بازخوانی تاریخ: نامهی استعفای آیتالله طاهری از امامت جمعهی اصفهان
از ديرباز تاكنون میخواستم مطالبی را به طور اختصار به ملت شريف و سرافراز تقديم كنم.
غرض از نوشتن اين اوراق، هرگز نخواسته و نمیخواهم ملت عزيز و صبور را مأيوس و نااميد كرده باشم. اما هرگز نمیتوانم چشمم را بر واقعيات ملموس و حقايق محسوس ببندم و شاهد درد نفسگير و رنج طاقت فرسای مردم باشم. مردمی كه گلهای فضيلت را پايمال میبينند و افول ارزشها و زوال معنويتها را مینگرند.
آيا اين بود آنچه را با مستضعفين پيمان بستيم؟
ايهات و هيهات! هزار وعده خوبان يكی وفا نكند. حقير كه مثل همگان سهم بسيار ناچيزی در انقلاب و تداوم آن داشتهام، خود را مكلف میدانم و از سر غيرت و درد میپرسم تكليف اين همه كاستی و ناراستی و قصور و فتور و فقر وفاقه عصيان و نقصان و تكاثر و تفاخر و زراندوزی و مردمسوزی و تبعيض چيست؟ تاكی برای مردم تكراری سخن بگوييم و مرتب كنفرانس و جلسه و ميتينگ برگزار كنيم و از قوت لايموت ملت دردمند و محتاج و مستمند، لقمه سفرههای اشرافی و طاغوتی خود گردانيم و از جيب ملت نجيب به اطرافيان و نورچشمیها حاتمبخشی كنيم و هزينه سفرهای سياسی و خاقانی و قاآخی و تبليغاتی و بیخاصيت خود را بر مردم محروم و به تعبير حضرت امام طاب ثراه پای برهنه تحميل كنيم! چه میگوييم؟
در برابر اين همه انحراف و اجحاف و قانونشكني؟ تغافل و تجاهل و تساهل تا چند؟ اكنون كه شاه و آمريكا در اين كشور تسلط ندارند كه مضايق و معايب و مشكلات را متوجه آنها بدانيم، چرا به انتقادات دلسوزانه گوش نمیدهند؟ چرا از استعدادها و مغزها كمتر استفاده میكنند. مگر پيامبر مكرم و نبیمعظم اسلام صلواتالله و سلامه عليه نفرمود: من اصبح ولايهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم.
مصيبت عظمای دين گريزی و سرخوردگی و بيكاری و تورم و گرانی و شكاف جهنمی فقر و غنا و فاصله عميق و روز افزون طبقاتی و ركود و سقوط درآمد ملی و اقتصاد بيمار و فساد اداری و ضعف شديد مديريتی و نقص فزاينده ساختار سياسی كشور و اختلاس و ارتشاء و اعتياد و عدم چارهانديشی كارآمد تبعات وجيع و فجيعی دارد كه همچون سيل بنيان برانداز پشت سد ايستاده و هرلحظه كيان كشور و حيات ملت را تهديد میكند. واتقوا فتنه لاتصيبين الذين ظلمو امنكم خاصه (آتش كه گرفت خشك و تر میسوزد) لاف زدن و گزاف گفتن و تزوير نمودن و حريم خصوصی افراد را شكستن و تصفيه حساب خصوصی و سياسی نمودن و آب در شير كردن و به سخنان كليشهای دلخوش بودن و از جمعيتهای خيابانی سان ديدن، تاكنون نتوانسته است از حجم انبوه مشكلات و معضلات بكاهد و افسردهای را با مرهمی بنوازد و يا آبی بر اضطرابی بيفشاند و جامی به تشنه كامی پچشاند و نانی به خسته جانی برساند. عدم تعهد به قانون وحضور نهادهای غيرمدنی نامسؤول، باندهای