۲۰ توصيهی انتخاباتی به ميرحسين موسوی
برادر میرحسین موسوی
چندی پیش نامهای با مضمون “۱۰ توصیه کلیدی به میرحسین موسوی” خدمتتان ارسال کردم که خبر ندارم دستتان رسیده است یا خیر. اما دلیل اینکه تصمیم گرفتم نامه دوم را نگارش کنم اوضاع حساس کنونی است که مرا واداشت به عنوان یک جوان ساده و بیتجربه، نکاتی را که به نظرِ خویش قابل تامل میداند را خدمت شما بزرگوار مطرح سازم.
ان شاء الله که این توصیهها مثمر ثمر واقع شوند.
با تشکر
(نقل از نگاه نو)
۱ – بیشتر به جزئیات بپردازید: شاید یکی از مهمترین خصوصیات دهه ۸۰ تمایل اکثریت جامعه به برنامههای ریز و جزئی است و این برخلاف دهههای قبلی است که حرفهای کلی مقبول میافتادند. پس اگر میخواهید برد کلامتان بیشتر شود بیشتر به جزئیات بروید و به مخاطبتان نشان دهید که با نگاهی دقیق به مسائل نگاه میکنید و تنها برای پیروز شدن حرف نمیزنید، برنامه دارید و عزمی برای اجرای اینها. پس هم در صحبتهایتان و هم در برنامههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعیتان ریزتر حرف بزنید.
مثلا گزارههای اقتصادیتان عالی بودند، اما الان نیاز است به جزئیات ریزتر برنامه اقتصادی بروید و وعدههای جزئیتر بدهید. در این راه هم بهتر است از اساتید و بزرگان امر مشاوره بگیرد.
۲ – انتقادهایتان را صریحتر کنید، اما منطق و نظم آنها را حفظ کنید. چراکه انتقاد بسیار پرخاشجویانه باعث انتقال حسی منفی میشود تا مثبت و باعث میشود حریف با پوپولیسمی که دارد اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودتان ولی وقتی انتقادهایتان نظاممند باشد باعث القاء نوعی حس اعتماد میشود و اقبال عمومی را به همراه میآورد. اما نیک بدانید که در این ۲۰ روز تعارفات را باید کنار بگذارید دیگر خط قرمزهای خیالی معنا ندارند، بهتر است که خط شکنی کنید و جلوتر روید. و حرفهایی را که هیچ کس جرات گفتنش را ندارد بگوید چراکه شما نماینده تغییر هستید نه وضع موجود و شما ابزار رسانهای قوی ندارید ولی حریف دارد پس برای القای حس تغییرات نیاز به نظرات صریحتر و انتقادیتری ایست که واقعیاتیکه معمولا مطرح نمیشود را پوشش دهند و به مردم این نوید را بدهند که طرحی نو در راه است. اما بازهم میگویم در نحوه ارائه اینها دقت داشته باشید که خدایی ناکرده اعتماد عمومی از شما سلب نشود و این تصور ایجاد نشود که برای پیروز شدن هر کاری میکنید و هر وعدهای میدهید بلکه باید طوری حرف بزنید که شخص به شما اعتماد کرده و از یاس و نومیدی خارج گشته به آینده امیدوار گردد و صدای تغییرات شما را بشنود.
۳ – در مناظرهها حواستان به پوپولیسم رقیب باشد. چراکه این تصور وجود دارد که در انتخابات قبلی هم نمایندگان نامزدهای – بخصوص نمایندگان آقای هاشمی – حرفهای درستی میزنند اما نحوه بیان آنها باعث شد، رقیب با پوپولیسم خاص خودش اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودشان. برای همین بسیار دقت کنید.
کاریزمای مغرورانه روشنفکرانه هم جواب نمیدهد. باید مردم عادی هم زبانتان را بفهمند و این احساس را بکنند که سخنهای شما منطقی است اما سخنهای رقیب عوامفریبانه و پوپولیستی. من استاد کلام نیستم اما توصیه میکنم با چند استاد خطابه و روانشناس مشورت کنید.
به شما آدرس هم میدهم، آقای ماشاءالله شمس الواعظین هروقت مصاحبه میکند، طرف مقابل حتی وقتی پوپولیست یا اپوزیسیون هم که باشد، کیش و مات میشود. یا مثلا مسعود بهنود و علیرضا نامور حقیقی یا دکتر زیباکلام اینها اتفاقا همه اصلاح طلب هستند. بد نیست از اینها مشورت بخواهید. این اصلا افتی برای شما نیست بلکه نقطه قوت شما هم خواهد بود.
۴ – من اخیرا در روستاها زیاد رفت و آمد داشتم. در آنجاها تنها افرادی که مطرح هستند آقای احمدینژاد و شما هستید. البته شاید از هر ۱۰ نفر ۷ تا احمدینژادی و ۳ تا میرحسینی باشند و این دلیل هم دارد و دلیل اصلی آن این است که روستایان کشور اکثرا وابسته به کمیته امداد هستند و کمکهای نقدی احمدینژاد تحت عناوین مختلف از سهام عدالت گرفته تا چه و چه، همه جذابیت دارند. در آنجاها ۸۰ هزارتومان پول کلانی است برای همین اینها توسط دولت گداپرور بد عادت شدهاند و من گفتم اینها را به شما بگویم که تنها راهی که میتوانید اعتماد اینها را جذب کنید اینست که به اینها القا کنید شما میتوانید منافع این قشر را بیشتر تامین کنید. منظورم روی آوری به پوپولیسم نیست بلکه رساندن صدای تغییرات به این قشر با سخنان و وعدههای مخصوص اینهاست.
مثلا طرح بیمههای تامین اجتماعی برای حمایت مالی، بهداشتی و آموزشی از اقشار ضعیف و کم درامد خوب است یا هر طرح دیگری که در این قشر نوعی امید ایجاد کند.
این امید مهم است چراکه اغلب کسانیکه حامی احمدینژاد هستند، تنها خیالشان این است که اگر او برود به آنها توجه نخواهد شد یا من شندیم میگفتند هرکسی آمده ۸ سال حکومت کرده احمدینژاد هم باید ۸ سال باشد، یا اگر موسوی بیاید تا اوضاع کشور را سرو سامان دهد ۴ سال طول میکشد و این اوضاع را آشفته میکند. شما باید هنرتان این باشد که این منطقهای پوچ و توخالی را با زبان خودشان بشکنید.
برای من کاری ندارد که این منطقها را برای یک فرد تحصیلکرده بشکنم اما برای یک عامی زبان خاص خودش را میخواهد. از مشاورانی ویژه برای این امور استفاده کنید. به ستادهایتان بسپارید در هر روستا و منطقه بزرگان و ریش سفیدان آنجا را هدف بگیرند و در درجه دوم جوانان آن مناطق را که اکثرا شوق بسیاری برای پیشرفت و ترقی وضع زندگی دارند و اگر شما این حس را به آنها بدهید، آنها بزرگترین حامیان شما خواهند بود.
۱ – بیشتر به جزئیات بپردازید: شاید یکی از مهمترین خصوصیات دهه ۸۰ تمایل اکثریت جامعه به برنامههای ریز و جزئی است و این برخلاف دهههای قبلی است که حرفهای کلی مقبول میافتادند. پس اگر میخواهید برد کلامتان بیشتر شود بیشتر به جزئیات بروید و به مخاطبتان نشان دهید که با نگاهی دقیق به مسائل نگاه میکنید و تنها برای پیروز شدن حرف نمیزنید، برنامه دارید و عزمی برای اجرای اینها. پس هم در صحبتهایتان و هم در برنامههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعیتان ریزتر حرف بزنید.
مثلا گزارههای اقتصادیتان عالی بودند، اما الان نیاز است به جزئیات ریزتر برنامه اقتصادی بروید و وعدههای جزئیتر بدهید. در این راه هم بهتر است از اساتید و بزرگان امر مشاوره بگیرد.
۲ – انتقادهایتان را صریحتر کنید، اما منطق و نظم آنها را حفظ کنید. چراکه انتقاد بسیار پرخاشجویانه باعث انتقال حسی منفی میشود تا مثبت و باعث میشود حریف با پوپولیسمی که دارد اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودتان ولی وقتی انتقادهایتان نظاممند باشد باعث القاء نوعی حس اعتماد میشود و اقبال عمومی را به همراه میآورد. اما نیک بدانید که در این ۲۰ روز تعارفات را باید کنار بگذارید دیگر خط قرمزهای خیالی معنا ندارند، بهتر است که خط شکنی کنید و جلوتر روید. و حرفهایی را که هیچ کس جرات گفتنش را ندارد بگوید چراکه شما نماینده تغییر هستید نه وضع موجود و شما ابزار رسانهای قوی ندارید ولی حریف دارد پس برای القای حس تغییرات نیاز به نظرات صریحتر و انتقادیتری ایست که واقعیاتیکه معمولا مطرح نمیشود را پوشش دهند و به مردم این نوید را بدهند که طرحی نو در راه است. اما بازهم میگویم در نحوه ارائه اینها دقت داشته باشید که خدایی ناکرده اعتماد عمومی از شما سلب نشود و این تصور ایجاد نشود که برای پیروز شدن هر کاری میکنید و هر وعدهای میدهید بلکه باید طوری حرف بزنید که شخص به شما اعتماد کرده و از یاس و نومیدی خارج گشته به آینده امیدوار گردد و صدای تغییرات شما را بشنود.
۳ – در مناظرهها حواستان به پوپولیسم رقیب باشد. چراکه این تصور وجود دارد که در انتخابات قبلی هم نمایندگان نامزدهای – بخصوص نمایندگان آقای هاشمی – حرفهای درستی میزنند اما نحوه بیان آنها باعث شد، رقیب با پوپولیسم خاص خودش اینها را وارانه کند و بدهد تحویل خودشان. برای همین بسیار دقت کنید.
کاریزمای مغرورانه روشنفکرانه هم جواب نمیدهد. باید مردم عادی هم زبانتان را بفهمند و این احساس را بکنند که سخنهای شما منطقی است اما سخنهای رقیب عوامفریبانه و پوپولیستی. من استاد کلام نیستم اما توصیه میکنم با چند استاد خطابه و روانشناس مشورت کنید.
به شما آدرس هم میدهم، آقای ماشاءالله شمس الواعظین هروقت مصاحبه میکند، طرف مقابل حتی وقتی پوپولیست یا اپوزیسیون هم که باشد، کیش و مات میشود. یا مثلا مسعود بهنود و علیرضا نامور حقیقی یا دکتر زیباکلام اینها اتفاقا همه اصلاح طلب هستند. بد نیست از اینها مشورت بخواهید. این اصلا افتی برای شما نیست بلکه نقطه قوت شما هم خواهد بود.
۴ – من اخیرا در روستاها زیاد رفت و آمد داشتم. در آنجاها تنها افرادی که مطرح هستند آقای احمدینژاد و شما هستید. البته شاید از هر ۱۰ نفر ۷ تا احمدینژادی و ۳ تا میرحسینی باشند و این دلیل هم دارد و دلیل اصلی آن این است که روستایان کشور اکثرا وابسته به کمیته امداد هستند و کمکهای نقدی احمدینژاد تحت عناوین مختلف از سهام عدالت گرفته تا چه و چه، همه جذابیت دارند. در آنجاها ۸۰ هزارتومان پول کلانی است برای همین اینها توسط دولت گداپرور بد عادت شدهاند و من گفتم اینها را به شما بگویم که تنها راهی که میتوانید اعتماد اینها را جذب کنید اینست که به اینها القا کنید شما میتوانید منافع این قشر را بیشتر تامین کنید. منظورم روی آوری به پوپولیسم نیست بلکه رساندن صدای تغییرات به این قشر با سخنان و وعدههای مخصوص اینهاست.
