخریب عمقی، مؤثر و تدریجی زیرساخت&zwnj;های زندگی شهری، هم با فشاری که از مسیر تحریم&zwnj;ها بر کسب-و-کار و زندگی عموم مردم و خصوصاً طبقه&zwnj;ی متوسط می&zwnj;آورند، و هم با بهانه&zwnj;ی سر&zwnj;کوبی که به خاطر بحرانی شدن شرایط به دست نیروهای سرکوب&zwnj;گر می&zwnj;دهند، شکل&zwnj;گیری نظمی دموکراتیک را برای مدتی بلند دیگرباره به تعویق&zwnj; میاندازند. اینان ترجیح می&zwnj;دهند مستبدانی ضعیف شده را حفظ کنند تا بتوانند معامله&zwnj; را بر سر بقای آن&zwnj;ها استمرار بخشند و هر دو سوی این معامله استمرار آن را بر شکل&zwnj;گیری نظمی دموکراتیک در ایران ترجیح می&zwnj;دهند، حتی اگر این&zwnj; ترجیح، به قیمت حراج منابع و منافع ملی تمام شود .</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">اما این شبه&zwnj;مسأله است. جا&zwnj;انداختن این شبه&zwnj;مسأله نفعی را که باید به دشمنان داخلی و خارجی دموکراسی در ایران برساند، خواهد&zwnj;رساند. اما این شبه&zwnj;مسأله هم مانند همه&zwnj;ی شبه&zwnj;مسأله&zwnj;های دیگر قابل حل نیست، چون مسأله از اساس بد طراحی شده است، یا درست&zwnj;تر بگوییم، اساساً برای حل&zwnj;شدن طراحی نشده&zwnj;است. آیا تحریم یا حمله&zwnj;ی نظامی پیگیری این پروژه را از سوی حکومت ایران منتفی&zwnj;می&zwnj;کند؟ به&zwnj;سختی بتوان نشان&zwnj;داد مطالعه&zwnj;ای مستقل و معتبر پاسخی مثبت به این پرسش داده&zwnj;باشد. آیا اعتماد از دست&zwnj;رفته&zwnj;ی جامعه&zwnj;ی جهانی به ایران را باز&zwnj;می گرداند؟ روشن است که نه. آیا پی&zwnj;آمد&zwnj;های جهانی و منطقه&zwnj;ای آن قابل پیش&zwnj;بینی و کنترل است؟ باز هم پاسخ منفی است. اما برای آن&zwnj;ها که بر طبل جنگ می&zwnj;کوبند این&zwnj;ها مهم نیست. مهم این است که با طرح این شبه-مسأله، مسأله&zwnj;ی اصلی گم&zwnj;می&zwnj;شود.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">مسأله&zwnj;ای که مسأله&zwnj;ی کانونی و اساسی جنبش سبز است و رهبران&zwnj;اش آن را به درستی فهم و صورت&zwnj;بندی&zwnj;کرده&zwnj;اند و در این یاد&zwnj;داشت اخیر میر&zwnj;حسین موسوی هم دیگر بار بر&zwnj;جسته&zwnj;شده&zwnj;است، مسأله&zwnj;&zwnj;یباز&zwnj;گشت به حکومت قانون، التزام به قواعد دموکراتیک نظام جمهوری، و اصلاح روندهایی است که با وجود قانونی&zwnj;بودن، به&zwnj;تجربه ثابت&zwnj;شده است که می&zwnj;توانند به تعلیق حکومت قانون و نقض روح قانون و مسخ&zwnj;کردن دموکراسی به&zwnj;صورت کریه استبداد بینجامند. همه&zwnj;ی این&zwnj;ها یک هدف بیشتر ندارد و آن تعبیه&zwnj;ی ساز-و-کار&zwnj;هایی مطمئن&zwnj;تر برای تأمین و تضمین منافع ملی و پاسداری از منابع ثروت بینا&zwnj;نسلی ایرانیان است. این راهی است که علاوه بر تأمین منافع ملی، هم به&zwnj;سوی تنش&zwnj;زدایی از روابط و سیاست خارجی ایران راه&zwnj;می&zwnj;برد، هم به&zwnj;نحو نهادینه اعتماد متقابلاً-از-کف-رفته را به مناسبات بین المللی ایران و جامعه&zwnj;ی جهانی باز&zwnj;می&zwnj;گرداند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>همراهان جنبش سبز در این هنگامه چه می&zwnj;توانند / باید بکنند؟</strong>&nbsp;منطق سیاسی رهبران جنبش سبز، به رغم نظر برخی مدعیان، منطقی منفعل نیست و این حسن آن است. رهبران جنبش سبز دارند با کنار&zwnj;گذاشتن یک شبه-مسأله&zwnj;ی جا&zwnj;افتاده، مسأله&zwnj;ی اصلی را طرح می&zwnj;کنند که همان فساد نهادینه&zwnj;ی ساختی سیاسی است که به خاطر فساد بنیادین&zwnj;اش در تصمیماتی که می&zwnj;گیرد منافع ملی لزوماً اولویتی ندارند. منطق سیاسی رهبران جنبش سبز منطقی ظریف و دشوار است. هم باید به&zwnj;هوش باشند تا جنبش سبز به خاطر مخالفت با این یکی آلت دست دیگری نشود، هم باید در عین حفظ این موازنه&zwnj;ی منفی، اهمیت و اولویت منطق ایجابی خود را اثبات&zwnj;کند. این سیاستی اصیل است نه تبعی، که مشتقی از شبه&zwnj;مسأله&zwnj;ی این مستبدان داخلی یا آن جنگ&zwnj;طلبان جهانی باشد. این معادله منافع ملی را متغیرِ مستقل و اصلی می&zwnj;گیرد، در حالی که آن معادله&zwnj;های دیگر اساساً نسبت به متغیر منافع ملی ایرانیان مستقل اند و تابعی از آن نیستند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">واقع&zwnj;بینانه باید گفت اولاً، جنبش سبز دست&zwnj;رسی مستقیمی به حلقه&zwnj;های سیاست&zwnj;گذاری و تصمیم&zwnj;سازی در آمریکا و اروپا ندارد تا با آنها لابی ضد&zwnj;جنگ راه&zwnj;بیندازند. جنبش سبز یک جنبش حقوق سیاسی و مدنی در ایران است. یک اوپوزیسیون با کابینه&zwnj;ی سایه هم نیست؛ دست کم هنوز نیست.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">ثانیاً،بهترین راه کم&zwnj;کردن همه&zwnj;ی خسارت&zwnj;هایی که کشور به خاطر فساد ساخت سیاسی فعلی&zwnj; متحمل می&zwnj;شود ، &zwnj;این است که رهبران و بدنه&zwnj;ی جنبش در داخل با تمام امکان، حرکت رو-به-پیش جنبش را تضمین&zwnj;کنند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">ثالثاً،&zwnj; حضور رسانه&zwnj;ای سبزها در رسانه&zwnj;های گروهی مؤثر در غرب بسیار مهم است، خصوصاً روزنامه&zwnj;ها،&zwnj; مجلات، و شبکه&zwnj;های تلویزیونی، برای نشان&zwnj;دادن اعتبار این مدعا که راه کم کردن نگرانی&zwnj;ها، اصلاح درونی ساخت سیاسی کشور است و هم نشان دادن این که حمله&zwnj;ای فراگیر یا محدود به ایران نه تهدید مزعوم هسته&zwnj;ای ایران را منتفی می&zwnj;کند و نه این کشور را مسؤولیت&zwnj;پذیر&zwnj;تر، و البته به احتمال زیاد، روند نا&zwnj;سالم سیاسی فعلی را تحکیم خواهد&zwnj;کرد، و امکان دمو&zwnj;کراسی&zwnj;سازی از درون را منتفی.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">رابعاً، سبز&zwnj;هایی که ندرتاً یا احیاناً دست&zwnj;رسی&zwnj;ای ولو اندک یا غیر-مستقیم به رسانه&zwnj;ها و حلقه&zwnj;های تصمیم&zwnj;سازی و سیاست&zwnj;گذاری در غرب دارند یا می&zwnj;توانند داشته&zwnj;باشند باید این امکان&zwnj;های محدود را فعال&zwnj;کنند. مسأله&zwnj;ی سبزها تغییر رژیم نیست، مسأله&zwnj;ی سبزها مسأله&zwnj;ی سبزها تضمین ارزش&zwnj;های اخلاقی دین و روش&zwnj;های دموکراتیک در نظم سیاسی کشور است آن هم با ساز-و-کار&zwnj;های یک جنبش ضد-خشونت برای احقاق حقوق سیاسی و مدنی. بر این اساس، این مطالبه&zwnj;ی نا-به-جایی از رهبران جنبش است که از آن&zwnj;ها خواسته شود مسأله&zwnj;ی پرونده&zwnj;ی هسته&zwnj;ای را در کانون توجه جنبش قرار&zwnj;دهند و با پذیرفتن تلویحی منطق غلط&zwnj;انداز بازی حریفان&zwnj;شان، تسلیم اولویت&zwnj;بندی&zwnj;های تصنعی و منطق بیمار&zwnj;گونه&zwnj;ی آن&zwnj;ها و متحدان طبیعی جنگ&zwnj;&zwnj;طلب&zwnj;شان در آمریکا و اسرائیل شوند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">موسوی، علاوه بر این یاد&zwnj;داشت اخیر، از جمله در بیانیه&zwnj;ی چهاردهم، صریحاً گفته&zwnj;است که تأمین انرژی هسته&zwnj;ای یکی از نیاز&zwnj;های معمولی ایرانیان است نه در صدر سرفصل&zwnj;های منافع استراتژیک که به خاطر آن بشود بر سر امنیت یک ملت قمار&zwnj;کرد. جنگ&zwnj;طلبان دو سوی منازعه اما با جا&zwnj;انداختن شبه-مسأله&zwnj;ی ساخته&zwnj;گی&zwnj;شان می&zwnj;خواهند مهم&zwnj;ترین سر&zwnj;فصل منافع ملی را زیر آوار بحران&zwnj;هایی در اندازه&zwnj;ی یک جنگ، مدفون و نا&zwnj;بود&zwnj;کنند. مهم&zwnj;ترین سر&zwnj;فصل منافع ملی ما همان دموکراسی&zwnj;سازی تدریجی از درون بر اساس مکانیزم&zwnj;های مبارزه&zwnj;ی مدنی و ضد-خشونت و ضد-تبعیض است. اما چنین دموکراسی&zwnj;ای در ایران نه به نفع جنگ&zwnj;طلبان آمریکایی است نه به نفع مستبدان داخلی.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">سؤال&zwnj; اصلی این است که رهبران و بدنه&zwnj;ی جنبش سبز چه می&zwnj;توانند و چه باید&zwnj; بکنند برای خنثی&zwnj;سازی این اتحاد نا&zwnj;میمون میان جنگ&zwnj;طلبان اسرائیلی و امریکایی در یک&zwnj;سو و مستبدان داخلی از سوی دیگر. مسأله&zwnj;ی پرونده&zwnj;ی هسته&zwnj;ای ایران و همه&zwnj;ی پرسش&zwnj;های خرد و درشت پیرامون آن در&zwnj; قیاس با این مسأله&zwnj;ی کلان تنها پرسش&zwnj;هایی خرد و فرعی اند. به آن پرسش&zwnj;های فرعی و خرد تنها وقتی می شود پاسخی در&zwnj;خور داد که این پرسش کلان پاسخی مناسب یافته&zwnj;باشد. بار دیگر پرسش سر&zwnj;نوشت&zwnj;ساز تاریخ معاصر ایران، دست&zwnj;کم از زمان به&zwnj;توپ&zwnj;بسته شدن مجلس تا کودتای سید ضیا، تا کودتا علیه مصدق، تا شعله&zwnj;کشیدن آتش جنگی همه&zwnj;جانبه و تحمیلی علیه ایران،&zwnj; و تا انتخابات سال پیش، این است: &laquo;رهبران و بدنه&zwnj;ی جنبش سبز در داخل و خارج کشور چه می&zwnj;توانند و چه باید بکنند برای خنثی&zwnj;سازی این اتحاد نا&zwnj;میمون میان مداخله&zwnj;جویان و جنگ&zwnj;طلبان خارجی، که مخالف پا&zwnj;گرفتن دموکراسی در ایران اند از یک&zwnj;سو و مستبدان داخلی از سوی دیگر؟&raquo;</p>
</div>
</span>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نظر ميرحسین موسوی درباره‌ی قطعنامه‌ی ۱۹۲۹ شورای امنيت عليه ايران</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/07/post_237.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22471</id>
   
   <published>2010-07-07T13:18:45Z</published>
   <updated>2010-07-07T13:27:58Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ چکیده :&nbsp;همه توجه داشته باشیم که قصد از تحریم ها صرف به زانو درآوردن دولت نیست. تجربه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲و سرنوشت تلخ عراق وافغانستان در زمان معاصر پیشاروی ماست وهشیاری مضاعف آنکه چه بسا بخشی از دولتیان شانس بقای...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="بیانیه‌های میرحسین موسوی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 18px; ">
<p class="highlight" style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 30px; padding-right: 20px; padding-bottom: 15px; padding-left: 20px; margin-top: 10px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(102, 102, 102); background-image: url(http://static3.kaleme.com/images/inner-excerpt-bg.jpg); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; border-bottom-width: 1px; border-bottom-style: dotted; border-bottom-color: rgb(204, 204, 204); clear: both; background-position: 50% 100%; background-repeat: repeat no-repeat; "><strong>چکیده :</strong>&nbsp;همه توجه داشته باشیم که قصد از تحریم ها صرف به زانو درآوردن دولت نیست. تجربه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲و سرنوشت تلخ عراق وافغانستان در زمان معاصر پیشاروی ماست وهشیاری مضاعف آنکه چه بسا بخشی از دولتیان شانس بقای خود را درادامه این بحران وتشدید مخاصمات وحتی تشویق دشمنان برای تعرض نظامی ببینند. بر جنبش سبز است که بین پایداری بر اصول و هویت خود و مقابله با این خطر روشن وفاقی ایجاد نماید. ما باید عنصر مقاومت در مقابل تهدید و تعرض خارجی را به عنوان یک ضرورت در کنار سایر مطالبات خود بنشانیم.</p>
<br />
<div class="post" style="display: block; margin-bottom: 25px; line-height: 2em; ">
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>کلمه:</strong>&nbsp;میرحسین موسوی نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس در یادداشتی به طرح نظرات خود پیرامون قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت علیه کشورمان و نیز تدابیری که می توان برای مواجهه با پیامدهای پیش روی ایران لحاظ کرد پرداخت.&nbsp; به گزارش کلمه متن یادداشت میر حسین موسوی به شرح زیر است:</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">سرانجام و متاسفانه قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت صادر شد. قطعنامه و قطعنامه هایی که می توانست با تدبیر وعقلانیت بر کشور ما تحمیل نشود. تاکید بر این واقعیت نمک پاشیدن روی زخم نیست؛ بلکه از آن روست که تجاهل در این زمینه پیامدهای آن را وخیم تر خواهد ساخت. اینکه بگوئیم این قطعنامه چون یک دستمال استفاده شده است مصائب ناشی از سیاستهای پر هیاهو وعوامفریبانه راتخفیف نخواهد داد. البته در این میان، فحش و توهین به کشورهای دیگر ممکن است مصرف داخلی برای عده ای کم اطلاع داشته باشد اما در واقعیت بیرونی جز بدتر کردن اوضاع تاثیری نخواهد داشت. مگر تردید داریم که مسئولان این کشورها همواره منافع خود را&nbsp; در چهارچوب منافع ملی کشورشان تعریف می کنند و نه متاسفانه مانند برخی از سیاستمداران ما که منافع خود وجناح خود رابه جای منافع ملی جا می زنند. من امیدوارم که ملت ما به پاسخی که وزیرامورخارجه روسیه به یکی از سخنرانی های عوامانه داد دقت کرده باشند. این جوابیه یک واقعیت بدیهی در روابط بین الملل را تکرار می کند و اینکه برای روسیه ( وشما کشورهای دیگر چون آمریکا، چین، ترکیه و برزیل و&hellip; را اضافه کنید) مهمترین مساله حفظ منافع ملی روسیه است، اگرچه درک این نکته ساده برای کسانی که اسیر منافع کوتاه مدت خویشند مشکل باشد. <strong>برای اینجانب مانند روز روشن است که این قطعنامه بر امنیت و اقتصاد کشور ما اثرخواهد گذاشت. تولید ناخالص را پائین خواهد آورد، بیکاری را بیشتر خواهد کرد، مردم را در تنگنای مشکلات بیشترمعیشتی واجتماعی قرار خواهد داد، فاصله ما را ازکشورهای در حال رشد جهان بویژه کشورهای همسایه رقیب بیشتر خواهد ساخت و آخرین میخ را بر تابوت چشم اندازبیست ساله خواهد کوبید. کدام عقل سلیم است که نداند کشورما امروز پس از صدور قطعنامه آسیب پذیرتر و منزوی تر از گذشته شده است؟</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">سرنوشت کشورهای دیگر در منطقه که در دام لفاظی های مغرورانه ومیان تهی دولتیانشان افتادند وسرنوشت شوم و ترحم برانگیزی پیدا کردند باید جلوی چشم همه ما باشد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>آنچه در شرایط کنونی مهم است، اندیشیدن به راه حلهائی است که بتواند احتمالات خطر رابرای استقلال، تمامیت ارضی و حقوق مشروع کشور به حداقل برساند و در عین حال پاسدار آزادی و حقوق شهروندان باشد که حفظ امنیت ملی بدون پشتوانه شهروندانی آزاد و آگاه ممکن نیست. شبکه های سبز مشفقانه به راه حلهائی که می تواند به دفع این شر عارض گشته کمک کند بپردازند.&nbsp; قبل از اشاره به تعدادی از این راه حل ها تاکید بر محکومیت این قطعنامه ظالمانه ضروری است.</strong>&nbsp; ما در شرایطی محکوم می شویم که به سادگی ازجنایات در سرزمینهای اشغال شده فلسطین وبمبهای هسته ای آن غمض عین می شود وحق استفاده صلح آمیز از تکنولوژی هسته ای ازما دریغ می گردد. <strong>بی تردید این یک قطعنامه بر ضد ملت ماست. گرچه در کنار آن ما نمی توانیم ازتاثیر سیاستهای ماجراجویانه و مغشوش چشم بپوشیم&hellip;</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۱- اولین وضروری ترین راه حل و حتی فوری ترین آن اطلاع رسانی صادقانه به ملت است. <strong>این حق مردم است که ماهیت قطعنامه و تحریم های دیگری که در حال افزوده شدن به آن است بشناسند. باید آنها بدانند این تحریمها چه اثری بر سفره آنها و روی نرخ بیکاری و تورم وتولید وپیشرفت کشورو امنیت می گذارد. صرفا گفتن اینکه این قطعنامه یک ورق پاره است مشکل مردم و کشور را حل نمی کند</strong>. اگر قرار است مردم در مقابل بحرانی که ناخواسته در حال ورود به آن هستند مقاومت کنند ضرورت دارد که اعتماد آنها جلب شود و اعتماد جز ازطریق راستگوئی حکومت و شفافیت اطلاعات بدست نمی آید.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۲- ازمواردی که لازم است مردم حتما بدانند خطرات امنیتی قابل پیش بینی ناشی از قطعنامه جدید است. <strong>بسیاری از ملت ما نمی دانند مسیری که با ندانم کاری و گزافه گوئی های بی مورد درآن افتاده ایم تاچه حد خطرناک است. اینکه کسانی بخواهند با بذله گوئی و رجزخوانی خیال خود ومردم را راحت کنند خیانت به مردم است</strong>. اگر می خواهیم آمادگی مردم را به عنوان مهمترین عامل بازدارندگی در مقابل خطرات احتمالی قراردهیم باید در حد ممکن پیامدهای احتمالی امنیتی شرایط موجود را به اطلاع آنها برسانیم. اگر این اقدام برای مسوولان کشور دشوار است حداقل رسانه های غیر دولتی آزاد گذاشته شوند که بدون اغراق و دلسوزانه اطلاعات و تحلیل های لازم را به مردم انتقال بدهند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۳-<strong>شرایط تازه ایجاب می کند که دایره مشاوران پرونده حساس هسته ای گسترده تر شود</strong>. تا آنجا که نویسنده اطلاع دارد بر خلاف دوران جناب اقای خاتمی عده کمتر وکم تجربه تری درگیر این پرونده حساس هستند. و به طور قطع یکی از دلایل ورود به این مرحله ناخوشایند و بحرانی تنگ بودن دایره مشاوران زبده است. در کشورهای موفق دولتها علیرغم برخورداری ازمشروعیت ناشی از رعایت میثاقهای ملی سعی می کنند در چنین مواردی ازعقلانیت جمعی و حتی اجماع نسبی استفاده کنند. <strong>چه اشکالی دارد همچون پرونده گروگانهای امریکائی، تصمیم گیری در مورد اصول حاکم بر سیاست هسته ای کشور به تصویب مجلس برسد، نه آنکه مجلس درآخر کار با مصوبات فرمایشی خرابکاری های تصمیم گیران را توجیه نماید. چرا باید چند نفر پنهان از نظر مردم در مورد پرونده هائی که به سرنوشت همه ملت مربوط است تصمیم بگیرند؟</strong> مگر قرار نبود مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند؟ چرا فکر کنیم که مردم باید با هرچه ما تصمیم گرفتیم موافق باشند؟ آیا اصل مربوط به رفراندوم جنبه زینتی دارد که هر زمان برای حل مسائل مهم کشوربه آن اشاره می شود طوفانی از اتهام و توهین راه می افتد؟ آیا جای آن نیست که در موارد حساس نظر ملت را از این طریق پشت سر تصمیمات مهم قرار دهیم؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۴- در شرایط کنونی شکاف بین ملت و دولت، خطر بیگانگان و بد خواهان از همیشه بیشتر است. نتایج ناشی از تقلب انتخاباتی و سرکوبهای بعد از انتخابات ومصائب ناشی از سوء مدیریتها و فساد و دروغ و آشفتگی سیاستهای اقتصادی و فرهنگی منجر به بحران اعتماد به حکومت و فاصله گرفتن مردم از دست اندرکاران شده است. امروز ضرورت پرداختن به راه حلهای شبیه آنچه در بیانیه شماره ۱۷ آمده است بیش از همیشه خود را نشان می دهد. <strong>یک دولت نامشروع و سرکوبگر ودر حال جنگ با ملت خود نمی تواند در مقابل تهدیدات بیگانه مقاومت نماید</strong>. <strong>در چنین حالتی یا باید به بیگانگان باج دهد و یا کشور را در آستانه خطرات مهلک افکند.</strong> در این وضعیت ایجاد دورنمای اطمینان بخش برای انتخابات آزاد و رقابتی و غیر گزینشی و آزادی مطبوعات و رسانه ها و آزادی زندانیان سیاسی ورسیدگی جدی به خانواده های شهدا وآسیب دیدگان یک امر حیاتی است. اگر سرمایه ما در هماوردی با شرایط خطیر کنونی، ملت است باید به ملت وآراء و نظرات آن احترام گذاشت و درهر تصمیمی اکنون قبل ازهمه به تاثیرات آن بر زندگی کارمندان و کارگران و معلمان و اقشار حقوق بگیر و مستضعف اندیشید. این عادلانه نیست که اقشار تهیدست و جوانان جویای کار چوب تصمیمات مستبدانه و ماجراجویانه دولت را بخورند. ودرعین حال همه شاهد باشند یک عده عربده کش چماقدار که به جان ومال وآبروی مردم در روز روشن افتاده اند به عنوان طرفداری از دولت در روز روشن از به توپ بستن مجلس سخن بگویند. آیا این است شیوه ی اداره جهان؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&nbsp;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۵- با کینه ها و دشمن تراشی ها وتصفیه های جناحی، نظام بیش ازهمیشه دستانش از نیروهای کارآمد خالی است. <strong>تاملی اندک به ماجراهای سال گذشته نیویورک و کنفرانس ژنو می تواند ضعف مفرط دولتیان را نشان دهد. </strong>کشور امروز برای عبور ازاین بحران خطرناک نیازمند استفاده از همه ظرفیتهای مدیریتی خویش است. <strong>خطرآنچنان مهم است که به خاطرآن استفاده ازتجربیات ومنزلت شخصیت هائی چون جنابان هاشمی و خاتمی و روحانی و آقازاده و لاریجانی و&hellip; ضرورت داشته باشد</strong>.<strong> آیا تامل بر انگیز نیست که از مسافرت رئیس جمهور سابق کشور(با احترامی که در سطح بین الملل دارد) برای استفاده از تریبونی که می توانست در آن از حقوق ملت درزمینه هسته ای دفاع نماید جلوگیری شود؟</strong> کیست که نداند اغلب مدیران برجسته و نیروهای زبده برای اداره کشور در شرایط بحرانی کنونی ازمدار تصمیم گیری ها و سیاستگزاری ها به کناری گذاشته شده ا ند؟ <strong>آیا این واقعیت آشکار، دلهره آور و شک برانگیز نیست؟</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&nbsp;۶- سپاه امروز در گیر مسائل سوال برانگیزی است. از سویی اسلحه سپاه وبسیج به جای دشمن در مقابل مردم قرار گرفته است ودر سرکوب و دستگیری ها و بازجوئی ها ی نیروهای سیاسی و معترضین نقش درجه اول دارند و از سوی دیگر سپاه در حجم غیر قابل باوری درگیر مسائل اقتصادی است. به یقین بازگرداندن سپاه به سوی مسوولیت های اصلی خود می تواند هم نقش افتخار آمیزی که این نهاد در دفاع مقدس داشت احیا کند وخطرات ناشی از طمع بدخواهان را کاهش دهد و هم در سلامت اقتصادی جامعه وکاهش امواج روز افزون فساد و دلگرمی بخش خصوصی موثر واقع شود. <strong>سپاهی که مشغله فکریش بالا و پائین رفتن قیمت دلار و دخالت در امور بانکداری و بازارسهام وپیمانکاری و صادرات و واردات است نمی تواند برای تامین امنیت کشورو انقلاب مورد اعتماد باشد.</strong> ومتاسفانه در این معرکه ما شاهد زوال اعتبار قدیمی و پشتیبانی مردمی سپاه خوهیم بود.&nbsp; قابل پیش بینی است که با ادامه این روند سپاه به جای دفاع از ملت و کشور به دفاع از شرکتها و سهام وموسسات پولی و مالی خود و سرانجام به جای دفاع از کشور وانقلاب به دفاع از از سازمان و تشکیلات خود بغلطد ویا به تمامی در اختیار یک قدرت مستبد و ضد مردمی قرار گیرد. اگر محبت و اعتماد مردم به نیروهای مسلح بزرگترین سرمایه آنها باشد امروز با عملکرد سپاه در حوزه امنیت داخلی و اقتصاد این سرمایه اجتماعی بی بدیل در حال ذوب شدن است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">ما همه می دانیم که سپاهیان سلحشور و یاران باکری ها و همت ها از این روال بیزارند. از یاد نبریم نفرت مردم از نهادهای اقتصادی و امنیتی رژیم شاهنشاهی تا چه حد در ظهور و بروز خشم مردم موثر بود. با شرایط تحمیلی ناشی ازقطعنامه و تحریم ها بازبینی نقش سپاه و بسیج یکی از مهمترین اقداماتی است که نیروهای خیرخواه از هر جناح و دسته ای باید خواستارآن باشند. درحاشیه <strong>صریحا بگویم که حمله با پرچم بسیج به جناب اقای کروبی و خاتمی و ماجرائی که در ۱۴ خرداد شاهد آن بودیم و اخیرا حمله و توهین به مجلس منافع ومقاصد طراحان قطعنامه را راحت تر می کند.</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&nbsp;۷-&nbsp;&nbsp; نکته اخرآنکه همه توجه داشته باشیم که <strong>قصد از تحریم ها صرف به زانو درآوردن دولت نیست. تجربه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنوشت تلخ عراق وافغانستان در زمان معاصر پیشاروی ماست وهشیاری مضاعف آنکه چه بسا بخشی از دولتیان شانس بقای خود را درادامه این بحران وتشدید مخاصمات وحتی تشویق دشمنان برای تعرض نظامی ببینند.</strong> بر جنبش سبز است که بین پایداری بر اصول و هویت خود و مقابله با این خطر روشن وفاقی ایجاد نماید. ما باید عنصر مقاومت در مقابل تهدید و تعرض خارجی را به عنوان یک ضرورت در کنار سایر مطالبات خود بنشانیم و نشان دهیم که <strong>راه خروج از این بحران و خطر در برگشت به اصول و راه حلهائی است که جنبش سبز در یک سال عمر سر افراز خود همواره منادی آن بوده است. جنبش سبز باید از تمام توان بین المللی خود استفاده کند تا به قدرتهای خارجی نشان دهد به آنها اجازه نمی دهد از ضعف وعدم مشروعیت دولت کنونی استفاده و به استقلال، تمامیت ارضی و منافع عالی کشور آسیب رسانند.</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 20px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">جنبش سبز همچنین <strong>از طریق آگاه سازی همه جانبه اقشار اجتماعی و نخبگان به سرکوبگران اجازه نخواهد داد با ایجاد وضعیت اضطراری در کشور و استقبال از درگیری های نظامی از پاسخگویی و مسوولیت پذیری فرار کند و به تشدید سرکوب و ارعاب مخالفان بپردازد و یا در خفا برای تامین منافع کوتاه مدت خود بر سر منافع عالی ملی تن به سازش های خفت بار دهد.</strong></p>