مافيايی و خلع يدمجلس و وجود اهرمهای مطلقه نامتناهی و مادامالعمر نامحدود و قدرتهای بادآورده رويينتن غير پاسخگو و سياستگذاریهای خارجی بعضاً ناموفق و بنيادهای مرئی و بنگاههای نامرئی غيراقتصادی و تجاری و اسكلههای غيردولتی نامتعارف و رانتخواری و يغماگری و فراری دادن مغزها و بگير و بهبندها و حصر و حبسهای نامألوف و باب شدن چنگيزی و مردمستيزی و قانون گريزی و ايزوله كردن ارباب فكر و انديشه و اسير كردن منتقدان و ذبح نامطبوع مطبوعات و حبس نامشروع اصحاب نشريات و نظارت جناحی ناصواب و نامعقول استصوابی و دادگاه نامقبول روحانيت و فلج كردن دولت و با فت نامطلوب شورای مصلحت و مردم را هيچ انگاشتن و بر شيپور قدرت دميدن و كشور را بر بال باد گذاشتن،سرانجامی ناميمون دارد كه از نكبت و شقوت آن به خدای بزرگ پناه میبرم. آنان كه بر شتر چموش قدرت سوارند و در ميدان سياست دو اسبه میتازند و از نردبان مقدسات و اعتقادات مردم بالا میروند و گردآسياب رياست میچرخند و از پل دين میگذرند تا به دنيا برسند متأسفانه مؤيد و مشوق عدهای چماق به دوش و فرقهای كفن پوش كه دندان تمساح خشونت را تند و تيز میكنند و میخواهند عجوزه تندخوی و عفريته زشت روی خشونت را به نكاح دين درآورند و امور مقدس را ملوث جلوه دهند يعنی رجالهها و فاشيستهايی كه معجونی از جهل و جنونند و بندنافشان به مراكز ثقل قدرت متصل است و مطلق العنان و افسار گسيختهاند و نه ملوم معاقب قضا هستند و نه محكوم معاتب قانون. هم فقيه و هم فيلسوف و هم داروغه و هم حاكم و هم مفتی و هم قاضی هستند! فعالمايشاء و حاكم ما يريد! ذوب شدگانی كه ماست را سياه میبينند! و به تعبير زيبای قرآن «قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالاً الذين ضل سعيهم فیالحيوه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا» بگو ای پيامبر آيا با خبر كنم شما را به كسانی كه زيانبرترين مردمند آنها كه عمل خود را تباه كردند در اين سرای و گمان میبرند بهترين مردمند از لحاظ عمل!
شعبان بیمخهای وحشت و رهبت كه با هتاكی و سفاكی ننگ عنيف و معيف كوی دانشگاه را آفريدن و با تهاجم حيوانی مرتع دانشگاه را چريدند و با تعرضات شنيع پرده ناموس فرهنگ و علم را دريدند و در قتلهای زنجيرهای مظلومان بیگناه و قربانيان بیپناه لعنت سرمدی خدا و نفرت ابدی خلق را خريدند. الذين اتخذوا دينهم لعباً و لهواً و عزتهم الحيوه الدنيا.
همان عملههای استبداد و چماقداران قدم به مزد نامهذب مجنون باطل انديش و ظالم كيش كه چهره بينالمللی نظام را ملكوك و وجهه اسلامی انقلاب را مهتوك نمودند. اولئك الذين طبعالله علی قلوبهم و اتبعو اهوائهم و عجب اينكه در آن دادگاه حق سوز عدالت كش به آن بردگان مفلوك دست مريزاد نيز گفتند و من لم يحكم بما انزلالله فاولئك هم الظالمون.