مثلا طرح بیمههای تامین اجتماعی برای حمایت مالی، بهداشتی و آموزشی از اقشار ضعیف و کم درامد خوب است یا هر طرح دیگری که در این قشر نوعی امید ایجاد کند.
این امید مهم است چراکه اغلب کسانیکه حامی احمدینژاد هستند، تنها خیالشان این است که اگر او برود به آنها توجه نخواهد شد یا من شندیم میگفتند هرکسی آمده ۸ سال حکومت کرده احمدینژاد هم باید ۸ سال باشد، یا اگر موسوی بیاید تا اوضاع کشور را سرو سامان دهد ۴ سال طول میکشد و این اوضاع را آشفته میکند. شما باید هنرتان این باشد که این منطقهای پوچ و توخالی را با زبان خودشان بشکنید.
برای من کاری ندارد که این منطقها را برای یک فرد تحصیلکرده بشکنم اما برای یک عامی زبان خاص خودش را میخواهد. از مشاورانی ویژه برای این امور استفاده کنید. به ستادهایتان بسپارید در هر روستا و منطقه بزرگان و ریش سفیدان آنجا را هدف بگیرند و در درجه دوم جوانان آن مناطق را که اکثرا شوق بسیاری برای پیشرفت و ترقی وضع زندگی دارند و اگر شما این حس را به آنها بدهید، آنها بزرگترین حامیان شما خواهند بود.
۵ – من در نامه اولم به شما توصیه کردم که به صندوقهای رای مختلف توجه کنید نه یک قشر خاص، این درست است اما با وجود این محدودیتهای رسانهای، مالی و تبلیغاتی و نداشتن رانت دولتی در این ۲۰ روز سعی کنید شگفتی آفرینیتان با محوریت طبقه متوسط باشد. باید آرای خاموش را به صندوقها بازگردانید تا بتوانید بازی حریف را برهم زنید.
آن جمع خاموش هم اینگونه نیست که همه روشنفکر و تحولخواه باشند. نخیر اتفاقا در آنجا هم ۷۰٪ شان عامی هستند اما تصورشان این است که رایشان بیتاثیر است.
من زیاد میشنوم که میگویند رئیس جمهور را از قبل مشخص کردهاند، احمدینژاد با تقلب برنده میشود. ما رای میدهیم اما دیگران قهر میکنند و رای ما تاثیر ندارد. و … صحبتها پر است از پوچگرایی و یاس و نومیدی.
هنرتان این باشد که به آنها این پیام را بدهید که “به ارادههای آزاد انسانها ایمان دارید و باور دارید که اگر من، تو و او و دیگری از جا حرکت کنیم، هیچ کس توانایی از پیش تعیین کردن و تلقب را نخواهد داشت” به مردم آرمان دهید و هدف را در ذهن آنها زنده کنید. به آنها بگوید که برای آینده بچههایمان، برای آینده آنهایی که دوستشان داریم و بدانها عشق میورزیم. وظیفه داریم که شرایط بحرانی و غلط امروزی را تغییر دهیم. به آنها عمق فاجعه را نشان دهید و بگوید که اگر این دوره پیروزی در کار نیاید و در خانهها بست بنشینیم خطر همه را تهدید خواهد کرد.
بدانها اعتماد دهید که کمیته صیانت از آرای تمام تلاشش را برای شفاف سازی انتخابات خواهد کرد و اگر یک مورد تخلف هم ببیند آن را گزارش میدهد و شما پیگیر رای مردم خواهید بود و بر علیه متقلبین افشاگری خواهید کرد و ساکت نخواهید نشست.
وقتی اینگونه سخن بگوید مردم باز خواهند آمد.
۶ – روی خانوادهتان بیشتر مانور دهید، تا الان خانمتان شگفتی آفریده است. این بار از بچهها و نوههایتان مایه بگذارید. البته هدف من سوء استفاده تبلیغاتی نیست بلکه نشان دادن این حس است که شما هم خانواده دارید. شما هم دلتان برای آینده خانوادهتان میتپد. شما هم یک زندگی معمولی دارید مانند همه مردم. وقتی مردم این را حس کنند به شما بیشتر اعتماد میکنند.
شاید یکی بگوید اصلا چه اهمیتی دارد مثلا بچه یا نوه شما چه افکار کودکانهای دارد، اتفاقا به نظر من این اشارات مهم است. اوباما را اگر نگاه کنید اتفاقا او به خاطر همین خانواده دوستیاش و اینکه به مردم القا کرد زندگی عادی مانند همه آنها دارد و دلش برای آینده فرزندانش میتپد حس هم ذات پنداری مردم را برانگیخت. من هم به شما میگویم اگر چنین کردید میتوانید پوپولیسم را خنثی کنید و حس اعتماد عمومی از دست رفته را باز گردانید.
۷ – فکر کنم این خواسته و دغدغه اکثریت ملت ایران باشد که فکری به حال فساد اداری، فساد مالی و رانتخواری و پارتیبازی بشود. من نمیگویم مافیاهای خیالی بسازید بلکه سخنم اینست که پیام مبارزه با فساد را عالمگیر کنید و به مردم القا کنید که این فساد را ریشه کن خواهید کرد.
نیازی هم نیست که بگوید من دست اینها را قطع میکنم، اگر با منطق توضیح دهید که فساد موجود به دلیل “فساد انگیز” است و شما سعی خواهید کرد در وهله اول فساد انگیز را از دسترس دور کنید و سپس با روی آوری به مدیران نخبه و متعهد سطح این را کاهش دهید. با شفاف سازی راه را برای دور زدن قانون ببندید و … این را القا کنید که این راه یک شبه طی نخواهد شد و نیاز به اصلاحات تدریجی و هدفمند در نظام اداری و مالی است. این تاثیرش از پوپولیسم بیشتر خواهد بود.
نیک است برنامه ریز و جزئی برای مبارزه با فساد مالی، اداری و مشکل رابطه مندی ارائه دهید و توجه عمومی را برانگیزید.
از اخلاق صحبت کنید و ریاکاری و کاسبکاری دینی را نفی کنید. ادعاهای آسمانی نکنید اما منطقی عمل کنید تا مرد حس کنند یک فرد قابل اعتمادی آمده است این کثافتکاریها را بشویاند. مردم اگر این حس را بکنند که شما دنبال دزدی و عوامفریبی نیستید، مشتاقانه پشتتان خواهند آمد.
اصلا جدای از مردم وقتی شما فساد مالی را از بین ببرید، سطح سرمایهگذاری خارجی در کشور بیشتر میشود و این سودهای زیادی دارد. بگوید که من مرد افسانهای نیستم و وعدههای بلند و بالا نمیدهم و ادعاهای بزرگ نمیکنم و برای دنیا نسخه نمیپیچم و نمیگویم مافیا و در خفا مافیاهای رقیب را حذف کنم و مافیای خودی را جایگزین کنم، بگوید من تمام تلاشم را میکنم تا به عنوان رئیس قوه مجریه جلوی این روند ناصحیح را بگیرم و در این بابت از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم شد.
بروی اینها بسیار مانور دهید که بسیار تاثیر گذار خواهند بود.
۸ – متاسفانه رقابتی در میان اصلاح طلبان کلید خورده که روز به روز به عمق این رقابت افزوده میشود و حتی برخی از حامیان آقای کروبی معتقدند رقیب اصلی آنها شمایید نه آقای احمدی نژاد و این اصلا به صلاح نیست چراکه تخریب همدیگر و رقابت با نامزد خودی تنها باعث شکست رای یکدیگر میشود نه شکست رای آقای احمدینژاد برای همین بهتر است تا میتوانید در جهت اجماع حرکت کنید اما اگر اجماع تا دور دوم – اگر دور دومی باشد – حاصل شدنی نباشد بهتر است گفتمان انتخاباتی خود را بر ۲ پایه نظری استوار سازید، یکی ایدهالیسم عملگرا و دیگری سوسیال دموکراسی، این گفتمان در برابر گفتمان پراگماتیسم رئال و نئولیبرالیسمِ حامی آقای کروبی توان رقابت دارد و همچنین در برابر فاندیمنتالیسم و محافظهکاری احمدینژاد و رضایی، و بنده صریحا میگویم گرچه وقت اندک است اما اگر سخنهایتان با این گفتمان هماهنگ باشد میتوانید وضع را دگرگون کنید ولی اگر بازگردید به گفتمان چپ سنتی که از سوسیالیسم غیر دموکراتیک الهام میگرفت و زیادی آرمانگرا بود. به دلیل اینک رای طبقه متوسط را از دست میدهید شانستان پایین میآید.
حال ایدهالیسم عملگرا چیست؟ خیلی ساده است، شما آرمانهایی دارید ولی برای دستیابی به اینها در تلاشی عملی برای تغییر کوشش میکنید. این شما را از پوچ گرایی میرهاند و میتوانید نسخه جدیدی از اصلاح طلبی که غیر پوچگرا باشد را ارائه دهید. برای تیبین نظری و مشاوره گرفتن در این مورد میتوانید از دکتر علی میرسپاسی بهره ببرید و مشاورهای بگیرید تا در شعارهایتان یک کاتالیزور قوی اضافه کنید.
در مورد سوسیال دموکراسی هم بنده در نامه اولم توضیح دادم و اتفاقا رفتار شما و برنامه اقتصادی شما در طول این چندوقته چنان بوده که حتی اساتیدی چون دکتر مازیار بهروز هم گفتهاند که شما برخلاف دهه ۶۰ از سوسیال دموکراسی الهام گرفتهاید. این خیلی عالی است ولی کم است. به نظر من شما به خاطر سنتان و اینکه ۲۰ سال ظاهر نبودید در این ۲۰ روز چیزی برای از دست دادن ندارید پس بهتر است شعارهای سوسیال دموکرات بیشتری بدهید و از مشاورانی که در این زمینه متبحرند مثلا همین دکتر مازیار بهروز بهره ببرید و یک مقدار مزاج انتخاباتی را بیشتر گرم کنید و مطمئنن رقبای شما هم در برابر گفتمان چپ سوسیال دموکرات توان رقابت کمتری خواهند داشت.
بنده خیلی وارد نیستم در این امور ولی مثلا میگویم وقتی شما در این راه وارد شوید، از دموکراسی بیشتر سخن بگوید، از بیمه بیکاری جوانان تا اشتغال بکارشان صحبت کنید، از بیمه اقشار ضعیف و تامین اجتماعی ایشان سخن بگوید، از سیاستهای حمایتی حرف بزنید و … اینها همان مصداق سوسیال دموکراسی، بازهم بیشتر است.
بهتر است تا وقت باقی است از افراد صاحب رای در این امر مشورت بگیرید و چه ایرادی دارد این.
۹ – از چهرههای اجتماعی برای تبلیغات استفاده کنید، چهرههایی که برای عوام محبوبند. مثلا چهرههای سینمایی یا موسیقی، اینجوری پیام تغییرات شما سریعتر در بین عوام و جوانان منتشر میشود.
بنده دیدهام که برخی از کارگردانان سینما و بازیگران سالخورده و خوانندگان سنتی از شما حمایت کردهاند. این عالی است ولی کم است. به نظر من از چهرههای سینمایی جوان بیشتر استفاده کنید. مثلا مهناز افشار، یا نیوشا زیغمی، یا الناز شاکردوست، یا محسن چاوشی و … اینها چه ایرادی دارند؟ اتفاقا وقتی اینها در کنار شما برای حظار دست تکان بدهند، توجه جوانان به شما بیشتر میشود. و شما باید نیک بدانید که اکثریت جوانان ما سیاست زده هستند اما هنوز به هنر و موسیقی علاقه دارند پس بهترین زبان برای حرف زدن با آنها وعلاقه مند کردن دوباره آنها این است که از زبان هنر و موسیقی با اینها حرف بزنید. شما باید از راه مقبول عوام وارد بشوید نه از راه مقبول روشنفکران. این اصلا پوپولیسم نیست بلکه واقع گرایی است.