</div>
</span>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بیانیه‌ی مهدی کروبی در مورد اختیارات ولایت فقیه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/06/post_236.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22439</id>
   
   <published>2010-06-20T13:04:18Z</published>
   <updated>2010-06-20T13:05:34Z</updated>
   
   <summary>بسم الله الرحمن الرحیم ملّت بزرگ و شریف ایران یک سال از حضور با شکوه و پرشعور شما در انتخابات ریاست جمهوری دهم گذشت. حضور پرشور شما در آن انتخابات، گواه تمایل تان برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود در...</summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="بيانیه‌های مهدی کروبی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">بسم الله الرحمن الرحیم</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ملّت بزرگ و شریف ایران</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">یک سال از حضور با شکوه و پرشعور شما در انتخابات ریاست جمهوری دهم گذشت. حضور پرشور شما در آن انتخابات، گواه تمایل تان برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود در امور مملکت تان بود که متاسفانه اما عده ای بر اساس تئوری ای که مردم را ناصر حکومت و ولی فقیه می داند نه ناصب آن، به جای شما تصمیم گرفتند و رای خود را به نام شما خواندند. یکسال از چنین انتخاباتی گذشت و در این یک سال، فراز و نشیب بسیار دیدیم. دیدیم که چگونه اصحاب قدرت پرده حجب و حیا را دریدند، و هزینه این بدنامی را برای حکومت اسلامی خریدند و شهروندان این مملکت را که از رای شان می پرسیدند در خیابان ها به شهادت رساندند و بسیاری را به خاک و خون کشیدند و زندان ها را از فرزندان این نظام و انقلاب پر کردند. آنچه در این یکسال غایب بود &ldquo;حقوق ملّت مندرج در فصل سوم قانون اساسی&rdquo; بود و آنچه جای آن را گرفته بود پا فشاری اصحاب قدرت بود بر بکارگیری زبان زور و شکستن تمامی حرمت ها. ما اما به رغم تمامی این تلخی ها و سیاهی ها همچنان امیدواریم که قطار خارج شده از ریل قانون اساسی، انقلاب و امام به راه اصلی خود بازگردد و خطاکاران توبه کنند و راه گفتگو و تعامل هموار شود.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ملّت بزرگ و شریف ایران</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">یکسال پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و گذر از مصائب و تلخی های این یکساله &nbsp;بیش از هر چیز لازم می دانم سپاس، تشکر و تقدیر خود را از خانواده های معظم شهدای حوادث یک سال گذشته که در مظلومیت تمام حتی نگذاشتند مراسمی در شأن عزیزانشان برگزار نمایند، اعلام کنم. اینجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدای عزیز از خداوند برای شهدای این راه، رحمت و برای بازماندگان آنها نیز طلب صبر و اجر می کنم. به مجروحین عزیز هم که در کنار جراحت ها و آسیب ها حتی حق درمان در آسایش نیز از آنها سلب شد، ادای احترام می کنم و در مقابل این همه استقامت و پایداری آنها سر تعظیم فرود می آورم. و نهایتاً از خیل کسانی که به ناحق و برای خفه کردن ندای حق طلبانه این ملت مظلوم و بزرگ، به جای مجرمین واقعی به زندان افتادند، به نیکی یاد می کنم. این روزها زندان های کشور پر است از یاران انقلاب و امام، و اندیشمندان و فرهیختگان و جوانان و آزادی خواهان و همچنان امیدوارم مقامات قضایی کشور در جهت احیای دستگاه قضا به جای صدور کیفر خواست های سیاسی و ابلاغ احکام دیکته شده، زمینه رهایی و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را به زودی فراهم آورند.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ملت حق خواه و آزادی خواه ایران</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">تا یکسال پیش با وجود اختلافات فراوان در شیوۀ اداره کشور و تعطیل یا تفسیر به رأی قانون اساسی توسط برخی حاکمان، وحدت و انسجامی نسبی میان همه جریان های فکری و فعال سیاسی و آحاد مردم و مسئولان نظام وجود داشت. اگرچه عده ای به حقوق مردم و آزادی های مشروع آنان بی اعتنایی می کرند و حقوق اقوام گوناگون ایرانی و اقلیت های رسمی دینی و مذاهب و فرق مختلف اسلامی را نادیده می گرفتند و از هتک حرمت و توهین و تحقیر اقشاری چون جامعه زنان و جوانان و اعمال خشونت و رعب و وحشت علیه آنان ابایی نداشتند و فضای یأس و سرخوردگی در جامعه ایجاد می کردند و فشارهای سنگین و غیر قابل تحملی بر حوزه های علمیّه و دانشگاه های کشور وارد می آورند تا حوزه و دانشگاه را مطیع خود سازند ولی آنچه در انتخابات ریاست جمهوری گذشته اتفاق افتاد از همه آنچه پیشتر دیده بودیم فراتر بود. به کارگیری تمام امکانات مالی، رسانه ای، نظامی و بسیج جهت مصادره رأی مردم و اعلام نتایج انتخابات به صورت مهندسی شده و ظالمانه و در عین حال ناشیانه، و توهین و تحقیرهایی که از آن پس نسبت به مردم و جریان های حاضر در صحنه به عمل آمد و از همه بدتر بی اعتنایی نسبت به معترضین و اعتراضات، اتفاقات جدیدی بودند که در چنین وسعتی در سه دهه گذشته در این مملکت رخ نداده بود. بدین ترتیب اگر تا یکسال پیش وحدت و انسجامی نسبی در کشور حاکم بود، بعد از غارت رأی مردم به وسیله مجریان و ناظران در سایه زور و سرنیزه، ادامه چنان وحدتی غیر ممکن می نمود، آنچنانکه کاندیداها و هواداران ایشان و آحاد مردم نیز نسبت به این ظلم آشکار و بزرگ اعتراض کردند و آنچنانکه به یاد داریم تمام مطالبه آنان در ابتدا در شعار زنده و جاوید &rdquo; رأی من کجاست؟ &rdquo; تبلور یافت. متاسفانه اما مسئولان مربوطه به جای توجه و رسیدگی به این مطالبه حداقلی و به کار گیری قانون و عدالت، به خشونت و ایجاد فضای امنیتی و بازداشت و شکنجه و آزار معترضین و تشکیل دادگاه های فرمایشی و صدور آرای کلیشه ای روی آوردند و هزینه ای سخت و جبران ناپذیر را بر نظام، کشور و مردم تحمیل کردند. بسیاری از رجال و شخصیت های با سابقه حوزه دین و سیاست و انقلاب را کافر، ملحد، محارب، اجنبی و خود فروخته معرفی کردند و چوب حراج بر تمام سرمایه های مادی و معنوی این مملکت و انقلاب زدند.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ملت عزیز ایران</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">همانطور که می دانید و پیشتر هم اشاره کردم در یک سال گذشته پرده حجب و حیا از سوی کسانی که خود را وابسته به مراکز قدرت می دانند دریده شد و پیاده نظام این جریان در رسانه ها و سایت هایی که از پول نفت و بیت المال ارتزاق می کنند چنان آتشی بر خیمه نظام و انقلاب زد که ترکش های آن به همه خدمتگزاران و انقلابیون از جمله بیت معزز حضرت امام و نوه عالم و اندیشمند ایشان حاج سید حسن خمینی و دیگر مراجع بزرگ شیعه نیز اصابت کرد. سامان دهی عده ای از مواجب بگیران در ۱۴ خرداد و شکستن حرمت بیت امام در کنار مرقد ایشان را دیدیم و سیل محکومیت این فعل ابلهانه از سوی مردم و علمای بزرگ و مراجع تقلید را هم به نظاره کردیم. در مقابل واکنش مردم و علما اما یک روزنامه که حریمی اهریمنی دارد و هیچ چارچوب و حد و مرزی برای گستاخی و فحاشی قائل نیست همچون گذشته در دفاع از رفتار اوباش پیاده نظام، به توهین مضاعف به نوه امام پرداخت گویی بدان دلیل که جرم آن عزیز ایستادن در کنار ملت بود. این روزنامه اهریمنی به همین مقدار بسنده نکرد و با ساختار شکنی عجیبی به حریم مراجع نیز وارد شد و آنان را به سبب آنکه توهین به بیت امام را محکوم کرده بودند مورد پرسش و تهدید قرار داد. این روزنامه مراجع را متهم به ملاحظه کاری کرد و از آنان پرسید که &rdquo; کدام ملاحظه می تواند با دفاع از حریم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابری کند؟ &rdquo; باید تاسف خورد بر کسانی که کمترین درک و فهمی از آموزه های اسلامی و انقلابی امام نداشته اند و ندارند و با این حال می خواهند درک آلوده به قدرت خود را با زور و زندان و تهدید به دیگران از جمله مراجع بزرگ و محترم شیعه تحمیل کنند. حال آنکه مرجعیت شیعه دارای تاریخ و جایگاهی رفیع و حافظ آیین محمدی در ایام غیبت است. آنها اما مراجع را نیز مطیع قدرت خود می خواهند و از همینرو پیاده نظام خود را به بیت مراجع می فرستند تا آنها را به بصیرت دعوت کنند و آنگاهی که دعوت به بصیرت گرهی از کار فروبسته شان نمی گشاید، عده ای را اجیر می کنند تا نیمه شب در کمال توحش به بیت آیت الله العظمی صانعی و دفتر مرحوم آیت الله العظمی منتظری حمله کنند و خواستار خروج آنان از قم شوند. تاملی در اخبار این حوادث و فیلم های این حملات وحشیانه به بیوت مراجع و روایات نزدیکان آیت الله صانعی و بیت آیت الله منتظری از این حملات سبعانه کافی است تا پاسخی به این پرسش بیابیم که آیا جایگاه مرجعیت و علمای دین در طول تاریخ شیعه تا کنون چنین مورد بی حرمتی واقع شده است؟ و آن بسیج مردمی که با رمز یا زهرا(س) به متجاوزین به خاک کشور یورش می برد کارش به کجا رسیده است که ساعت ۵/۳ نیمه شب به بیوت مراجع حمله و به تخریب و غارت اموال و کتب دینی می پردازد؟ به راستی چه کسی مسئول و پاسخگوی این انحراف عظیم است ؟ به یاد داریم که قبل از پیروزی انقلاب اظهار نظر گستاخانه یک نفر در روزنامه اطلاعات نسبت به یک مرجع دینی چه طوفانی در کشور به پا کرد و امروز در روزنامه ای که عنوان نمایندگی رهبری را یدک می کشد چگونه به مراجع دین توهین می شود. شاید حریم اهریمنی و حمایت های مادی و امنیتی بی شمار امروز مانع از پاسخگویی مردم به این حرمت شکنان شود اما این گستاخی ها هرگز از اذهان مردم پاک نخواهد شد. و آیا اگر مردم نیز سکوت کنند خدا در برابر چنین ظلمی به بزرگان دین و اسلام سکوت خواهد کرد؟</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">از یاوه گویی های آن سرمقاله اگر بگذریم، در سرمقاله آن روزنامه اهریمنی نکته قابل تامل و درستی نیز بیان شده بود و آن، همین سخن امیرالمومنین علی (ع) بود که افراد را باید با معیار &rdquo; حق &rdquo; سنجید و نه &rdquo; حق &rdquo; را با معیار افراد. به راستی تعریف حق و عدالت از منظر آقایان چیست و چگونه می توان مطالبه حق رأی مردم را با گلوله پاسخ داد و آنگاه از حق نیز سخن گفت؟ اساس مطالبه مردم در روزهای پس از انتخابات، تنها حق رأی شان بود و به دنبال جنایات بی حد و حصر در کهریزک و سایر بازداشتگاه های غیر قانونی و قانونی بود که مطالباتی دیگر بر مطالبه اولیه مردم افزوده شد، که مگر می شد مردم را به گلوله بست و از آنها خواست که از این خون ریخته شده و مسببان آن نپرسند؟ اما چه کسی طرح این مطالبات حقه و پرسشی حداقلی درباره رای خود را از ابتدا در مخالفت با ولایت فقیه تلقی کرد؟ چرا با توسل به ولایت فقیه تیشه به ریشه قانون اساسی و جهوری اسلامی برخواسته از رأی مردم زده و اختیار و دامنه ولایت فقیه آنقدر توسعه داده شد که بعید می دانم در مواردی این مقدار اختیار از سوی خداوند به پیامبران و ائمه معصومین نیز داده شده باشد و حتی گمان نمی کنم که خدا چنین حقی برای چنین برخوردی با بندگان را برای خودش نیز اعمال کند . تاریخ شیعه انتقاد از حاکم را نه تنها لازم بلکه واجب شرعی می داند: &ldquo;النصیحه لائمه المسلمین&rdquo;. امام صادق می فرمایند که &ldquo;احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی&rdquo; اما می بینید که آقایان اظهار نظر و بیان دیدگاه افراد را تقابل با ولایت فقیه تفسیر می کنند. رهبری در مورد انتخابات نظر خود را اعلام کردند اما آنچنانکه دیدیم مردم در کمال احترام به ایشان، نظری دیگر داشتند و آن مطالبه رأیی بود که به صندوق انداخته بودند. مگر می شود با کهریزکی کردن مردم و آباد کردن قبرستان ها درک شعور و حق پرسش را از مردم سلب کرد و به بهانه نظر رهبری به مراجع و بیت و یاران امام با توسل به اوباش حمله کرد و اصول قانون اساسی را زیر پای سرکوبگرانه خود له کرد؟ یاران امام و مردم هوشیار هنوز &nbsp;سنت و سیره عملی آن عزیز سفر کرده را فراموش نکرده اند. ایشان بارها مطالبی فرمودند و مسئولین بنا به درک و نظر خود به گونه ای دیگر عمل کردند و با این حال نه امام ناراحت شدند و نه کسی به آنان اعتراض کرد و نه آن مسئولان که نظری مخالف دیدگاه امام داشتند از حقوق اجتماعی خود مرحوم شدند. آیا اگر اعلم علما و مرجع دینی و ولی فقیه نیزدر پایان رمضان، ماه را ندید و بر اساس معیارها به صدور حکم عید فطر نرسید ولی چوپان یا کارگری ساده و بی سواد دربلندای افق کوه های محل زندگی خود ماه را دید و افطار کرد، او ضد ولایت فقیه، مخالف نظام، مشرک، محارب و وابسته به آمریکا و صهیونیسم است؟ گیریم که آقایان متوجه دزدیدن رای مردم نشده اند اما مردم این اتفاق را به چشم دیده باشند حال آیا می توان آنها را ضد ولایت فقیه و مشرک و محارب خواند؟ به راستی پرسیدن از رای خود چه ربطی به ضدیت با دین و اسلام و ولایت فقیه دارد؟ علاوه بر این در حوزه دین &nbsp;آزادی بخش و جهانی اسلام که مخالف و معاند می توانند در حضور امام معصوم به بحث و مناظره و جدل پرداخته و حتی در خصوص انکار خدا هم صحبت کنند &nbsp;چگونه است که عده ای، درخواست رسیدگی و احقاق حق را جرم و مخالفت با ولایت فقیه می دانند؟</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ملت آزادی خواه و شریف ایران</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">همه ما به یاد داریم که نگاه سیاسی و اجتماعی بنیانگذار جمهوری اسلامی در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی با نگاه سیاسی و اجتماعی آن حضرت تفاوت داشت اما به یاد نداریم که هیچگاه هیچ یک از این دو طرف سخنی در تخطئه طرف مقابل زده و مردم را به مقابله با یکدیگر تحریک و تشویق کرده و فضای جامعه دینی را به نا امنی کشیده باشند. همه به یاد داریم که امام(ره) در واکنش به دیدگاههای اختلافی مراجع شایسته دینی و حوزه های علمیّه از جمله در برخورد با دیدگاه های فقهی و اجتماعی و حتی سیاسی مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی چگونه عمل می کردند تا آنجا که اعلام عید فطر برای مسلمین را با تشخیص و اعلام آن به نقل از ایشان در رسانه ها به رسمیت می شناختند. ما به یاد داریم که عده ای یک نوار ضبط شده در حدود یک ربع ساعت از سخنان آیت الله العظمی گلپایگانی در رابطه با ولایت فقیه را که در نقطه مقابل دیدگاه امام قرار داشت برای امام آوردند و امام اما دستور دادند که مشروح سخنان ایشان دو بار از رادیو سراسری پخش شود. همه به یاد داریم که رهبری فعلی در دوره اول ریاست جمهوریشان در خصوص معرفی نخست وزیر نظری غیر از نظر امام و مجلس داشتند و چقدر زیبا بود که ایشان بر تصمیم خود که مخالف نظر امام و ولی فقیه وقت نیز بود پای می فشردند &nbsp;اما پاسخ این مخالفت با نظر رهبری و ولایت فقیه، چنان نبود که برخی امروز در نظر دارند. به یاد داریم که حتی در سال ۶۴ که &nbsp;جناب اقای موسوی برای دور دوم به عنوان نخست وزیرانتخاب شدند و در جریان معروف ۹۹ نفر نماینده ای که به آقای میرحسین موسوی رأی مخالف دادند رهبری فعلی که در مقام ریاست جمهوری قرار داشتند نیز موافق با انتخاب ایشان نبودند و فرمودند که آنان ۹۹ نفر نیستند و با احتساب اینجانب ۱۰۰ نفر هستند و در جریان تحلیف در مجلس و در حضور تماشاچیان و خبرنگاران نیز اظهار داشتند که التزام من به سوگند ریاست جمهوری درحالیست که تمام ابزار اجرائی آن در اختیار من نیست و با این بیان ادامه نا رضایتی خود نسبت به دیدگاه امام را اعلام کردند اما هیچگاه برای ایشان یا آن نمایندگان کمترین تعرض یا مزاحمت یا بی حرمتی پیش نیامد و ایشان هدف تیرهای تهمت قرار نگرفتند و هیچ یک از آن نمایندگان &nbsp;نیز بازداشت یا محکوم به ضدیت با نظام و ولایت فقیه نشدند. همه به یاد داریم که یکی از نمایندگان دور دوم مجلس در جریان یک نطق پیش از دستور در برابر معترضین که محتوای نطق او را خلاف دیدگاه امام می خواندند با صدای بلندی پاسخ داد که &laquo;اگر این طور باشد بهتر است حضرت امام ۲۷۰ پوزه بند برای مجلس بفرستند.&raquo; آن فرد اما به رغم بیان این موضوع هیچ وقت از طرف امام و بیت ایشان مورد غضب قرار نگرفت و مایه رنج و دردسر او فراهم نشد و مورد اذیت و آزار و شکنجه و بازداشت &nbsp;قرار نگرفت و حتی بعد از آن نطق در مناصب عالی نظام از جمله در سمت عضو حقوقدان شورای نگهبان و معاونت قوه قضائیه نیز انجام وظیفه کرد و مورد توجه مسئولان بالای نظام نیز قرار داشت و به یاد دارم باری که ایشان به ملاقات امام رفته بودند نیز درحالیکه در آن زمان معمول نبود خبر دیدار یک نماینده با امام را از رادیو پخش کنند، خبر آن دیدار از رادیو نیز پخش شد. حال آن ولایت فقیهی که بر اساس آموزه های علمی و عملی بنیانگذار جمهوری اسلامی می توان تصویر کرد را مقایسه کنید با تصویری &nbsp;که امروز از ولایت فقیه ارائه می شود و در سایه دفاع از آن عمل می شود. خدا می داند این خیانت که عده ای به ولایت فقیه و دین مردم روا داشتند چه آسیب هایی به کشور، مردم و باورهای معنوی آنها وارد کرده است.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ملت شریف و آزاده ایران</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">یک سال پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و آنچه با رای شما کردند و آن خون هایی که برای احقاق حقوق شما ریخته شد یک بار دیگر با صراحت و صداقت اعلام می کنم که بر سر پیمان خویش با شما تا پایان این راه ایستاده ام و آماده ام تا با هر کس که به نمایندگی از سوی حاکمیت معرفی شود به مناظره بنشینم و نگرش خود نسبت به قانون اساسی، خط امام و انقلاب را بیان کنم تا مردم -همان ها که امام فرمود جان من فدای تک تک آنان- به داوری بنشینند و معین کنند چه کسانی از قانون اساسی، راه و اندیشه و آرمان های انقلاب منحرف شده اند و چه کسانی علیرغم همه فشارها و سختی ها بر آن اصول پایبند مانده اند. تنها در چنین مناظره آزادی در برابر چشم ملت است که می توان اعتماد از دست رفته مردم را بازیافت. که اگر اقناع مردم با این حجم از تبلیغات و در چنین باتلاقی از دروغ و تهمت ممکن بود، نباید احتیاجی به سرکوب می بود و بدون هراس و توسل به قوای مسلح، مجوز راهپیمایی سکوت به معترضین داده می شد. اما مخالفان رای مردم حتی حاضر نشدند سهم ناچیزی از امکانات و ابزار رسانه ای و تبلیغاتی شان را برای توضیح و پاسخگویی یا اعلام مواضع به معترضین واگذار کنند تا به بیان دیدگاه خود و دفاع از تهمت های ناروای وارده بپردازند. آقایان منطق را در گلوله دیدند و به سوی مردم پرتاب کردند. طرفه آنکه آقایان به جای مدیریت کشور و شنیدن صدای مردم، در این ام القرای اسلام، شعار مدیریت جهان و برنامه ریزی برای جهانیان داده می شود. از مردم و سایه خود می هراسند و به جای توسعه و آبادانی کشور، سرکوب و گسترش زندان ها و کهریزک ها، را در برنامه خود قرار داده اند و سودای مدیریت جهان را نیز در سر می پرورانند.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">ملت آزاده و حق خواه ایران</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">آن رایی که از شما دزدیدند و حقی که ظالمانه از شما ستاندند ننگی است که با هیچ رنگی پاک نخواهد شد. آنچنانکه پس از یکسال به رغم تمام فشارها و ارعاب ها نه تنها مطالبه حق خواهانه شما به فراموشی سپرده نشده بلکه این تحول خواهی بر اساس یک شبکه اجتماعی گسترده در لایه های مختلف اجتماعی نیز رسوخ کرده است و این گسترگی اجتماعی چیزی نیست که بتوان با سرکوب و ارعاب و بازداشت و دادگاههای فرمایشی از میان برد. خداوند مومنان را به صبر و استقامت فراخوانده و وعده پیروزی به آنها داده است. راه شما اگرچه سخت و صعب و پر پیچ و خم است اما آینده وعده داده شده خدا متعلق به شما و تقدیر بر نابودی ستم پیشگان است و &laquo;الیس الصبح بقریب&raquo;.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&nbsp;</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">والسلام</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">مهدی کروبی</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">۳۰/۳/۱۳۸۹&nbsp;</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نامه‌ی دوم دکتر سروش به رهبر جمهوری اسلامی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/06/post_235.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22437</id>
   
   <published>2010-06-19T21:10:25Z</published>
