« درست انتخاب کردند مردم | صفحه‌ی اصلی | بيانيه‌ی ۱۷، هوا می‌ره! »

جمعه ۱۱ دی ۸۸::January 1, 2010

آشتی ملی یعنی بازی خارج از خیابان ولی مقابل دیدگان مردم!

(نقل از بر ساحل سلامت)
تمام خشونت ها و انچه که دلسوزان را در این روزها مجبور کرده بود که موضع گیری هایی مبنی بر جلوگیری از خشونت و ظلم به مردم داشته باشند، ماحصلش شد بیانیه هفدهم مهندس موسوی. بیانیه ای که  بهانه را از دست آنهایی که دنبال موضع او نسبت به بیگانگان و منافقین می گشتند، خارج می کند و هم حاوی پیشنهاداتی است که جای تامل زیادی دارد. چند وقتی است که موضوع آشتی ملی در صدر و ذیل خبرها موجود است و خبر از تحرکی پشت پرده در این راستا وجود دارد. فعل و انفعالاتی نیز از سوی مخالفین با آشتی ملی و یا کسانی که فعلا ماهیتشان و بقایشان بر خشونت و هرج و مرج در کشور است نیز دیده می شود، که خود گویای اتفاقاتی است که در پس پرده می رود. اتفاقاتی که در چند جمله آخر بیانیه میر حسین نیز وجود دارد.

6a00d8341bf7f753ef00e54f2b3da38833-800wi

نکته ای که هست این بیانیه از معدود نوشته هایی است که به محض انتشار مخالفینی هم پیدا کرد، مخالفینی از دل جنبش سبز که برخی از ایشان در تلاش برای توجیه این سطور نیز بوده اند. راهکارهای پنج گانه این بیانیه که از آن به عنوان رودهای کوچک آب زلال برای پاکسازی رودخانه گل آلودِ فعلی  یاد می شود وراه های احتمالی دیگری که میر حسین ابراز تمایل به  مطرح شدنشان و عملی شدنشان کرده است، جای صحبت و تامل زیادی دارد.

نکته اول اینکه به وضوح خواسته ی -به قول خودشان - ناموسی ِ  آن طرف را پذیرفته تا بتواند از ایشان پاسخگویی و نظارت را طلب کند. پذیرش و به رسمیت شناختن دولت فعلی چیزی است که شاید پیشتر ها در ادبیات های سبز کمتر دیده می شد. این یعنی مادرانه، از ادعای مادری ِ خویش پا پس کشیدن، تا اصل و تمامیت آنچه به آن باور داشته ایم، زیر سوال نرود. این یعنی همان پشت پا زدن به قدرتی که این روزها کم صاحبانش را با فساد همراه نکرده است. این یعنی زبان برنده تری که طلب پاسخگویی و نظارت می کند و از این پس می تواند راحت تر درباره مسائل روز نظر دهد. طبیعی است که اگر وضعیت اینگونه ادامه پیدا می کرد و رییس دولت خود را موظف به پاسخگویی نمی دید، چرا که منتقدانش مشغول بازی در حوزه دیگری بودند، اوضاع اساسی جامعه و کشور به مراتب وخیم تر می شد. وضعیتی که حتی در این بیانیه بارها و بارها بدان اشاره شده و خطر آن هم اینجا و هم نزد دلسوزان دیگری که حتی در این جناح و در این جنبش نیز خلاصه نمی شوند، گفته شده است. این واقعیتی بود که پذیرش این نکته از سوی مهندس موسوی حداقل عقلای آن گروه و منتقدانی  مثل دکتر توکلی، محسن رضایی و … را  آنقدر آزاد می کند که به روال قبلی باز گردند و منتقد اعمال و برنامه ها شوند. اتفاقی که در این هفته های اخیر کمتر در سایت هایی مثل الف و تابناک رخ می داد، و حتی این سایت ها هم توپخانه شان سویش نه همان سوی قبلی، که سوی دیگر را که بخشی از مردم بود، نشانه گرفته بود.