بنده شنیدهام خانم شما نظرات بسیار مترقی نسبت به موسیقی رپ و راک ایرانی دارند. چرا از این ویژگی استفاده نمیکنید. رقبای شما دارند با مثلا جا زدن یک دیدار کوچک و کوتاه ساسی مانکن – یک خواننده رپ فارسی – با کروبی ذهن جوانان را به سمت خود متمایل میکنند در صورتیکه عملا چیزی از موسیقی نمیدانند اما حیف که خانم شما نظرات بسیار بازتری نسبت به این نوع موسیقیها دارند ولی شما از این فرصت استفاده نمیکنید.
بهتر است در مورد موسیقی رپ و راک فارسی شخصا وارد گود شده و صحبت کنید. مثلا بگوید وزارت ارشاد شما اینگونه موسیقیها را تا زمانیکه از چهارچوبهای غیر اخلاقی خارج نشوند و مبتذل نباشند به رسمیت میشناسد و به این خوانندگان زیر زمینی مجوز میدهد تا رو زمینی شوند.
بنده به شما قول میدهم این سخن همانند بمب بترکاند و باعث موج گستردهای از حمایت جوانان از شما شود. چراکه الان در بین جوانان متولد شده دهه ۷۰ و ۶۰ چیزی حدود ۶۰٪ یا بیشتر از این آمار هوادار موسیقی زیر زمینی وجود دارد و خوانندگان این نوع موسیقی طرفداران زیادی دارند ولی چون مجبورند زیر زمینی بخوانند دچار محدودیتند و متاسفانه این محدودیتها دارد این موسیقی را از چهارچوبهای اخلاقی خارج میکند اگر وزارت ارشاد به اینها مجوز بدهد باعث میشود خوانندگان خوش استعداد و متعهد در این گروه دست بالا را بگیرند و این باعث رشد و شکوفایی صنعت موسیقی در کشور میشود و حتی میتواند صنعت موسیقی لوس آنجلسی را به شدت ضعیف کند. چرا از این شعارها استفاده نکنید.
در میان خوانندگان رپ و راک هستند کسانیکه اگر شما بدانها توجه کنید میتوانند در این مدت باقی مانده با اعلام حمایت از شما یا خواندن تبلیغاتی برای شما موج آفرینی کنند. مثلا یاس، هیچکس، گروه تی ام، پیشرو، زانیار، بی باک، متنین دوحنجره و …
به نظر من این ملاحظهکاریها را بگذارید کنار، شما چیزی برای از دست دادن ندارید و آیا اصلا چیزی برای ما مانده است که بخواهیم ملاحظهکار باشیم؟ اگر نتوانید مردم را بسیج کنید و انتخابات را ببازید، ایران و نظام و … همه چیز به خطر میافتد و به نظر من این ملاحظهکاریها در این ۲۰ روز معنا ندارد.
شما نظرات دقیق و صریح خود را با مشورت افراد صاحب رای در این حوزه اعلام کنید، غیر مستقیم هم ستادتان یا ستادهای موازی شما فراخوان همیاری رپرها را بگذارند، غوغا میشود.
تازه این پوپولیسم هم نیست و مبتنی بر واقعیت است.
۱۰ – در این چند روز در مواجه با افراد نامدار ولی مورد غضب قرار گرفته نهراسید. من شنیدم آقای زید آبادی و دفتر تحکیم وحدت گفتهاند چون شما با ایشان ملاقات نکردید یا نهضت آزادی چون شما از ایشان دوری جستید جذب کروبی شدند در صورتیکه تمایل بیشتری به شما داشتند.
بهتر است این را بدانید که شما قدرتتان را از مردم خواهید گرفت و از گروههای اجتماعی و نه از بالا، چراکه بالا دنبال کس دیگری است. پس شما نباید از گروها و نهادهای اجتماعی هراس داشته باشید. خیلی از این گروها عقلشان به چشمان است، خیلی از هواداران ایشان هم اینگونهاند. آقای کروبی دارند با رفیق بازی و شیخوخیت اینها را جذب میکنند در صورتیکه اینها متحد طبیعی شما هستند. پس اینها را از دست ندهید. از گروههای کارگری، جنبش معلمان، زنان و … حمایت کنید و مطالبات ایشان را به صورت دقیقتر و جزئیتر مطرح کنید.
مثلا دولت طرح افزایش حقوق کارمندان را عملا تا دقیقه نود معطل کرد، خوب شما از این استفاده بکنید و بگوید شما از آن جنسی نیستید که اینها را تا دقیقه نود فراموش کنید. محققا کارمندان از جنس روستایان نیستند که با پولهای انتخاباتی فریب بخورند و سطح نارضایتی بخصوص در میان کارمندان آموزش و پرورش بسیار بالاست. بهتر است چند طرح خوب برای این اقشار ناراضی ارائه کنید.
۱۱ – در بالا هم گفتم، شما قدرتتان را از مردم میگیرید پس با مردم میثاق کنید که مطالبات آنها را پیگیری میکنید و از تمام تلاشتان به عنوان رئیس قوه مجریه در این امر مایه میگذارید. همین ابتدای کار بگوید که اگر فرد یا افرادی جلوی شما را سد کردند گرازش این امر را در اختیار مردم خواهید گذاشت. (مثلا با تاسیس سایتی تمامی گزارشات در اختیار مردم قرار میگیرد یا ارتباط با مردم تسهیل میشود و …) این باعث افزایش اعتماد عمومی نسبت به شما میشود.
شما بهتر از این ضعیف میدانید که مردم از درجا زدن آقای خاتمی ناراضیاند و آقای خاتمی هم در کمال محبوبیتشان در پیگیری مطالبات مردمی کوتاهی کردند. شما اگر همین اول میثاق ببندید. این بهتر است.
نیک است که در همین میثاق نامه تاکید کنید که شما وعدههای بلند و بالا نمیدهید اما تضمین میکنید که دولت آینده از قانون تخلف نکند، آزادیهای مدنی و اجتماعی را محدود نکند، حقوق شهروندی را به رسمیت بشناسد. در مدیریت نخبه سالار باشد و با فساد اداری، مالی و رابطه مندی مبارزه کند و … که همه را میتوانید به صورت صریح و جذاب لیست کنید و در میثاق نامه بیاورید. سپس این میثاق نامه را در روزهای آخر منتشر کنید و توصیه این ضعیف است که در نوشتن میثاق نامه از زبان ساده و قابل فهم برای همه استفاده کنید و سخنانتان را بیپرده و صریح بگوید و تمامی شعارهای کلیدی خود را در آن جمع سازید.
اگر از اینگونه رفتارها داشته باشید و به مردم القا کنید که مرد افسانهای نیستید ولی با خرد و عقل کشور را اداره خواهید کرد و تغییرات را به خانههای مردم خواهید آورد. آن وقت تحریمیها از خانهها خارج خواهند شد و به شما اعتماد خواهند کرد.
۱۲ – در طول این چند وقته شما یک سری پاتکهای خبرساز زدید و اینها شور انتخاباتی آفرید اما پس از این، پاتکها در سایه پاتکهای رادیکالتر شیخ مهدی کروبی قرار گرفت. بازهم میگویم در این ۲۰ روز دیگر استخاره گرفتن و ملاحظهکاری حاجت نیست. پاتکها را سنگینتر و کوبندهتر و خط شکنتر بفرستید و دقت هم کنید که زیاده روی نکنید چراکه زیاده روی کردن هم خود مضاری دارد که باعث میشود فرد شعارگرا جلوهگر شود تا عملگرا.
۱۳ – تاکنون شما نظر درستی در مورد اینترنت و وبلاگها ندادهاید. خوب است در این مدت باقی مانده صریحا موضع گیری کنید و بگوید که با امنیتی کردن اینترنت و برخورد سیاسی با وبلاگ نویسان مخالفید، طرحهایی برای افزایش ضریب نفوذ اینترنت در کشور دارید، اینترنت را ارزانتر خواهید کرد، پهنای باند اینترنتی را بالاتر خواهید برد و تسهیلاتی فراهم خواهید کرد که همه خانهها به اینترنت دائم وصل شوند. موضع گیری کنید و بگوید که با فیلتر کردن سایتها و وبلاگهایی که سلیقهای مسدود شدند برخورد خواهید کرد و فیلتر کردن را محدود به قانون کرده از بسته شدن صدای مخالفان جلوگیری خواهید نمود.
۱۴ – این ضعیف چند پاتک انتخاباتی مد نظر داشتم که بد ندانستم اینها را در خدمت شما قرار بدهم، اینها را به ترتیب در زیر میآورم:
الف) بیمه بیکاری: به صورتیکه به جوانان فارغ التحصیل از دانشگاهها تا زمان اشتغال به تحصیلشان بیمه بیکاری پرداخت شود و اینها در یک سیستم جامع شناسایی شده، با برنامهریزی دقیق و هدفمند در جهت اشتغال اینها کوشش شود. این طرح باعث میشود که اولا میل به تحصیل بالا رود، دوم با شرایطی که برای دریافت بیمه در نظر گرفته میشود. شوق جوانان به کار آفرینی و زندگی بیشتر گردد.
ب) برسمیت شناختن موسیقی رپ و راک فارسی توسط وزارت ارشاد اسلامی و اعطای مجوز به خوانندگان با صلاحیت این سبکها و تسهیل امر اعطای مجوز به خوانندگان موسیقی پاپ برای افزایش نشاط ملی
ج) برسمیت شناختن سندیکاهای کارگری و سازمانهای مدافع حقوق زنان، فرهنگیان و … و تشکیل کارگروههای ویژهای برای شنیدن صدای گروههای اجتماعی و پیگیری مطالبات ایشان – تا حد توان دولت – که میتواند بسیار موثر باشد. مثلا اگر دولت سخنان فعالین زن جامعه را بشنود و برای رفع مطالبات ایشان برنامهریزی کند. هیچ زنی به علت یک اعتراض ساده امنیتی نمیشود، هیچ کارگری زندان نمیشود. هیچ معلمی معلق نمیشود و …
د) تاسیس «خانه مشاور» در سراسر کشور. و این خانه مشاور نهادی است که به جمع آوری طرحها و ایدههای مردم میپردازد و با دستهبندی کردن آنها و برسی آنها به کسانیکه طرحهای قابل تاملی ارائه کردهاند تسهیلات اعطا میکند.
مثلا چطور؟ اینگونه که مثلا یک پزشک میآید عضو خانه مشاور شهرش میشود و برای بهبود کیفیت بهداشتی شهر خود یا کشور طرح ارائه میکند. اینها برسی میشود اگر طرح قابل تاملی بود این طرح به نهاد مربوطه که حالا وزارت بهداشت است یا اداره بهداشت شهرستان مربوطه یا کارگروه ویژه پیگیری این طرحها یا فرمانداری و … ابلاغ میشود. در عوض به این پزشک مبتکر یک سری تسهیلات ویژهای به عنوان پاداش اعطا میشود. مثلا سهمیه محدود برای شرکت در آزمون تخصص، یا هر چیز دیگری. این شیوه باعث میشود که فرد برای دریافت تسهیلات در ارائه طرح و نظر نهایت ابتکار شخصی خویش را به عمل آورد و خوب معلوم است با این شیوه دولت در برابر دنیایی از طرحهایی روبرو خواهد شد که خیلی از اینها میتوانند وضعیت کشور را تغییر دهند و همچنین اگر دولت از اینها استقبال کند. اعتماد عمومی به دولت بالا میرود و این یک چیز بسیار با ارزش است.