من در اين سراشيبی عمرم كه صدای هولناك خطوات مرگ را میشنوم و صاعقه مهيب تجهزوا رحمكم الله فقد نودی فيكم بالرحيل را استماع میكنم و مشتاقانه لقاء حقتعالی و وصال اجداد طاهرينم را انتظار میكشم. موضوعی را كه بايد در صدر مطالبم به رشته تحرير میكشيدم مطرح میكنم و میپرسم حصر فقيهی وزين و مجاهدی نستوه و مرجعی مبارز كه ثانی اثنين انقلاب و از اساطين نظام و اوتاد حوزه و اعاظم فقه و افاخم كشور است با كدام عقل و نقل و آيه و حديث و عرف و شرع و سياست قابل توجيه است؟ سوابق مستحسن و مدارج علمی چه فقيه و مرجعی همسنگ حضرت آيتالله منتظری مدظله است؟
معظمله نيمی از حوزه است و حوزه نيمی از اسلام و براين شناخت بود كه رهبر فقيد و عظيمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آيتاللهالعظمی امام خمينی قدس سره القدوسی گرما بخشيدن به نظام و حوزه را به ايشان توصيه فرمودند. فاجعه نامسبوق و نامسموع حصر ارتجاعی و غيرانسانی مجتهدی چون ايشان عاقبتی شوم و نتيجهای مشئوم و پايانی مذموم دارد. الملك يبقی معالكفر و لايبقی مع الظلم.
عزت و حرمت و عظمت حريم مرجعيت معظم شيعه حتی در سياهترين حكومت و فرعونیترين رژيم نيز استوار وپايدار و برقرار بوده است. حوزههای نفوذناپذير علميه هميشه كهف امين مردم و مراجع عظام تقليد علیالدوام حبل المتين ملت و روحانيت اصيل پيوسته حصن حصين كشور و منهاج حقيقت و منوار فضيلت بودهاند و حيات و ممات همه فقها از كلينی تا خمينی شاهد اين مدعا است.
آه آه! شوقا الی رويته وا اسفا كه امروز شاهد حبوط روحانيت و سقوط مرجعيت هستيم! دريغ و درد كه دژ مستحكم و نفوذناپذير مرجعيت شيعه به دست غوغائيان معركه سياست و بازيگران صحنه رياست به سود استعمار ضربه ای جانكاه خورد و الیالله المشتكي.
انشاءالله ملت شريف كاستیها و قصوری را كه احياناً مشاهده فرمودند به حساب كهولت سن از ضعف جسمانی اين پير ارادتمند كه مدام دعاگوی ملت و كشور است، بگذارند.
حقير حدود سی سال پيش در نجف اشرف با كسب اجازه از محضر مبارك حضرت امام، رهبر كبير انقلاب به اقامه نماز جمعه در اصفهان مجاز شدم ولی با كمال تأسف در شرايط موجود از امامت جمعه كنار میروم الفرار ممالايطاق من سنن المرسلين.
در پايان برادران و خواهران بزرگوارم را به صبر و هوشياری و متانت اكيداً توصيه میكنم و ملت و كشور مظلوم را به صاحب اصلی ولايت مولانا و صاحبنا حضرت مهدی موعود ارواحنا فداه میسپارم و دست همه طبقات را به رسم وفا و صفا میفشارم.
ای خداوند قسط و آزادی و ای پروردگار عدالت و آگاهی و ای آفريدگار قلم و انديشه، بر كوير تفتيده و مزرعه خشكيده ما بيش از اين آب شعور و باران نور ببار و رحمت واسعه خود را از اين ملت بزرگ دريغ مدار. اللهم اظهر كلمه الحق و اجعلها العليا و ادحض كلمه الباطل و اجعلها السفل انك علی كل شی قدير و بالاجابه جدير اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا صلواتك عليه و آله و غيبته ولينا و كثره عدونا و قله عددنا و شده الفتن بنا و تظاهر الزمان علينا فصل علی محمد و اله و اعينا علی ذلك بفتح منك تعجله و بضر تكشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره و رحمه منك تجللناها و عافيه منك قلبناها برحمتك يا ارحم الراحمين
اصفهان؛ سيد جلال الدين طاهري
۱۷ تير سال ۱۳۸۱، ۲۶ ربيعالثانی ۱۴۲۳
