آیا موسوی مرد اين راه است؟ بلی!
(نقل از خودنويس؛ امير عيار)
تحلیلی از چرایی محافظه کارانه بودن راهکار های پیشنهادی دی بیانیه هفدهم میرحسین موسوی
و اما بیانیهای که شاید هیچ کس فکرش را هم نمیکرد؛ چرا که در زمانی به ظاهر بی ربط (چرا که قبل از عاشورا بهترین فرصت بود) و همچنین فضایی بی ربط به شرایط کنونی جنبش و مطالبات فعلی مردم صادر شد. به نظر میرسد همین مسائل باعث ایجاد نگرانی در عده ای از ما شده باشد که ” نه, موسوی مرد این راه نیست”. اما آیا واقعا این گونه است؟
برداشتی که اینجانب دارم دقیقا عکس این مدعا را گواهی میدهد؛ نه تنها موسوی مرد این راه است بلکه احتمالا تنها موسوی مرد این راه است!
هرچند تحلیل جامع بیانیه اخیر خارج از حوصله این مقاله است اما میتوان به طور کلی و در یک کلام با بررسی راهکارهای ایشان برای خروج از بحران فعلی گفت آنچه که مهندس موسوی از انتشار این بیانیه به دنبالش بوده اند یک یارگیری نهایی سیاسی و اتمام حجت است.
ایشان در راهکارهایشان پیشنهاداتی را مطرح کرده اند که هم بسیار پایه ای و اولیه اند –و به قول دولت کنونی “حق مسلم ماست”- و هم انجام آنها برای نظام غیر قابل تصور است و درست مانند آنست که بگویید لطفا از این جعبه ی پرتقال سه کیلو انار شیرین به من بدهید! از باب مثال به بند دوم راهکارها توجه کنید:
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند.
این واقیعت بر همگان پر واضح است که با وجود شواری نگهبان زیر نظر رهبری امکان تضمین حضور همه ملت فارغ از تفاوت در آراء و اندیشه منتفیست. اما این نکته مورد توافق اکثریت مردم و هم چنین رجال سیاسی– اگر لفظ “رجال” صحیح باشد- است که باید همه افراد جدا از وابستگی حزبی و اصول گرا بودن یا اصلاح طلب بودن فرصت شرکت در انتخابات را داشته باشند.
یا مثلا در بند چهار آمده است:
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد .
به قولی این مسئله اظهر من الشمس است که با وجود مقامی به نام ولیه فقیه که هشتاد درصد قدرت کشور در ید اوست و هرکجا خود را در معرض نقد ببیند تیغ را از رو میبندد و به قلع و قمع نشریات میپردازد, آزادی مطبوعات آرزویی بیش نیست.
تقریبا تمام بند های راهکار اینچنین مسائلی را مطرح کرده اند.
و این جاست که زیرکی موسوی بیش از پیش مشخص میشود. در حقیقت میرحسین موسوی به جای اینکه بگوید کار ما از اعتراض به انتخابات گذشته و مشکل به قول خودش از”کانون” است؛ با مطرح کردن این مطالبات بنیادی خواسته است خواننده را که احتمالا تمام سیاست مداران نیز جزء آنها هستند متوجه جائرانه بودن مدل حکومتی فعلی کند و در صورت سر باز زدن حکومت از تن دادن به این مطالبات بنیادین –که صد در صد به وقوع خواهد پیوست- آنها را که هم اکنون هنوز در صف منتقدانش هستند را نیز با خود همراه خواهد کرد. البته این قابل پیش بینی است که پس خواندن این بیانیه تمام مدافعان وضعیت فعلی در صف موسوی و یا حتی در صف منتقدان نرم حکومت قرار نمیگیرند اما آنها که توانایی بودن در صف مردم را دارند بیشک راهشان به سمت توده های ملت کج شده و ریزش تاثیرگذاری در طرفداران و جان بر کفان آقای خامنه ای شاهد خواهیم بود؛ همان طور که دیده شد محسن رضایی هم اینچنین کرد و در نامه ای که به رهبری نوشت تا حدودی از میرحسین دفاع کرد.
همین امر میتواند روی دیگری نیز داشته باشد. به این معنی که با این درخواست حداقلی میرحسین به تمام سران استبداد این هشدار را میدهد که گام بعدی هدف قرار دادن شماییست که حتی زیر بار پرداخت این جزیی ترین حقوق نیز به ملت خود نمیروید و این خود دنباله ای از همان یار گیری نهایی سیاسیت که که مسلما به اتمام حجت نهایی هم تبدیل خواهد شد.
والعاقبه للمتقین
*******
توضیح: شما میتوانید اول و آخر تمام جمله های که از قول اینجانب بالا نقل شده یک “من فکر میکنم” اضافه کنید.