در این طرح نامبرده شده، خانه مشاور میآید مردم را به طبقات مختلف دستهبندی میکند و بعد از هر فردی طرحی را قبول میکند که در زمینه تخصصش است مثلا از روستایی کشاورز طرح صنعتی نمیگیرند از او میخواهند که برای بهبود اوضاع کشاورزی طرح بدهد و در عوض تسهیلات کشاورزی دریافت کند، یا از دانشجو یک جور دیگر، یا از معلم یک جور دیگر، یا از زن خانهدار یک جور دیگر و … اینطوری حتی اگر طرحها بدرد بخور هم نباشند دولت با مطالبات مردم بیشتر آشنا میشوید و بهتر میتوانید این مطالبات را پیگیری کنید و خوب در عمل هم سطح رضایت عمومی از دولت و حتی نظام جمهوری اسلامی بالاتر میرود و خطرهای براندازی که نظام را تهدید میکنند خنثی میشوند.
در ثانی این طرح به شدت، طرح جمع آوری نامه توسط دولت نهم و دادن چک پولهای ۵۰ هزار تومنی به نامه نویسان را زیر سوال میبرد و به نظر من بدیل طرح پوپولیستی احمدینژاد است. چراکه در اینجا از فکر عمومی برای بالا برده بهره وری دولت استفاده میشود ولی آنجا نخیر تنها گدا پروری میشود و در کنار اینها خانه مشاور میتواند یک کانال مستقیم باشد بین رئیس جمهور و مردم و مردم میتوانند در کنار ارسال طرحها، نامههای خود را نیز برای رئیس جمهور ارسال کنند و کرامت مردم حفظ شود و نشود که در سفر رئیس جمهور مردم دنبال گونی جمع آوری نامه بگردند و مردم اینگونه شانشان حفظ میشود و اگر طرحشان مقبول افتاد احساس ارزش نیز میکنند.
تنها در پایان این طرح بگویم که میتوان از این طرح برای نظر سنجی در بین مردم، استفاده از نیروهای داوطلب مردمی برای حل مشکلات شهری و بالا بردن اعتماد عمومی استفاده کرد و در کنار اینها حتی در هر استان، شهر، روستا و حتی منطقه و محله هیاتهای مشاورهای مردمی ایجاد کرد. بدان صورت که مثلا نخبگان برجسته فرهنگی، پزشکی، کشاورزی، تجاری و … در شوراهای مشورتی عضو دائم باشند و اینها مثلا به فرماندار یا رئیس اداره مربوطه کمک فکری کنند. یا مثلا روستایی عضو به دهیارش کمک دهد و یک کنالی هم باید اینجا باشد که پیگیری کند این کارها را، تا خودرایی ها کم شود و کارنشاسی و نخبه سالاری افزایش یابد.
ه) تاسیس بنیاد کار آفرینی، این بنیاد با جمع آوری اطلاعات بیکاران کشور در جهت اشتغال به کار اینان تلاش میکند. و فرقش با وزارت کار این است که به صورت مستمر با فرد مربوطه در تماس است و همچنین یک قسمت دارد به عنوان بخش سرمایهگذاری ملی که در آن فرد بیکار مثلا میآید سهامی خریداری میکند. در عوض با پول این سهامها مثلا در فلان شهرستان میآیند یک تعاونی درست میکنند که فعالیت اقتصادی میکند. از این مفر بخشی از مشکل بیکاری با تعاونیهای مردمی رفع میشود و دولت هم از این تعاونیها حمایت میکند و این شیوه خوبی برای حل مشکل بیکاری است. البته شما بهتر از من میدانید که برای حل واقعی مشکل بیکاری باید بخش خصوصی توانمند شود که متاسفانه بسیار ضعیف است.
یک چیز هم در مورد این بنیاد بگویم و آن این است که مردم میتوانند فرزندانشان را در این بنیاد ثبت نام کنند و ماهیانه یک پولی به بنیاد بدهند. سپس وقتی این فرزندان بزرگ شدند و زمان اشتغالشان رسید. بنیاد معادل پولی که والدینش به بنیاد دادهاند یا با اضافه سود مالی آن، به فرزندش پس دهد. مثلا یک پدرِ کارمندی برای آینده فرزندش ماهی ۱۰۰۰۰ تومان داده است. بعد از ۲۰ سال بنیاد به فرزندش دو میلیون و چهارصد هزارتومان پول میدهد یا با محاسبه سودش مثلا چهار و نیم میلیون پول میدهد. خوب ۵/۴ میلیون پول میتواند بخشی از مشکلات بزرگسالی این فرزند را برطرف کند.
درثانی با جمع آوری این پولها، بنیاد توان اقتصادی بالایی برای کار آفرینی خواهد داشت و همچنین تعهد میکند به فرزند این آقا تسهیلات اضافه بر پول والدنیش اعطا کند. مثلا وام و …
م) اعطای پوشش بیمه تامین اجتماعی بهداشتی، عمر و … به بازاریان و افراد با شغل آزادی که مالیات میپردازند.
ن) پوشش تامین اجتماعی روستایان و اقشار کم دارمد با بیمههای مختلف اعم از بهداشتی و … و ایجاد یک نظام هماهنگ و فراگیر تامین اجتماعی برای کمک به این اقشار. حالا یا از طریق اعطای یارانههای بیشتر یا از طریق پرداخت نقدی کمک هزینهها و … که این طرح تکامل یافته هدفمند کردن یارانههاست ولی در مقطع انتخابات میتواند خیال اقشار کم دارمد را آسوده کند که اگر احمدینژاد برود، دولت به فکر ایشان هست و اتفاقا بهتر و کارشناسیتر در جهت رفع مشکلات ایشان عمل میکند.
و … که طرحهای زیادی در مغز این ضعیف میگردد که الان وقت اعلام همه اینها نیست ولی فکر کردم طرح اینها در مقطع انتخابات از طرف شما میتواند مفید باشد و این حقیر بیش از اینها از دستش کاری بر نمیآید.
۱۵ – از آقای خاتمی برای تبیلغات انتخاباتی و سفرهای استانی استفاده کنید وقتی مردم شما را با خاتمی ببینند و اراده شما را برای تغییر حس کنند و به اراده آزاد خویش ایمان آورند دیگر این خیال باطل که انتخابات از پیش تعیین شده است از بین میرود و این ضعیف بازهم توصیه میکند سعی کنید در شهرهای کوچک بزرگان و صاحب رایهای هر شهر یا محل و یا روستا را ببینید تا اینها برایتان تبلیغ کنند چراکه در شهرهای کوچک و روستاها نظام قبیلهای هنوز مقبولیت دارد.
۱۶ – به ستادتان بسپارید برای تبلیغات بیشتر اقلامی از جمله دست بندهای سبز، تمهای موبایلی، موسیقی رپ و راک حمایتی، فیلمهای کوتاه بلوتوثی و mms ای، سیدیهای جذاب که هم معرف شمایند و هم حاوی بستههای تبلیغاتی برای کمک به ستادهای مردمی، بروشورهای انتقادی (ونه بروشورهایی که شامل شعرهای تبلیغاتی و سابقه شماست که اینها را همه میدانند ولی برنامه شما برای زنان، جوانان، بیکاری و … را کسی نمیداند و اصل اینهاست)، تیشرتهای سبز و کارتهای اینترنت و تلفنی که آدرس سایت شما یا شماره تماس و پیامکتان را در پشت دارند، انگشترها و گردن بندهای ساده سبز رنگ، برگهها و پوسترهای حاوی کاریکاتورهای شما با شعارهای انتخاباتی طنز گونه (دقت داشته باشید در زبان طنز چیزهایی میتوان گفت که در حالت معمولی نمیتوان گفت) و پیامکهای کوتاه و تامل برانگیز تهیه کند و از ستادهای موازی اصلاح طلبان حمایت کنید و زیادی هم به اطرافیان اولیه خود متکی نباشید، شما متعلق به آنها نیستید بلکه متعلق به همه حامیانتان هستید و نباید تصور کنید مشاورهای درجه یک شما باید همانها باشند چراکه آنها خیلیهایشان بیتجربه، گم نام و سالخورده هستند ولی در دایرهای که اکنون حامی شما هستند و وابسته به طیف خاصی نیستند هستند مشاوران برجستهای که میتوانند ستاد شما را پویاتر کنند. الان خیلی آدمهای مدرن و صاحب رایی هستند که پشت در ستاد شمایند چراکه برخی مشاوران شما برایشان زننده هستند و استقبال هم از اینها کم است. در این ۲۰ روز از این سرمایه به نحو احسن استفاده کنید.
۱۷ – در طراحی کمیته صیانت از آرای دقت کنید این ۵۰ هزار نفر توسط یک سیستم یک پارچه اطلاعاتی با مرکز کمیته در شهر، استان و کشور در ارتباط باشند و تمامی اطلاعات لازم اعم از میزان رای ماخوذه، نحوه برخورد دولت با اینها و … را گزارش کنند. سپس اگر حتی در یک جای دور افتاده اینها را زدند یا بیرون کردند، این را اعلام کنید. حالا یا در مصاحبه، یا روزنامه، یا در یک سایت ویژه همه اینها را قرار بدهید و برملا سازید. اینگونه اگر هم کسی تقلب کند، رسوا میشود. توصیه میکنم ملاحظه بالا را هم نکنید چراکه اگر این روند طبیعی شود و هیچ کاری نشود بالا که هیچ، نظام و انقلاب به خطر میافتد و این یک وظیفه ملی، اخلاقی و شرعی است و واجب است انجام گیرد و آنرا که نیت پاک است چه هراس از حساب و شفافیت است.
۱۸ – خیلی از جوانان ما از سیاست مایوسند چون هیچ کانالی برای ارضای حس سیاسی اینها وجود ندارد و همه کانالها به گزینشهای سنگین عقیدتی، پارتیبازی و … ختم میشود و مثلا یک جوان سیاسی هرچقدر سعی میکند وارد عرصه قدرت و مدیریت شود تلاشش به بن بست میرسد و این باعث میشود یا سیاست زده شود یا رادیکال شود و به اپوزیسیون نظام بپیوندد و این همان چیزی است که در رژ یم طاغوتی اتفاق میافتاد و سطح جوانان ناراضی را افزایش میداد و این خطر بزرگی برای انقلاب است چراکه در بلند مدت با کوچک شدن دایره حامیان نظام و حذف سالخوردگان انقلاب به خطرهای بسیاری دچار خواهد شد.
ما امروز جوان حامی این نظام کم نداریم اما اکثریت اینها در برابر اقلیتی مورد بیمهری قرار میگیرند و از سیاست زده میشوند و میروند دنبال کار و زندگی معمولیشان چراکه اینها مدرناند و با دنیای جدید عجین و نیستند مانند آن اقلیت بله قربان گو و متحجر پس وقتی اینها پس زده میشود و بله قربان گویی اصل میشود فرصتهای تاریخی برای باقای نظام از بین میرود و این چیز خوبی نیست. بخصوص وقتیکه توجه شود که امروزه اکثر نیروهای نظام یا سالخورده هستند یا از هزار فامیلاناند و ما نداریم مانند اول انقلاب جوانان متعهدی که از دل مردم بلند شوند و مدیریت کشور را بدست گیرند. اغلب یا یک سری افراد سالخورده و تکراری هستند که مداوم جایشان عوض میشود یا اقوام و فامیلهای همینهایند و همین میشود که فساد اداری و مالی رشد پیدا میکند و درجه اعتماد عمومی نسبت به دولت و دستگاهها از بین میرود.