   <updated>2010-06-20T13:13:11Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[فتور در قوه ناطقه (و عاقله؟) &lrm; آن قوّت جوانی وان صورت بهشتی&zwnj;&zwnj; / ای بی&zwnj;خرد تر از من، از دست چون بهشتی&zwnj;؟ &lrm;تا صورتت نکو بود افعال زشت کردی / پس فعل را نکو کن اکنون که زشت گشتی...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="عبدالکریم سروش" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><strong>فتور در قوه ناطقه (و عاقله؟)</strong></div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm; آن قوّت جوانی وان صورت بهشتی&zwnj;&zwnj; / ای بی&zwnj;خرد تر از من، از دست چون بهشتی&zwnj;؟</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;تا صورتت نکو بود افعال زشت کردی / پس فعل را نکو کن اکنون که زشت گشتی</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&nbsp;</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">آقای خامنه&zwnj;ای!</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;نطق چهاردهم خرداد هزار و سیصدو هشتاد و نه شما را همه شنیدیم. خطابه&zwnj;ای پر خطا بود. لغزش&zwnj;های ذهنی&zwnj; و زبانی در آن موج می&zwnj;زد. نشان از فتور در قوه&zwnj;ی ناطقه داشت. خطیب زبر دست ما که در دوران سی&zwnj;ساله پس از انقلاب به چالاکی از همه&zwnj;ی سخنوران پیشی&zwnj; گرفته بود، آن روز سخت آشفته و نا توان می&zwnj;نمود. در سخن&zwnj;اش نه سحر بلاغت بود نه شهد عبارت، نه کمال معنا نه جمال صورت. صفرای غضب، پروای ادب را از او ستانده بود. چندان که ذهن آشفته بر زبان خفته&zwnj;اش شلاق می&zwnj;زد مرکب سخن رام نمی&zwnj;شد. کلمات سرکش و بی&zwnj;وقار از قفس مغز بیرون می&zwnj;جستند و بر شاخ زبان می&zwnj;نشستند. داوری&zwnj;های باژگونه تاریخی&zwnj; حفره&zwnj;های کلام را افزون تر کرده بود و خطیب از یکی&zwnj; بر نیامده در حفره دیگر می&zwnj;افتاد. با طلحه و زبیر در می&zwnj;پیچید و به جای علی&zwnj; با آنان می&zwnj;جنگید. دل اهل سنت را به دست نیاورده به درد آورد. خود را چون علی&zwnj; در محاصره دشمنان می&zwnj;دید و بدین خیال کج و قیاس باطل چنان مبتهج بود که مخالفان سیاست و ریاست خود را غاصبان مسند وصایت و ناقضان عهد ولایت پنداشت.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;معرکه و مهلکه&zwnj;ی غریبی بود. تماشاچیان از او انتظار حمله داشتند اما او قوت دفاع هم نداشت. هم نطق خشکیده بود هم منطق. نه خوب سخن می&zwnj;گفت نه سخن خوب می&zwnj;گفت.نه به نقل وفا می&zwnj;کرد نه به عقل. ناطقه و عاقله گویی با هم فرو خفته بودند. کار بدانجا کشید که کورکورانه دست در انبان فرسوده&zwnj;ی تاریخ کند و شخصیت&zwnj;های خفته را بر انگیزد و بیازارد و به آنان نقش&zwnj;های مجعول دهد و بر اجتهادشان مهر انحراف نهد و آیین ویژه&zwnj;ی خود را معیار داوری عمل دیگران سازد و انتقام گذشتگان را از معاصران بگیرد و با کبر تمام، حق و باطل را در نزدیکی&zwnj; و دوری از خود تعریف کند و بدین حیله آب رفته&zwnj;ی مشروعیت را به جوی خشکیده ولایت باز گرداند.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;آقای خامنه&zwnj;ای!</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;وقتی&zwnj; بر سر کار آمدید، در خیال، شریعتی&zwnj; غرب&zwnj;ندیده&zwnj;ای را می&zwnj;دیدم که عنان سیاست را به دست گرفته است. فقه و فلسفه و تفسیر نمی&zwnj;داند، به عوض اهل تاریخ و هنر و بلاغت است. می&zwnj;گفتم همین نیکو است. فقیهان و فیلسوفان غالباً تاریخ نمی&zwnj;دانند و لذا به قول ابن خلدون نا اهل&zwnj;ترین کسان برای ریاست&zwnj;اند. زمان که گذشت و استبداد نظری وعملی، شما را به سوء تدبیر و ستمگری کشاند و مداحان و متملقان بر شما جوشیدند و ناصحان و ناقدان به زنجیر و زندان افتادند و نظم ملک پریشان شد و بانگ بینوایان بر آمد و دست تطاول حرامیان در اموال و نفوس بی&zwnj;گناهان گشوده شد، بر من آشکار شد که جامه&zwnj;ی ریاست و ولایت را بر اندام شما نیک نبریده&zwnj;اند و روح خسته و خواب آلوده&zwnj;ی تاریخ در نیمه&zwnj;شبی&zwnj; تاریک، کلید این ملک را ناسنجیده به دست شما داده است. روزی نبود که از شجره&zwnj;ی خبیثه&zwnj;ی استبداد حنظلی فرو نیفتد و سری را نشکند یا کامی&zwnj; را تلخ نکند. به دعا با خدا می&zwnj;گفتم ایرانی&zwnj; را از هلاکت و سلطانی را از سوء سیاست برهان، اما طناب توحش که سخت&zwnj;تر شد و آتش اختناق که بالاتر گرفت دانستم کار فقط از دعا نمی&zwnj;رود. سال&zwnj;ها نیک&zwnj;خواهانه نصیحت کردم و امیدوارانه دل به تأثیر بستم، اما &laquo;از قضا سرکنگبین صفرا فزود&raquo; و بیمار رنجورتر شد. بیمار ما خیال&zwnj;اندیش شده بود. نصیحت&zwnj;ها را دروغ و دغل&zwnj;بازی و نقدها را توطئه و براندازی می&zwnj;دید وجرم&zwnj;های جاسوسی و ناموسی برای ناقدان می&zwnj;تراشید و آنان را به زجر و زنجیر می&zwnj;کشید. مداحان را می&zwnj;خرید و نقادان را می&zwnj;درید و رقیبان را سر می&zwnj;برید. و چندان که نقد و نصیحت&zwnj;ها بالا گرفت مالیخولیای دشمن ستیزی هم در او قوت بیشتر یافت. نه این&zwnj;که:</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;هر درونی که خیال اندیش شد / چون دلیل آری خیالش بیش شد؟</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;پس در وعظ و نصیحت بسته شد / امر &laquo;اعرض عنهم&raquo; پیوسته شد</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;پس به حکم خدا و خرد، اعراض کردیم و اعتراض کردیم.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;سوء تدبیر و طغیان ستم و زوال عدالت و بحران مدیریت و تراکم تطاول وتجاوز، کلاه گشاد مشروعیت را عاقبت از سر او برداشت و درماندگی و ناشایستگی او را در تدبیر ملک و تنظیم نظام آشکار کرد. ولایت معنوی که از ابتدا نداشت، ولایت سیاسی را هم در انتها درباخت. اما هنوز جامه جمیل خطابت بر تن داشت، تا نوبت به خطابه اخیر رسید. معلوم شد که نه فقط فقه و فلسفه و تفسیر کم می&zwnj;داند، تاریخ را هم کج می&zwnj;خواند. سخن را هم به اسلوب بلاغت نمی&zwnj;راند. از میوه&zwnj;ی ممنوعه&zwnj;ی ولایت خورده است و حالا چون آدم در بهشت، برهنه و بی&zwnj;پناه، ایستاده است تا کی&zwnj;فرمان &laquo;هبوط&raquo; در رسد و راهی زمین شود.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;و اینک ای &laquo;رهبر معظم&raquo; ! من به شما می&zwnj;گویم که فرمان هبوط صادر شده و از آسمان به زمین رسیده است. بهشت ولایت دیگر جای شما نیست. صدای آدمیان صدای خداست. آیا صدای خدا را نمی&zwnj;شنوید؟</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;خوش&zwnj;تر آن است که مقام رهبری خود لبیک گویان ردای ناباندام ریاست را از تن بیرون کند&zwnj; و چون آدم ابوالبشر کلمات توبه را بر زبان آرد و از بهشت آسمانی ولایت آرام بر زمین رعیت بنشیند و با حوای خود آسوده زندگی&zwnj; کند و برادرکشی&zwnj; هابیل و قابیل را ببیند&zwnj; و رازدان تاریخ شود. بدین سان، دست کم، خطیبی باقی&zwnj; می&zwnj;ماند تا فارغ از سودای ریاست به ارشاد و موعظت بپردازد و به عهد امانت وفا کند، مگر دیگر بار با کرامت و رخصت مردم در &laquo;مسجد کرامت&raquo; تردد کند و به شکرانه&zwnj;ی سلامت &laquo;درویشان بی&zwnj;نوا را تفقّد کند&raquo;.<br />
<br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;یا خفتگان مجلس خبرگان سر از خواب غفلت بر آورند و بند اسارت بشکنند و روزگار ولایت جایره را به سر آورند. ولی آیا امید بستن به سرد مزاجان گرمخانه&zwnj;ی خبرگان، که مشاطگان قدرت&zwnj;اند و رطب&zwnj;خوردگان ولایت، آب به غربال پیمودن و گره بر باد زدن نیست؟</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&nbsp;--------------------------------------------------------------------&nbsp;</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;اما آن جریده&zwnj;ی دریده&zwnj;ی نگون&zwnj;بخت که گوش&zwnj;به&zwnj;فرمان بیت رهبری است وقتی&zwnj; جعل خبر کرد و مرا &laquo;مرتد&raquo; شمرد، دانستم که پا را از گلیم غصبی خویش درازتر کرده است. منتظر نشستم تا از بیت ولایت اشارتی رود و فرمان &laquo;استرداد ارتداد&raquo; صادر شود. چون می&zwnj;دانستم که رهبری حکم تکفیر و ارتداد را از شؤون ولایت می&zwnj;داند و بولفضولی دیگران را در این امر ولایی حتا اگر فقیهان و مراجع باشند، نه به خاطر عدالت بل به خاطر ولایت، تحمل نمی&zwnj;کند. چنین شد و آن نگون بختان وادار به تکذیب شدند و کذب بر کذب انباشتند و پلیدی نخستین را به پلیدی دیگر شستند و بر آن اسکناس هفت&zwnj;صد تومانی که با تقلبی ابلهانه جعل کرده بودند مهر باطله زدند. با خود &laquo;حافظانه&raquo; می&zwnj;خواندم:</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;به شکر تهمت تکفیر کز میان برخاست / بکوش کز گل و مل داد عیش بستانی</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;جفا نه شیوه دین پروری بود، حاشا / همه کرامت و لطف است شرع یزدانی</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;من از آن نسبت مکرر مجعول ابدا نرنجیدم و بر خود نلرزیدم چون ایمان خود را از عارفان گرفته&zwnj;ام نه از فقیهان. فقیهان باید بر خود بلرزند که جمعی&zwnj; بی&zwnj;فضیلت و بی&zwnj;ایمان چنین ریشخند فقاهت می&zwnj;کنند و سرمایه&zwnj;شان را بر سر بازار سیاست آتش می&zwnj;زنند. &laquo;ولیّ امر مسلمین&raquo; باید پریشان شود و گریبان چاک کند که بز&zwnj;های لنگ پیشاپیش گله می&zwnj;روند و برتر از سلطان، فرس می&zwnj;رانند و خادم&zwnj;اند و مخدومی می&zwnj;کنند. و بداند که دیری نخواهد گذشت که شاخ گستاخ این دشمنان خانگی جامه و عمّامه ولایت راهم بدرد و تاج سلطنت را بشکند و روزگار امارت را تباه کند.هلا تا کار را از دستش بیرون نیاورده&zwnj;اند گریبان خود را از دستشان بیرون آورد و ایرانی را از هلاکت و سلطانی را از سوء سیاست برهاند. &laquo;صبا گر چاره داری وقت وقت است&raquo;.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند / بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;فتنه می&zwnj;بارد از این سقف مقرنس برخیز / تا به میخانه پناه از همه آفات بریم</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;ربنا لا تسلط علینا من لا یرحمنا : خداوندا حاکمان بی رحم را بر ما چیره مکن.</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;عبدالکریم سروش</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">&lrm;</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; "><br />
</div>
<div style="text-align: justify;direction: rtl; ">خرداد ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه خورشیدی</div>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>موسوی: با قامتی سرافراز گرچه مجروح و حبس کشیده ایستاده‌ایم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/06/post_234.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22426</id>
   
   <published>2010-06-15T10:22:23Z</published>
   <updated>2010-06-15T12:57:24Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ چکیده :&nbsp;توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع&zwnj;های عمومی رکیک ترین...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="بیانیه‌های میرحسین موسوی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 18px; ">
<p class="highlight" style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 30px; padding-right: 20px; padding-bottom: 15px; padding-left: 20px; margin-top: 10px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(102, 102, 102); background-image: url(http://static3.kaleme.com/images/inner-excerpt-bg.jpg); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; border-bottom-width: 1px; border-bottom-style: dotted; border-bottom-color: rgb(204, 204, 204); clear: both; background-position: 50% 100%; background-repeat: repeat no-repeat; "><strong>چکیده :</strong>&nbsp;توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع&zwnj;های عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند و فیلم ها و عکس های بی شماری از زندگی و مبارزه مردم تهیه و پخش کرده اند و غصه ها و درد های خود را جاودانی کرده اند.</p>
<br />
<div class="post" style="display: block; margin-bottom: 25px; "><img align="right" class="innerMainimg" style="border-top-width: 0px; border-right-width: 0px; border-bottom-width: 0px; border-left-width: 0px; border-style: initial; border-color: initial; background-image: url(http://static3.kaleme.com/images/mainImg_bg.gif); background-attachment: initial; background-origin: initial; background-clip: initial; background-color: initial; margin-top: 5px; margin-right: 5px; margin-bottom: 5px; margin-left: 15px; width: 250px; height: 190px; padding-top: 4px; padding-right: 4px; padding-bottom: 8px; padding-left: 4px; background-position: initial initial; background-repeat: no-repeat no-repeat; " alt="" src="http://eslah.malakutonline.org/mirhosein-18.jpg" />
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>کلمه:</strong>&nbsp;میرحسین موسوی به مناسبت&nbsp;سالروز انتخابات ریاست جمهوری&nbsp; بیانیه ای صادر کرد. نخست وزیر ۸ سال کشور در این بیانیه منشوری برای جنبش سبز تدوین نموده که شامل اهداف، راهکار ها و هویت&nbsp; جنبش سبز است و آن را به عنوان متنی پیشنهادی&nbsp; برای جنبش سبز در معرض دید و قضاوت افکار عمومی و صاحبنظران قرار داده است. به گزارش کلمه &nbsp;<strong>متن بیانیه ۱۸ و منشور جنبش سبز</strong> به شرح زیر است :</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span></p>
<hr />
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">بسم الله الرحمن الرحیم</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
در اولین سال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
&ldquo;فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض&rdquo;<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
اما کف &nbsp;به کناری رود و از بین رود، اما &rlm;آنچه به مردم سود مى&rlm;رساند در زمین مى&rlm;مانَد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سوال &ldquo;رای من کجاست؟&rdquo; زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ &nbsp;این سوال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ&nbsp;چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجیر به تن برهنه زندانیان زدن و حمله به خوابگاه&zwnj;های دانشجویی؟<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵ &nbsp;و ۳۰ &nbsp;خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
خون&zwnj;ها و رنج&zwnj;ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش&zwnj;های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق این زشتی ها در لایه های درونی نظام دارد، گویا در این لایه ها ساختی محکم برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه ۷۰ میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علی&zwnj;رغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. کجا رفت آن پرونده بزرگی که در مجلس باز شد و یک شبه در یک معامله پایاپای بسته شد؟<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
چه کسی جرات دارد پرونده واگذاری های بزرگ را به بهانه اجرای اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ باز کند و پرده از این غارت بزرگ ملی که منجر به ایجاد انحصارهای بزرگ اقتصادی شده است، برکشد؟&nbsp;چه کسی آن شجاعت را دارد که از فاجعه نبود کمترین نظارت مالی بر دستگاههای نظامی و امنیتی و نهادهای شبه دولتی که سراسر فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال می کند که آیا این بود آن نظام اسلامی و عادلانه که در پی آن بودیم. شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می کرد که به پنهان&zwnj;کاری از ملت پناه بردیم؟ آیا آن اصل طلایی شفافیت حکومت در مقابل ملت را از زبان پیر جماران یادمان رفته است که می&zwnj;گفت: &ldquo;کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.&rdquo;<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
یاران عزیز راه سبز امید<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
یک سال از پیدایش جنبش بی نظیر سبز گذشته است و در این مدت سبزها مسافت بسیاری را در این مسیر امید طی کرده اند. به برکت دل بریدن از مساعدت دولتیان و روی آوردن به خانه های خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبکه های اجتماعی روابط پایدار قابل اتکایی بین آحاد ملت ایجاد شده است و شبکه های پایدار اجتماعی در حیطه آگاهی های سیاسی -اجتماعی و فرهنگی معجزه کرده اند. کافی است تنها به تولیدات هنری این شبکه و میزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحلیل که به صورت کاملا دموکراتیک جریان دارد نگاهی انداخته شود.جنبش سبز موجی از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومی بین مردم ایجاد کرده که در تاریخ معاصر ما بی&zwnj;نظیر بوده است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی &ndash;قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به&zwnj;ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی&zwnj;رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این&zwnj;&zwnj;رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم&zwnj;های برقی و چماقداران و قداره کشان بی&zwnj;فرهنگ و بد دهان بوده است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع&zwnj;های عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند و فیلم ها و عکس های بی شماری از زندگی و مبارزه مردم تهیه و پخش کرده اند و غصه ها و درد های خود را این چنین جاودانی کرده اند:<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
طفلی به نام شادی دیری&zwnj;ست گم شده ست</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">با چشم های روشن براق</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">با گیسویی بلند به بالای آرزو</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">هرکس از او نشانی دارد</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">ما را کند خبر</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">این هم نشان ما</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">یک سو خلیج فارس</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">سوی دگر خزر*<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
یاران سبز راه امید<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
در آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رای دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند. در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به&zwnj;یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
&ldquo;تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین&rdquo;<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادیم که خواهان برتری&zwnj;جویی و فساد در زمین نیستند، و فرجام نیکو از آن پرهیزگاران است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>ریشه</strong>&nbsp;<strong>ها</strong>&nbsp;<strong>و</strong>&nbsp;<strong>اهداف</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ &nbsp;جلوه کرد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش&nbsp; سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای&nbsp;بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش&zwnj;گر و اصلاح&zwnj;گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال&zwnj;های پس از انقلاب می داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی- سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>راه</strong><strong>&zwnj;</strong><strong>کارهای</strong>&nbsp;<strong>بنیادین</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نگاه&nbsp; فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظیفه همه افرادی است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز می انگارند. ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گسترش و فعال سازی شبکه های اجتماعی &ndash;واقعی و مجازی- و تعمیق فضای گفتگو بر سر اهداف و بنیان های هویتی جنبش از جمله راهکارهای محوری است که مستلزم توجه ویژه کلیه فعالان سبز است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش&nbsp; سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی&nbsp; نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>هویت</strong>&nbsp;<strong>سبز</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong></strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>گنجینه</strong>&nbsp;<strong>ایرانی</strong><strong>-&nbsp;</strong><strong>اسلامی:</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong></strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; رمز بقای تمدن ایرانی- اسلامی همانا همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی در طول تاریخ این سرزمین است. در این راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت&zwnj;های ملی تاکید می ورزد و در این راه تقدس&zwnj;زدایی از تعصبات نابجا و آگاهی&zwnj;بخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی را وجه همت خویش قرار می دهد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ملت ایران در تاریخ مبارزات خویش برای کسب آزادی و استقلال، بارها خودباوری و اتحاد بر سر اصول را به نمایش گذاشته است. جنبش سبز ملت ایران با اتکا به این میراث گرانبها و با تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی در تلاش برای تحقق اهداف خویش، دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مورد نظر دارد و این امر را تنها با تکا به عقلانیتی میسر می داند که حاصل جمع خردهای مختلف و مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش &ldquo;ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند&rdquo;.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>حق حاکمیت مردم</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر جنبش سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترین شیوه تحقق این اصل مدنظر این جنبش قرار می گیرد. براین اساس، جنبش سبز تلاش های خود برای صیانت از آرای مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت و سلامت آن کاملاقابل تضمین باشد، ادامه خواهد داد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
رای و خواست مردم منشا مشروعیت قدرت سیاسی است&nbsp; و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت&nbsp; استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم وحقوق بنیادین آانها دانسته و با آن مبارزه میکند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; دستیابی به اهدافی چون آزادی و عدالت تنها بر پایه توجه به منافع ملی و حفظ استقلال میسر است. جنبش سبز با آگاهی از این امر، نسبت به هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>ارزش</strong>&nbsp;<strong>های</strong>&nbsp;<strong>جنبش</strong>&nbsp;<strong>سبز</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong></strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>کرامت</strong>&nbsp;<strong>انسان</strong>&nbsp;<strong>ها</strong>&nbsp;<strong>و</strong>&nbsp;<strong>پرهیز</strong>&nbsp;<strong>از</strong>&nbsp;<strong>خشونت</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری، مدارا، گفتگو، حل مسالمت آمیز مناقشات و صلح طلبی است که خود در پرتو ایجاد زمینه های لازم برای فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان امکان پذیر است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار می دهد. این جنبش با اعتقاد به اینکه &ldquo;مردم&rdquo; تنها قربانی خشونت در هر زمینه ای خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آمیز و توسل به راهکارهای غیر خشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند. جنبش سبز با توجه به شرایط و مقتضیات، از کلیه ظرفیتهای&nbsp; مبارزه مسالمت آمیز استفاده خواهد&nbsp; کرد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>عدالت، آزادی و برابری</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عدالت جایگاه والایی در میان ارزش ها و آرمان های جنبش سبز به خود اختصاص می دهد. توزیع عادلانه امکانات، چه در بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی از جمله اهداف خدشه ناپذیر جنبش سبز است که لازم است برای دستیابی به آن، تمامی تلاش های ممکن انجام شود.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
گسترش عدالت در جامعه تنها در صورتی امکان پذیر است که نظام حاکم بر کشور &ndash; در عرصه داخلی و خارجی- کاملا مستقل و فارغ از وابستگی به نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی عمل کند و بتواند توسعه اقتصادی و ترقی کشور را به نحوی که رفاه و عدالت اجتماعی برای همه مردم ایران فراهم شود، تضمین کند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز با عنایت به لزوم تامین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار و طبقات اجتماع، بر پیوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع -که در برابر فشارهای اجتماعی/سیاسی ضعیف&zwnj;تر هستند- تاکید دارد. این جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسی، با سلب حقوق اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مخالف است و با تاکید بر استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، یگانه راه حفظ منافع ملی و دفاع از مرزهای میهن را &ldquo;حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش&rdquo; در تمامی ابعاد می داند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۵-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; برقراری آزادی و برابری از اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی است که جنبش سبز نیز بر ضرورت دستیابی به آن تاکید دارد. نفی هرگونه انحصار فکری، رسانه ای و سیاسی و همچنین مبارزه با حذف فیزیکی هر اندیشه و دیدگاه در سرلوحه اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروری است در این جهت، برای رهایی مردم از هرگونه سلطه سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض&nbsp;و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری) تلاش شود. جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیتها و اقوام تاکید ویژه دارد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۶-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز بر این باور است که امنیت تنها امنیت دولت نیست، امنیت انسانی تک تک شهروندان ایرانی است. امنیت برای آحاد مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی، هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی و سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی مخل&nbsp; امنیت دولت و ملت است. استقلال قوه قضاییه، عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی و برخورد با سازمان دهندگان و اعضاء گروههای موسوم به لباس شخصی از خواستهای جدی جنبش سبز است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۷-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; اجرای تمامی اصول قانون اساسی و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجدیدناپذیر و حتمی جنبش سبز است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۸-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیر قانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروهها و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش های کارگری، جنبش های اجتماعی و امثال آن، و همچنین محاکمه عادلانه&nbsp; آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتیجه انتخابات، و افشاء و محاکمه نظریه پردازان و حامیان خشونت در لایه های مختلف حکومت از راهکارهای روشنی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
