رصد از دور - ۱
وسط این تاریکیها شنیدن ترانهای برای ایرانیان با صدای جان بائز خوانندهی صلح٬ و از همراهان مارتین لوترکینگ٬ آنهم به زبان انگلیسی و فارسی نقطهی درخشانی بود. ویدئوی آن را میتوانید اینجا ببینید.
فایل امپیتری برای کسانی که احیانا به خاطر سرعت اینترنت نمیتوانند ویدئو را تماشا کنند اینجا.
*
دوهفته از وب دور بودم و خبرهای ایران را در کانالهای تلوزیونی آلمانیزبان دنبال میکردم. حالا سیل عظیم اطلاعات٬ نظرها٬ تحلیلها٬ خبرها٬ حوادث٬ مصاحبهها٬ نامهها٬ بیانیهها و ... دارد مرا میبرد.
در اغلب تظاهراتها همیشه عدهای هستند که «در پیادهر» به موازات ستون اصلی تظاهرات "همراه" گروه تظاهراتکننده میروند. یادم هست در تظاهراتهای ضدسلطنتی سال ۵۷ از آنها میخواستیم از روی جوی آب بپرند و به خیابان بیایند. حالا خودم در این موقعیت اسفبار گیرافتادهام و به تماشاچی حیران یک فاجعهی خونبار و نگرانکننده تبدیل شدهام.
اعتراض میلیونی به تقلب در انتخابات گواه وجود گروهی از شهروندان است که سیاستهای چهارسال گذشته موجب نارضایتی و نگرانی جدی آنها شده است. با خودم میگویم اگر جواب مطالبات سیاسی میلیونها تن از هموطنان در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی و حول اشخاص سرشناس و نیروهایی که با هزار زبان وفاداری خود را به اسلام٬ به نظام٬ به ولایت فقیه٬ به قانون اساسی٬ به ... اعلام و اثبات کردهاند سرکوب باشد٬ جامعه به کجا میرود؟
به نظر وزیر اطلاعات همهی «ما» بازیچه سیاستهای پلید و سناریوی ازپیش ساخته شدهی دشمنان خارجی شدهایم. چندحالت بیشتر ندارد: اگر از جمله عناصر نفوذی حقوقبگیر که مستقیما عامل اجرای نقشهی شوم دشمنان در کشور بودهاند نباشیم یا به گروهی تعلق نداشته باشیم که ناآگاهانه فریب خوردهاند٬ بهتر است دست از اعتراض برداشته و از «راههای قانونی» مطالبات خود را پیگیری کنیم.
راههای قانونی؟ کدام قانون؟ آن قانونی که دست متقلبین را باز گذاشت و جلوی خیانت به آرای ملت را نگرفت؟ آن قانونی که صداوسیما از آن پیروی میکند؟ آن قانونی که طبق آن صدها تن از شهروندان دستگیر شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند؟ آن قانونی که برای برگزاری نمایشهای کثیف و ضدبشری اعترافگیری شکستن انسانها را مجاز میشمارد؟ آن قانونی که اجازه میدهد خون شهروندان به خاطر شرکت در تظاهرات مسالمتآمیز ریخته شود؟ ...
طبق کدام قانون حقوق خود را پیگیری کنیم؟
مردم باید بتوانند بدون لکنت زبان حق خود را از حاکمان مطالبه کنند. این سخن از نهجالبلاغه است.
لکنت که ارزانی شما. من این روزها از فاصلهی مطمئن چهارهزارکیلومتری وقتی رفتار صاحبان قدرت را با کسانی میبینم که حق خود را میطلبند٬ از ترس لال میشوم.