اگر اول انقلاب به مدیران اعتماد بود و مدیران از جان و دل کار میکردند دلیلش این بود که اینها از همین مردم بودند و افراد ویژه و توصیه شده خاصی نبودند، تنها ویژگیشان تعهدشان بود. پدر این ضعیف در آن دورانها مدیری انقلابی بودند، ایشان تعریف میکردند که اول انقلاب ۱۰ میلیون پول از مطالبات یکی از نهادهای انقلابی دست ایشان آمد. هیچ کس از این پولها خبر دار نبود. اما ایشان اینها را برداشتند و رفتند مرکز استان تحویل دادند و رسید گرفتند. اما الان چی؟ شما ۱۰۰ هزار تومان پول با حساب بدهید دست یک مدیر فوری اینها را هاپولی میکند. این واقعا جای تاسف دارد. امثال پدر من در اوایل انقلاب برای این نظام چه فداکاریهایی که نکردند اما چه شد، با حذف جناح چپ اینها هم حذف شدند و در عوض مدیران فاسد جایگزین شدند و این جای تاسف دارد.
از شما خواهشمندم اگر رئیس جمهور شدید نظام مدیریتی را دوباره اصلاح کنید، به جوانان اعتماد کنید و مطمئن باشید همانطور که امام در جوانی به شما اعتماد کرد و شما امام را رو سفید کردید، جوانان امروزی هم کم از جوانان قدیم ندارند تنها مورد اعتماد نیستند و یک پدر اخلاقی نیاز دارند که از اینها حمایت کند و پارتی بزرگ اینها باشد.
جناب مهندس موسوی، الان ۸۰٪ کادر اصلاح طلبان و مدیران سابق جناح چپ در دوران نزدیک به بازنشستگیاند و یا باز نشسته شدهاند و شما اگر ببرید هم باید در این ۴ سال کادر سازی کنید چراکه اگر نتوانید جای اینها مدیر جایگزین کنید جناح راست دوباره شما را حذف میکند چراکه جناح راست مدیر ساز است و از طریق بسیج و … افراد مورد نظرش را پیدا میکند. از آنها حمایت میکند و اینها را در دستگاهها تزریق میکند. این میشود که با یک جابجایی راحت مدیران سالخورده شما را حذف میکنند و آب از آب تکان نمیخورد چون شما در بدنه سیستم کسی را ندارید تنها یک لشکر ژنرال سالخورده دارید.
به نظر این ضعیف بروی این امر دقت کنید. و در شعارهایتان هم این را منعکس کنید و بگوید که مانند امام قصد جوانگرایی را دارید.
پدرم برایم تعریف کرده است روزی خدمت شهید بهشتی رسیدند و اعتراض کردند که ما جوانان ساده هیچ تجربهای نداریم و اینها هزینههای زیادی را تلف میکند. شهید بهشتی لبخندی میزند و میگوید همه هزینهها گردنِ بهشتی، اینها هزینه تجربه شما برای آینده است. شما مدیران آینده این انقلابید. براستی که امثال ایشان چه تلاشی برای کادر سازی کردند اما حیف که این کادر سازی تنها در همان سالها بود و پس از آن متوقف ماند.
هنر شما باید این باشد که به جوانان سیاسی القا کنید که آنها را برای آینده این نظام حمایت خواهید کرد. اگر چنین کنید شوری در بین جوانان سیاسی میافتد و همینها میشوند موتور محرکه تبلیغات برای شما و اینها میروند هم سالان خودشان را میآورند چون زبان ایشان را بهتر از سالخوردگان بلدند.
جناب میرحسین خسته شدیم از کار کردن برای ستادهای اصلاح طلبان و فراموش شدن در فردای انتخابات این را نیک درک کنید. چراکه ما جوانان اصلاح طلب باید تهیدهای امنیتی جناح مقابل را قبول کنیم، خطر بیکاری را حس کنیم و جان و زندگیمان مایه بگذاریم ولی فردای انتخابات هیچ کس نگاهمان هم نمیکند. در عوض در جناح مقابل تمام امکانات برای رشد جوانان در اختیار قرار میگیرد و این بیعدالتی بزرگی است.
به این ضعیف تا کنون چندین پیشنهاد برای همکاری با کمیته سیاسی اصولگرایان داده شده است. این ضعیف گفته است با تاسی از شعار «هر شهروند یک ستاد» میرحسین، ستاد مستقل خویش را برای ایشان راهاندازی میکند و نیازی به همکاری با آنها ندارد و این ضعیف تمام خطرات حمایت از شما را به جان دل خردم چراکه به شما ایمان دارم. اما دیگران را چه کنیم. از هر ۱۰ جوانی که پیدا کنی، ۹ تا قبل از کمک کردن دنبال رانت هستند و این جای تاسف دارد و اشک ما را در آورده است و مجبورمان کرده که همان ستاد خویش را بچسپیم و به دیگران کاری نداشته باشیم. خواهشم از شما اینست که اگر توفیق الهی دست داد و رئیس جمهور شدید این روند را معکوس کنید و سیستم را اصلاحی اساسی بکنید.
۱۹ – از نیروهای فعال بسیجی بیشتر استقبال کنید. اتفاقا اینها برخلاف نظر برخیها معرف حضور نظامیان در سیاست نیستند. بلکه معرف قشر مخلصی از جواناناند اینها با دل و جان کار میکنند پس در سازماندهی ایشان دقت کنید تا اینها با دیگر دوستانشان بیشتر صحبت کنند و طرح هادیان سیاسی بسیج را خنثی کنند. بر طبق طرح مذکور یک سری بسیجیانی مامور میشوند بسیجان دیگر را برای حمایت از نامزد خاصی آماده کنند. اگر بسیجیان حامی شما تنها تلاششان این باشد که با روشنگری در بین هم رزمانشان این طرح را خنثی کنند. این بزرگترین کمکشان خواهد بود.
۲۰ – از اصلاح طلبی فرار نکنید چراکه کر اصلی حامیان شما در اینجاست پس اگر زیادی بگوید من مستقلم، این باعث ناراحتی خیلی از حامیانتان میشود برای همین از اصلاح طلبی نگریزید به اصلاح طلبی افتخار کنید اما از اصولگرایان و محافظهکارانیکه تمایل به شما دارند نیز استقبال کنید و بگوید که من اصلاح طلبم اما نسخه جدیدی برای اصلاح طلبی دارم. نسخهای که در آن بیشتر به سیاستهای حمایتی توجه میشود و هدفش پیوند زدن طبقه ضعیف به طبقه متوسط است نه تکیه بسیار به طبقه متوسط. یک نسخه سوسیال دموکرات نه لیبرال دموکرات. اینها باعث اعتماد بیشتر طبقه متوسط به شما میشود.
برای پیروزیتان دعا میکنم. ان شاء الله اگر پیروز شدید و کانالی برای ارتباط با شما وجود داشت توصیههایی برای بهبود کیفیت کارتان ارائه خواهم کرد و بنده بسیار امید دارم به پیروزی شما.
و شما را مانند یک پدر اخلاقی دوست دارم.
من زیاد میشنوم که میگویند رئیس جمهور را از قبل مشخص کردهاند، احمدینژاد با تقلب برنده میشود. ما رای میدهیم اما دیگران قهر میکنند و رای ما تاثیر ندارد. و … صحبتها پر است از پوچگرایی و یاس و نومیدی.
هنرتان این باشد که به آنها این پیام را بدهید که “به ارادههای آزاد انسانها ایمان دارید و باور دارید که اگر من، تو و او و دیگری از جا حرکت کنیم، هیچ کس توانایی از پیش تعیین کردن و تلقب را نخواهد داشت” به مردم آرمان دهید و هدف را در ذهن آنها زنده کنید. به آنها بگوید که برای آینده بچههایمان، برای آینده آنهایی که دوستشان داریم و بدانها عشق میورزیم. وظیفه داریم که شرایط بحرانی و غلط امروزی را تغییر دهیم. به آنها عمق فاجعه را نشان دهید و بگوید که اگر این دوره پیروزی در کار نیاید و در خانهها بست بنشینیم خطر همه را تهدید خواهد کرد.
بدانها اعتماد دهید که کمیته صیانت از آرای تمام تلاشش را برای شفاف سازی انتخابات خواهد کرد و اگر یک مورد تخلف هم ببیند آن را گزارش میدهد و شما پیگیر رای مردم خواهید بود و بر علیه متقلبین افشاگری خواهید کرد و ساکت نخواهید نشست.
وقتی اینگونه سخن بگوید مردم باز خواهند آمد.
۶ – روی خانوادهتان بیشتر مانور دهید، تا الان خانمتان شگفتی آفریده است. این بار از بچهها و نوههایتان مایه بگذارید. البته هدف من سوء استفاده تبلیغاتی نیست بلکه نشان دادن این حس است که شما هم خانواده دارید. شما هم دلتان برای آینده خانوادهتان میتپد. شما هم یک زندگی معمولی دارید مانند همه مردم. وقتی مردم این را حس کنند به شما بیشتر اعتماد میکنند.
شاید یکی بگوید اصلا چه اهمیتی دارد مثلا بچه یا نوه شما چه افکار کودکانهای دارد، اتفاقا به نظر من این اشارات مهم است. اوباما را اگر نگاه کنید اتفاقا او به خاطر همین خانواده دوستیاش و اینکه به مردم القا کرد زندگی عادی مانند همه آنها دارد و دلش برای آینده فرزندانش میتپد حس هم ذات پنداری مردم را برانگیخت. من هم به شما میگویم اگر چنین کردید میتوانید پوپولیسم را خنثی کنید و حس اعتماد عمومی از دست رفته را باز گردانید.
۷ – فکر کنم این خواسته و دغدغه اکثریت ملت ایران باشد که فکری به حال فساد اداری، فساد مالی و رانتخواری و پارتیبازی بشود. من نمیگویم مافیاهای خیالی بسازید بلکه سخنم اینست که پیام مبارزه با فساد را عالمگیر کنید و به مردم القا کنید که این فساد را ریشه کن خواهید کرد.
نیازی هم نیست که بگوید من دست اینها را قطع میکنم، اگر با منطق توضیح دهید که فساد موجود به دلیل “فساد انگیز” است و شما سعی خواهید کرد در وهله اول فساد انگیز را از دسترس دور کنید و سپس با روی آوری به مدیران نخبه و متعهد سطح این را کاهش دهید. با شفاف سازی راه را برای دور زدن قانون ببندید و … این را القا کنید که این راه یک شبه طی نخواهد شد و نیاز به اصلاحات تدریجی و هدفمند در نظام اداری و مالی است. این تاثیرش از پوپولیسم بیشتر خواهد بود.
نیک است برنامه ریز و جزئی برای مبارزه با فساد مالی، اداری و مشکل رابطه مندی ارائه دهید و توجه عمومی را برانگیزید.
از اخلاق صحبت کنید و ریاکاری و کاسبکاری دینی را نفی کنید. ادعاهای آسمانی نکنید اما منطقی عمل کنید تا مرد حس کنند یک فرد قابل اعتمادی آمده است این کثافتکاریها را بشویاند. مردم اگر این حس را بکنند که شما دنبال دزدی و عوامفریبی نیستید، مشتاقانه پشتتان خواهند آمد.
اصلا جدای از مردم وقتی شما فساد مالی را از بین ببرید، سطح سرمایهگذاری خارجی در کشور بیشتر میشود و این سودهای زیادی دارد. بگوید که من مرد افسانهای نیستم و وعدههای بلند و بالا نمیدهم و ادعاهای بزرگ نمیکنم و برای دنیا نسخه نمیپیچم و نمیگویم مافیا و در خفا مافیاهای رقیب را حذف کنم و مافیای خودی را جایگزین کنم، بگوید من تمام تلاشم را میکنم تا به عنوان رئیس قوه مجریه جلوی این روند ناصحیح را بگیرم و در این بابت از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم شد.