اخلاق مداری و احترام به خلاقیت های فردی و اجتماعی<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; با کمال تاسف باید اذعان کرد که اتخاذ سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمایه اجتماعی در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاکید بر ضرورت احیای اخلاق به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران، در مبارزات خود برای اجرای حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقی پایبند خواهد بود.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز را نه می توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف. مرور تجربه تاریخی مردم ایران نشان می دهد که آنها همواره و در بزنگاههای تاریخی، هوشیاری، توانایی و درک والای خویش را به منصه ظهور رسانده اند و با تکیه بر قوای خلاقه خویش، راه را برای دستیابی به اهداف خود هموار ساخته اند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
جنبش سبز بر پایه اصول و مبادی بنیادین خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی&nbsp; بر فهم، اندیشه و نوآوری های مدنی ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون عدالت و آزادی را به شکوفایی این خلاقیت ها منوط می داند. شعار &ldquo;هر ایرانی، یک ستاد&rdquo; اینک می تواند به شعار &ldquo;هر ایرانی، یک جنبش&rdquo; تبدیل شود.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
<strong>قانون گرایی و مذاکره</strong><br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; جنبش سبز با پیگیری اهداف و آرمان های همیشگی انقلاب اسلامی و با اتکا به بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب &ndash; به خصوص در عرصه روابط ملت و دولت- برپایه میثاق مشترک مردم ایران یعنی قانون اساسی، در پی دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در این راستا، &ldquo;اجرای بدون تنازل قانون اساسی&rdquo; راهکار اصلی و بنیادین جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهای مختلف به رعایت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه، می توان از بحران های مختلفی که دامنگیر شده است رهایی یافت و در راه ترقی و توسعه میهن گام برداشت. جنبش سبز در عین حال کاملا توجه دارد که قانونگرایی به معنای استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد و خشونت، بی عدالتی و تبعیض قانونی نشود.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; قوانین کشوری&nbsp; و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند. هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی مورد پذیرش است&nbsp;که در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گسترش جامعه مدنی و تقویت حوزه عمومی در زمره اصول اساسی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کاستن از تبعات ناخوشایند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو میان نمایندگان گروه&zwnj;های مختلف فکری و سیاسی است و در این راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
۵-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; این جنبش خواهان قدرت بخشی به اقتصاد کشور در صحنه بین&zwnj;المللی و سرمایه گذاری&nbsp;و افزایش قدرت خرید مردم ایران است. جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزتمند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است.<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
همراه کوچک جنبش سبز<br />
<span style="color: rgb(255, 255, 255); "></span><br />
میرحسین موسوی</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">_______________</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">* استاد شفیعی کدکنی</p>
</div>
</span>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اطلاعیه میرحسین موسوی پیرامون ۲۲ خرداد امسال و نیز هتک حرمت بیوت مراجع</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/06/post_233.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22425</id>
   
   <published>2010-06-14T17:56:25Z</published>
   <updated>2010-06-14T17:57:16Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[ کلمه:&nbsp;میرحسین موسوی در واکنش به هتک حرمت بیوت مراجع در اطلاعیه ای این گونه برخورد ها را ناشی از نیاز دولتیان به&nbsp; حادثه سازی&zwnj;هایی&nbsp; دانست&nbsp; که بتوانند تبعات مصائبی را که بر سر کشور آورده اند از چشم&zwnj;ها پنهان...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
         <category term="بیانیه‌های میرحسین موسوی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 18px; ">
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>کلمه:</strong>&nbsp;میرحسین موسوی در واکنش به هتک حرمت بیوت مراجع در اطلاعیه ای این گونه برخورد ها را ناشی از نیاز دولتیان به&nbsp; حادثه سازی&zwnj;هایی&nbsp; دانست&nbsp; که بتوانند تبعات مصائبی را که بر سر کشور آورده اند از چشم&zwnj;ها پنهان نگه دارند. وی همچنین ۲۲ خرداد امسال را نشان بلوغ و آگاهی جنبش اصیل سبز قلمداد کرد. به گزارش کلمه متن این اطلاعیه به شرح زیر است:</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: center; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">بسمه تعالی</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">خودداری از صدور مجوز راهپیمایی برای روز ۲۲ خرداد بیش از هر چیز نشان دهنده ترس دولتیان از تکرار حماسه ۲۵ خرداد سال ۸۸ است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">آرایش نظامی- امنیتی بی&zwnj;سابقه درتهران نشان می&zwnj;دهد که علی&zwnj;رغم یک سال سرکوب و حبس واستفاده یک&zwnj;سویه از صداوسیما و رسانه&zwnj;های دولتی و هزینه&zwnj;های هزاران میلیارد تومانی، تمامیت طلبان نتوانسته اند مردم را به صداقت و صحت عمل خود متقاعد سازند. که اگر می&zwnj;توانستند چه نیاز به این همه هزینه و لشگرکشی و دروغ پردازی؟!</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">حمله به مردم و دانشجویان در روز ۲۲ خرداد و سپس حمله به دفتر مرجع بزرگوار حضرت آیت الله العظمی صانعی وحمله به دفتر حضرت آیت الله العظمی منتظری و توهین به جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی از شدت بحران و اغتشاش فکری در میان مهاجمان خبر می&zwnj;دهد. ۲۲ خرداد ماه&nbsp; امسال، مردم بهانه ای به دست دولتیان ندادند تا با آن پیامدهای ناشی از قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت را، که به دلیل سوءمدیریت و سیاست&zwnj;های عوام فریبانه بر سر کشور و ملت ما تحمیل شده است، بپوشانند و نیز عواقب اقدامات منافقانه و ظالمانه در مراسم روز ۱۴ خرداد را از یادها ببرند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۲۲ خرداد بلوغ جنبش عظیم سبز را نشان داد و نشان داد که هر شهروند سبز هر جا که باشد، از خانه و اداره و محل کار و کارخانه و مدرسه و خیابان، با ابتکارات و خلاقیت، خود یک جنبش است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">جنبش سبز آن آگاهی را دارد که به گونه ای عمل نکند تا تمامیت&zwnj;خواهان بتوانند پیامد سیاست&zwnj;های غلط خود را در زمینه&zwnj;های اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و سیاست خارجی بپوشانند. امروز دولتیان بیش از همیشه محتاج حادثه سازی&zwnj;های هستند که بتوانند تبعات مصائبی را که بر سر کشور آورده اند از چشم&zwnj;ها پنهان نگه دارند. حمله به دفتر یک مرجع عالی&zwnj;قدر و یکی از شاگردان مورد علاقه و محبت حضرت امام (ره) ورود به مرحله جدیدی از این بحران&zwnj;سازی&zwnj;ها است. ولی آمران و عاملان این اقدام خطرناک بدانند که حمله به مراجع و هتک حرمت و زیرفشار قرار دادن آن&zwnj;ها تنها مشروعیت نظام را از بین می&zwnj;برد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">آیا فراموش کرده اند حمله به بیت حضرت امام (ره) بود که زمینه برچیدن پایه&zwnj;های استبداد را در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و سپس بهمن سال ۵۷ فراهم کرد و باز هم عبرت نمی گیرند؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">آیا با دانستن این تجربیات تاریخی است که بر شاخه می نشینند و بن می برند؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: left; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">میرحسین موسوی</p>
</span>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>یادداشت تحلیلی از مصطفی تاجزاده: «پدر، مادر، ما باز هم متهميم!»</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://eslah.malakutonline.org/2010/06/post_232.html" />
   <id>tag:eslah.malakutonline.org,2010://88.22424</id>
   
   <published>2010-06-14T13:19:03Z</published>
   <updated>2010-06-14T16:08:59Z</updated>
   
   <summary><![CDATA[چکیده:&nbsp;در نظام موردنظر من دروغ سكه رايج حكومت&zwnj;داري نيست! // در جريان بازجويي&zwnj; من در مقابل اتهام &laquo;انقلاب مخملي&raquo; استدلال كردم كه اين اتهام يك تيغ دو دَم است و قبل از اين&zwnj;كه صداي مردم را ببرد // خطاي ما...]]></summary>
   <author>
      <name></name>
      
   </author>
   
   
   <content type="html" xml:lang="en-us" xml:base="http://eslah.malakutonline.org/">
      <![CDATA[<div style="text-align: justify;">چکیده:&nbsp;در نظام موردنظر من دروغ سكه رايج حكومت&zwnj;داري نيست! // در جريان بازجويي&zwnj; من در مقابل اتهام &laquo;انقلاب مخملي&raquo; استدلال كردم كه اين اتهام يك تيغ دو دَم است و قبل از اين&zwnj;كه صداي مردم را ببرد // خطاي ما اين بود كه در مقابل برخي رفتارهاي دادگاه هاي انقلاب موضع نگرفتيم // سكوت تأييد&zwnj;آميز درباره نحوه محاكمات دادگاه انقلاب خطاي ما بود // اگر بايد اعتراف كرد و حلاليت طلبيد كه بايد هم طلبيد، بايد از برخوردهاي ناصوابي كه با مهندس بازرگان و دكتر سحابي صورت گرفت، عذر خواست // بزرگترين خطاي ما تعميم مناسبات سياسي در عصر &quot;عصمت&quot; به عصر &quot;غيبت&quot; بود // &zwnj;بايد شرايط تحقق عملي كلام رهايي&zwnj;بخش نوفل لوشاتو و بهشت زهرا را فراهم كنيم // اعتراف مي&zwnj;كنم كه اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آيت&zwnj;الله شريعتمداري و برای حفظ حريم مرجعيت اعتراض مي&zwnj;كرديم، كار به جايي نمي&zwnj;رسيد كه امروز حرمت مراجع و عالماني همچون مرحوم آيت&zwnj;الله منتظري و حضرات آقايان وحيد خراساني، موسوي اردبيلي، صانعي، بيات زنجاني، دستغيب شيرازي، طاهري اصفهاني، جوادي آملي و... مورد تعرض قرار گيرد // من و دوستانم و كثيري از فعالان انتخاباتي كه از آن مهلكه بزرگ جان سالم به در برده&zwnj;ايم، مديون مردمي هستيم كه با تظاهرات تاريخ&zwnj;سازشان در 25 خرداد، نه فقط كودتاي انتخاباتي را افشا كردند و دستكش مخملي را از مشت آهنين كنار زدند و نه تنها من و امثال مرا نجات دادند، بلكه به ايران و اسلام جان تازه&zwnj;اي بخشيدند // حيفم مي&zwnj;آيد كه اين مرحله را &laquo;آتش زير خاكستر&raquo; بنامم. ترجيح مي&zwnj;دهم تعبير مرحوم قيصر امين&zwnj;پور را وام بگيرم و همچنان كه او پيروزي نهايي را نه در جنگ كه بر جنگ خواند، من نيز پيروزي جنبش سبز را نه در مرگ كه بر مرگ بنامم.</div>
<div style="text-align: justify;"><br />
</div>
<span class="Apple-style-span" style="font-family: 'Times New Roman'; font-size: 16px; "></span>]]>
      <![CDATA[<span class="Apple-style-span" style="font-family: Tahoma, Geneva, sans-serif; line-height: 18px; ">
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong><span style="text-decoration: underline; ">&laquo;پدر، مادر، ما باز هم متهمیم!&raquo;</span></strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>اول. دو نظام</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">تجربه زندان به&zwnj;رغم همه تلخی&zwnj;های&zwnj; خود، نتوانست فرصت و امکان &ldquo;گفت وگو&rdquo; را از من دریغ دارد؛ امکان گفت&zwnj;وگو حتی در دشوارترین شرایط. با توجه به این که من و دوستانم نه به علت مبارزه با نظام، که به دلیل فعالیت در جهت پویایی و شکوفایی آن به زندان افتاده بودیم، با بازجویان درباره اصل نظام اختلاف نداشتیم و همین مسأله مشترک می&zwnj;توانست نقطه آغاز گفت&zwnj;وگوی ما &zwnj;باشد. با وجود این، مؤلفه&zwnj;هایی که بعضی بازجوها برای جمهوری اسلامی ایران تشریح می&zwnj;کردند با مؤلفه&zwnj;هایی که من در ذهن داشتم در بسیاری موارد متفاوت و گاه متضاد بود.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به باور من، نظامی که قدرتش را در اعتراف&zwnj;گیری و تواب&zwnj;سازی در سلو&zwnj;ل&zwnj;های انفرادی &zwnj;ببیند و نظامی که از بحث آزاد و مناظره و گفت&zwnj;وگو در رسانه&zwnj;ها تغذیه می&zwnj;کند، دو سیستم کاملاً متفاوت هستند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که هر مخالفت یا حتی هر انتقادی را توطئه تلقی کند با نظامی که چهره خود را در آینه انتقاد مخالفین می بیند و رفتارش را تصحیح می&zwnj;کند، هرگز یکی نیست.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که یکی از بدیهی&zwnj;&zwnj;ترین حقوق انسان یعنی حق سفر آزاد را با ممنوع&zwnj;الخروج کردن شهروندان نقض &zwnj;کند و به دور خود دیوار بکشد و نه فقط برای کسانی که قصد مشارکت در عرصه مدیریت کشور را دارند، بلکه برای شهروندان عادی نیز محدودیت های روزافزون بتراشد، بی تردید با نظامی که از مشارکت و انتخاب آزاد مردم در عرصه سیاست و اجتماع استقبال می&zwnj;کند متفاوت است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که نظامیان صاحب اصلی آن شمرده &zwnj;شوند و &laquo;ایران&raquo; را یک پادگان بزرگ &zwnj;ببیند که در آن &laquo;چون و چرا&raquo; معنا ندارد، با نظامی که مردم صاحبان اصلی آن به شمار می&zwnj;روند و پادگان&zwnj;هایش نیز مینیاتوری از جامعه و به روی مطالبات شهروندانش گشوده است، چگونه می&zwnj;تواند &laquo;یکی&raquo; باشد؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که اگر به شخصیت، میانگین تحصیلات و هوش زندانیان سیاسی اش نگاه کنیم، به این نتیجه برسیم که پاک&zwnj;ترین و سرآمدترین قشرهایش در زندان&zwnj;ها نمایندگی می&zwnj;شوند، با نظامی که شایسته&zwnj;ترین نخبگانش بر کرسی&zwnj;های پارلمانی یا مدیریت اجرایی آن تکیه می&zwnj;زنند یا در جامعه مدنی از امنیت کامل بهره مندند، هرگز یکی نیست.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که از راهپیمایی مسالمت&zwnj;آمیز شهروندان و شعار &laquo;الله اکبر&raquo; مردم بر پشت&zwnj;بام&zwnj;ها هراسان شود با نظامی که راهپیمایی اعتراضی را حق شهروندان و مایه اصلاح و قوت خود می&zwnj;داند، یکی نیست.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که در آن، احزاب مایل به تلاش در چارچوب قانون اساسی در دوران صلح و تثبیت سیستم سیاسی، نتوانند رسماً و آشکارا به فعالیت سیاسی بپردازند و شرط آزادی اعضا و رهبرانشان از زندان&zwnj;ها و بازداشت&zwnj;های غیرقانونی، انحلال یا توقف&zwnj; فعالیت&zwnj; حزبشان باشد کجا با نظامی یکسان است که در دهه اول انقلابش و در شرایط جنگی و وجود تروریسم، سران احزاب منتقد هرگز دستگیر نمی شوند؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که در آن استقلال قضایی به معنای بی&zwnj;اعتنایی به افکار عمومی باشد و دادگاه&zwnj;های نمایشی با احکام فرمایشی، دلسوزترین خادمان آیین و میهن و مردم را محکوم و آنان را از حقوق خداداد خود محروم کنند، کجا با نظامی که در آن قاضی مستقل از ارکان حکومت و بی&zwnj;اعتنا به فشارها و درخواست&zwnj;های نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و نظامی و تنها بر اساس موازین حقوقی و قانونی حکم صادر می&zwnj;کند، یکی است؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که در آن بیشتر جوانان تحصیلکرده&zwnj;اش از دوره دبیرستان مشتاق مهاجرت به خارج از کشور باشند، نمایشگاه کتابش یاد دوران تفتیش عقاید را زنده کند، هنرمندانش که حجم جوایز ملی و بین&zwnj;المللی&zwnj;شان از فضای یک سلول انفرادی بیشتر است در زندان و در انفرادی به سر &zwnj;برند، کجا با وعده&zwnj;های امام در پاریس که خطوط اصلی نظام جایگزین رژیم سلطنت را ترسیم می&zwnj;کرد، سازگار است؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که رتبه های اول را در تورم و فساد به دست آورد و جایگاه آخر را در رشد اقتصادی کسب کند و نزدیک به نیمی از مردمش زیر خط فقر زندگی کنند، بخش خصوصی رقیب و بلکه دشمن دولت در زمینه اقتصاد تلقی شود و هدف عملی حکومت تضعیف آن باشد، صاحبان سرمایه اش رغبت بیشتری به سرمایه گذاری در کشورهای خارجی داشته باشند، واردات بی رویه کالا کمر تولید را بشکند و استراتژی دولتش &laquo;ایران را سراسر کمیته امداد می&zwnj;کنیم&raquo; باشد، آیا می تواند الگوی موفقی از مدیریت به مردم منطقه ارائه کند؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که در سطح بین&zwnj;المللی انحصار رسانه&zwnj;ای، استبداد و حق وتو را محکوم کند و دولت آمریکا را نماد اعمال استانداردهای دوگانه بخواند، خود نمی&zwnj;تواند و از نظر اخلاقی حق ندارد علیه شهروندان خود به همان روش&zwnj;ها متوسل شود.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظامی که در آن &laquo;شادی&raquo; گم شود [۱] و رتبه&zwnj;های نخست جهانی را در توقیف نشریات و زندانی کردن روزنامه&zwnj;نگاران به دست آورد و نظارت استصوابی انتخاباتش حتی با نظام انتخاباتی عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین قابل مقایسه نباشد، چگونه می&zwnj;تواند مدعی رهایی &zwnj;بخشی عراق و افغانستان و فلسطین و لبنان و الگو بودن برای مسلمانان جهان باشد؟</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">در نظام مورد نظر من استقلال حوزه های علمیه حفظ می شود، دانشگاه پادگان نیست، اساتید برجسته و مستقل بازنشسته یا اخراج نمی&zwnj;شوند، به دانشجویان منتقدش ستاره&zwnj; نمی&zwnj;دهند، آنان را به صورت فله&zwnj;ای بازداشت نمی کنند، اختلاط دختران و پسران در دانشگاه مسأله مقاماتش نیست و دانشجویان رسماً تهدید نمی&zwnj;شوند که چون نمره می&zwnj;خواهند باید خواست&zwnj;های مدیریت را اجابت کنند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نظام مطلوب من آن نیست که به جای اندیشیدن به حل مشکلات بیکاری، افسردگی، ناامیدی و حتی اعتیاد جوانان، خود را مسئول آرایش و پوشش آنان بداند و مقاماتش شب و روز بر طبل مبارزه با مفاسد اجتماعی و فرهنگی بکوبند؛ در عین حال اجازه دهند شبکه&zwnj;های سرگرمی ماهواره&zwnj;ای بدون پارازیت دریافت &zwnj;شوند ولی همه توان حکومت صرف مقابله با سایت&zwnj;ها و شبکه&zwnj;های شود. در نظام موردنظر من دروغ سکه رایج حکومت&zwnj;داری نیست!</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">در نظام مورد نظر من و نظام برخاسته از آن انقلاب باشکوه، وجود کهریزک ننگ است و نه افشای آن. قانون اساسی آن سند سرکوب نیست، بلکه خون&zwnj;بهای شهیدان و محصول رأی مردم و سند حقوق و آزادی&zwnj;&zwnj;های شهروندان است و اجرای اصل ۲۷ و دیگر اصول حقوق بشری آن در آزادی اجتماعات و احزاب و مطبوعات و انتخابات و نیز در ممنوعیت شکنجه و محکومیت حکم اعدام شهروندان بدون طی مراحل دادرسی عادلانه، استقلال کشور، یکپارچگی سرزمینی و منافع ملی را تأمین می کند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">از نظر من&zwnj; در نظام برآمده از مردمی&zwnj;ترین انقلاب بشر، هرگز نمی&zwnj;توان هر ده سال یکبار به خوابگاه و کوی دانشگاه حمله کرد؛ سرکوب&zwnj;ها و بگیر و ببندهای فله&zwnj;ای&zwnj; نیز نمی&zwnj;تواند برخاسته از همان اسلام و انقلابی باشد که رهبرش شعار &laquo;میزان رأی ملت است&raquo; می&zwnj;داد و از &laquo;حق تعیین سرنوشت هر نسل به دست همان نسل&raquo; دفاع می&zwnj;کرد. در این نظام هویت، فرهنگ و آداب و رسوم اقوام مخل وحدت ملی تلقی نمی&zwnj;شود.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">در جایی که اپوزیسیون روسیه به دولت خود اعتراض می&zwnj;کند که چرا رفتار پلیس کشورش با تظاهرکنندگان روسی مانند رفتار پلیس ایران با مردمش خشن و سرکوبگر است، چگونه می&zwnj;توان این نظام را با نظامی یکسان دانست که ویژگی&zwnj;های آزادی خواهانه، معنوی و الهی&zwnj; آن در نامه تاریخی رهبر فقید انقلابش به گورباچف تشریح شده است؟ این نظامی نیست که ایرانیان در سال ۵۷ خواهان استقرار آن بودند [۲].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>دوم. از انقلاب مخملی تا اخلال در ترافیک!</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">من و دوستانم به &laquo;براندازی نظام&raquo; اعتقاد نداشتیم و هیچ اقدام غیرقانونی نیز انجام نداده بودیم. بنابراین در فرآیند بازجویی، گفتمان بازجویان بر همان سبک نخستین باقی نماند؛ من در انتهای فرآیند بغرنج گفت&zwnj;وگو دیدم که حتی بازجویان نیز نمی&zwnj;توانند در دفاع از تک&zwnj;صدایی، تک صدا بشوند و با الهی خواندن حزب خودی، بقیه را حزب شیطان بنامند.