ديوانِ اصلاح
من به سرنوشت هموطنانام و آیندهی با آبرو و عزتِ ايران سخت دلبستهام. انتخابات پيش رو در ایران، هر چند نمیتواند همهی آرزوهای مدفونشدهی ما را برآورده کند، حداقل يک قدم به سوی آن آينده است. در نتیجه، فکر میکنم راهِ تغيير و اصلاحِ مطمئنتر جامعه، از تغيير مدنی و غير-خشنی میگذرد که يگانه معبر مهمِ آن، همين صندوقهای رأی است. به شرح و تفصيل بیشتر میتوان دربارهی جزييات انتخابات چون و چرا کرد. اين مقدمه را برای اين نوشتم که از گشودن حجرهی تازهای در ملکوت خبر بدهم به نام «ديوانِ اصلاح».
اين صفحه، مانند «خاتمینامه»، عبارت «نامه» را يدک نمیکشد. مثل دفتر زمانه، «دفتر» هم ندارد، اما «ديوان» دارد! ابتدا میخواستم ناماش را بگذارم «موسوی نامه». اما فکر میکنم مناسبتر است مضمون و مقصود اين صفحه را عمومیتر و بلندمدتتر کنم. آمدن و رفتن خاتمی تجربهی خوبی بود. مطالب مهم و دندانگيری را هم به صفحات ملکوت از این سو و آن سوی جهانِ مجازی افزود. هدف اصلی و آرمانِ مهم ما، تغيير است و اصلاح. تغيير از نگاهی بسته و تنگ، به سوی مردم و دولتی مسئول، دارای سعهی صدر، اخلاقی و انسانگرا. دليلِ اصلاح هم، به نظر من، مثل روز روشن است. تجربهی دورهی چهارسالهی گذشته، برای هفت پشت هر ایرانی در هر جای دنیا کفايت است! اين صحيفه، عنوان «اصلاح» بر خود دارد نه «اصلاحات». پرهیز دارم از به کار بردن «اصلاحات» برای اين که تداعیکنندهی جریانی خاص نباشد هر چند در آرمانها و آرزوهای من و آنچه در نظر دارم، مشترکات بسیاری هست با آنچه اصلاحاتچیها در پیاش بودند؛ اما تفاوتهايی هم باعث میشود که از تشبه به آن اصلاحات، فروتنانه و بی هيچ تخفيف و تحقیری، خودداری کنم.
سياست و مشی «ديوانِ اصلاح»، همان سياست کلی «خاتمی نامه» است. اينجا، جای تندروی، تهتک، درشتی و عدول از اخلاقِ ميانهروانه نيست، حتی در برابر حاميان آقای احمدینژاد. چيزی که پيش روی من است، با آنچه ميرحسين موسوی در اين روزها از آن سخن گفته است، نزديکی دارد. در اين صفحه، نه مثل بعضی صفحات که برای آقای خاتمی جز چاپلوسی و مداحی کاری نمیکردند، از ميرحسین موسوی (یا هر نامزدِ مطلوب احتمالی ديگری در آينده) ستايشهای احساساتی و عاطفی نخواهد شد (حداقل تا جای ممکن تلاش خواهم کرد چنین نشود). از آن سو، به بهانهی نقد کردن و پاسخگویی يا به پرسش گرفتن نيز راه را بر فلج کردن کل جريان هموار نخواهم کرد. نقد و پرسشگری هم آدابی دارد. تاريخ صد سالهی گذشتهی کشور ما به روشنی نشان میدهد که نقدهای ویرانگر و به سیخ و صلابه کشاندن افراد و مسئولان، عمدتاً نتیجهی معکوس داده است و باعث رونقِ بيشتر خارستانِ خشونت شده است. کشورِ ما نياز مبرمی به آرامش، خردمندی و سنجيدگی دارد. بیعملی و اعتزالِ سياسی ميدان را برای خشکمغزانِ دینفروشی که از نامِ خدا برای مرعوب کردنِ خلق خدا استفاده میکنند، هموار میکند. افراط و غوغا کردن در پاسخگو کردن مسئولان و رهبرانِ سياسی جامعه نیز فضا را برای بیمهارتر شدن خشونت و قربانی کردن عدالت مهیاتر میکند.
سپاسگزار میشوم از دوستانی که با من همفکر و همنظر هستند، اگر در رونق دادن به اين صحیفه قدم و قلمی بردارند. انتظار من تبليغ و پر جلوه ساختن اين صفحه نيست. هدف من توليد محتوای عقلانی جدی است از نوعی که بتواند برای رييس جمهور آيندهی کشورمان – که من پنهان نمیکنم امروز قلباً مايلام ميرحسين موسوی باشد – مرجعی شود برای آگاهی از جريانی که در انديشيدن به مسايل کشور جدی و مسئول است و در عین حال اهل افراط و تفریط نيست. اين صفحه حداقل میتواند انتظارات کسانی از قبیل ما را از نظامِ سیاسی کشور نمايش دهد. این شما و اين «ديوانِ اصلاح».