بروی اینها بسیار مانور دهید که بسیار تاثیر گذار خواهند بود.
۸ – متاسفانه رقابتی در میان اصلاح طلبان کلید خورده که روز به روز به عمق این رقابت افزوده میشود و حتی برخی از حامیان آقای کروبی معتقدند رقیب اصلی آنها شمایید نه آقای احمدی نژاد و این اصلا به صلاح نیست چراکه تخریب همدیگر و رقابت با نامزد خودی تنها باعث شکست رای یکدیگر میشود نه شکست رای آقای احمدینژاد برای همین بهتر است تا میتوانید در جهت اجماع حرکت کنید اما اگر اجماع تا دور دوم – اگر دور دومی باشد – حاصل شدنی نباشد بهتر است گفتمان انتخاباتی خود را بر ۲ پایه نظری استوار سازید، یکی ایدهالیسم عملگرا و دیگری سوسیال دموکراسی، این گفتمان در برابر گفتمان پراگماتیسم رئال و نئولیبرالیسمِ حامی آقای کروبی توان رقابت دارد و همچنین در برابر فاندیمنتالیسم و محافظهکاری احمدینژاد و رضایی، و بنده صریحا میگویم گرچه وقت اندک است اما اگر سخنهایتان با این گفتمان هماهنگ باشد میتوانید وضع را دگرگون کنید ولی اگر بازگردید به گفتمان چپ سنتی که از سوسیالیسم غیر دموکراتیک الهام میگرفت و زیادی آرمانگرا بود. به دلیل اینک رای طبقه متوسط را از دست میدهید شانستان پایین میآید.
حال ایدهالیسم عملگرا چیست؟ خیلی ساده است، شما آرمانهایی دارید ولی برای دستیابی به اینها در تلاشی عملی برای تغییر کوشش میکنید. این شما را از پوچ گرایی میرهاند و میتوانید نسخه جدیدی از اصلاح طلبی که غیر پوچگرا باشد را ارائه دهید. برای تیبین نظری و مشاوره گرفتن در این مورد میتوانید از دکتر علی میرسپاسی بهره ببرید و مشاورهای بگیرید تا در شعارهایتان یک کاتالیزور قوی اضافه کنید.
در مورد سوسیال دموکراسی هم بنده در نامه اولم توضیح دادم و اتفاقا رفتار شما و برنامه اقتصادی شما در طول این چندوقته چنان بوده که حتی اساتیدی چون دکتر مازیار بهروز هم گفتهاند که شما برخلاف دهه ۶۰ از سوسیال دموکراسی الهام گرفتهاید. این خیلی عالی است ولی کم است. به نظر من شما به خاطر سنتان و اینکه ۲۰ سال ظاهر نبودید در این ۲۰ روز چیزی برای از دست دادن ندارید پس بهتر است شعارهای سوسیال دموکرات بیشتری بدهید و از مشاورانی که در این زمینه متبحرند مثلا همین دکتر مازیار بهروز بهره ببرید و یک مقدار مزاج انتخاباتی را بیشتر گرم کنید و مطمئنن رقبای شما هم در برابر گفتمان چپ سوسیال دموکرات توان رقابت کمتری خواهند داشت.
بنده خیلی وارد نیستم در این امور ولی مثلا میگویم وقتی شما در این راه وارد شوید، از دموکراسی بیشتر سخن بگوید، از بیمه بیکاری جوانان تا اشتغال بکارشان صحبت کنید، از بیمه اقشار ضعیف و تامین اجتماعی ایشان سخن بگوید، از سیاستهای حمایتی حرف بزنید و … اینها همان مصداق سوسیال دموکراسی، بازهم بیشتر است.
بهتر است تا وقت باقی است از افراد صاحب رای در این امر مشورت بگیرید و چه ایرادی دارد این.
۹ – از چهرههای اجتماعی برای تبلیغات استفاده کنید، چهرههایی که برای عوام محبوبند. مثلا چهرههای سینمایی یا موسیقی، اینجوری پیام تغییرات شما سریعتر در بین عوام و جوانان منتشر میشود.
بنده دیدهام که برخی از کارگردانان سینما و بازیگران سالخورده و خوانندگان سنتی از شما حمایت کردهاند. این عالی است ولی کم است. به نظر من از چهرههای سینمایی جوان بیشتر استفاده کنید. مثلا مهناز افشار، یا نیوشا زیغمی، یا الناز شاکردوست، یا محسن چاوشی و … اینها چه ایرادی دارند؟ اتفاقا وقتی اینها در کنار شما برای حظار دست تکان بدهند، توجه جوانان به شما بیشتر میشود. و شما باید نیک بدانید که اکثریت جوانان ما سیاست زده هستند اما هنوز به هنر و موسیقی علاقه دارند پس بهترین زبان برای حرف زدن با آنها وعلاقه مند کردن دوباره آنها این است که از زبان هنر و موسیقی با اینها حرف بزنید. شما باید از راه مقبول عوام وارد بشوید نه از راه مقبول روشنفکران. این اصلا پوپولیسم نیست بلکه واقع گرایی است.
بنده شنیدهام خانم شما نظرات بسیار مترقی نسبت به موسیقی رپ و راک ایرانی دارند. چرا از این ویژگی استفاده نمیکنید. رقبای شما دارند با مثلا جا زدن یک دیدار کوچک و کوتاه ساسی مانکن – یک خواننده رپ فارسی – با کروبی ذهن جوانان را به سمت خود متمایل میکنند در صورتیکه عملا چیزی از موسیقی نمیدانند اما حیف که خانم شما نظرات بسیار بازتری نسبت به این نوع موسیقیها دارند ولی شما از این فرصت استفاده نمیکنید.
بهتر است در مورد موسیقی رپ و راک فارسی شخصا وارد گود شده و صحبت کنید. مثلا بگوید وزارت ارشاد شما اینگونه موسیقیها را تا زمانیکه از چهارچوبهای غیر اخلاقی خارج نشوند و مبتذل نباشند به رسمیت میشناسد و به این خوانندگان زیر زمینی مجوز میدهد تا رو زمینی شوند.
بنده به شما قول میدهم این سخن همانند بمب بترکاند و باعث موج گستردهای از حمایت جوانان از شما شود. چراکه الان در بین جوانان متولد شده دهه ۷۰ و ۶۰ چیزی حدود ۶۰٪ یا بیشتر از این آمار هوادار موسیقی زیر زمینی وجود دارد و خوانندگان این نوع موسیقی طرفداران زیادی دارند ولی چون مجبورند زیر زمینی بخوانند دچار محدودیتند و متاسفانه این محدودیتها دارد این موسیقی را از چهارچوبهای اخلاقی خارج میکند اگر وزارت ارشاد به اینها مجوز بدهد باعث میشود خوانندگان خوش استعداد و متعهد در این گروه دست بالا را بگیرند و این باعث رشد و شکوفایی صنعت موسیقی در کشور میشود و حتی میتواند صنعت موسیقی لوس آنجلسی را به شدت ضعیف کند. چرا از این شعارها استفاده نکنید.
در میان خوانندگان رپ و راک هستند کسانیکه اگر شما بدانها توجه کنید میتوانند در این مدت باقی مانده با اعلام حمایت از شما یا خواندن تبلیغاتی برای شما موج آفرینی کنند. مثلا یاس، هیچکس، گروه تی ام، پیشرو، زانیار، بی باک، متنین دوحنجره و …
به نظر من این ملاحظهکاریها را بگذارید کنار، شما چیزی برای از دست دادن ندارید و آیا اصلا چیزی برای ما مانده است که بخواهیم ملاحظهکار باشیم؟ اگر نتوانید مردم را بسیج کنید و انتخابات را ببازید، ایران و نظام و … همه چیز به خطر میافتد و به نظر من این ملاحظهکاریها در این ۲۰ روز معنا ندارد.
شما نظرات دقیق و صریح خود را با مشورت افراد صاحب رای در این حوزه اعلام کنید، غیر مستقیم هم ستادتان یا ستادهای موازی شما فراخوان همیاری رپرها را بگذارند، غوغا میشود.
تازه این پوپولیسم هم نیست و مبتنی بر واقعیت است.
۱۰ – در این چند روز در مواجه با افراد نامدار ولی مورد غضب قرار گرفته نهراسید. من شنیدم آقای زید آبادی و دفتر تحکیم وحدت گفتهاند چون شما با ایشان ملاقات نکردید یا نهضت آزادی چون شما از ایشان دوری جستید جذب کروبی شدند در صورتیکه تمایل بیشتری به شما داشتند.
بهتر است این را بدانید که شما قدرتتان را از مردم خواهید گرفت و از گروههای اجتماعی و نه از بالا، چراکه بالا دنبال کس دیگری است. پس شما نباید از گروها و نهادهای اجتماعی هراس داشته باشید. خیلی از این گروها عقلشان به چشمان است، خیلی از هواداران ایشان هم اینگونهاند. آقای کروبی دارند با رفیق بازی و شیخوخیت اینها را جذب میکنند در صورتیکه اینها متحد طبیعی شما هستند. پس اینها را از دست ندهید. از گروههای کارگری، جنبش معلمان، زنان و … حمایت کنید و مطالبات ایشان را به صورت دقیقتر و جزئیتر مطرح کنید.
مثلا دولت طرح افزایش حقوق کارمندان را عملا تا دقیقه نود معطل کرد، خوب شما از این استفاده بکنید و بگوید شما از آن جنسی نیستید که اینها را تا دقیقه نود فراموش کنید. محققا کارمندان از جنس روستایان نیستند که با پولهای انتخاباتی فریب بخورند و سطح نارضایتی بخصوص در میان کارمندان آموزش و پرورش بسیار بالاست. بهتر است چند طرح خوب برای این اقشار ناراضی ارائه کنید.
۱۱ – در بالا هم گفتم، شما قدرتتان را از مردم میگیرید پس با مردم میثاق کنید که مطالبات آنها را پیگیری میکنید و از تمام تلاشتان به عنوان رئیس قوه مجریه در این امر مایه میگذارید. همین ابتدای کار بگوید که اگر فرد یا افرادی جلوی شما را سد کردند گرازش این امر را در اختیار مردم خواهید گذاشت. (مثلا با تاسیس سایتی تمامی گزارشات در اختیار مردم قرار میگیرد یا ارتباط با مردم تسهیل میشود و …) این باعث افزایش اعتماد عمومی نسبت به شما میشود.
شما بهتر از این ضعیف میدانید که مردم از درجا زدن آقای خاتمی ناراضیاند و آقای خاتمی هم در کمال محبوبیتشان در پیگیری مطالبات مردمی کوتاهی کردند. شما اگر همین اول میثاق ببندید. این بهتر است.
نیک است که در همین میثاق نامه تاکید کنید که شما وعدههای بلند و بالا نمیدهید اما تضمین میکنید که دولت آینده از قانون تخلف نکند، آزادیهای مدنی و اجتماعی را محدود نکند، حقوق شهروندی را به رسمیت بشناسد. در مدیریت نخبه سالار باشد و با فساد اداری، مالی و رابطه مندی مبارزه کند و … که همه را میتوانید به صورت صریح و جذاب لیست کنید و در میثاق نامه بیاورید. سپس این میثاق نامه را در روزهای آخر منتشر کنید و توصیه این ضعیف است که در نوشتن میثاق نامه از زبان ساده و قابل فهم برای همه استفاده کنید و سخنانتان را بیپرده و صریح بگوید و تمامی شعارهای کلیدی خود را در آن جمع سازید.