&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">گفتمان &laquo;کیهان&raquo; اگر چه در مراحل نخستین بازجویی&zwnj;ها و نیز در کیفرخواست&zwnj;های ظاهراً &laquo;حقوقی&raquo; اما صد در صد سیاسی دادستانی تهران حاکم بود، اما من در زندان دیدم که حتی بازجوها نیز نمی&zwnj;خواهند یا نمی&zwnj;توانند تا آخر از آن گفتمان دفاع کنند</span>؛ بعضی با مشاهده نتایج غیرقابل کنترل آن به صراحت می&zwnj;گفتند: &laquo;ما چندصدایی را قبول داریم&raquo; و &laquo;روش&zwnj;های کیهان جواب نمی&zwnj;دهد&raquo;. من نمی&zwnj;دانم این سخنان تا کجا و چگونه می&zwnj;تواند گفتمان مسلط حوزه&zwnj;های امنیتی و نظامی باشد، اما تردید ندارم که روشنگری و اتخاذ و پیگیری مستمر روش&zwnj;های مسالمت&zwnj;آمیز و خیرخواهانه توسط جنبش سبز اکثریت ملت ایران، در انتهای یک فرآیند نه چندان طولانی، می&zwnj;تواند صداهای خاموش ولی معترض در هسته مرکزی نظامی- امنیتی کشور را به صدا درآورد و زبانی برای بیان شفاف و مستدل آن در مراکز تصمیم&zwnj;گیری در اختیارشان بگذارد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><span style="text-decoration: underline; ">در جریان همین بازجویی&zwnj;ها بود که من در مقابل اتهام &laquo;انقلاب مخملی&raquo; استدلال کردم و هشدار دادم که مواظب باشید، این اتهام یک تیغ دو دَم است و قبل از این&zwnj;که صدای مردم را ببرد، دست خودتان را خواهد برید، زیرا معنایی جز شبیه&zwnj;سازی جمهوری اسلامی ایران با حکومت&zwnj;های کمونیستی و شبه کمونیستی که توسط انقلاب&zwnj;های مخملی سرنگون شده&zwnj;اند، نخواهد یافت</span>&nbsp;[۳]. شبیه&zwnj;سازی جمهوری اسلامی با حکومت&zwnj;های استبدادی و فاسد کمونیستی، همان نقطه&zwnj;ای بود که بازجویان هنگام دفاع از نظام مورد نظرشان در آن کم می&zwnj;آوردند [۴] و من می&zwnj;توانستم برای دفاع از جمهوری اسلامی مورد نظر خود فرصتی بیابم و تفاوت&zwnj;های آن را با نظام&zwnj;های کمونیستی شبیه&zwnj;سازی شده در دادگاه نمایشی فعالان ستاد انتخاباتی مهندس موسوی برشمارم. همچنین در همین نقطه است که می&zwnj;توانم به رغم همه انتقادات و اعتراضاتی که دارم، در مقابل اتهام دیگری که از موضعی دیگر علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح می&zwnj;شود دفاع کنم و بگویم اگرچه ماجرای اعتراف سازی&zwnj;ها و شیوه&zwnj;های برخورد خشونت بار در زندان&zwnj;ها و در دادگاه&zwnj;های نمایشی، ناگزیر تداعی گر زندان&zwnj;ها و دادگاه&zwnj;های اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی به ویژه در فاصله دو جنگ جهانی است، اما نظامی که من از آن دفاع می&zwnj;کنم در کلیت خود و در وجوه سه&zwnj;گانه جمهوری، اسلامی و ایرانی بودن خود با نظام&zwnj;های واقعاً موجود کمونیستی تفاوت بنیادین دارد. مهم&zwnj;تر آن&zwnj;که ظرفیت خوانش دموکراتیک از اسلام اساساً با ظرفیت تفسیر دموکراتیک از مارکسیسم- لنینیسم قابل مقایسه نیست. همین تفاوت مانع استقرار یک رژیم توتالیتر و تمامیت&zwnj;خواه به نام اسلام در ایران است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">نقطه ضعف متهمان در زندان&zwnj;ها و در دادگاه&zwnj;های استالینی درآن بود که نمی&zwnj;توانستند هم &laquo;کمونیست&raquo; و &laquo;انقلابی&raquo; (در مفهوم بلشویکی آن) باشند و هم تا آخر در برابر خواست بازجوها مبنی بر پذیرش و اعتراف به خطاهای ناکرده مقاومت کنند و نقش خود را در تأسیس نظام کمونیستی به رخ آنان بکشند، زیرا علاوه بر شکنجه های طاقت فرسا، تعریفی که بازجوها از مارکسیسم- لنینیسم و &laquo;انقلاب&raquo; ارائه می&zwnj;کردند و بر مبنای آن از متهمان می&zwnj;خواستند برای تقویت نظام سوسیالیستی شوروی یا &laquo;ستاد زحمتکشان جهان&raquo; به آنچه بازجوها می&zwnj;گویند اعتراف کنند، با تعریف استالین و حتی لنین از مارکسیسم، انقلاب و نظام شوروی انطباق بیشتری داشت و بنابراین زندانیان چاره&zwnj;ای جز تسلیم شدن نداشتند، مگر آن&zwnj;که ایدئولوژی مارکسیسم- لنینیسم را کنار بگذارند؛ اما چنین تعریف و تعمیمی در مورد اسلام، انقلاب، جمهوری اسلامی ایران و امام ممکن نیست. من نیز با توجه به ویژگی&zwnj;های رهایی&zwnj;بخش و آزادیخواهانه&zwnj;ای که از اسلام و انقلاب و نظام و قانون اساسی آن و نیز از آرمان و خواست مردم و وعده&zwnj;های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران سراغ داشتم و خود نیز در عمل آن&zwnj;ها را زیسته بودم، &zwnj;توانستم در مقابل استدلال&zwnj;های بعضی بازجوها که شبیه استدلال های بازجوها در جریان بازجویی ها در نظام&zwnj;های کمونیستی بود مقاومت کنم [۵]. به عبارت روشن&zwnj;تر، آنچه نقطه ضعف زندانیان و متهمان دادگاه&zwnj;های استالینی بود، در این&zwnj;جا به نقطه ضعف&zwnj; بازجویانی تبدیل می&zwnj;شد که بر شبیه&zwnj;سازی جمهوری اسلامی ایران با اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پای می&zwnj;فشردند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">افزون بر آن، بر این موضوع تأکید کردم که طبق قانون اساسی و دیگر قوانین موضوعه، هر حکم قضایی در مورد هر متهمی، از جمله ما، باید بر اساس معیارهای حقوقی و قانونی و نه سیاسی صادر شود و اگر در این میان بحثی سیاسی یا ایدئولوژیک وجود دارد، لازم است در بیرون زندان و در فضای باز و آزاد صورت گیرد، نه در زندان و در جریان بازجویی. پیشنهادی که بعضی بازجوها از آن استقبال کردند و امیدوارم هرچه زودتر تحقق یابد [۶].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به هر روی، اگر امروز می&zwnj;توانم به رغم خطاها و افراط&zwnj;کاری&zwnj;ها همچنان از انقلاب اسلامی دفاع کنم [۷] و در عین حال اعتراض کنم که چرا بدن مجروح حجاریان را از بستر درمان گسستند و با سلول زندان آشنا کردند، یا چرا بدن کروبی پسر را در زیرزمین مسجد مضروب و مجروح کردند و آن حرکات و اهانت&zwnj;های شنیع را به او روا داشتند، یا چرا به بدن&zwnj;های شریف و نازنین بسیاری از پاک&zwnj;ترین فرزندان این ملت که تنها جرم&zwnj;شان ایستادگی بر رأیشان و دفاع از کرامت، هویت و حقوق خویش بود آسیب رساندند یا چرا عزاداران حسینی را در روز عاشورا از بالای پل به زیر پرتاب کردند و با ماشین از روی پیکر مضروب بعضی شهروندان گذشتند و وا اسفا که همه این اعمال را به نام &laquo;خدا&raquo; کردند، به این دلیل است که&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">ما تفسیر دموکراتیک رهبر فقید انقلاب از شلاق پذیری شانه های رسول خدا را شنیده بودیم تا حقی از مردم بر گردنش نماند</span>. امام، عظمت و بزرگی آن بدن مقدس و روحانی را فقط در معراج نمی&zwnj;دید، بلکه علاوه بر آن، در تلألوی زمینی شدن و عریان شدن آن شانه&zwnj;های مبارک به روی مدعیان احتمالی، عظمت و بزرگی دموکراسی را مشاهده می&zwnj;کرد [۸]. ملت با چنین تفسیری از اسلام، آن انقلاب باشکوه را به پا کرد، نه با سخنان و تفسیر آقای مصباح که در همان ایام انقلاب، همّ و غمش این بود که چگونه دکتر شریعتی را بکوبد و به این ترتیب اندکی از زحمت ساواک بکاهد [۹].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>سوم. اعترافات من</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">من در محضر نسل جدید شهادت می&zwnj;دهم، نظامی که ما برای برپایی آن انقلاب کردیم و به قانون اساسی آن رأی دادیم، غیر از نظام نظامیانی است که می&zwnj;کوشند آن را ملک طلق خویش نمایند و در عرصه سیاست برای خود جایگاهی همانند فرماندهان دخالتگر ارتش ترکیه و پاکستان قائل شوند [۱۰]. این گواهی از آن رو ضرورت دارد که به وضوح می&zwnj;بینم چه در زندان&zwnj;ها و چه در تریبون&zwnj;ها و صدا و سیمای رسمی کشور، از جمهوری اسلامی ایران یک موجود زشت سیرت و زشت صورت به نام &laquo;فرانکشتاین&raquo; می&zwnj;سازند و من هرگز نتوانستم در این آینه مخدوش، سیمای رهبر فقید انقلاب و یاران واقعی&zwnj;اش و سیمای درخشان شهیدان و آرمان آنان را ببینم [۱۱]. می&zwnj;خواهند بگویند امام هم کسی بود مثل آقایان جنتی و مصباح، غافل از آن که این شبیه&zwnj;سازی مخدوش، روش&zwnj;های استبدادی و سرکوبگر را توجیه و آقایان را تطهیر نخواهد کرد. به عکس، دامنه بدبینی به رهبر فقید انقلاب محدود نمی&zwnj;شود و با تعمیم یافتن به ائمه اطهار (ع)، می&zwnj;تواند بی&zwnj;دینی و بی&zwnj;ایمانی را در نسل جوان دامن بزند که با کمال تأسف در برخی موارد زده است. این همان خطری است که به ویژه استاد مطهری، ما را از آن بر حذر می&zwnj;داشت [۱۲].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به هر حال در وضعیت واقعاً نفس گیر انفرادی و بازجویی، آنچه زبان و بیان مرا قوت می&zwnj;بخشید، نه یک جسارت فردی بلکه توفیقی الهی بود که نصیبم شد و راه بهره&zwnj;برداری از اسلام رحمانی و عقلانی و گفتمان انقلاب اسلامی را به رویم گشود. در این چارچوب بحث من و بازجویان درباره &laquo;نظام&raquo; به طور طبیعی از دو نگرش متفاوت درباره تاریخ انقلاب اسلامی تغذیه می&zwnj;کرد [۱۳]. به عنوان مثال بعضی بازجوها می&zwnj;کوشیدند با یادآوری مواردی از افراط کاری&zwnj;های دهه نخستین انقلاب، مرا و خط امامی&zwnj;های آن دوره و اصلاح&zwnj;طلبان کنونی را &laquo;فاشیست&raquo; معرفی کنند. متقابلاً من هم با یادآوری برخی رفتارهای فاشیستی که در همین ایام، در پیش دیدگان ملت ایران تکرار می&zwnj;شود،&zwnj; توضیح می&zwnj;دادم که همه ما در آن دوره خطاهای جدی داشتیم، اما شما همین امروز به جای آن&zwnj;که جوانب مثبت رفتار ما را ادامه دهید، همان خطاها را در شرایطی که کشور نه در حال جنگ است و نه از تروریسم گسترده و کور رنج می&zwnj;برد، ادامه می&zwnj;دهید. به همین دلیل دیگر نمی&zwnj;توان آن را &laquo;خطا&raquo; نامید و ناشی از بی&zwnj;تجربگی انقلابیون دانست.<span style="text-decoration: underline; ">&nbsp;خطای ما این بود که در مقابل برخی رفتارهای دادگاه های انقلاب موضع نگرفتیم</span>؛ در عین این&zwnj;که جناح موسوم به خط امام طراح اعلامیه ۱۰ ماده&zwnj;ای دادستانی انقلاب در زمان شهید قدوسی در بهار سال ۱۳۶۰ بود (طرحی که گروه&zwnj;های سیاسی دگراندیش مخاطب آن بودند و بسط مناظره و حقوق و آزادی&zwnj;های قانونی آنان را به خلع سلاح گروه&zwnj;ها پیوند می&zwnj;زد)، اما نتوانستیم (و نیز تروریسم سال ۶۰ و جنگ تحمیلی نگذاشت) که این راه را تا مرحله گسست کامل از شیوه&zwnj;های غیردموکراتیک پیگیری کنیم.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">فاجعه &zwnj;بار این است که در دوره صلح و فقد تروریسم، به جای بسط و تکامل آزادی&zwnj;هایی که بخشی از آن در دشوارترین ایام جنگ هم از تعرض مصون ماند، جریانی به شیوه&zwnj;های غیردموکراتیک می&zwnj;کوشد ضمن نادیده گرفتن و انکار دستاوردهای مثبت دولت دفاع مقدس، فقط و فقط خطاهای ما را که در عصر حاکمیت گفتمان &laquo;انقلابی&raquo; در جهان و وجود جنگ و تروریسم گسترده در داخل کشور رخ داده، به نحو مضاعفی تکرار کند &zwnj;و استثناهای دهه اول انقلاب را به قاعده تبدیل سازد [۱۴]. واضح&zwnj;تر بگویم،&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">سکوت تأیید&zwnj;آمیز درباره نحوه محاکمات دادگاه انقلاب خطای ما بود</span>، اما بازداشت فله&zwnj;ای منتقدان قانون&zwnj;گرا، &ldquo;کهریزکی کردن&rdquo; شهروندان معترض و نیز تیراندازی مستقیم به آنان &zwnj;چنان پدیده&zwnj; شومی است که واژه &laquo;خطا&raquo; به هیچ وجه نمی&zwnj;تواند توصیف خوبی برای آن باشد [۱۵]. به همین دلیل ما حتماً باید اعتراف کنیم، اما نه در دادگاه&zwnj;های نمایشی و آن طور که بازجوها می&zwnj;خواهند و به اتهامات موهوم مرتکب نشده، بلکه در پیشگاه ملت و بر اساس حقیقت.&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">نسل انقلاب باید اعتراف کند، ولی نه به دلیل مجاهده امروزینش برای بسط دموکراسی و ترویج حقوق بشر، که به علت عدم استفاده درست و کامل از فرصت&zwnj;هایی که ظهور تک&zwnj;صدایی را بر بستر عبور از آرمان&zwnj;های انقلاب اسلامی و اصول قانون اساسی غیرممکن می&zwnj;کرد</span>. البته ما کوشیده&zwnj;ایم از این خطاها درس بگیریم و به ویژه پس از جنگ، رفتار وگفتار خود را اصلاح کنیم [۱۶]. در عین حال&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">اعتراف می&zwnj;کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه نادرست با آیت&zwnj;الله شریعتمداری و برای حفظ حریم مرجعیت اعتراض می&zwnj;کردیم، کار به جایی نمی&zwnj;رسید که امروز حرمت مراجع و عالمانی همچون مرحوم آیت&zwnj;الله منتظری و حضرات آقایان وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، جوادی آملی و&hellip; حتی در صدا و سیما مورد تعرض قرار گیرد و کار به جایی برسد که حتی بیت و نوه امام و حسینیه و مرقد ایشان و نیز آرامگاه مرحومان صدوقی و خاتمی از تعرض مصون نماند</span>.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">بنابراین اگر خطایی وجود داشته که داشته است، آن خطایی نیست که بازجوها می&zwnj;گویند و&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">اگر باید اعتراف کرد و حلالیت طلبید که باید هم طلبید، باید از برخوردهای ناصوابی که با مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت، عذر خواست و نیز باید از همه سیاسیونی که خواهان فعالیت قانونی بودند و حقوقشان به بهانه&zwnj;های مختلف نقض شد، پوزش طلبید</span>. همچنین&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">باید از تحمیل یک سبک زندگی به شهروندان و دخالت در حریم خصوصی آنان معذرت خواست</span>. خطای ما آن بود که تصور می&zwnj;کردیم ما انسان&zwnj;های متوسط قادریم در میخانه&zwnj;ها را ببندیم، بدون آن&zwnj;که لازم باشد درهای تزویر و ریا را باز کنیم. اشتباه ما این بود که در عمل به برخی امور عرفی تقدس &zwnj;بخشیدیم، غافل از آن که تلاش مذکور عقیم و نتیجه اش عرفی شدن بسیاری از مقدسات است [۱۷].&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">بزرگترین خطای ما تعمیم مناسبات سیاسی در عصر &ldquo;عصمت&rdquo; به عصر &ldquo;غیبت&rdquo; بود</span>. نتیجه چنین بینشی و عمل بر اساس آن، احیای مناسبات حکومت معصوم در دوره حکومت رهبران غیرمعصوم نبوده و نیست، بلکه سست کردن پایه&zwnj;های اعتقادی شهروندان، به ویژه نسل جوان به عصمت و علم لدنی معصومان و تضعیف مبانی ایمانی و اخلاقی جامعه بوده است. در حقیقت سال&zwnj;ها طول کشید تا کاملاً درک کنیم حکومت در عصر غیبت، با وجود و حضور انسان&zwnj;های متوسط که نه به همه اسرار و رموز جهان و جامعه و انسان آگاهند و نه از حب و بغض&zwnj;ها و منافع شخصی بری هستند، نمی&zwnj;تواند سعادت اخروی شهروندان را تأمین کند. گذاشتن چنین باری بر دوش حکومت عملاً به معنای آن است که دولت در تمام عرصه&zwnj;های زندگی شهروندان دخالت کند و به این ترتیب ضمن نقض حقوق و آزادی&zwnj;های آنان، در تأمین رفاه مردم و نیز توسعه علمی و فنی اقتصادی میهن با مشکلات عدیده مواجه شود [۱۸]. ما باید برخلاف انقلاب های دیگر جهان، از همان ابتدا بر این مسأله پافشاری می&zwnj;کردیم که تحت هر شرایطی، حتی با وجود جنگ و تروریسم، نقض حقوق بشر نه قانونی است، نه اسلامی و نه اخلاقی. همچنین تقدس هدف نباید مانع شود تا به روش&zwnj;های دستیابی به آن به اندازه کافی حساسیت نشان ندهیم؛ زیرا در عرصه اجتماع و حکومت، اهمیت روش&zwnj;ها کمتر از اهداف نیست، اگر بیشتر نباشد. ما نباید اجازه می&zwnj;دادیم خیانت و خباثت بعضی افراد یا طرح&zwnj;ها یا اقدام&zwnj;&zwnj;ها، خارج شدن ما را از مسیر قانون و شیوه&zwnj;های انسانی و اخلاقی توجیه کند؛ شکنجه در همه حال شکنجه است و اعدام زندانی قبلاً محاکمه و محکوم شده که در اسارت به سر می&zwnj;برد، ناموجه.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به این ترتیب، اگرچه به باور من، شرط لازم برای مقابله با جریان اعتراف&zwnj;سازی، افشا و محکوم کردن آن جریان و شیوه های آن است، اما شرط کافی، بخشایش&zwnj;طلبی از صاحبان واقعی حق و از ستمدیدگان واقعی است و نیز اذعان به این نکته که اگر در زمان لازم این وظیفه اخلاقی و ملی را انجام داده بودیم، امروز گرفتار تواب&zwnj;سازی و اعتراف&zwnj;گیری نمی&zwnj;شدیم. بنابراین&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">با تأسی به دکتر شریعتی به هم&zwnj;نسلان خود عرض می&zwnj;کنم &laquo;پدر، مادر ما باز هم متهمیم، نه متهم بازجوها بلکه متهم این نسل&raquo;</span>. اگر خود را طرفدار آرمان&zwnj;های انقلاب اسلامی می دانیم و اگر مدعی دفاع از گفتمان &laquo;تعیین سرنوشت این نسل به دست همین نسل&raquo; هستیم، &zwnj;<span style="text-decoration: underline; ">باید شرایط تحقق عملی کلام رهایی&zwnj;بخش نوفل لوشاتو و بهشت زهرا را فراهم کنیم</span>. انتقال صفحات درخشان تجربه بزرگ نسل انقلاب به نسل کنونی، هنگامی میسر است که تکلیفمان را با لکه&zwnj;های تاریک تاریخ خودمان مشخص کنیم. چنانچه آن لکه&zwnj;ها کنار بروند، برای درخشش جنبه&zwnj;های مثبت انقلاب و حماسه&zwnj;های فراموش ناشدنی آن مجال فراهم خواهد شد [۱۹].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">ما همان طورکه نباید هیچ نفرت و کینه&zwnj;&zwnj;ای را از زندان به جامعه منتقل کنیم، باید مانع تکرار خطاهای عصر انقلاب در عصر کنونی شویم. شرط ضروری این کار پذیرش خطاها و آمادگی برای پاسخگویی به اتهام&zwnj;های نسل جدید است [۲۰]. اگر در پیشگاه نسل جدید به آن خطاها اعتراف نکنیم، آن گاه مجال برای ظهور کسانی مهیا می&zwnj;شود که همان لکه&zwnj;&zwnj;های تاریک را چنان بسط می دهند و چنان نسبت به گذشته فرافکنی می کنند تا خطاهای به مراتب هولناک&zwnj;تر خود را بپوشانند و هیچ نقطه مثبتی در کارنامه نسل&zwnj; انقلاب دیده نشود؛ در آن صورت نسل جدید همه را به یک چوب خواهد راند و ناخودآگاه و بدون درس گرفتن از گذشته به تکرار شیوه&zwnj;های اشتباه ما خواهد پرداخت یا مبدع روش&zwnj;های خطرناک&zwnj;تر خواهد شد [۲۱]. به علاوه&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">نمی&zwnj;توان خود را پیرو گفتمان پاریس با آن همه تأکید بر دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان و مطبوعات و صدا و سیما و احزاب، حقوق زنان و اقلیت&zwnj;ها، آزادی انتخابات، جمهوریت و پیوند آن با اسلامیت دانست و از ریشه&zwnj;ها، علل، موانع و خطاهایی که مانع تحقق آن حقوق و آزادی&zwnj;ها در ادوار بعدی شد، سخن نگفت</span>.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به سخن دیگر، اگر جریانی که پرچم مقابله با سیاست ورزی قانونی را علم کرده و فعالیت انتخاباتی را به دادگاه و زندان کشانده است، اشتباهات دهه اول انقلاب را نقاط مثبت انقلاب می&zwnj;داند و صفحات درخشان آن دوره را در فضایی نظامی، امنیتی و پلیسی تحریف می&zwnj;کند، در مقابل ما نیز باید آشکارا به ملت ایران بگوییم که واقعاً چه چیز را خطا می&zwnj;نامیم و از چه چیز هنوز دفاع یا به آن مباهات می&zwnj;کنیم [۲۲]. این روش در نقطه مقابل خواست حزب پادگانیاست تا ضمن نفی جنبه&zwnj;های مثبت دهه اول انقلاب، از تکرار اشتباهات همان دهه به عنوان یک عمل &laquo;انقلابی&raquo; و تنها راه حفظ &laquo;نظام&raquo; دفاع کنند و پرونده مطبوعات آزاد، احزاب آزاد و انتخابات آزاد را برای همیشه ببندند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">من آن دعوت را نمی&zwnj;پذیرم و به جای آن خود را موظف می&zwnj;دانم به پرسش های نسل جوان پاسخ بدهم که&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">چرا و چگونه بر نظام برآمده از دل مردمی&zwnj;ترین انقلاب معاصر، تفکر آقای مصباح حاکم شد و مشی &laquo;نواب صفوی&raquo; راهبرد پارلمانتاریستی &laquo;مدرس&raquo; را کنار زد</span>&nbsp;[۲۳] یا چرا و چگونه کسانی فرصت یافتند تا از تریبون&zwnj;های رسمی نظام، بخش عظیمی از ملت را &laquo;خس و خاشاک&raquo; بخوانند [۲۴] و &laquo;بزغاله&raquo; و &laquo;گوساله&raquo; بنامند و به جای عذرخواهی از عملکرد غیرقانونی و غیراخلاقی خود در انتخابات، بکوشند فعالان انتخاباتی منتقد آن روش&zwnj;ها را به انفرادی و عذرخواهی بکشانند؟ چرا شکل بازسازی شده برخی اشتباهات دادگاه&zwnj;های انقلاب در دهه اول انقلاب در سیمای مرتضوی&zwnj;ها تکرار شد؟ چرا تلویزیونِ مناظره&zwnj;ها و بحث آزاد بهار ۶۰، به &laquo;سیمای میلی&raquo; و تک&zwnj;صدا تبدیل شد؟ چرا کیهانِ سیدمحمد خاتمی به کیهانِ حسین شریعتمداری سقوط کرد؟ چرا صادق لاریجانی به جای دکتر بهشتی نشست و رحیمی جای نخست&zwnj;وزیر امام را گرفت؟ و چرا سیداحمد خاتمی ها بر منبر بزرگانی همچون طالقانی و منتظری به ایراد خطبه جمعه &zwnj;می پردازند؟&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">ما باید به سهم خود از بروز این استحاله پوزش بخواهیم و به بحث درباره ریشه&zwnj;ها، علل و عوامل آن بنشینیم.</span>&nbsp;این امری است که باید در قالب مناسب خود، یعنی در جریان بحث و گفت&zwnj;وگو با نسل جدید یا صاحبان ایران فردا انجام پذیرد. به لطف خدای بزرگ که مرا در سلول به خودم وا نگذاشت، بیمی از زندان و دیگر شدائد ندارم، اما از مسئولیتی که به سهم خود در قبال نسل جوان دارم، می&zwnj;ترسم و امیدوارم همان خدایی که ما را از آن مهلکه نجات داد، امکان جبران کامل خطاها و انتقال تجربیات&zwnj;مان به نسل جوان را نیز به من و دوستانم عطا کند [۲۵].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">عذرخواهی از نسل جدید البته محدود به آن مواردی نیست که به اجمال گفتم. باید این دِین در همان فضای گفت&zwnj;&zwnj;وگویی ادا شود و چه بسیار خطاها که من به آن&zwnj;ها آگاه نیستم، جوانان می&zwnj;توانند روح مرا با انتقادها و پرسش&zwnj;های عمیق خود صیقل دهند و مصفا کنند. در جریان همین بازنگری انتقادی به گذشته، اگر توفیقی دست دهد، کوشش خواهم کرد تصویر خود از انقلاب اسلامی را ترسیم کنم و تفاوت&zwnj;های آن را با دیدگاه&zwnj;ها و عملکرد مدعیان امروزین جمهوری اسلامی با شرح و بسط بیشتری بازگویم. اکنون که به برکت جنبش سبز، شرایطی فراهم شده تا بسیاری از طرف های درگیر منازعات خونین دهه ۶۰ با بازخوانی انتقادی آن سال ها به این نتیجه برسند که آن همه خشونت و خون ریزی &laquo;ضرورت تاریخ&raquo; نبود و می شد از بروز آن رخدادهای تلخ و ناگوار اجتناب کرد، باید این فضای نقد را زنده نگه داشت؛ زیرا انرژی فوق العاده ای آزاد خواهد شد که می تواند عقب ماندگی ملی و نیز تنگ نظری، انحصارطلبی و بی اعتنایی نسبت به دیگری و حقوق او را در عرصه سیاست، پشت سر گذارد [۲۶].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>چهارم. مناظره یا صدور کیفرخواست؟</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">اعتراف می&zwnj;کنم تا وقتی به زندان نرفته بودم، معنای سخنان و ادا و اطوارهای زشت و عکس تکان&zwnj; دادن&zwnj;ها و &laquo;پرونده&zwnj;نمایی&raquo; یک پوشه توخالی را در مناظره&zwnj;های انتخاباتی به طور کامل درک نکرده بودم. در سلول انفرادی و در جریان بازجویی بود که دیدم آن حرکات اسم رمز کدام عملیات بوده است و میان اتهامات مطرح شده در مناظره با اتهامات مطرح شده در بازجویی&zwnj;ها و کیفرخواست دادستانی تهران علیه ما چه نسبتی وجود دارد. دیدم که چگونه از بلوف&zwnj;های مناظره به بلوف&zwnj;های بازجویی و دروغ&zwnj;های مرتضوی جهش کردند [۲۷].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">در یک شرایط متعارف و دموکراتیک، بین دو پدیده مناظره و انتخابات پیوند وثیقی وجود دارد. مردم در جریان مناظره&zwnj;ها فرصتی برای داوری میان سلایق و اندیشه&zwnj;های گوناگون می&zwnj;یابند و مستقیماً از مناظره&zwnj;ها به انتخابات پل می&zwnj;زنند، اما&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">من در اوین دیدم مناظره&zwnj;های آقای احمدی&zwnj;نژاد &ndash; مناظره هایی که برای اولین بار بین نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در ایران به صورت زنده طراحی و اجرا شد- بیش از آن&zwnj;که معطوف به انتخابات باشد، معطوف به سیاه&zwnj;نمایی&zwnj; گذشته و مهم&zwnj;تر از آن زمینه&zwnj;سازی برای بگیر و ببندها و اعتراف گیری و سرکوب&zwnj;های پس از انتخابات بود</span>&nbsp;[۲۸]. سخنان و در واقع تهمت&zwnj;ها و افتراهای آقای احمدی&zwnj;نژاد در آن مناظره&zwnj;ها در امتداد انتخابات نبود، بلکه در امتداد وقایعی بودکه باید با عبور از انتخابات و جهش از فراز صندوق های آرا به اوین شکل می گرفت. وقتی آقای احمدی&zwnj;نژاد، به دروغ آقای کروبی را به ایجاد شکنجه&zwnj;&zwnj;گاه در بنیاد شهید متهم می&zwnj;کرد، معنای واقعی سخنان او نه معطوف به گذشته و در جهت محکومیت شکنجه، بلکه معطوف به آینده، به کهریزک و زمینه&zwnj;سازی برای توجیه آن بود. بی&zwnj;دلیل نبود که مرتضوی پس از برکناری از دادستانی، با حکم آقای احمدی&zwnj;نژاد به قوه مجریه منتقل &zwnj;شد و جناح طرفدار آقای احمدی&zwnj;نژاد در مجلس هشتم با طرح تحقیق و تفحص نمایندگان از وضعیت بازداشتگاه&zwnj;های کشور، در اردیبهشت ماه سال جاری مخالفت کرد [۲۹].