بیانیه شماره ۱۷ و عبور از فضای مه آلود آینده
(نقل از خودنویس؛ فرديد جهانی)
جنبش سبز ایران با همهی تلاطم و التهابی که در این چند ماه داشته است، هنوز به مراحل تاریک و بغرنج خود نرسیده است.
هنوز مبارزه در مرحله ی "اعتراض به ظلم موجود" و در فضای "حسینی-یزیدی" است. در این فضا ، که حق و باطل آنقدر روشن است که می توان با وجدان راحت به خیابان آمد و فریاد کشید ، جنبش سبز دارای یک جبهه ی متشکل از اقشار و اصناف گوناگون و طرز فکرهای مختلف است. امروز ، روز شعارها و فریادهاست.
اما شک نکنیم که کار برایمان به جاهای باریک تر نیز خواهد کشید. زمانی خواهد شد که با موقعیتهایی روبرو می شویم که چند دستگیهای شدیدی در درون رهروان این جنبش ایجاد می گردد.چند دستگیهایی که کاملا طبیعی است و اجتناب ناپذیر. یک مثال می زنم:
فرض می کنیم آقای خامنه ای در خلال جنبش فوت کنند و فرد دیگری ( مثلا آقای مجتبی خامنه ای) جانشین ایشان شود. آقا مجتبی هم بیاید و اصول زیر را برای شرایط جدید بپذیرد : آزادی زندانیان سیاسی ، آزادی احزاب و تجمعات ، عزل احمدی نژاد و برگزاری انتخابات جدید ، تغییر در اعضای شورای نگهبان و حتی برداشتن حجاب اجباری.
موقعیت بالا دور از ذهن نیست. گرچه زمان مرگ افراد را نمی شود مشخص کرد اما نظام اگر از نابودی خود اطمینان حاصل کند دیر یا زود به نفع مردم منعطف خواهد شد. در این موقعیت کسانی در جنبش هستند که هنوز و همچنان به اعتراض خود ادامه می دهند و کسانی هستند که شرایط را می پذیرند. اختلاف های ریشه ای خود را نمایان می سازد. دو دستگی ها تشدید می شود و افراد عادی جنبش به دلیل این تنشها از بدنه ی جنبش ریزش می کنند. در این اوضاع کدر و پیچیده است که لزوم یک رهبر بیش از پیش احساس می گردد.