اگر از اینگونه رفتارها داشته باشید و به مردم القا کنید که مرد افسانهای نیستید ولی با خرد و عقل کشور را اداره خواهید کرد و تغییرات را به خانههای مردم خواهید آورد. آن وقت تحریمیها از خانهها خارج خواهند شد و به شما اعتماد خواهند کرد.
۱۲ – در طول این چند وقته شما یک سری پاتکهای خبرساز زدید و اینها شور انتخاباتی آفرید اما پس از این، پاتکها در سایه پاتکهای رادیکالتر شیخ مهدی کروبی قرار گرفت. بازهم میگویم در این ۲۰ روز دیگر استخاره گرفتن و ملاحظهکاری حاجت نیست. پاتکها را سنگینتر و کوبندهتر و خط شکنتر بفرستید و دقت هم کنید که زیاده روی نکنید چراکه زیاده روی کردن هم خود مضاری دارد که باعث میشود فرد شعارگرا جلوهگر شود تا عملگرا.
۱۳ – تاکنون شما نظر درستی در مورد اینترنت و وبلاگها ندادهاید. خوب است در این مدت باقی مانده صریحا موضع گیری کنید و بگوید که با امنیتی کردن اینترنت و برخورد سیاسی با وبلاگ نویسان مخالفید، طرحهایی برای افزایش ضریب نفوذ اینترنت در کشور دارید، اینترنت را ارزانتر خواهید کرد، پهنای باند اینترنتی را بالاتر خواهید برد و تسهیلاتی فراهم خواهید کرد که همه خانهها به اینترنت دائم وصل شوند. موضع گیری کنید و بگوید که با فیلتر کردن سایتها و وبلاگهایی که سلیقهای مسدود شدند برخورد خواهید کرد و فیلتر کردن را محدود به قانون کرده از بسته شدن صدای مخالفان جلوگیری خواهید نمود.
۱۴ – این ضعیف چند پاتک انتخاباتی مد نظر داشتم که بد ندانستم اینها را در خدمت شما قرار بدهم، اینها را به ترتیب در زیر میآورم:
الف) بیمه بیکاری: به صورتیکه به جوانان فارغ التحصیل از دانشگاهها تا زمان اشتغال به تحصیلشان بیمه بیکاری پرداخت شود و اینها در یک سیستم جامع شناسایی شده، با برنامهریزی دقیق و هدفمند در جهت اشتغال اینها کوشش شود. این طرح باعث میشود که اولا میل به تحصیل بالا رود، دوم با شرایطی که برای دریافت بیمه در نظر گرفته میشود. شوق جوانان به کار آفرینی و زندگی بیشتر گردد.
ب) برسمیت شناختن موسیقی رپ و راک فارسی توسط وزارت ارشاد اسلامی و اعطای مجوز به خوانندگان با صلاحیت این سبکها و تسهیل امر اعطای مجوز به خوانندگان موسیقی پاپ برای افزایش نشاط ملی
ج) برسمیت شناختن سندیکاهای کارگری و سازمانهای مدافع حقوق زنان، فرهنگیان و … و تشکیل کارگروههای ویژهای برای شنیدن صدای گروههای اجتماعی و پیگیری مطالبات ایشان – تا حد توان دولت – که میتواند بسیار موثر باشد. مثلا اگر دولت سخنان فعالین زن جامعه را بشنود و برای رفع مطالبات ایشان برنامهریزی کند. هیچ زنی به علت یک اعتراض ساده امنیتی نمیشود، هیچ کارگری زندان نمیشود. هیچ معلمی معلق نمیشود و …
د) تاسیس «خانه مشاور» در سراسر کشور. و این خانه مشاور نهادی است که به جمع آوری طرحها و ایدههای مردم میپردازد و با دستهبندی کردن آنها و برسی آنها به کسانیکه طرحهای قابل تاملی ارائه کردهاند تسهیلات اعطا میکند.
مثلا چطور؟ اینگونه که مثلا یک پزشک میآید عضو خانه مشاور شهرش میشود و برای بهبود کیفیت بهداشتی شهر خود یا کشور طرح ارائه میکند. اینها برسی میشود اگر طرح قابل تاملی بود این طرح به نهاد مربوطه که حالا وزارت بهداشت است یا اداره بهداشت شهرستان مربوطه یا کارگروه ویژه پیگیری این طرحها یا فرمانداری و … ابلاغ میشود. در عوض به این پزشک مبتکر یک سری تسهیلات ویژهای به عنوان پاداش اعطا میشود. مثلا سهمیه محدود برای شرکت در آزمون تخصص، یا هر چیز دیگری. این شیوه باعث میشود که فرد برای دریافت تسهیلات در ارائه طرح و نظر نهایت ابتکار شخصی خویش را به عمل آورد و خوب معلوم است با این شیوه دولت در برابر دنیایی از طرحهایی روبرو خواهد شد که خیلی از اینها میتوانند وضعیت کشور را تغییر دهند و همچنین اگر دولت از اینها استقبال کند. اعتماد عمومی به دولت بالا میرود و این یک چیز بسیار با ارزش است.
در این طرح نامبرده شده، خانه مشاور میآید مردم را به طبقات مختلف دستهبندی میکند و بعد از هر فردی طرحی را قبول میکند که در زمینه تخصصش است مثلا از روستایی کشاورز طرح صنعتی نمیگیرند از او میخواهند که برای بهبود اوضاع کشاورزی طرح بدهد و در عوض تسهیلات کشاورزی دریافت کند، یا از دانشجو یک جور دیگر، یا از معلم یک جور دیگر، یا از زن خانهدار یک جور دیگر و … اینطوری حتی اگر طرحها بدرد بخور هم نباشند دولت با مطالبات مردم بیشتر آشنا میشوید و بهتر میتوانید این مطالبات را پیگیری کنید و خوب در عمل هم سطح رضایت عمومی از دولت و حتی نظام جمهوری اسلامی بالاتر میرود و خطرهای براندازی که نظام را تهدید میکنند خنثی میشوند.
در ثانی این طرح به شدت، طرح جمع آوری نامه توسط دولت نهم و دادن چک پولهای ۵۰ هزار تومنی به نامه نویسان را زیر سوال میبرد و به نظر من بدیل طرح پوپولیستی احمدینژاد است. چراکه در اینجا از فکر عمومی برای بالا برده بهره وری دولت استفاده میشود ولی آنجا نخیر تنها گدا پروری میشود و در کنار اینها خانه مشاور میتواند یک کانال مستقیم باشد بین رئیس جمهور و مردم و مردم میتوانند در کنار ارسال طرحها، نامههای خود را نیز برای رئیس جمهور ارسال کنند و کرامت مردم حفظ شود و نشود که در سفر رئیس جمهور مردم دنبال گونی جمع آوری نامه بگردند و مردم اینگونه شانشان حفظ میشود و اگر طرحشان مقبول افتاد احساس ارزش نیز میکنند.
تنها در پایان این طرح بگویم که میتوان از این طرح برای نظر سنجی در بین مردم، استفاده از نیروهای داوطلب مردمی برای حل مشکلات شهری و بالا بردن اعتماد عمومی استفاده کرد و در کنار اینها حتی در هر استان، شهر، روستا و حتی منطقه و محله هیاتهای مشاورهای مردمی ایجاد کرد. بدان صورت که مثلا نخبگان برجسته فرهنگی، پزشکی، کشاورزی، تجاری و … در شوراهای مشورتی عضو دائم باشند و اینها مثلا به فرماندار یا رئیس اداره مربوطه کمک فکری کنند. یا مثلا روستایی عضو به دهیارش کمک دهد و یک کنالی هم باید اینجا باشد که پیگیری کند این کارها را، تا خودرایی ها کم شود و کارنشاسی و نخبه سالاری افزایش یابد.
ه) تاسیس بنیاد کار آفرینی، این بنیاد با جمع آوری اطلاعات بیکاران کشور در جهت اشتغال به کار اینان تلاش میکند. و فرقش با وزارت کار این است که به صورت مستمر با فرد مربوطه در تماس است و همچنین یک قسمت دارد به عنوان بخش سرمایهگذاری ملی که در آن فرد بیکار مثلا میآید سهامی خریداری میکند. در عوض با پول این سهامها مثلا در فلان شهرستان میآیند یک تعاونی درست میکنند که فعالیت اقتصادی میکند. از این مفر بخشی از مشکل بیکاری با تعاونیهای مردمی رفع میشود و دولت هم از این تعاونیها حمایت میکند و این شیوه خوبی برای حل مشکل بیکاری است. البته شما بهتر از من میدانید که برای حل واقعی مشکل بیکاری باید بخش خصوصی توانمند شود که متاسفانه بسیار ضعیف است.
یک چیز هم در مورد این بنیاد بگویم و آن این است که مردم میتوانند فرزندانشان را در این بنیاد ثبت نام کنند و ماهیانه یک پولی به بنیاد بدهند. سپس وقتی این فرزندان بزرگ شدند و زمان اشتغالشان رسید. بنیاد معادل پولی که والدینش به بنیاد دادهاند یا با اضافه سود مالی آن، به فرزندش پس دهد. مثلا یک پدرِ کارمندی برای آینده فرزندش ماهی ۱۰۰۰۰ تومان داده است. بعد از ۲۰ سال بنیاد به فرزندش دو میلیون و چهارصد هزارتومان پول میدهد یا با محاسبه سودش مثلا چهار و نیم میلیون پول میدهد. خوب ۵/۴ میلیون پول میتواند بخشی از مشکلات بزرگسالی این فرزند را برطرف کند.
درثانی با جمع آوری این پولها، بنیاد توان اقتصادی بالایی برای کار آفرینی خواهد داشت و همچنین تعهد میکند به فرزند این آقا تسهیلات اضافه بر پول والدنیش اعطا کند. مثلا وام و …
م) اعطای پوشش بیمه تامین اجتماعی بهداشتی، عمر و … به بازاریان و افراد با شغل آزادی که مالیات میپردازند.
ن) پوشش تامین اجتماعی روستایان و اقشار کم دارمد با بیمههای مختلف اعم از بهداشتی و … و ایجاد یک نظام هماهنگ و فراگیر تامین اجتماعی برای کمک به این اقشار. حالا یا از طریق اعطای یارانههای بیشتر یا از طریق پرداخت نقدی کمک هزینهها و … که این طرح تکامل یافته هدفمند کردن یارانههاست ولی در مقطع انتخابات میتواند خیال اقشار کم دارمد را آسوده کند که اگر احمدینژاد برود، دولت به فکر ایشان هست و اتفاقا بهتر و کارشناسیتر در جهت رفع مشکلات ایشان عمل میکند.
و … که طرحهای زیادی در مغز این ضعیف میگردد که الان وقت اعلام همه اینها نیست ولی فکر کردم طرح اینها در مقطع انتخابات از طرف شما میتواند مفید باشد و این حقیر بیش از اینها از دستش کاری بر نمیآید.
۱۵ – از آقای خاتمی برای تبیلغات انتخاباتی و سفرهای استانی استفاده کنید وقتی مردم شما را با خاتمی ببینند و اراده شما را برای تغییر حس کنند و به اراده آزاد خویش ایمان آورند دیگر این خیال باطل که انتخابات از پیش تعیین شده است از بین میرود و این ضعیف بازهم توصیه میکند سعی کنید در شهرهای کوچک بزرگان و صاحب رایهای هر شهر یا محل و یا روستا را ببینید تا اینها برایتان تبلیغ کنند چراکه در شهرهای کوچک و روستاها نظام قبیلهای هنوز مقبولیت دارد.