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><span style="text-decoration: underline; ">بلوف&zwnj;ها و افشاگری&zwnj;های آقای احمدی&zwnj;نژاد در آن مناظره&zwnj;ها از جنس انتخابات نبود [۳۰]، از جنس بلوف&zwnj;های بازجویانی بود که مسئولیت &laquo;کشف&raquo; به اصطلاح &laquo;فساد مالی و اخلاقی و سیاسی&raquo; منتقدان تک&zwnj;صدایی شدن حکومت و جامعه را به عهده داشتند [۳۱] تا بی&zwnj;کفایتی دولت نهم در اداره کشور و بخصوص در هزینه سیصد میلیارد دلار نفتی [۳۲]، ثروت&zwnj;اندوزی محصولی&zwnj;ها [۳۳]، رفتار ناموجه رحیمی&zwnj;ها [۳۴] و سفره&zwnj;پروری&zwnj;های کلان میلیاردی برای خرید رأی برای آقای احمدی&zwnj;نژاد در پس آن بازداشت&zwnj;ها، اعتراف&zwnj;گیری&zwnj;ها، تواب&zwnj;سازی&zwnj;ها و سرکوب&zwnj;ها [۳۵] پنهان بماند یا تحت&zwnj;الشعاع قرار گیرد</span>.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">از طرف دیگر باید اذعان کنم<span style="text-decoration: underline; ">&nbsp;من و دوستانم و کثیری از فعالان انتخاباتی که تا به امروز به لطف الهی از آن مهلکه بزرگ جان سالم به در برده&zwnj;ایم، مدیون مردمی هستیم که با تظاهرات تاریخ&zwnj;سازشان در ۲۵ خرداد، نه فقط کودتای انتخاباتی را افشا کردند و دستکش مخملی را از مشت آهنین کنار زدند و نه تنها من و امثال مرا نجات دادند، بلکه به ایران و اسلام جان تازه&zwnj;ای بخشیدند و چهره دیگری از ملت ایران در جهان ارائه کردند</span>&nbsp;[۳۶]. درست است که همه آن سخنان و اتهام&zwnj;های طراحی شده، به منظور زمینه&zwnj;سازی برای سرکوب منتقدان و حاکمیت تک&zwnj;صدایی بود، اما همه آن بگیر و ببندها و مصائبی که بر سر مردم آوردند، در مقابل آنچه ممکن بود در صورت&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">عدم شکل&zwnj;گیری تظاهرات میلیونی ۲۵ خرداد بر سر آیین و میهن و مردم بیاید و &laquo;اختناقی&raquo; که قرار بود حاکم شود، یک خرده&zwnj;کاری بیش نبود</span>. مردم آن روز نه فقط جان ما، بلکه جان&zwnj;مایه جهادها و تلاش&zwnj;های آزادیخواهانه و عدالت&zwnj;طلبانه یک قرن گذشته خود را نجات دادند و راه فردا را گشودند [۳۷].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>پنجم. امنیت پادگانی یا امنیت مدنی؟</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">با توجه به این&zwnj;که شاه بیت استدلال نظامیان مداخله&zwnj;گر در سیاست در همه جا، از جمله در ایران، تلاش برای حفظ &laquo;امنیت&raquo; اعلام می&zwnj;شود، در این&zwnj;جا مایلم به برخی مؤلفه&zwnj;های مهم امنیت ملی از نظر خودم اشاره کنم. اولین مسأله به نقش و کارکرد امنیت بخش مشارکت و حضور مردم در صحنه و تفاوت بارز آن با درک پادگانی از &laquo;امنیت&raquo; برمی&zwnj;گردد. امنیت و نظامی که من از آن دفاع می&zwnj;کنم، راهپیمایی آرام ۲۵ خرداد ۸۸ نجات دهنده اش است و نه کهریزک و اوین. این همان درک خلاق از آن امنیت پایدار و واقعی است که آقای مهندس موسوی در جریان فعالیت های انتخاباتی به روشنی از آن دفاع می&zwnj;کرد و آقای خاتمی آن را امنیت مردم می&zwnj;نامید [۳۸]. من امنیت نظام برخاسته از انقلاب اسلامی را در مقابله با دموکراسی، امنیتی کردن فضا، شکستن رکوردهای جهانی نقض حقوق بشر، تحدید مطبوعات و سر دادن شعار نشریه &laquo;مجاهد&raquo; نمی&zwnj;دانم که می&zwnj;نوشت &laquo;سیاست حقوق بشر می&zwnj;خواهد چهره کریه امپریالیسم را پنهان سازد&raquo; [۳۹]. کاملاً&zwnj; برعکس، معتقدم رکوردداری در بستن روزنامه&zwnj;ها و دهان&zwnj; معترضان، علاوه بر نقض حقوق شهروندان، کارکردی جز کریه&zwnj;سازی چهره انقلاب و نظام مولود آن و در نتیجه سست کردن امنیت میهن و مردم و ضربه&zwnj;پذیری جمهوری اسلامی ایران در قبال تهاجم محتمل دشمنان نخواهد داشت [۴۰].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">د<span style="text-decoration: underline; ">ر حقیقت در عصر جهانی شده کنونی، درونی کردن ارزش&zwnj;های انسانی و استخدام و به کار گرفتن ارزش&zwnj;های عام و جهان شمول و تکیه بر افکار عمومی جهانی، جزو ارکان اصلی &laquo;قدرت نرم&raquo; هر نظام سیاسی شمرده می&zwnj;شود. یعنی به تسخیر خود درآوردن روزهای جهانی مانند روز کارگر، خودی کردن اصل تعیین مقدرات توسط هر نسل، خودی کردن جمهوریت و به طور کلی خودی کردن همه دستاوردهای دموکراتیک بشر، حتی اگر ظاهراً &laquo;غیرخودی&raquo; و &laquo;بیگانه&raquo; به نظر برسند، امنیت&zwnj; بخش کشور و نظام است</span>. مثال بارز آن همان چیزی است که شهید مطهری در مورد مشروطیت می&zwnj;گوید و تصریح می&zwnj;کند که &laquo;مشروطه&raquo; اگرچه امری خودی نبود، ولی ملت ما آن را خودی و &laquo;ملی&raquo; کرد [۴۱]. به عبارت دیگر، &laquo;امنیت&raquo; در جهان معاصر مدیون قدرت نرم و قدرت گفتمانی دموکراسی و تسامح و سازش&zwnj;پذیری و حقوق بشر است. اصحاب اندیشه، قلم، فرهنگ و هنرمندان کشور &laquo;قدرت نرم&raquo; کشورند و آزار و فشار بر آن&zwnj;ها &zwnj;باید جزو مقولات ضد امنیتی در مفهوم واقعی آن به شمار رود. ادبیات، شعر، رمان، فلسفه، تئاتر، سینما، هنرهای تجسمی و علوم تجربی و انسانی پیشرفته است که باید جزو مبانی امنیتی جمهوری اسلامی ایران محسوب شود، نه امنیتی کردن این مقولات و یورش بر اهل علم و فرهنگ و اندیشه و هنر [۴۲].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به اعتقاد من قدرت صلح&zwnj;سازی ایران و گفتمان گفت&zwnj;وگوی تمدن&zwnj;ها و دفاع از دموکراسی، جامعه مدنی، حقوق بشر و آزادی&zwnj;ها در دوران آقای خاتمی بود که مبانی امنیتی و قدرت نرم کشورمان را تشکیل می&zwnj;داد و زمینه&zwnj;ساز تقویت قدرت دفاعی و نظامی میهن ما می&zwnj;شد. اقتدارگراها توجه ندارند آنچه دولت جورج&zwnj; بوش را در منظر افکار عمومی جهان رسوا کرد، دفاع از دموکراسی و حقوق بشر در سطح جهانی نبود، گوانتانامو و شکنجه&zwnj;گاه ابوغریب بود که افشای آن توسط مطبوعات آزاد و روشنفکران و هنرمندان آزادیخواه آمریکایی و اروپایی، اقتدار اخلاقی دولت وقت آمریکا را در هم شکست [۴۳].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">پاسداری از امنیت و منافع ملی به خصوص در قضیه دیپلماسی هسته&zwnj;ای مصداق بارزتری دارد. پیشرفت دانش و صنایع هسته&zwnj;&zwnj;ای ایران، مستقل از دولت&zwnj;هایی که بر سر کار می&zwnj;آیند و می&zwnj;روند تدوام خواهد یافت، اما چگونگی و سرعت آن و به ویژه هزینه&zwnj;های ملی آن به مهارت و قابلیت هدایت دیپلماسی یا بر عکس ناشیگری و فقدان مهارت سکاندار دیپلماسی ایران برمی گردد. اگر از این زاویه ملی (نه زاویه اسرائیلی- آمریکایی نمایاندن دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی) به قضیه بنگریم، خواهیم دید و تاکنون نیز بارها دیده&zwnj;ایم که ناشیگری آقای احمدی&zwnj;نژاد [۴۴] چگونه امنیت میهن را آسیب پذیر کرده و به منافع ملی لطمه زده است [۴۵]. یعنی حتی اگر به حقوق بشر، دموکراسی، جامعه مدنی و گفت&zwnj;وگوی تمدن&zwnj;ها نگاه ابزاری و تاکتیکی داشته باشیم که من به شدت با این نگاه ابزاری و تاکتیکی مخالفم، باز هم مصلحت ایجاب می&zwnj;کند برای تأمین حق هسته&zwnj;ای، حقوق بشر و حقوق شهروندان ایرانی را محترم بشماریم و نه این&zwnj;که در جستجوی یک میان&zwnj;بر واهی برای دور زدن حقوق شهروندان به بهانه حفظ حق&zwnj; هسته&zwnj;ای ملت برآییم [۴۶]. به نظر من، این مسأله&zwnj;ای نیست که بر حزب پادگانی پوشیده باشد [۴۷]، ولی اگر تبلیغات ضد جنبش سبز، از تحلیل&zwnj;های کیهان گرفته تا انعکاس کیفرخواستی و قضایی آن در زندان و دادگاه و نیز برنامه&zwnj;های &laquo;رسانه میلی&raquo; را جمع و تلخیص کنیم، به این نتیجه می&zwnj;رسیم که در واقع اقتدارگراها تهدید اصلی علیه کشور را دموکراسی و حقوق بشر می&zwnj;دانند و نه صهیونیست&zwnj;ها و دولت آمریکا [۴۸]. علت این اشتباه بزرگ این است که آنان به مزایای دموکراسی واقف نیستند و در این عرصه هیچ مهارتی در خود سراغ ندارند و معتقدند اگر شرایط، طبیعی و غیرامنیتی شده و قلمرو مسابقه به عرصه رفاه، پیشرفت و مدیریت صحیح در یک فضای آزاد منتقل و اوین و کهریزک نیز بر چیده شود، حزب پادگانی پیشاپیش بازنده مسابقه است [۴۹]. حال آن&zwnj;که برای حفظ نظام و امنیت پایدار میهن، راهی جز دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی در خصوص حقوق و آزادی های تصریح شده در قانون اساسی و جلب مشارکت آحاد شهروندان وجود ندارد [۵۰].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>ششم. انتخابات؛ آزاد یا فرمایشی؟</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">امنیتی کردن حساسیت مردم نسبت به رأی خویش نیز یکی دیگر از مواردی است که اختلاف نظر دو طرف را در مورد مقوله &laquo;امنیت و منافع ملی&raquo; به خوبی نشان می&zwnj;دهد. از نظر من حساسیت مردم برای پیگیری رأی خود و مطالبه شفافیت کامل در خصوص انتخابات،&zwnj; تقویت کننده اساس نظام است. نظامی که بنیانگذارش، آن همه از نمایشی بودن انتخابات و &laquo;وکلای قلابی شاه&raquo; انتقاد می&zwnj;کرد و جمهوری اسلامی را بر اساس رأی مردم پایه گذاشت، طبیعی است که مردمش این همه در قبال آرای خود حساس باشند [۵۱]. به این ترتیب باید به انتخابات آزاد به عنوان محور همبستگی ملی نگاه کرد و هرگونه وفاق ملی &zwnj;باید در نخستین مرحله خود از مجرای تحکیم و تصویب مبانی انتخابات آزاد عبور کند و نه با دور زدن آن به وسیله نظارت استصوابی، اوین و کهریزک یا با تحریم آن با شعارهای به ظاهر انقلابی و رادیکال، اما در واقع به سود اقتدارگراها. به صراحت عرض می&zwnj;کنم حکومت با سلب حق تعیین سرنوشت ملت در پای صندوق های رأی، اصلی ترین حربه دفاعی نظام در مقابل مشکلات داخلی و مداخلات بیگانه را کندتر می کند. توجه کنیم انقلاب اسلامی در شرایطی رخ داد که رهبری آن پرچم حق تعیین سرنوشت توسط هر نسل و انتخابات واقعی را در برابر انتخابات نمایشی، مجلس فرمایشی و وکلای قلابی رژیم کودتا به اهتزاز در آورده بود. اگر این سلاح کارآمد دفاعی از طریق مداخله نظامیان در عرصه سیاسی بی خاصیت شود، وضعیت کشور ما به دوران پیش از انقلاب باز می گردد و به مراتب بدتر از آن دوره می شود، زیرا&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">امروز آمریکا دیگر آن آمریکایی نیست که ملت ما آن را با کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت قانونی و ملّی دکتر مصدق می شناخت، بلکه آمریکایی است که انتخابات عراق زیر برق سرنیزه های ارتش او با چنان شفافیتی برگزار می&zwnj;شود که حضور اکثریت ملت و حمایت مرجعیت شیعه و روحانیت اهل سنت را به دنبال دارد. طبیعی است که نمی&zwnj;توان علم پوسیده یک انتخابات غیرقانونی و سرشار از بگیر و ببندهای پساانتخاباتی را در مقابل آن به اهتراز درآورد</span>. با وجود این و با کمال تأسف باید گفت از سال ۱۳۷۰ که آقای جنتی و همکارانش نظارت بر انتخابات را &laquo;استصوابی&raquo; تفسیر کردند که عملاً به معنای &laquo;دخالت مطلقه و غیرپاسخگوی نهاد انتصابی در انتخابات&raquo; بود، قانون مداری، آزادی و شفافیت انتخابات آسیب&zwnj;های جدی دیده و حتی سلامت آن نیز در معرض تهدیدها و تردیدهای جدی قرار گرفته است که نمونه آن را در انتخابات ریاست جمهوری هفتم در خرداد ۷۶ مشاهده کردیم. در آن انتخابات حتی ناظرانِ رییس&zwnj;جمهور وقت را به حوزه&zwnj;های اخذ رأی راه ندادند و در استان&zwnj;هایی مانند لرستان، تقلب&zwnj; مفتضح و آشکاری صورت گرفت، به طوری که در برخی از شهرهای لرستان تعداد آرای ریخته شده به صندوق ها بیش از ۱٫۸ برابر کل واجدان شرایط رأی دادن بود و طرفه آن که ۱۳۰ درصد این آرا به نام رقیب آقای خاتمی به صندوق ریخته شده بود [۵۲]!</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">تلاش بیست ساله برای ایجاد محیطی بسته، امنیتی و نظامی در هیأت&zwnj;های نظارت بر انتخابات،&zwnj; نقض حقوق شهروندان و عدم رسیدگی به شکایات و درخواست&zwnj;های قانونی منتقدان،<span style="text-decoration: underline; ">&nbsp;تشکیل لشکر ۳۰۰ هزارنفره با گرایش های واحد سیاسی برای نظارت به نام شورای نگهبان، انجام تقلب و تخلف که صورت بارز آن در انتخابات مجلس ششم، هنگامی که سرپرست ستاد انتخابات کشور بودم، رخ داد و من به سهم خودم با آن مقابله کردم،&nbsp;</span>برگزاری غیرشفاف و غیرقانونی انتخابات که در دولت آقای احمدی&zwnj;نژاد به اوج خود رسید، بی&zwnj;توجهی مطلق شورای نگهبان به خواست رؤسای پیشین دو قوه مجریه و مقننه در زمینه بازشماری تعداد معینی از صندوق&zwnj;های آرا در انتخابات مجلس هشتم در تهران که در آن&zwnj;ها آرای نامزدهایشان صفر منظور شده بود، دخالت روزافزون نظامیان در انتخابات، عملکرد یک سویه صدا و سیما، توزیع پول&zwnj;های مشکوک در ایام انتخابات به سود یک نامزد یا جناح خاص و &hellip;، زمینه&zwnj;های بدبینی به عملکرد برگزارکنندگان انتخابات را ایجاد کرده بود. با چنین سابقه&zwnj;ای، مراجع اجرایی و نظارتی انتخابات ریاست&zwnj;جمهوری دهم که رییس دولت هم نامزد آن انتخابات بود، به جای تلاش برای شفاف&zwnj;سازی اقدام&zwnj;های خود و جلب اعتماد عمومی کوشیدند فعالان انتخاباتی رقیب را قبل از برگزاری انتخابات بازداشت کنند تا فضا امنیتی شود و کسی جرأت اعتراض به نتایج اعلام شده را نداشته باشد. در واقع صدور حکم بازداشت من و دوستانم در ۱۹ خرداد ۸۸ به این معنا بود که&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">از نظر مسئولان قوه قضاییه و فرماندهان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، نتیجه انتخابات از سه روز قبل از برگزاری روشن بود. این در حالی است که نظرسنجی&zwnj;ها در تهران از پیشتازی مهندس موسوی خبر می&zwnj;داد</span>[۵۳].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به این ترتیب شبح شبهه درباره سلامت انتخابات را همان کسانی به گردش درآوردند که با وجود داشتن سوابق سوء در برگزاری انتخابات در دو دهه گذشته، عملکرد غیرقانونی&zwnj;شان در دو انتخابات پیشین و نیز بی&zwnj;توجهی به پیشنهادها و هشدارهای منتقدان قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، در روز انتخابات نیز فضا را نظامی و امنیتی کردند [۵۴].&nbsp;<span style="text-decoration: underline; ">اگر حزب پادگانی به پیروزی خود اطمینان داشت، می&zwnj;بایست این باور را در عملکرد خود قبل، حین و بعد از برگزاری انتخابات به نمایش می&zwnj;گذاشت، نه این&zwnj;که رفتار و ترس&zwnj;های یک اقلیت چند میلیونی را بر جامعه حاکم کند و در همان حال ادعای ۲۴ میلیونی داشته باشد</span>. اگر واقعاً چنین رأیی به حزب پادگانی اختصاص یافته بود و اگر خود باور داشتند که ۲۴ میلیون رأی آورده&zwnj;اند، نمی&zwnj;بایست از فردای انتخابات رفتار یک گروه متقلب را از خود نشان دهند. در این صورت شاهد تسامح و تساهل مقتدرانه در قبال معترضان می&zwnj;بودیم و نه بگیر و ببند فله&zwnj;ای فعالان انتخاباتی رقیب و سرکوب خونین اعتراضات مردمی از همان روز ۲۳ خرداد [۵۵]. اگر حزب پادگانی از فردای انتخابات به جای حاکم کردن فضای نظامی- پلیسی به قواعد دموکراسی تن می&zwnj;داد و فضا را نمی بست و هیأتی بی طرف واقعاً به شکایات رسیدگی می&zwnj;کرد، شبهات و تردیدهای معترضان با مشاهده اعتماد به نفس و رفتار دموکراتیک حکومت و رسیدگی به شکایاتشان به تدریج فرو می&zwnj;نشست و آنان با مشاهده این که اقتدارگراها به رأی خود باور دارند و با روی گشاده از اعتراضات و شکایات استقبال و به آن&zwnj;ها رسیدگی می&zwnj;کنند، پس از چند روز از اعتراض&zwnj;های خیابانی دست می&zwnj;کشیدند. این فرآیندی است که در هر کشور دموکراتیک به هنگام بروز شبهة تقلب رخ می&zwnj;دهد، ولی در ایران رخ نداد. رفتار سرکوبگرانه، بزرگترین دلیل بی&zwnj;&zwnj;باوری حزب پادگانی به مدعای اعلام شده است [۵۶]. به راستی کدام کشور را می&zwnj;توان نشان داد که چنین درصد بالایی از مشارکت انتخاباتی داشته باشد و آرای اعلام شده چنان نسبتی میان &laquo;اقلیت&raquo; و &laquo;اکثریت&raquo; را ترسیم کند و در همان حال بلافاصله پس از انتخابات، اجرای اصول قانون اساسی آن تعطیل شود، رقبا بازداشت، مطبوعات آزاد توقیف و احزاب منتقد منحل شوند و این همه سرکوب و موارد نقض حقوق شهروندی در آن مشاهده گردد؟ متأسفانه حزب پادگانی که به جای ارائه دلیل و مدرک و اطلاعات کافی علیه مدعای مهندس موسوی، فرصت حتی یک گفت&zwnj;وگوی تلویزیونی را از او دریغ کرد و نقاشی های خیال انگیز او را دلیل صحت انتخابات و &laquo;توهم ناکامان&raquo; خواند، خود در عمل دادگاه فعالان انتخاباتی را به کارگاه خیال موهوم درباره انقلاب مخملی تبدیل کرد و به تطهیر میلوسویچ، قصاب بالکان پرداخت. آنان به جای ارائه دلایل و شواهد و شفافیت بیشتر و به جای عرضه بیشتر اطلاعات به شهروندان در خصوص صحت انتخابات به سرکوب شدیدتر و دستگیری بیشتر رو آوردند و برای تحکیم افسانه&zwnj;ای به نام انقلاب یا کودتای مخملی، به ابزارهای خشونت&zwnj;بار متوسل شدند. افزون بر آن مدام خط و نشان می&zwnj;کشیدند که در آینده از انتخابات آزاد خبری نخواهد بود!</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">با وجود این اگر به همه این معضلات و بحران&zwnj;سازی&zwnj;های امنیتی و نظامی در راه تحقق اراده ملی به دیده عبرت نگریسته شود، می&zwnj;توان از آن عبور کرد. به نظر من مشی حزب پادگانی و آقای احمدی&zwnj;نژاد بر مسأله آفرینی و بحران&zwnj;سازی استوار شده است. مشی اصلاح طلبانه و سبزاندیش &zwnj;باید بر مبنای عبور از بحران استوار شود و بر راه&zwnj;حل&zwnj;های مدنی و مسالمت&zwnj;آمیز تمرکز کند. ما با شعار &ldquo;راستی&zwnj;&zwnj;آزمایی اقتدارگراها در صحت انتخابات قبل، تضمین آزادی انتخابات آینده است&rdquo;، جناح حاکم را در دوراهی تسلیم در برابر اراده ملت یا رسوایی بزرگ تاریخی قرار خواهیم داد [۵۷].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><strong>هفتم. جنبش سبز و حقوق اساسی ملت</strong></p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">من با این که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم از نزدیک شاهد شکل گیری جنبش سبز اکثریت ملت ایران بودم، پس از زندان، از مشاهده محصول نهایی آن در جامعه بالنده، جوان و رو به آینده ایران دچار شگفتی شدم و هنوز از خلسه معنوی و روحانی این پدیده مبارک چندان فاصله نگرفته&zwnj;&zwnj;ام که بتوانم توصیف گر این پدیده تاریخ ساز باشم. اکنون هنگام آن فرا رسیده است که زیباترین نشانه&zwnj;های الهی را در جایگاه راستین و مردمی آن در کوچه و بازار و حوزه و دانشگاه و شبکه&zwnj;های وسیع اجتماعی در داخل و خارج از میهن ببینیم و مؤلفه&zwnj;&zwnj;های ایران فردا را در رویش رؤیت&zwnj;پذیر جنبش سبز در جامعه امروز مشاهده کنیم. جامعه&zwnj;ای که من خواست دیده&zwnj; شدن شهروندانش را در مقاله&zwnj;ای که دو ماه قبل از بازداشت غیرقانونی فعالان انتخاباتی نوشتم چنین توصیف کرده بودم:</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">&laquo;انتخابات ریاست جمهوری دهم می&zwnj;تواند گامی در جهت تأمین حقوق مدنی، سیاسی و فرهنگی شهروندان باشد، به شرط آن&zwnj;که نیاز به مشارکت همه ایرانیان و مؤلفه&zwnj;های قومیتی و متکثر &laquo;رنگین&zwnj;کمان اقوام&raquo; ایرانی را یک نیاز لحظه&zwnj;ای ندانیم که در شب انتخابات متولد می شود و در فردای شمارش آرا به مرگی غیرطبیعی می&zwnj;میرد. ما می&zwnj;توانیم اهداف تاریخی ملت را محقق کنیم، مشروط بر این که رسانه&zwnj; ملی با بهره گیری از تجربیات تلخ تهیه و پخش برنامه&zwnj;هایی از قبیل &laquo;هویت&raquo; و &laquo;چراغ&raquo; و عبور از آن فضای تاریک به تجربیات جدیدی در انتخابات اخیر دست یابد و آن را تا منتهای منطقی خود دنبال کند. چگونه است که این رسانه در شب انتخابات می&zwnj;کوشد تجلی گاه رنگین کمان دلکش اقوام ایرانی در کنار رنگین&zwnj;کمان متنوع سبک&zwnj;های متفاوت زندگی (با حجاب کامل و پررنگ یا کم&zwnj;رنگ، مکلا و ملا و کراواتی و جین&zwnj;پوش و سنتی&zwnj;پوش) باشد، اما از فردای انتخابات همه آن تنوعات و تکثرات و رنگ&zwnj;ها و صداهای متفاوت تبدیل به رنگ واحد و پوشش واحد و زبان واحد می&zwnj;شود؟ نباید اجازه دهیم استصوابیون &laquo;شب خرداد&raquo; را به سرعت ثانیه&zwnj;ها از سر مردم عبور دهند و بامداد خمار خردادی، نقطه پایانی بر رویای شیرین آن شب خوش باشد. کام گرفتن از خرداد یعنی تعمیم عمر همین ثانیه&zwnj;های خردادی به همه لحظات و همه روزها، ماهها و فصل ها. بر این اساس باید شعار &laquo;می&zwnj;خواهم زندگی&zwnj; کنم&raquo; به شعار &laquo;می&zwnj;خواهم بنا بر سبک و شیوه زیست خودم زندگی کنم و در اداره امور محلی و ملی مشارکت نمایم&raquo; ارتقاء یابد و این یعنی آن&zwnj;که می&zwnj;خواهم زندگی کنم اما به شیوه &ldquo;زیست مسلمانی&rdquo; نه به شیوه زیست &ldquo;گشتی-ارشادی&rdquo; و می&zwnj;خواهم زندگی کنم با حقوق و آزادی&zwnj;های سیاسی و مدنی و با جامه، رنگ&zwnj;ها و زبان&zwnj;های مادری خودم دیده شوم و به رسمیت شناخته شوم.&raquo;</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به باور من، تعهد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی مبنی بر جمع&zwnj;آوری گشت&zwnj;های ارشادی را باید در پیوند مستقیم با شیوه زیست مسلمانی نزد او دید و تحلیل کرد. اسلام نابی که خاتمی و میرحسین به تبعیت از امام خمینی ضد تحجرگرایی و خشونت&zwnj;پرستی و یکسان&zwnj;سازی نظامی طرح می کنند، متناسب با خواست اکثریت ملت است که علیه زیست گشتی &ndash; ارشادی برافراشته می&zwnj;شود. همین تنوع و تکثر گفتمانی در شیوه &ldquo;زیست مسلمانی&rdquo; &zwnj;باید در شیوه زیست ایرانی جامه&zwnj;ها، رنگ&zwnj;ها، زبان&zwnj;ها و اقوام و مذاهب آن نیز منعکس شود.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">می&zwnj;خواهم زندگی کنم، اما به شیوه زیست مسلمانی نه به شیوه زیست گشتی- ارشادی.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">می&zwnj;خواهم زندگی کنم، اما با مشارکت در اقتصادی سالم و نه به کمک تزریق صدقه&zwnj;وار و غیراقتصادی بخش اندکی از درآمدهای کلان نفتی همراه با تورم لجام گسیخته، &zwnj;بیکاری روزافزون و فساد رو به افزایش حکومتی.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به باور من، هر دو سویه گفتاری و دیداری سبک&zwnj;های زندگی و شیوه&zwnj;های زبانی و هویتی مکمل یکدیگرند. شهروندان آزاد و طرفدار سبک&zwnj;های گوناگون زندگی و اقوام و طوایف متنوع و متکثر ایرانی می&zwnj;خواهند چنان که هستند بنمایند و چنان که می&zwnj;نمایند باشند. می&zwnj;خواهند نه فقط در شب انتخابات، که از شب انتخابات تا انتخابات بعدی، با رنگ&zwnj;ها و تنوعات و تکثرات خود دیده شوند و حقوق و حرمت و آزادی آنان رعایت شود&raquo; (مقاله اقوام ایرانی و وحدت ملی).</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">امروزه وقتی خواست معطوف به رؤیت&zwnj;پذیری جامعه متکثر و متنوع ایرانی و نفی دروغ و تحقیر و تبعیض و فساد و بی&zwnj;کفایتی و یکسان&zwnj;سازی نظامی را مشاهده می&zwnj;کنم، می&zwnj;بینم که به رغم همه سرکوب&zwnj;ها، ایران به مراتب سبزتر از آن روزهایی شده است که من رویای آن را در سر می&zwnj;پروراندم. هنگامی که میلیون&zwnj;ها شهروند آزاد و آزادیخواه، با شعار &laquo;رأی من کجاست؟&raquo; به خیابان&zwnj;ها آمدند، در واقع شفافیت و رؤیت&zwnj;پذیری رأی خود را طلب می&zwnj;کردند که در پس تفسیر تیره و تار نظارت استصوابی- نظامی پنهان شده بود [۵۸]. همین نقطه عزیمت اجتماعی مرا بر آن می&zwnj;دارد که بگویم اولین و شاید مهم&zwnj;ترین خواست جنبش سبز، اعمال حق حاکمیت ملی و آزاد کردن انتخابات به معنای کامل کلمه از زیر یوغ نظارت استصوابی- نظامی است [۵۹].