معنای این بخش از بیانیه خط بطلان بر شعار “رای من کو؟”ی جنبش نیست. معنای آن طلب کردن خواسته های اساسی و تاریخی مردمی است که حقشان توسعه و آبادانی است. اگر استفاده از این شعار ره آوردش جز خشونت نیست، پس باید آنقدر منعطف بود که بشود چونان رود که در مسیر خود سرش به سنگ می خورد، راهش را از میان دیگر شعارها و دیگر نظرها باز کند، راهی که بتواند تعدادی بیشتر را با خود همراه سازد. این همان معنای تصمیم در لحظه و زنده بودن را دارد که :

بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند رونده باش امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

نکته دیگر اینکه تا همین جا و تا همین لحظه آنقدر این جنبش دستاورد داشته است، که هر آشتی ملی ای نه به معنای حذف آن که به معنای تطمیع آن است. در واقع طرح آشتی ملی، یعنی پذیرش این واقعیت که گروهی منتقد در داخل کشور هستند که نمی توان آنها را خس و خاشاک خواند و یا با عباراتی سخیف تر و زننده تر چون بزغاله و گوساله طردشان کرد  و این یعنی پذیرش این واقعیت که حاکمیت منتقدان فعال و آگاهی دارند. منتقدانی که راه برون رفت از مسائل را نیز نه در خارج از کشور، نه در انقلاب و نه در خشونت می بینند. منتقدانی که معنای اصلاح را می فهمند. هرگونه آشتی ملی در شرایط فعلی یعنی یک حرکت اصلاحی و رو به جلو. فراموش نمی کنیم که این آشتی بین حاکمیت و بدنه ای از دلسوزان جنش اتفاق می افتد، ان که باید مدارای بیشتری کند نظام است و آنکه فضا را برای گستراندن امید و افزودن بصیرت بازتر خواهد یافت همین گروهی هستند که می خواهند سبز زندگی کنند. اینجاست که پیشنهادات مشترک بین طرح مهندس موسوی و طرح آقای مطهری و دیگر زمزمه های شنیده شده کاملا در راستای مصالح یک جنبش و نیز در راستای مصالح نظام و مردم خواهد بود. آزادی زندانیان سیاسی، ایجاد فضای بازتر رسانه ای و … اتفاقی خجسته و میمون برای این روزهاست که می تواند تا حدودی سطح بازی را از خیابان ها و از خشونت و مقابله رودررو بین مردم فراتر ببرد. اتفاقی که این روزها به شدت بدنه بزرگی از جامعه را با هر طرز فکر و تفکری نگران کرده است.

جملات پایانی بیانیه نیز میثاقی دوباره است با کسانی که ماه هاست با میرحسین موسوی همراه شده اند. طبیعی است اگر قرار باشد آشتی ای صورت بگیرد، میرحسین موسوی در دل مردم است و پای ِ این اشتی نیست. هاشمی، خاتمی و حتی سید حسن خمینی کسانی هستند که باید فضای چانه زنی را باز نمایند. مردم، میر حسین موسوی و اعضای این جنبش راه خویش را از طریق امید و سبز زیستن پیدا کرده اند. آشتی ملی یعنی مدارا و همراهی با مردمانی سبز اندیش. حتی اگر در روی ماجرا هزار و یک قلدر مآبی و گردن کشی را شاهد باشیم.

پی نوشت: بعد از انتشار بیانیه دوستی درباره این بیانیه در گودر اینچنین نوشته بود که: (با کمی حک و اصلاح )

بچه بودین «گرگم به هوا» بازی نمی‌کردید !؟
به این می‌گن «جاده خدا»

یعنی می‌دونیم و می‌دونی وضع خرابه، راه می‌دیم که راحت بیای بیرون!

دوم اینکه با گفتگو و بحث شاید بیشتر بتوان در این باره نوشت. این ماحصل برآورد اولیه ای بود که از خواندن بیانیه و نوشته های سایت های مختلف از وقایع این روزها داشتم. بدون شک جای بحث و نقد و نظر باز است.

مطالب مرتبط

بيانيه‌ی هفدهم و ملاک‌های ارزيابی کنش‌های گفتاریِ مرکزيتِ نمادينِ یک جنبشِ نوينِ اجتماعی

موسوی را همراه باشیم و نقد کنیم

اهمیّت بیانیه هفدهم

تولد يک رهبر

تندرو کیست؟

واكنش‌ها به بيانيه هفدهم موسوي

در بر روی حل مشکلات باز شد آنرا نبندید

چيزی میان اتمام حجت و مانیفست

بيانيه‌ی میرحسين: بازگشت عقلانیت به سياست

بمب خبری ميرحسين در رسانه‌های جهان

راه سبز: انحصارزدایی از همه‌ی عرصه‌ها

توپ در زمين آن طرفی‌ها

اکنون انتخاب با رهبر است

بيانيه‌ای برای دفاع

آیا موسوی مرد اين راه است؟ بلی!

بیانیه شماره ۱۷ و عبور از فضای مه آلود آینده

به مرد نقاش اعتماد کنیم

درست انتخاب کردند مردم

نرمش بدون سازش میرحسین: پایان جنبش سبز در برابر کنار رفتن دولت احمدی نژاد!

بیانيه‌ی تازه؛ سؤالات تازه

Free counter and web stats