۱۶ – به ستادتان بسپارید برای تبلیغات بیشتر اقلامی از جمله دست بندهای سبز، تمهای موبایلی، موسیقی رپ و راک حمایتی، فیلمهای کوتاه بلوتوثی و mms ای، سیدیهای جذاب که هم معرف شمایند و هم حاوی بستههای تبلیغاتی برای کمک به ستادهای مردمی، بروشورهای انتقادی (ونه بروشورهایی که شامل شعرهای تبلیغاتی و سابقه شماست که اینها را همه میدانند ولی برنامه شما برای زنان، جوانان، بیکاری و … را کسی نمیداند و اصل اینهاست)، تیشرتهای سبز و کارتهای اینترنت و تلفنی که آدرس سایت شما یا شماره تماس و پیامکتان را در پشت دارند، انگشترها و گردن بندهای ساده سبز رنگ، برگهها و پوسترهای حاوی کاریکاتورهای شما با شعارهای انتخاباتی طنز گونه (دقت داشته باشید در زبان طنز چیزهایی میتوان گفت که در حالت معمولی نمیتوان گفت) و پیامکهای کوتاه و تامل برانگیز تهیه کند و از ستادهای موازی اصلاح طلبان حمایت کنید و زیادی هم به اطرافیان اولیه خود متکی نباشید، شما متعلق به آنها نیستید بلکه متعلق به همه حامیانتان هستید و نباید تصور کنید مشاورهای درجه یک شما باید همانها باشند چراکه آنها خیلیهایشان بیتجربه، گم نام و سالخورده هستند ولی در دایرهای که اکنون حامی شما هستند و وابسته به طیف خاصی نیستند هستند مشاوران برجستهای که میتوانند ستاد شما را پویاتر کنند. الان خیلی آدمهای مدرن و صاحب رایی هستند که پشت در ستاد شمایند چراکه برخی مشاوران شما برایشان زننده هستند و استقبال هم از اینها کم است. در این ۲۰ روز از این سرمایه به نحو احسن استفاده کنید.
۱۷ – در طراحی کمیته صیانت از آرای دقت کنید این ۵۰ هزار نفر توسط یک سیستم یک پارچه اطلاعاتی با مرکز کمیته در شهر، استان و کشور در ارتباط باشند و تمامی اطلاعات لازم اعم از میزان رای ماخوذه، نحوه برخورد دولت با اینها و … را گزارش کنند. سپس اگر حتی در یک جای دور افتاده اینها را زدند یا بیرون کردند، این را اعلام کنید. حالا یا در مصاحبه، یا روزنامه، یا در یک سایت ویژه همه اینها را قرار بدهید و برملا سازید. اینگونه اگر هم کسی تقلب کند، رسوا میشود. توصیه میکنم ملاحظه بالا را هم نکنید چراکه اگر این روند طبیعی شود و هیچ کاری نشود بالا که هیچ، نظام و انقلاب به خطر میافتد و این یک وظیفه ملی، اخلاقی و شرعی است و واجب است انجام گیرد و آنرا که نیت پاک است چه هراس از حساب و شفافیت است.
۱۸ – خیلی از جوانان ما از سیاست مایوسند چون هیچ کانالی برای ارضای حس سیاسی اینها وجود ندارد و همه کانالها به گزینشهای سنگین عقیدتی، پارتیبازی و … ختم میشود و مثلا یک جوان سیاسی هرچقدر سعی میکند وارد عرصه قدرت و مدیریت شود تلاشش به بن بست میرسد و این باعث میشود یا سیاست زده شود یا رادیکال شود و به اپوزیسیون نظام بپیوندد و این همان چیزی است که در رژ یم طاغوتی اتفاق میافتاد و سطح جوانان ناراضی را افزایش میداد و این خطر بزرگی برای انقلاب است چراکه در بلند مدت با کوچک شدن دایره حامیان نظام و حذف سالخوردگان انقلاب به خطرهای بسیاری دچار خواهد شد.
ما امروز جوان حامی این نظام کم نداریم اما اکثریت اینها در برابر اقلیتی مورد بیمهری قرار میگیرند و از سیاست زده میشوند و میروند دنبال کار و زندگی معمولیشان چراکه اینها مدرناند و با دنیای جدید عجین و نیستند مانند آن اقلیت بله قربان گو و متحجر پس وقتی اینها پس زده میشود و بله قربان گویی اصل میشود فرصتهای تاریخی برای باقای نظام از بین میرود و این چیز خوبی نیست. بخصوص وقتیکه توجه شود که امروزه اکثر نیروهای نظام یا سالخورده هستند یا از هزار فامیلاناند و ما نداریم مانند اول انقلاب جوانان متعهدی که از دل مردم بلند شوند و مدیریت کشور را بدست گیرند. اغلب یا یک سری افراد سالخورده و تکراری هستند که مداوم جایشان عوض میشود یا اقوام و فامیلهای همینهایند و همین میشود که فساد اداری و مالی رشد پیدا میکند و درجه اعتماد عمومی نسبت به دولت و دستگاهها از بین میرود.
اگر اول انقلاب به مدیران اعتماد بود و مدیران از جان و دل کار میکردند دلیلش این بود که اینها از همین مردم بودند و افراد ویژه و توصیه شده خاصی نبودند، تنها ویژگیشان تعهدشان بود. پدر این ضعیف در آن دورانها مدیری انقلابی بودند، ایشان تعریف میکردند که اول انقلاب ۱۰ میلیون پول از مطالبات یکی از نهادهای انقلابی دست ایشان آمد. هیچ کس از این پولها خبر دار نبود. اما ایشان اینها را برداشتند و رفتند مرکز استان تحویل دادند و رسید گرفتند. اما الان چی؟ شما ۱۰۰ هزار تومان پول با حساب بدهید دست یک مدیر فوری اینها را هاپولی میکند. این واقعا جای تاسف دارد. امثال پدر من در اوایل انقلاب برای این نظام چه فداکاریهایی که نکردند اما چه شد، با حذف جناح چپ اینها هم حذف شدند و در عوض مدیران فاسد جایگزین شدند و این جای تاسف دارد.
از شما خواهشمندم اگر رئیس جمهور شدید نظام مدیریتی را دوباره اصلاح کنید، به جوانان اعتماد کنید و مطمئن باشید همانطور که امام در جوانی به شما اعتماد کرد و شما امام را رو سفید کردید، جوانان امروزی هم کم از جوانان قدیم ندارند تنها مورد اعتماد نیستند و یک پدر اخلاقی نیاز دارند که از اینها حمایت کند و پارتی بزرگ اینها باشد.
جناب مهندس موسوی، الان ۸۰٪ کادر اصلاح طلبان و مدیران سابق جناح چپ در دوران نزدیک به بازنشستگیاند و یا باز نشسته شدهاند و شما اگر ببرید هم باید در این ۴ سال کادر سازی کنید چراکه اگر نتوانید جای اینها مدیر جایگزین کنید جناح راست دوباره شما را حذف میکند چراکه جناح راست مدیر ساز است و از طریق بسیج و … افراد مورد نظرش را پیدا میکند. از آنها حمایت میکند و اینها را در دستگاهها تزریق میکند. این میشود که با یک جابجایی راحت مدیران سالخورده شما را حذف میکنند و آب از آب تکان نمیخورد چون شما در بدنه سیستم کسی را ندارید تنها یک لشکر ژنرال سالخورده دارید.
به نظر این ضعیف بروی این امر دقت کنید. و در شعارهایتان هم این را منعکس کنید و بگوید که مانند امام قصد جوانگرایی را دارید.
پدرم برایم تعریف کرده است روزی خدمت شهید بهشتی رسیدند و اعتراض کردند که ما جوانان ساده هیچ تجربهای نداریم و اینها هزینههای زیادی را تلف میکند. شهید بهشتی لبخندی میزند و میگوید همه هزینهها گردنِ بهشتی، اینها هزینه تجربه شما برای آینده است. شما مدیران آینده این انقلابید. براستی که امثال ایشان چه تلاشی برای کادر سازی کردند اما حیف که این کادر سازی تنها در همان سالها بود و پس از آن متوقف ماند.
هنر شما باید این باشد که به جوانان سیاسی القا کنید که آنها را برای آینده این نظام حمایت خواهید کرد. اگر چنین کنید شوری در بین جوانان سیاسی میافتد و همینها میشوند موتور محرکه تبلیغات برای شما و اینها میروند هم سالان خودشان را میآورند چون زبان ایشان را بهتر از سالخوردگان بلدند.
جناب میرحسین خسته شدیم از کار کردن برای ستادهای اصلاح طلبان و فراموش شدن در فردای انتخابات این را نیک درک کنید. چراکه ما جوانان اصلاح طلب باید تهیدهای امنیتی جناح مقابل را قبول کنیم، خطر بیکاری را حس کنیم و جان و زندگیمان مایه بگذاریم ولی فردای انتخابات هیچ کس نگاهمان هم نمیکند. در عوض در جناح مقابل تمام امکانات برای رشد جوانان در اختیار قرار میگیرد و این بیعدالتی بزرگی است.
به این ضعیف تا کنون چندین پیشنهاد برای همکاری با کمیته سیاسی اصولگرایان داده شده است. این ضعیف گفته است با تاسی از شعار «هر شهروند یک ستاد» میرحسین، ستاد مستقل خویش را برای ایشان راهاندازی میکند و نیازی به همکاری با آنها ندارد و این ضعیف تمام خطرات حمایت از شما را به جان دل خردم چراکه به شما ایمان دارم. اما دیگران را چه کنیم. از هر ۱۰ جوانی که پیدا کنی، ۹ تا قبل از کمک کردن دنبال رانت هستند و این جای تاسف دارد و اشک ما را در آورده است و مجبورمان کرده که همان ستاد خویش را بچسپیم و به دیگران کاری نداشته باشیم. خواهشم از شما اینست که اگر توفیق الهی دست داد و رئیس جمهور شدید این روند را معکوس کنید و سیستم را اصلاحی اساسی بکنید.
۱۹ – از نیروهای فعال بسیجی بیشتر استقبال کنید. اتفاقا اینها برخلاف نظر برخیها معرف حضور نظامیان در سیاست نیستند. بلکه معرف قشر مخلصی از جواناناند اینها با دل و جان کار میکنند پس در سازماندهی ایشان دقت کنید تا اینها با دیگر دوستانشان بیشتر صحبت کنند و طرح هادیان سیاسی بسیج را خنثی کنند. بر طبق طرح مذکور یک سری بسیجیانی مامور میشوند بسیجان دیگر را برای حمایت از نامزد خاصی آماده کنند. اگر بسیجیان حامی شما تنها تلاششان این باشد که با روشنگری در بین هم رزمانشان این طرح را خنثی کنند. این بزرگترین کمکشان خواهد بود.
۲۰ – از اصلاح طلبی فرار نکنید چراکه کر اصلی حامیان شما در اینجاست پس اگر زیادی بگوید من مستقلم، این باعث ناراحتی خیلی از حامیانتان میشود برای همین از اصلاح طلبی نگریزید به اصلاح طلبی افتخار کنید اما از اصولگرایان و محافظهکارانیکه تمایل به شما دارند نیز استقبال کنید و بگوید که من اصلاح طلبم اما نسخه جدیدی برای اصلاح طلبی دارم. نسخهای که در آن بیشتر به سیاستهای حمایتی توجه میشود و هدفش پیوند زدن طبقه ضعیف به طبقه متوسط است نه تکیه بسیار به طبقه متوسط. یک نسخه سوسیال دموکرات نه لیبرال دموکرات. اینها باعث اعتماد بیشتر طبقه متوسط به شما میشود.
برای پیروزیتان دعا میکنم. ان شاء الله اگر پیروز شدید و کانالی برای ارتباط با شما وجود داشت توصیههایی برای بهبود کیفیت کارتان ارائه خواهم کرد و بنده بسیار امید دارم به پیروزی شما.
و شما را مانند یک پدر اخلاقی دوست دارم.