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">البته جنبش سبز در همان یوم&zwnj;الله ۲۵ خرداد به خواست اولیه خود یعنی افشای کودتای انتخاباتی و نفی تک&zwnj;صدایی و اعلام حضور میلیونی طرفداران نامزدی که اسلام را اخلاقی، رحمانی و عقلانی و سازگار با دموکراسی و حقوق بشر می داند، نائل آمد و مردم یک بار دیگر خود را دیدند و آن خاطره تاریخی را هرگز فراموش نخواهند کرد. جمعیت میلیونی مردم از میدان امام حسین (ع) تا میدان آزادی در ۲۵ خرداد نشان داد که مردم &laquo;خس و خاشاک&raquo; نیستند و رأیشان ورق&zwnj;پاره نیست، بلکه نشان هویت&zwnj;شان است و شناسنامه تولد شهروندی و ملت شهروند بنیاد؛ اگرچه هنوز تا آزادسازی کامل انتخابات راه درازی در پیش است. بر این اساس نقطه عزیمت هر گونه تعریف و خصلت&zwnj;مندی جنبش سبز &zwnj;باید بر اصل به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت هر نسل توسط همان نسل و تکثر&zwnj;پذیری و پذیرش حقوق دیگران استوار شود. این جنبش تا هر کجا که پیش رود و عمیق شود، نباید زهدان تولد خود در انتخابات آزاد را با همه مؤلفه&zwnj;هایش، از جمله آزادی اندیشه و بیان و قلم، فراموش کند. این همان سخنی است که من به عنوان امین و صندوق&zwnj;بان آرای ملت در انتخابات مجلس ششم در شکایت علیه آقای جنتی مطرح کردم و تجربه همه این سال&zwnj;ها نشان داد چنانچه آن روز به آن شکایت و اتهام تخلفات انتخاباتی آقای جنتی رسیدگی می&zwnj;شد، آزادی انتخابات پس از آن تأمین و حادثه&zwnj;سازی&zwnj;های نظامی- امنیتی غیرممکن می&zwnj;شد و خونی بر زمین نمی ریخت.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><span style="text-decoration: underline; ">من پیشتر در مقاله&zwnj;ای با عنوان &laquo;اصلاحات ناتمام&raquo; کوشیدم نشان دهم که پروژه ملی اصلاحات چگونه در انتظار تکمیل و تتمیم نهادین است. اکنون با مشاهده رفتار انجام شده با این ملت طی یک سال گذشته، به سخن دردمندانه آقای خاتمی در &laquo;نامه&zwnj;ای برای فردا&raquo; و نیز به سخن هوشمندانه مهندس موسوی در اطلاعیه بهمن ماه ۸۸ می رسم که به درستی و شیوایی بر ناتمام ماندن اهداف ضد دیکتاتوری انقلاب تأکید کرده&zwnj;اند. همچنان که آقای کروبی به حق بر عدم تحقق وعده&zwnj;های انقلاب اسلامی انگشت &zwnj;گذاشته است. به این ترتیب تز &laquo;اصلاحات ناتمام&raquo; با تز &laquo;انقلاب ناتمام&raquo; ملتقای واحدی می&zwnj;یابند که جنبش سبز با روش&zwnj;های مدنی و مسالمت&zwnj;آمیز خود، تکمیل و شکوفایی آن دو مولود مبارک بهمنی و خردادی را در جلوه&zwnj;های گوناگون انتخاباتی و خیابانی و در تداوم سنت مشروطیت و ملی شدن نفت به نمایش گذاشته است&nbsp;</span>[۶۰].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">به اعتقاد من:</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۱٫ ماهیت جنبش سبز بر محور حق حاکمیت مردم و به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم در انتخابات آزاد و عادلانه استوار شده است و به یاری خداوند و استقامت و هوشیاری مردم تا مرحله آزاد&zwnj;سازی صندوق آرا از سیطره نظارت استصوابی- نظامی پیش خواهد رفت. ما به تجربه دریافته&zwnj;ایم چنانچه از شیوه&zwnj;های برگزاری صحیح انتخابات آزاد و قانونی در کشورهای دموکراتیک استفاده نکنیم، از غرب&zwnj;زدگی دور نخواهیم شد و به اسلام ناب نخواهیم رسید. بر عکس، عقب&zwnj;افتاده&zwnj;ترین اشکال حکومت های غربی و جهان سومی یعنی فاشیسم،&zwnj; نازیسم و استالینیسم بر مردم مسلط خواهد شد [۶۱].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۲٫ جنبش سبز، جنبش عشق به انسان است بما هو انسان. بنابراین علاوه بر احترام به حقوق منتقد و مخالف خود، گفتمان دوست داشتن دیگری است و در نقطه مقابل گفتمان &laquo;خس و خاشاکی&raquo; قرار دارد که دیگران را بز اخفش می&zwnj;بیند و ایران را پادگانی بزرگ می&zwnj;خواهد. گفتمان جنبش سبز در صدد است پادگان&zwnj;ها را نیز هماهنگ با سایر بخش&zwnj;های ایران بزرگ، رنگارنگ کند. سبزها می&zwnj;دانند که رعایت آزادی دیگران، در نهایت آزادی همه را تضمین می&zwnj;کند و نتیجه احترام به دیگری،&zwnj; بالا رفتن احترام خویشتن است. سرانجام بی&zwnj;حرمتی به دیگران از جمله منتقدان و مخالفان نیز مضحکه شدن خود فرد است، چنانکه نمونه کامل آن را در پیش چشم داریم! سبزها می&zwnj;دانند به رسمیت شناختن دیگری به معنای به رسمیت شناختن تفاوت هاست و چون جنبش چنین ماهیتی دارد، هرکسی با هر سلیقه،گرایش و آرمانی می تواند عضو جنبش سبز باشد. حضور در جنبش سبز فقط یک شرط دارد و آن این که برای دیگری، یعنی برای مخالف و منتقد خود، همان حقی را قائل شویم که برای خود قائل هستیم [۶۲].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۳٫ هدف جنبش سبز ملت ایران همان خواستی است که ایرانیان از صدر مشروطه تاکنون در فرصت&zwnj;های گوناگون بر آن پای فشرده&zwnj;اند و تلفیقی از سه فرهنگ اسلامی، ایرانی و دموکراتیک را به زبان&zwnj;های گوناگون خواستار شده&zwnj;اند. به همین دلیل جنبش سبز متکی به همه حرکت ها وجنبش&zwnj;هایی است که در ایران امروز وجود دارد (اعم از حقوق بشر، زنان، دانشجویان، کارگران، جوانان، اقوام و مذاهب) و از حقوق هر ایرانی، با هر خصوصیتی دفاع می کند.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۴٫ روش مبتنی بر نفی خشونت و تلاش برای گفت&zwnj;وگو، دیگر ویژگی جنبش سبز است که من نیز در زندان کوشیدم با وجود همه سختی&zwnj;ها به آن پایبند باشم و خدای را سپاس می&zwnj;گزارم که در دشوارترین لحظات انفرادی و غیرانفرادی مرا از مسیر مدارا و گفت&zwnj;وگو دور نکرد. از بازجوهای اوین تا رهبران کاخ سفید، ما طرفدار گفت&zwnj;وگو هستیم و معتقدیم اگر گفت&zwnj;وگو ممکن شود، همواره می&zwnj;توان و باید گفت&zwnj;وگو کرد و به نقاط مشترک رسید [۶۳]. توزیع شدن قدرت در بالا و به رسمیت شناختن حقوق دیگری در پایین، دو بالی است که می تواند موجب استقرار دموکراسی و پیشرفت همه جانبه کشور شود و دروغ و تحقیر و فساد و ظلم و بی کفایتی را به حداقل ممکن برساند. در جنبش سبز هر کس در عین دفاع منطقی از مواضع خود، لحظه&zwnj;ای و ذره&zwnj;ای دیگران را تحقیر نمی&zwnj;کند و در دام خشونت گرفتار نمی&zwnj;شود و اگر گرفتارش کنند، در پرتو نقادی مدام، به سرعت خود را از دامی که حزب پادگانی در مسیرش می&zwnj;گسترد، رها می&zwnj;کند. این جنبش هیچ نفرتی را از اشخاص، از زندان و قبرستان و بیمارستان به وادی جامعه منتقل نمی&zwnj;کند و هدفش آرام و عادی سازی شرایط و زندگی مسالمت&zwnj;آمیز است و نه بحران سازی نظامی- امنیتی. این جنبش هوشیارتر از آن است که به ترس اقتدارگرایان دامن بزند و در دام و تلة فتنه انگیزانی بیفتد که می خواهند آن را به خشونت بکشند و به این ترتیب سرکوب ملت را تسهیل کنند [۶۴].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۵٫ جنبش سبز ملت ایران، جنبشی عادلانه و اخلاقی است که از معیارها و استانداردهای واحد دفاع می&zwnj;کند؛ این یعنی نفی استاندارد دوگانه؛ نفی حق وتو برای آقای جنتی و اعضای شورای نگهبان در داخل کشور و برای دولت آمریکا و دیگر اعضای ثابت شورای امنیت سازمان ملل در سطح جهانی؛ نفی پارازیت در ایران و نفی پارازیت ضد ایران در جهان؛ نفی شکنجه و تحقیر انسان&zwnj;ها در اوین و کهریزک و نیز در گوانتانامو و ابوغریب؛ به رسمیت شناختن حق همه&zwnj;پرسی و رفراندوم برای همه ملت&zwnj;ها؛ آزادی اطلاع&zwnj;رسانی در ایران و جهان؛ عدم دخالت در حریم خصوصی شهروندان در همه کشورها و &hellip;؛ در دنیای جهانی شده امروز، جنبش سبز همسوترین جنبش با خواست دموکراسی خواهی و صلح&zwnj;طلبی جهانی است.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۶٫ آرمان این جنبش استقرار دموکراسی است، بنابراین با هر گونه حاشیه&zwnj;نشینی، درجه&zwnj;بندی و خودی و غیرخودی کردن شهروندان مخالف بوده و ضد تحقیری است که همه مردم به ویژه طبقه نوین متوسط شهری و اقوام ایرانی و مؤلفه&zwnj;های قومیتی کشورمان و آسیب&zwnj;دیدگان اجتماعی و جوانان و زنان را به طور یکسان در معرض مخاطره های هویتی، شخصیتی و کرامتی قرار داده است. به دلیل همین ترکیب متنوع قومیتی، شهروندی، شمال و جنوب شهری، مرکزی و پیرامونی، روستایی و شهری و داخل و خارج کشوری است که هر کس در این سپهر باز و بی&zwnj;کران سبز می&zwnj;تواند سخن خود را بگوید و حق دیده شدن رنگ و هویت و خواست خود را فریاد بزند و خواهان به رسمیت شناختن سبک&zwnj;های گوناگون زندگی و زبان&zwnj;ها و رنگین&zwnj;کمان&zwnj; اقوام زیر آسمان دلکش ایران شود [۶۵].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۷٫ جنبش سبز یک بار دیگر تصور عمومی را درباره نقش جوانان به طور عام و زنان به طور خاص اصلاح کرد و مباحث سیاسی را به مدارس و کوچه و بازار کشاند. انقلاب اسلامی، حماسه دوم خرداد و به ویژه جنبش سبز به وقوع نمی&zwnj;پیوست، اگر زنان آگاه و دلیر ایران زمین پیشتاز حضور در میدان&zwnj;ها،&zwnj; خیابان&zwnj;ها و صندوق&zwnj;های رأی نمی&zwnj;شدند. نسل جوان برای چندمین بار ثابت کرد که وقتی اراده می کند، دیگران باید خواست او را به رسمیت بشناسند وگرنه با رسوایی و ناکامی&zwnj;های بزرگ &zwnj;مواجه خواهند شد.</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۸٫ ما در جنبش سبز نه تنها دانش، اطلاعات، تجربیات و افکار جدیدی کسب می کنیم، بلکه در صددیم تا مهارت&zwnj;ها و عادت های جدیدی را نیز به دست آوریم و اتفاقاً این نیاز جامعه ایرانی در دنیای جهانی شده امروز است. پیروزی ما در خلق تمایلات، ادبیات، هنر، اندیشه، مهارت&zwnj;ها وآداب و عادت های جدید است، نه حذف اقتدارگراها یا به قدرت رسیدن رهبرانمان [۶۶].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۹٫ جنبش سبز زنده و بالنده است و نشانه اش، علاوه بر گفتمان دموکراتیک و رو به آینده آن در ایران و جهان و جلب حمایت روزافزون شهروندان و اختلاف و ریزش جناح حاکم، آن است که پشتیبانی قاطبه نخبگان و به ویژه هنرمندان برجسته کشور را نیز جذب کرده؛ امری که در تحولات سیاسی یک قرن گذشته کمتر سابقه داشته است. از دیگر نشانه های قدرت داشتن، زنده بودن و رو به آینده داشتن جنبش سبز، دفاع قاطع و بی سابقه ایرانیان میهن دوست و زمان&zwnj;شناس خارج از کشور از آن است [۶۷].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">۱۰٫ رهبران جنبش سبز یعنی آقایان خاتمی، موسوی وکروبی معدل و برآیند خواست اکثریت ملت را نمایندگی می&zwnj;&zwnj;کنند. نباید از آنان انتظار داشت در نوک پیکان یکی از گرایش&zwnj;های چپ&zwnj;روانه یا راست روانه و در هر حال افراطی قرار گیرند. آنان به لحاظ تجربیات گران&zwnj;بهایی که در دوران انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن کسب کرده&zwnj;اند، از ذخایر کشور به شمار می&zwnj;روند و می&zwnj;توانند حافظ امنیت و منافع ملی در شرایط پیچیده کنونی باشند. آنان حلقه اتصال ما با تاریخ پرافتخاری هستند که حزب پادگانی می&zwnj;خواهد آن را بدنام کند، تا به زعم خود بدترین وجوه و نقاط ضعف تاریخ انقلاب را در اشکال جدید و در عصر دموکراسی بازتولید کند و به نام دفاع از اسلام و انقلاب و &laquo;حفظ نظام&raquo; در پس تاریکی&zwnj;های تاریخ انقلاب پنهان شود. تجربه گران&zwnj;بهای عصر اصلاحات نشان می&zwnj;دهد عبور از رهبری جنبش به هر بهانه&zwnj;ای و از هر موضعی که باشد، دستاوردی به جز خلع سلاح کردن داوطلبانه پیروان و علاقه&zwnj;مندان این جنبش در مقابل حزب پادگانی نخواهد داشت [۶۸].</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">سخن آخر آن که من اگرچه شاهد مرحله گسترش این جنبش در عرصه&zwnj;های خیابانی نبودم، اما در همین فرصت کوتاه شاهد مرحله تعمیق و گسترش جنبش در شبکه&zwnj;های اجتماعی بوده&zwnj;ام و می&zwnj;بینم که جامعه در همان حال که نیم&zwnj;نگاهی به حزب پادگانی و شیوه&zwnj;های خشونت&zwnj;بار آنان دارد، مدام درباره خود مطالعه می&zwnj;کند و بی&zwnj;آن&zwnj;که بتوانم شکل بروز جمعی و مرئی آن تحول نامرئی و نیرومند را حدس بزنم، اطمینان دارم که در مرحله بعدی، یک گام کیفی و رو به جلو بر خواهد داشت.<span style="text-decoration: underline; ">جامعه&zwnj;ای که من پس از آزادی آن را مشاهده کردم، اگرچه می شد جوانه&zwnj;های رویش اش را به خوبی در شور و شوق انتخاباتی خرداد ۸۸ مشاهده کرد، اما چنان تحول و تعمیق یافته است که به سادگی و سرعت نمی&zwnj;توان نشانه&zwnj;ها و علائم جدید آن را به طور کامل رصد کرد و تبیین نمود. حیفم می&zwnj;آید که این مرحله را &laquo;آتش زیر خاکستر&raquo; بنامم. ترجیح می&zwnj;دهم تعبیر مرحوم قیصر امین&zwnj;پور را وام بگیرم و همچنان که او پیروزی نهایی را نه در جنگ که بر جنگ خواند، من نیز پیروزی جنبش سبز را نه در مرگ که بر مرگ بنامم</span>. مرگ خواهی، نه برای آمریکا، نه برای روسیه و نه برای هیچ ملت دیگر، نمی تواند شعار جنبش سبز باشد. این قصه ماندگار مادر سهراب است که می&zwnj;گفت پسرش آن روز در مقابل آن همه سلاح، فقط زینتی سبز داشت و نیز حکایت انقلاب شکوهمند اسلامی است که پیروزی گل بر گلوله بود و یادآور حماسه دوم خرداد است که پیروزی لبخند نام گرفت. جنبش سبز، جنبش زندگی است با همه رنگ&zwnj;&zwnj;های آن و دیر نیست که همه ایران را سبز کند، به یاری خداوند و استقامت مردم.<br />
<br />
-------------------</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); "><br />
</p>
<p style="font-size: 12px; display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; color: rgb(0, 0, 0); ">
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">پانوشت&zwnj;ها</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[1] این تعبیر را از شعر زیبای استاد شفیعی کدکنی وام گرفته ام.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[2] کولاکوفسکی، فیلسوف آزاديخواه لهستانی، در سخنرانی تاریخی خود در دهمین سالگرد جنبش اصلاحطلبی مردم کشورش در سال 1966 با عنوان &laquo;سوسیالیسم چیست؟&raquo; براي تبيين موضوع گفت: &laquo;ابتدا باید بگویم که سوسیالیسم چه نیست.&raquo; به اعتقاد او:</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">&laquo;- سوسیالیسم جامعهای نیست که در آن فردی بی آنکه کار خلافی انجام داده باشد در خانهاش انتظار آمدن پلیس را بکشد؛</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">- جامعهای نیست که در آن کسی بدبخت است چون افکارش را بر زبان می&zwnj;آورد؛</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">- کشوری نیست که در آن کسانی به صرف تملقگویی و تمجید از رهبران بهتر از دیگران زندگی کنند؛</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">- کشوری نیست که از آن نتوان خارج شد؛</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">- کشوری نیست که خودش مشخص کند که چه کسی و چگونه میتواند از آن انتقاد کند.&raquo;</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">او همچنین در نقد ايدئولوژي رسمي حاكم بر كشورش گفت: &laquo;اکنون دیگر دریافتهایم، هر چند به راستی با تأخیر، که بیعدالتی &nbsp;به سادگی بیعدالتی است. ترور صاف وساده، ترور است. تخریب فرهنگ پیششرط شکوفایی فرهنگ نیست. بلکه موجب ویراني آن است. زور و سرکوب &nbsp;پیششرط آزادی &nbsp;نیست، بلکه زور است و سرکوب.&raquo; و سخن خود را با اين عبارات به پایان برد: &laquo;بدترین چیز فقر و فلاکت مادی نیست.آنچه پیش از هر چیز ما را در هم میشکند، نبود چشم انداز آینده است. فقر معنوی، کمبود فضای تنفسی، ناامیدی و احساس رکود و بیتحرکی است. نبود همان چیزی است که اکثریت جامعه در اکتبر 1956 [جنبش اصلاحات مردم لهستان] به آن دل بسته بودند. پس میبینیم که چندان دلیلی برای جشن و سرور نداریم.&raquo; بلافاصله پس از این سخنرانی،کمیسیون مرکزی بازرسی حزب کمونیست لهستان، کولاكوفسکی را برای ادای توضیحات فراخواند و پس از استماع نظریاتش، اخراج وی را از حزب کمونیست با این عبارات توجیه کرد: &laquo;آنچه در این میان جلب توجّه میکند همگرایی سخنان رفیق کولاکوفسکی در زمینه به اصطلاح یأس و سرخوردگی &nbsp;جامعه با حملههایی است که نیروهای ارتجاعی و محافل مرتجع کلیسا و دیگر مراکز واپسگرای داخلی و خارجی علیه جمهوری تودهای لهستان آغاز کرده و ادامه میدهند.&raquo; پس از مدت كوتاهي او از تدریس در دانشگاه و عضویت در آکادمی علوم لهستان نيز محروم شد (درسگفتارهايي كوچك درباره مقولاتي بزرگ، كولاكوفسكي، ترجمه روشن وزيري، نشر نگاه معاصر، ص 21).</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">اگر پرچمداران جنبش سبز، از ناتمام ماندن اهداف آزاديخواهانه و ضد ديكتاتوري انقلاب اسلامي سخن مي&zwnj;گويند و بر اجراي بي&zwnj;تنازل قانون اساسي و اجرايي كردن اصول اجرا نشده آن پاي مي&zwnj;فشارند و در اين مسير، ملت را به صبر و استقامت دعوت مي&zwnj;كنند، به علت آن است كه معتقدند وضعيت كنوني، جمهوري اسلامي وعده داده شده به مردم نيست.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[3] همچنان كه آقاي احمدي&zwnj;نژاد در مناظره با مهندس موسوي اصلاح&zwnj;طلبان را متهم كرد كه از 18 تير 1378 تاكنون براي برپايي &laquo;انقلاب مخملي&raquo; تلاش مي&zwnj;كردند، اتهام ما در ماه&zwnj;هاي اول بازداشت كوشش براي تحقق &laquo;انقلاب مخملي&raquo; بود،&zwnj; هر چند نام آن را پس از مدت كوتاهي به &laquo;كودتاي مخملي&raquo; تغيير دادند. به هر حال من در نقد ادعاي آقاي احمدي&zwnj;نژاد و در پاسخ بازجويان و بهويژه در نقد همسان&zwnj;سازي &zwnj;جمهوري اسلامي ايران با نظام&zwnj;هاي كمونيستي سرنگون شده توسط انقلاب&zwnj;هاي مخملي، گفتم که منطق شبيه&zwnj;سازي آنان از جمله بدان دليل غلط است كه در ايران،&zwnj; بر خلاف كشورهایي که در آنها &quot;انقلابهای مخملي&quot; رخ داده، حيطه اختيارات قانوني رييس&zwnj;جمهور، كه عملاً با بحران&zwnj;سازي&zwnj;هاي حزب پادگاني محدودتر هم مي&zwnj;شود، چندان نيست كه به فرض انتخاب كانديداي رقيب آن حزب، بتوان سياست&zwnj;هاي كلي نظام را تغيير داد. به علاوه، سرنگوني&zwnj;طلبان هرگز حول محورانتخابات رياست جمهوري جمع نمي&zwnj;شوند. منطق سرنگوني&zwnj;طلبي در ايران چنان كه بارها ديده&zwnj;ايم، تحريم انتخابات است و نه شركت در آن. به دليل آن&zwnj;كه درباره &laquo;افسانه انقلاب مخملي&raquo; در ايران مقاله مستقلي نوشته&zwnj;ام كه انشاءالله به زودي منتشر مي&zwnj;شود، در اين&zwnj;جا فقط بر اين نكته تأكيد مي&zwnj;كنم كه حتي بازجوها هم تا آخر از اين نظريه &quot;انقلاب یا کودتای مخملی&quot; دفاع نكردند. به همين دليل در كيفرخواست&zwnj;هاي اوليه درباره &laquo;انقلاب يا كودتاي مخملي&raquo; مانور زيادي داده و اتهام اصلي ما را تلاش براي برپايي انقلاب مخملي خواندند، اما در كيفرخواست&zwnj;هاي فردي كه ظاهراً رأي دادگاه&zwnj;ها بر اساس آنها صادر شد، اين عنوان به طور كامل حذف شد.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[4] با وجود اين كه &laquo;ميلوسويچ&raquo; قصاب بالكان، در دادگاه لاهه به اتهام جنايت عليه بشريت محاكمه و محكوم شد، در متن كيفرخواست دادستان تهران عليه ما، نه تنها ضد او سخنی گفته نشد، بلكه با محكوم كردن جنبش &laquo;ات پور&raquo; كه با پشتيباني آمريكا او را سرنگون كرده بود، به صورت غيرمستقيم به سود او نیز موضع&zwnj;گيري شد!</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[5] به باور &laquo;هاناآرنت&raquo;، در نخستين محاكمه&zwnj;ها در عصر استالين، بازجويان از همدردي&zwnj;هاي كمونيستي به عنوان&zwnj; وسيله&zwnj;اي براي واداشتن متهمان به محكوم ساختن خودشان استفاده مي&zwnj;كردند. او در اين&zwnj;باره از قول يكي از زندانيان مي&zwnj;نويسد: &laquo;مقامات زندان پيوسته اصرار داشتند كه من خود به فريبكاري&zwnj;هايي كه هرگز انجام نداده بودم اعتراف كنم. وقتي تقاضاي آن&zwnj;ها را رد مي&zwnj;كردم به من گفته مي&zwnj;شد كه مگر خودت نمي&zwnj;گويي كه دوستدار حكومت شوروي هستي، پس چرا حالا كه همين حكومت به اعتراف تو نياز دارد اعتراف نمي&zwnj;كني؟&raquo;</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">به نظر او، &laquo;تروتسكي&raquo; بهترين توجيه نظري براي اين رفتار را به دست مي&zwnj;دهد: &laquo;ما تنها مي&zwnj;توانيم با اتصال به حزب بر حق باشيم، زيرا تاريخ راه ديگري براي بر حق بودن ما به جاي نگذاشته است. انگليسي&zwnj;ها ضرب&zwnj;المثلي دارند كه مي&zwnj;گويند كشور من چه حق داشته باشد و چه نداشته باشد بر هر چيز ديگري ارجح است. ما توجيه تاريخي بسيار بهتري براي تعيين حق و ناحق در موارد عمل تصميم&zwnj;گيري&zwnj;هاي فردي داريم و آن اين است كه حزب من، هميشه بر حق است.&raquo; (آرنت، توتاليتاريسم، ترجمه محسن ثلاثي، نشر ثالث، ص 42).</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">من بر خلاف بلشويك&zwnj;ها، از امام علي (ع) آموخته بودم كه هيچ فرد يا حزب يا جناح يا نظام سياسي را معصوم و معادل حق ندانم. كاملاً بر عكس، به حق و حقيقت، &zwnj;آزادي و عدالت فطري و مستقل از دين و میهن و انقلاب و نظام سياسي معتقد بوده و هستم. به همين دليل توانستم ضمن دفاع از انقلاب و نظام و امام، نواقص، ضعف&zwnj;ها، خطاها و حتي انحرافات جمهوري اسلامي را تشخيص دهم و آنها را توجيه نكنم. افزون بر آن، براندازان واقعي جمهوري اسلامي ايران را ساختارشكناني همچون آقايان جنتي و مصباح مي&zwnj;دانستم و میدانم كه نتيجه افكار و اعمالشان عليه حقوق و آزادي&zwnj;هاي قانوني شهروندان، جز حاکمیت بي&zwnj;كفايتي، دروغ و فساد و در نتيجه بيگانگي نسل جوان و حتي بخش عظيمي از نسل انقلاب با جمهوري اسلامي ايران ثمري نداشته و ندارد. درباره صلاحیت دادگاه&zwnj;هاي انقلاب نيز يادداشت جداگانه&zwnj;اي نوشتم كه به یاری خداوند به زودي منتشر خواهد شد. &nbsp;</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[6] در شكست پروژه دستگيري فعالان انتخاباتي منتقد حاكميت تك&zwnj;صدايي، همين بس كه بازجوها نتوانستند حتي يك دليل يا سند محكمه&zwnj;پسند برای دستگیری و محکومیت ما ارائه كنند. بنابراين مجبور شدند آقايان بهزاد نبوي و فيض&zwnj;الله عربسرخي را نه به جرم &laquo;محاربه&raquo; و برپايي &laquo;انقلاب يا كودتاي مخملي&raquo; كه به جرم &laquo;ايجاد اخلال در ترافيك&raquo; محكوم كنند. بر اساس حكم دادگاه بايد گفت حزب پادگاني سه روز قبل از برگزاري انتخابات (19 خرداد) مي&zwnj;دانسته كه قرار است سخنگوي دولت شهيد رجايي، سه روز بعد از انتخابات (25 خرداد) با شركت در اجتماع ميليوني مردم، ترافیک تهران را مختل كند، به همين دليل حكم بازداشت وي را از آقاي مرتضوي گرفت. من نيز كه حكم بازداشتم سه روز قبل از انتخابات صادر شده بود و به علت دستگيري در فرداي انتخابات در هيچ اجتماع مردمي شركت نكرده و در نتيجه موجب &laquo;ايجاد اخلال در ترافيك&raquo; هم نشده بودم، به جرم صدور بيانيه مورخ 25 خرداد 88 جبهه مشاركت كه دو روز پس از بازداشت من تهيه و منتشر شد، محكوم شدم! با اين روند و احكام رسوا ما به روند و احكام ظالمانه كدام بيدادگاهي در جهان مي&zwnj;توانيم انتقاد كنيم؟ اين روش با &laquo;عدالت علوي&raquo; چه نسبتي دارد؟</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[7] من از اينكه در كنار اكثر قريب به اتفاق مردم ايران عليه رژيم ديكتاتور و فاسد شاه مبارزه كردم، نه تنها شرمنده و پشيمان نيستم، بلكه انتقاد و اعتراض اصلي&zwnj;ام آن است كه چرا مناسبات رژيم شاهنشاهي، آن هم به نام اسلام و انقلاب در حال احيا شدن است و چرا آرمان&zwnj;هاي مردم يكي پس از ديگري قرباني مي&zwnj;شود.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[8] من از اسلام آقايان مصباح و جنتي سخن نمي&zwnj;گويم، از اسلام كسي سخن مي&zwnj;گويم كه گشودگي شانه رسول&zwnj;الله به روي شلاق يك ذي&zwnj;حق را مستقيماً به مسأله دموكراسي و مسئوليتپذيري و پاسخگويي حاكمان متصل مي&zwnj;كرد و مي&zwnj;گفت: &laquo;مطلب اين است يك نفر كه رييس مطلق حجاز آن وقت بوده است، اين بيايد بالاي منبر و بگويد &laquo;هر كس كه حقي دارد بگويد&raquo; و يك نفر نيايد بگويد كه: تو ده&zwnj;شاهي از من برداشتي. حالا از اين ممالك دموكراسي يك نفر بياوريد، برود بالاي منبر بگويد كه: هر كسي حقي دارد بگويد. اولاً مي&zwnj;گويد اين را؟ و آيا حق مي&zwnj;دهد به ملت كه اگر يك شلاقي زده باشد، بيايد شلاقش را بزند؟ (سخنراني در نوفل لوشاتو، 14 آبان 1357). من از مواعيدآن رهبري سخن مي&zwnj;گويم كه مي&zwnj;گفت: &laquo;رييس&zwnj;جمهور اسلام اگر يك سيلي بيجا به كسي بزند، ساقط است. تمام است رياست جمهورش و بايد برود سراغ كارش. آن سيلي را هم عوضش را بيايد بزند توي صورتش. ما يك چنين چيزي ميخواهيم&raquo; (نوفل لوشاتو، 21 آبان 57). كجاي اين رييس&zwnj;جمهور شباهت دارد با آن فردي كه دستش را به علامت سيلي بالا مي&zwnj;آورد و با لحن و ادبيات ويژه خود افراد مورد نظر خويش را به سيلي &laquo;چسباننده به سقف&raquo; تهديد مي&zwnj;كند؟ رييس&zwnj;جمهوري كه در پاريس به ما وعده داده شد كجا و رييس دولت كنوني كجا كه وزارت كشورش پرچمدار انحلال احزاب منتقد است، وزارت ارشادش دشمن مطبوعات آزاد است، وزارت اطلاعاتش شركت&zwnj;كنندگان در دعاي كميل را به صورت فله&zwnj;اي دستگير مي&zwnj;كند و وزارت علومش در صدد حذف استادان مستقل و پاكسازي دانشجويان منتقد است. در چنين وضعيتي آقاي احمدي&zwnj;نژاد اعلام مي&zwnj;كند بالاترين حد دموكراسي و آزادي در دنيا در ايران است!!</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[9] دكتر علي شريعتي در نقد ديدگاهي كه آقاي مصباح پرچمدار كنوني آن است، مي&zwnj;نويسد:</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">&laquo;حكومت مذهبي رژيمي است كه در آن به جاي رجال سياسي، رجال مذهبي (روحاني) مقامات سياسي و دولتي را اشغال مي&zwnj;كنند و به عبارت ديگر حكومت مذهبي يعني حكومت روحانيون بر ملت. آثار طبيعي چنين حكومتي يكي استبداد است، زيرا روحاني خود را جانشين خدا و مجري اوامر او در زمين مي&zwnj;داند و در چنين صورتي مردم حق اظهارنظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند. يك زعيم روحاني خود را بخودي خود زعيم مي&zwnj;داند،&zwnj; به اعتبار اينكه روحاني است و عالم دين،&zwnj; نه به اعتبار رأي و نظر و تصويب جمهور مردم؛&zwnj; بنابراين يك حاكم غيرمسئول است و اين مادر استبداد و ديكتاتوري فردي است و چون خود را سايه و نماينده خدا مي&zwnj;داند، بر جان و مال و ناموس همه مسلط &nbsp;است و در هيچ گونه ستم و تجاوزي ترديد به خود راه نمي&zwnj;دهد بلكه رضاي خدا را در آن مي&zwnj;پندارد. گذشته از آن، براي مخالف، براي پيروان مذاهب ديگر، حتي حق حيات نيز قائل نيست. آن&zwnj;ها را مغضوب خدا، گمراه، نجس و دشمن راه دين و حق مي&zwnj;شمارد و هر گونه ظلمي را نسبت به آنان عدل خدايي تلقي مي&zwnj;&zwnj;كند (مذهب عليه مذهب، انتشارات چاپخش، ص 206).</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[10] ما به رغم توجه به اين مسأله كه اقتدارگراها چكمه از پاي زنان در مي&zwnj;آورند تا به پاي سياستمداران كنند، به اندازه كافي درباره حزب پادگاني، دولت پادگاني و جامعه پادگاني روشنگري نكردهايم و درباره راه&zwnj;هاي جلوگيري از تحقق آنها به بحث ننشستهايم. البته حوادث يكسال گذشته اكثريت شهروندان را متوجه نظاميتر شدن نظام كرده است، چرا كه حضور نظاميان را در تمام عرصه&zwnj;هاي زندگي فردي و جمعي خود حس مي&zwnj;&zwnj;كنند. اين در حالي است كه در تركيه نظاميان به تدريج به سود جامعه مدني كنار مي&zwnj;كشند، ولي در جمهوري اسلامي ايران كه تأسيس آن و نيز قانون اساسي&zwnj;اش با همه&zwnj;پرسي تأييد شد و اركان آن با انتخابات تشكيل شده&zwnj;اند، نظاميان به سرعت عرصه را بر جامعه مدني تنگ مي&zwnj;كنند! جالب آنكه با وجود سكولار بودن نظام تركيه، احزاب مسلمان منتقد در مقايسه با احزاب مسلمان منتقد در نظام اسلامي ايران، از آزادي&zwnj; عمل به مراتب بيشتري در جامعه و حكومت بهره&zwnj;مند شده&zwnj;اند. با وجود اين آيا مي&zwnj;توان جمهوري اسلامي ايران موجود را دموكراتيك&zwnj;تر از &laquo;تركيه&raquo; خواند (سوئيس را عرض نمي&zwnj;كنم!) و ادعاي پيشتازي و الگو بودن براي جهان اسلام را داشت؟ و آيا جفا به روحانيت تشيع نيست كه نظاميان سكولار تركيه آزاديخواه&zwnj;تر از آنان به جهانيان معرفي شوند؟ به راستي چرا بايد روحانيت تشيع را كه افتخارش اين است كه همواره در كنار مردم بوده و از حقوق آنان دفاع كرده است، در برابر حقوق و آزادي&zwnj;هاي مردم قرار دهيم؟ البته مي&zwnj;دانم كه اكثر مراجع و علما منتقد وضع موجودند، اما با كمال تأسف بايد گفت تلاش زيادي از هر دو سو (حاكميت و نيز عناصر ضد اسلام و مخالف اصل روحانيت در داخل وخارج از كشور) انجام مي&zwnj;شود تا آنچه را که صورت مي&zwnj;گيرد، به نام اسلام و مجموعه روحانيت ثبت كنند. &nbsp;</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[11] نظامي كه من از آن دفاع مي&zwnj;كنم، آن نظامي نيست كه تظاهرات مسالمت&zwnj;آميز مردم را چنان سركوب كند كه بعضي جوانان را به شعار &laquo;نه غزه، نه لبنان&raquo; بكشاند، بلكه معتقدم در جهان جهانيشده امروز، الگو شدن ايران به عنوان نمونهای از دموكراسي سازگار با اسلام و مخالف سلطه بیگانه، نمي&zwnj;تواند به غزه و لبنان سرايت نكند و ياور معنوي مظلومان آن ديار در احقاق حقوق بشري و مسلم&zwnj;شان نباشد. مگر نديديم كه چگونه در مراسم استقبال باشكوه از آقاي خاتمي در استاديوم شهر بيروت، ده&zwnj;ها هزار پرچم ايران در دست مستقبلين به اهتزاز درآمد و در كنار پرچم لبنان نشانده شد؟ مگر فراموش كرديم که در روز پيروزي تیم ملی فوتبال ایران بر تيم ملي فوتبال استراليا و جشن راهيابي ايران به جام جهاني، جشن و سرور در خيابان&zwnj;هاي بعلبك لبنان به شادي در خيابان&zwnj;هاي تهران و اهواز و تبريز و سنندج و زاهدان پيوند خورده بود؟ و مگر فلسطيني&zwnj;ها پس از پيروزي تيم ملي فوتبال ايران بر تيم ملي فوتبال آمريكا شادي&zwnj; نكردند؟ از سوي ديگر، سبزها بر خلاف حزب پادگاني از معيارهاي دوگانه پيروي نمي&zwnj;كنند. به همين دليل نقض حقوق بشر را در همه جا، در زندان&zwnj;هاي اسرائيل، گوانتانامو، ابوغريب، اوين و كهريزك محكوم و از حقوق ستمديدگان در همه جاي جهان حمايت مي&zwnj;كنند، همچنان كه به حق انتظار دارند جهانيان نیز از حقوق ملت ايران حمايت كنند. من اگر روز قدس در زندان نبودم، به پاس آن ايراندوستي و پرچم&zwnj;&zwnj;افرازي در استاديوم بيروت، جوانان را دعوت مي&zwnj;كردم كه بغض معصومانه خويش را فرو خورند و سركوب&zwnj;هاي حزب پادگاني را با شعارهاي سلبي تلافي نكنند. من انديشه و احساس بسياري از شهروندان ايران زمين را در اين زمينه كاملاً درك مي&zwnj;كنم كه &laquo;چراغي كه به خانه رواست، به مسجد حرام است&raquo; و اينكه منافع ملت ايران هرگز نبايد تحت&zwnj;الشعاع منافع ملت&zwnj;هاي مظلوم ديگر قرار گيرد. بايد به اين خواست بر حق و منطقي پاسخ داد، اما شعار موفق و تأثيرگذار را آن مي&zwnj;دانم كه بر وحدت جنبش سبز با همه گرايش&zwnj;ها و سليقه&zwnj;ها و صداهاي متنوع و متكثرش بيفزايد يا دست&zwnj;كم آن را مخدوش يا تضعيف نكند. به علاوه، همدلي قشرهاي خاكستري و حتي بخش&zwnj;هايي از منتقدان و مخالفان خود را جلب كند، نه اينكه آن&zwnj;ها را منفعل كند يا خداي ناكرده براي جلب همدلي آنان، به حزب پادگاني امكان سوءاستفاده بدهد. همچنين لازم است دقت کنیم تا تك&zwnj;تك شعارهاي ما بيانگر نگاه انساني و اخلاقي جنبش سبز به جهان باشد و از نظر سياسي، معنوي، تبليغاتي و اخلاقي از حقوق همه مظلومان و حاشيه&zwnj;نشينان در هر جاي دنيا دفاع كند تا از نظر اخلاقی خود را مجاز به جلب حمايت همه ملت&zwnj;ها به سود جنبش سبز ببينیم.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">از آن&zwnj;جا كه برخي شعارهاي به نظر من نادرست كه در مواردي محدود از سوي بعضي تظاهركنندگان به زبان آمد، محصول سخنان تحريك&zwnj;آميز و ناشيانه اقتدارگراها و عملكردهاي ناشيانه&zwnj;تر آنان در سركوب خواست&zwnj; مسالمت&zwnj;آميز مردم بود، شهروندان هوشيار ما، در مرحله تعميق جنبش سبز، به سرعت خود را از دام حزب پادگاني براي كشاندن جنبش به افراط رها كردند و آن چنان كه مي&zwnj;&zwnj;بينيم، پس از بازگشت آگاهانه به جامعه مدني و شبكه&zwnj;هاي اجتماعي، خود را براي حضوري به مراتب نيرومندتر و عمق يافته&zwnj;ترآماده &zwnj;مي&zwnj;كنند.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[12] من هرگز نپذيرفتم ولايت فقيه قانون اساسي به ولايت فقيهي كه آقاي مصباح مي&zwnj;گويد استحاله یابد و به وسیله طرد و سركوب يا تحقير شهروندان تبديل شود. ولايت فقيهي كه امام مي&zwnj;گفت تصورش موجب تصديق آن است، از آن جهت با استقبال وسيع ايرانيان مواجه شد كه او در عين دفاع كلامي از ولايت فقيه، آن را از یک بحث حوزوي به حوزه عمومی زير درخت سيب در نوفل لوشاتو كشاند و در نفي عقلاني و قانوني رژيم پهلوي استدلال كرد و اصل تعيين مقدرات و تعيين سرنوشت يک نسل به دست همان نسل را يك اصل عقلاني و فطري خواند. به اين ترتيب اصل &laquo;ولايت فقيه&raquo; با اصل حاكميت ملت بر سرنوشت خويش كه اساس &laquo;دولت- ملت&raquo;هاي مدرن محسوب مي&zwnj;شود، همسو و هماهنگ شد. اما ولايت فقيهي كه آقاي مصباح مي&zwnj;گويد ناقض آن حق اساسي و ديگر حقوق شهروندي و نام مستعار &quot;استبداد ديني&quot; است. به همين دليل تصور آن موجب تكذيبش مي&zwnj;شود. همچنين به دليل مخالفت آقاي مصباح با اصل خداداد حاكميت ملت بر سرنوشت خود است كه معتقدم هر بار كه مردم خواهان تعيين حق سرنوشت خود در پاي صندوق&zwnj;هاي رأي و با واسطه انتخابات آزاد مي&zwnj;شوند، به شمار آراي ريخته شده يا به تعداد مطالبات بر زبان جاري شده مردم در تظاهرات ميليوني، به تكذيب تلقی آقای مصباح از ولایت فقیه مي&zwnj;پردازند.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">به سخن ديگر، اسلام و ولايتي كه امام خميني از آن سخن مي&zwnj;گفت، هر چه ولايي&zwnj;تر پاسخگوتر بود و نه برتر از رسول خدا كه ترشرويي را بر پاسخگويي ترجيح &zwnj;دهد. اين سخني است كه يكبار در جلسه&zwnj;اي، در پاسخ به آقاي حداد عادل از آن دفاع كردم و در مقابل استدلال او كه بر تفاوت &nbsp;نظام ولايي مورد نظرش با دموكراسي آمريكا تأكيد مي&zwnj;&zwnj;كرد، گفتم: من به ولايتي معتقدم كه تفاوت دوسیستم را در درجه بالاتر پاسخگويي مي&zwnj;داند و نه درجه فروتر و مادون دموكراسي آمريكا. آقاي حداد عادل مي&zwnj;خواست با تمسك به شأن و حريم ولايت و تفاوت&zwnj;&zwnj; آن با نظام&zwnj;هاي دموكراتيك، عدم انتقاد علني به رهبري را نتيجه بگيرد و حداكثر جايي كه براي انتقاد قائل بود، اين بود كه مثلاً نامه&zwnj;اي محرمانه به دست او بدهيم كه به مقصد برساند. او غافل بود كه سنت عدم انتقاد به رهبري، سنتي سلطنتي و شاهنشاهي است و ربطي به اسلام ناب محمدي و تشيع علوي ندارد. افزون بر آن اعتلايي به ولايت نمي&zwnj;بخشد كه هيچ، قانون اساسي انقلاب اسلامي را در مرتبه&zwnj;اي مادون قانون اساسي مشروطه مي&zwnj;نشاند و ايران جمهوري اسلامي را به ايران عصر قجر و پيش از نهضت مشروطه باز مي&zwnj;گرداند.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">همچنين مي&zwnj;توان ولايت فقيه را در دو ساحت متفاوت مورد بحث و گفت&zwnj;وگو قرار داد: يكي از منظر تئوريك و ديگري در عرصه عمل. ولايت فقيه به عنوان يك نظريه در بين فقها از سده&zwnj;ها پيش تاكنون قائليني داشته است و در آينده نيز خواهد داشت. اما اجرايي كردن آن، بهخصوص با توجه به تجربه سي و يكسال گذشته، با ترديدها و چالش&zwnj;هاي بسیاري حتي بین قائلان به آن مواجه شده است و نمي&zwnj;توان درباره تحقق عملي آن بدون توجه به فراز و نشيبهاي ايران در سه دهه گذشته قضاوت كرد. شايد به همين دليل باشد كه بزرگي همچون علامه نائيني كه خود به ولايت فقيه معتقد بود، كتاب &laquo;تنبيه&zwnj;&zwnj;الامه و تنزيه&zwnj;&zwnj;المله&raquo; را در دفاع از انقلاب مشروطه و رد ديدگاه شيخ فضل&zwnj;الله نوري نوشت. وي نيز به دو ساحت متفاوت نظر و عمل باور داشت و مي&zwnj;دانست كه شرايط و مقتضيات عمل اجتماعي و سياسي، تعيين كننده اجرا يا عدم اجراي يك نظريه سياسي كلامي و فقهي است. خوشبختانه در حال حاضر نمونه&zwnj;هاي متفاوتي از نسبت و ارتباط دين، روحانيت، شخصيت&zwnj;ها و احزاب مسلمان با عرصه سياست و حكومت در عراق، تركيه، مالزي، لبنان، فلسطين، افغانستان و... پديد آمده است؛ مي&zwnj;توان و بايد درباره مؤثرترین و در عین حال كم&zwnj;هزينه&zwnj;ترين روش حضور روحانيت، بهویژه مرجعيت شيعه در عرصه سياست به بحث نشست و بررسي كرد كه كدام شيوه با شرايط ايران و جهان و نیز با فرهنگ عمومي و سياسي ايرانيان بیشتر سازگاری دارد و پايدار است. به نظر من، همچنان كه در روايات داريم، آنچه عقل به آن حكم كند، شرع نيز به آن حكم خواهد كرد و بر عكس، در عصر حاضر نيز مي&zwnj;توان &nbsp;گفت &laquo;كل ما حكم به التجربه،&zwnj;حكم به الشرع&raquo;. حكم و روشي كه میدانیم در عمل با شكست مواجه مي&zwnj;شود، شرع اجراي آن را توصيه نمي&zwnj;كند، همچنان كه شرع، استفاده از تجربه مثبت ديگران را توصيه مي&zwnj;كند. نمیدانم اگر امام خميني زنده بود، با توجه به تفوق عنصر &laquo;مصلحت&raquo; بر احكام شرعي متعارف، كدام قانون اساسي را در شرايط ملي و بين&zwnj;المللي كنوني، مناسب&zwnj; و موفق ارزيابي مي&zwnj;كرد و آن را به &laquo;مصلحت&raquo; میدانست؛ پيش&zwnj;نويس اوليه قانون اساسي را كه در پاريس تهيه شد يا آنچه مجلس خبرگان در سال 58 تصويب كرد؟</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[13] قصد حزب پادگاني و آقاي احمدي&zwnj;نژاد از تکیه بر شعارهاي صدر انقلاب آن است كه در كشور عملاً شرايط جنگي برقرار کنند و سياست&zwnj;ورزي قانوني را ناممكن سازند. به اين ترتيب دادگاه&zwnj;هاي انقلابي فعال مي&zwnj;شوند و ساكت يا سركوب كردن همه منتقدان و مخالفان موجه و بلكه لازم جلوه مي&zwnj;كند. اما هدف خاتمي و نهضت اصلاحي و نيز هدف مهندس موسوي و كروبي و جنبش سبز آن است كه آرمان&zwnj;هاي مردم در سال 57 احيا شود. يعني نه تنها آزادي&zwnj;هاي اجتماعي و فرهنگي و ديني شهروندان و نيز حريم خصوصي آنان از هر گونه تعرضي مصون بماند، بلكه حقوق اساسي و آزادي&zwnj;هاي سياسي ايرانيان (مانند آزادي بيان، قلم و مطبوعات، احزاب، تجمعات، اتحاديه&zwnj;ها، سنديكاها و سرانجام آزادي انتخابات) تأمين شود، به گونه&zwnj;اي كه طبق وعده امام خميني، احزاب كمونيست ملتزم به قانون نيز بتوانند در عرصه عمومي به فعاليت سیاسی بپردازند. بنابراین، هر دو طرف شعار بازگشت به صدر انقلاب اسلامي را مي&zwnj;دهند؛ حزب پادگاني براي ايجاد انسداد بيشتر و حاكميت نظاميان مداخله&zwnj;گر در سياست و در همه عرصه&zwnj;ها، بستن مجدد دانشگاه&zwnj;ها، احياي دادگاه&zwnj;هاي انقلاب و توقیف مطبوعات و انحلال احزاب، ولي جنبش سبز براي توسعه و تعميق آزادي&zwnj;ها، احياي اطلاعيه 10 ماده&zwnj;اي دادستاني در سال 1360 در دفاع از حقوق احزاب، اجراي منشور حقوق شهروندي رهبر فقيد انقلاب در سال 1361، بازگرداندن نظاميان به پادگان&zwnj;ها و برپايي انتخابات آزاد.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[14] به علت اتخاذ برخي روش&zwnj;ها و سياست&zwnj;هاي رژيم ستمشاهی در عبور از حقوق اساسي مردم، زبان اقتدارگراها و رسانه&zwnj;هايشان در نقد رژيم گذشته الكن و نارسا شده است و نمي توانند به فقدان آزادي&zwnj;هاي سياسي و اينكه در عصر پهلوي&zwnj;ها، دادگاه&zwnj;ها و انتخابات نمايشي و فرمايشي شده بود انتقاد كنند، حال آن&zwnj;كه امام خمینی وقتي میخواست درباره اصلي&zwnj;ترین دستاوردهای انقلاب سخن بگوید، انبانی پر از استدلال داشت. ایشان در پاسخ &nbsp;شبهه کسانی که مدعی بودند &laquo;اتفاقی رخ نداده&raquo; و &laquo;وضعیت بدتر از سابق شده&raquo; است، به تحول بزرگی که در جامعه و روحیه دیکتاتورناپذیری و دیکتاتورستیزی ملت رخ داده بود اشاره میکرد و میپرسید آیا اکنون مثل دوران شاه است که یک پاسبان بر یک بازار حکومت کند؟ آیا امروزه اقتدارگراها هم میتوانند با همین اعتماد به نفس از دستاوردهای ضد دیکتاتوری و دموکراتیک انقلاب و قانون اساسی سخن بگویند؟ هنگامي که هر ده سال یک بار به کوی دانشگاه تهران حمله شود آيا مقامات آن میتوانند بدون لکنت زبان، علیه دورانی سخن بگویند که یک پاسبان بر یک بازار حکومت میکرد؟ قطعاً نمیتوانند. به همین دلیل جز اینکه به مشروبفروشیهای آن دوران حمله کنند، حرفی برای گفتن ندارند. همین حربه هم با توجه به رتبه نخست جهانی ایران در مصرف مواد مخدر، در مقایسه با بادهنوشیهای عدهای دردوران شاه رنگ میبازد. به علاوه موج نااميدي،&zwnj; افسردگي و دینگریزی در جوانان در دهه هشتاد در نقطه مقابل گرایش جوانان به دین در دهه پنجاه قرار دارد؛ به همين دليل، مقايسه&zwnj;هاي فرهنگي چندان چنگي به دل نمي&zwnj;زند. به هر حال اين&zwnj; واقعیت كه اقتدارگراها نمیتوانند به همان روانی رهبر فقيد انقلاب علیه سرکوب آزادی انديشه و بيان و قلم و مطبوعات، انتخاب &nbsp;وکلای قلابی و تشکیل مجلس فرمايشي، راديوتلويزيون غير آزاد و عدم اداره دانشگاهها توسط خود دانشگاهیان و اهل فرهنگ در دوران ستمشاهی سخن بگویند امری روشن است، همه این نتوانستنها و تزلزلها در محکومیت کارنامه &nbsp;دیکتاتوری شاه، نشان از استحاله جمهوري اسلامي و عدم تحقق آرمان&zwnj;هاي ضداستبدادي انقلاب اسلامی دارد. آنچه در يكسال گذشته رخ داد، زبان اقتدارگراها را الكن&zwnj;تر و بريده&zwnj;تر از هميشه كرده است. علاوه بر موارد پيشين آنان نمي&zwnj;توانند به شكنجه&zwnj;گاه اوين در رژيم&zwnj; شاه انتقاد كنند. نمي&zwnj;توانند از رفتار پليس رژيم شاه در برخورد با دانشگاهيان انتقاد كنند. نمي&zwnj;توانند از حكومت نظامي سال&zwnj;57 و سركوب خشونت&zwnj;بار تظاهرات آرام مردمی انتقاد كنند، همچنان كه فجايع كهريزك، حتی انتقاد به گوانتانامو و ابوغريب را بي&zwnj;رنگ كرده است. حزب پادگاني توجه ندارد كه به رژيم ستمشاهي، فقط از منظر دموكراتيك و ملي و حقوق بشري مي&zwnj;توان انتقاد كرد، نه با راهبرد &laquo;النصر بالرعب&raquo; كه رژيم پهلوي خود مصداق كامل آن بود.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[15] در سرکوب تظاهرات مدنی و مسالمتجویانه مردم، در ترور منتقدان، در نقض آزادی مطبوعات و احزاب و انتخابات، در شكنجه&zwnj;گاه كهريزك &nbsp;و به طور سمبلیک در جریان عبور از پيكر تظاهرکننده معترض در روز عاشوراي 88، عبور واپسگرایانه از دستاوردهای انقلاب اسلامی را مشاهده مي&zwnj;كنيم. البته این فجايع به رغم تلخی خود، پرد&zwnj;ه&zwnj;ها را كنار زد، مشت&zwnj;هاي آهنين را رسوا كرد و بسياری از توهمات تاریخی این مردم را از بين برد.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[16] از جمله عبرت&zwnj;آموزيهای ما اين بود كه در مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري دوره نهم، ائتلاف ضد فاشيستي را تشكيل &zwnj;داديم؛ در غير اين صورت نمي&zwnj;توانستيم در انتخابات دوره دهم، ائتلافي به مراتب وسيع&zwnj;تر و فراگيرتر عليه تك&zwnj;صدايي شدن حكومت و جامعه و علیه حاكميت دروغ و فساد و بي&zwnj;كفايتي تشكيل دهيم و در آن حالت اساساً جنبش مبارك و دورانساز سبز شكل نمي&zwnj;گرفت.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[17] راه جلوگيري از تداوم چنين روندي آن است كه هر چه سريع&zwnj;تر مرزهاي دو حوزه عرفي و قدسي تا حد امكان مشخص و مجزا شوند و رفتار و گفتار ما در هر قلمرو، بر اساس ويژگي&zwnj;&zwnj;هاي همان عرصه به فعلیت درآید.&nbsp;</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[18] ما از اين مسأله بسيار مهم غافل بوديم كه اگر بخواهيم به نيابت از امام زمان (ع) حكومت تشكيل دهيم، اما به مخاطرات اين اقدام بزرگ نينديشيم و تمهيدات كافي براي آن پيش&zwnj;بيني نكنيم، هدف مقدسمان تحقق نخواهد يافت، بلكه نتيجه کوشش ما آن خواهد شد كه انديشه مهدويت و وجود مبارك امام عصر (عج) مورد ترديد و گاه انكار واقع شود. به همين دليل مسئوليت تاريخي ما آن است كه اجازه ندهيم &laquo;اسلام&raquo; اول شهيد اين نظام شود.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[19] در مورد اشتباهات نسل انقلاب، ذكر دو نكته را مفيد مي&zwnj;دانم. اول اين&zwnj;كه من هنگام یاد کردن از خطاها معمولاً از ضمير &laquo;ما&raquo; استفاده مي&zwnj;كنم، زيرا قصدم تبيين اشتباهات است، نه مچ&zwnj;گيري از كس يا كساني يا عقده&zwnj;گشايي و افشاگري عليه فرد يا گروهي. به همين دليل با اين&zwnj;كه شخصاً در اغلب قريب به اتفاق مواردي كه نام برده&zwnj;ام نقش نداشته&zwnj;ام، اما باز هم از ضمير ما يا از عنوان نسل خودم، يعني نسل انقلاب استفاده مي&zwnj;كنم تا توجه همگان را به خود مسأله كه آن را خطا مي&zwnj;دانم جلب كنم. افزون برآن، نبايد فراموش كنيم كه ذكر اشتباهات &laquo;ما&raquo; به آن معنا نيست كه &laquo;ديگران&raquo; خطا نداشته&zwnj;اند يا حتي كمتر از ما اشتباه كرده&zwnj;اند. من در يادداشت&zwnj;هاي ديگري كه تهيه كرده&zwnj;ام و به تدريج منتشر خواهم كرد، به حسب ضرورت به برخي از مهم&zwnj;ترين آن اشتباهات اشاره میكنم كه در آن موارد نيز قصدم افشاگري و حتي مقايسه نیست، بلكه منظورم عبرت&zwnj;آموزي نسل جوان است تا مانند ما در بسياري از موارد و مسائل كار را از صفر آغاز نكنند. اميدوارم همه ما ايراني&zwnj;ها اين شهامت را پيدا كنيم كه به جاي فرافكني خطاهايمان، خود به بحث درباره آن&zwnj;ها بپردازيم تا پذيرش خطا، به دور از اشكال تهوع&zwnj;آور &laquo;اعترافسازي قضايي&raquo; يا &laquo;انتقاد از خودهاي ماركسيستي&raquo; يا &laquo;اعتراف كردن&zwnj;هاي كليسايي&raquo; یا &laquo; ترس از پروندهسازی در آینده&raquo; به يك فضيلت تبديل شود و به اين ترتيب بتوانيم گذشته را چراغ راه آيندهمان کنيم. اصرار بر توجيه همه كارهايمان در گذشته، در نهايت به معناي معادل دانستن &laquo;واقعيت&raquo; با &laquo;حقيقت&raquo; است. ملتي كه چنين بينديشد و نتواند گذشته خود را نقد كند و نقاط مثبت و منفي آن را دريابد، تكيه&zwnj;گاه استواري براي پيشرفت همه&zwnj;جانبه نخواهد داشت.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[20] به نظر من امام در روحانيت تشيع استثنايي بوده كه ما سعی کردیم از او قاعده بسازيم. به همين علت با گرفتاري&zwnj;هاي عديدهای مواجه شده&zwnj;ايم. عظمت شخصيت امام باعث شد ما به انديشه بزرگاني همچون آخوند خراساني، رهبر انقلاب مشروطه، بي&zwnj;توجه بمانيم و از فهم جامع و مانع انقلاب مشروطه غفلت كنيم. به هر حال ما نمي&zwnj;بايست تلاش&zwnj;هاي ضد اسلامي پهلوي&zwnj;ها را با اسلامي كردن همه امور از طريق زور حكومت پاسخ مي&zwnj;داديم. همچنان كه نمي&zwnj;بايست تلاش آن رژيم براي حذف روحانيت را با واگذاری رأس هرم قدرت به این قشر جواب میگفتیم. پاسخ آن انحراف و افراط كه در تمام سلسله&zwnj;هاي حكومتي ايران نظير نداشت (مقابله با دين اكثريت مردم و نفي روحانيت)، نمي&zwnj;بايست تفريط ما باشد.&nbsp;</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[21] قضاوت&zwnj; فله&zwnj;اي درباره عملكرد نسل انقلاب، مثبت يا منفي، موجب مي&zwnj;شود نسل جوان نتواند رفتار درست آنان را از عملكرد غلطشان تشخيص دهد و در نتيجه قادر به درس&zwnj;آموزي از گذشته نخواهد بود. در اين صورت ناخودآگاه بسياري از خطاها را تكرار مي&zwnj;كند، بدون آنكه بتواند رفتار درست آنان را سرمشق قرار دهد. داوري فله&zwnj;اي حتي درباره رژيم پيش از انقلاب نيز خردمندانه نيست، چه رسد به چنين قضاوتي درباره عملكرد نسل انقلاب.</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; "><br />
</p>
<p style="display: block; padding-top: 0px; padding-right: 0px; padding-bottom: 0px; padding-left: 0px; margin-top: 0px; margin-right: 0px; margin-bottom: 0px; margin-left: 0px; text-align: justify; direction: rtl; ">[22] وقتي در چارچوب كمپين انتخاباتي به آذربايجان مي&zwnj;رفتم، به ضرورت عذرخواهي در قبال قضيه آيت&zwnj;الله شريعتمداري فكر مي&zwnj;كردم و اين ضرورت را با بعضي دوستان هم در ميان گذاشتم، اما متأسفانه در چارچوب محدوديتهاي تحميلي نتوانستم آنچه را که در ذهن داشتم با مردم تبريز در ميان بگذارم. در آن&zwnj;جا گرچه گفتم كه آقاي جنتي نمي&zwnj;تواند رأي فرزندان ستارخان را بخورد، اما نتوانستم به طور كامل درباره حقي كه آن قوم شريف ايراني و به طور كلي هموطنان ترك و آذري بر ذمه من